مفهوم عمیق و کلی ارتباطات

مفهوم عمیق و کلی ارتباطات

ارتباطات

تعریف ارتباط به‌صورت جامع که همه گونه‌های ارتباطی را در برگیرد اهمیت زیادی دارد. ارتباط، یکی از فعالیت‌های انسانی است که به‌دشواری می‌توان تعریف قانع‌کننده‌ای از آن ارائه کرد. گریفین می‌نویسد: «پرسش از چیستی ارتباطات در حقیقت دعوت به مشاجره‌ای پایان‌ناپذیر است».[1] مسأله مهم و بغرنج در بررسی ارتباط و نظریه‌های ارتباطی، وجود مجموعه‌ای متنوع از نظریه‌هایی است که درباره ارتباط مفهوم‌سازی کرده‌اند. ناتاشا باکیج ادعا کرده بیش از 126 تعریف برای ارتباط وجود دارد.[2] اما کلاوس مِرتِن توانست فقط در متن و زمینه‌های مهم در جامعه‌شناسی یکصدو شصت تعریف گوناگون از ارتباط را شناسایی کند. به احتمال زیاد در این سال‌ها بر شمار این تعریف‌ها افزوده شده است. دلیل اصلی این تنوع آن است که مفاهیم ارتباط، اطلاعات و زبان، برخلاف تصور ما، مفاهیم معمولی نیستند.[3]

مشکل دیگری هم که در تعریف ارتباط وجود دارد این است که بسیاری از تعاریفی که در منابع ارتباطی ارائه شده، بر ارتباطات رسانه‌ای قابل حمل است. محققان، به‌ویژه در جهان سوم، به‌دلایل مختلف پیش از آنکه به مطالعه رشته اصلی این دانش یعنی ارتباطات انسانی بپردازند، توجه، فرصت و بودجه‌های تحقیقاتی را صَرف ارتباط جمعی کرده‌اند و شاید همین کم‌توجهی به ساحت‌های دیگر ارتباط انسانی، در کنار جوان بودن این رشته از دانش بشری، سبب شده است که هنوز تعریف کامل مورد توافق دانش‌پژوهان علوم ارتباط، یعنی رشته‌های گوناگون علوم اجتماعی و علوم تجربی تدوین نشود.[4] این نگاه را که عمدتا بر استعاره انتقال اطلاعات و پیام از جانب یک فرستنده به ‌یک گیرنده است، دیدگاه انتقال پیام[5] یا باختصار دیدگاه انتقالی[6] می‌نامند. به‌عنوان مثال گفته می‌شود: «ارتباطات در ساده‌ترین شکل آن عبارت از عمل انتقال اطلاعات، ایده‌ها و نگرش‌ها از شخصی به شخص دیگر»[7] است. در این دیدگاه که تا حد زیادی تحت تاثیر جنبه‌های تکنولوژیک ارتباطات است، ارتباطات جمعی و رسانه‌ای به‌ عناصر منبع، مخاطب و پیام توجه خاص دارد، اما در همه گونه‌های ارتباطات ما پیامی نمی‌دهیم و یا پیامی نمی‌گیریم. برای مثال، در ارتباطات با طبیعت و با خود و تخیلات درونی که به‌شدت ما را مشغول کرده و حتی در خواب هم ما را راحت نمی‌گذارد، پیامی از سوی منبع ارسال نمی‌شود و یا مثلا «در ارتباطات دینیِ میان خدا و انسان و ارتباطات میان‌فردی، سکوت نیز از اهمیت گفتگو برخوردار است».[8]

در بازخوانی تعاریف موجود از ارتباطات، به این نتیجه می‌رسیم که دو مکتب در خصوص ارتباطات وجود دارد: مکتب انتقالی و مکتب آیینی. مکتب نخست، ارتباط را انتقال پیام‌ها می‌داند. این مکتب بدان می‌پردازد که چگونه فرستندگان و گیرندگان، رمزگذاری و رمزگشایی می‌کنند، و چگونه انتقال دهندگان، مجاری/ مجراها و رسانه‌های ارتباطی را به‌کار می‌گیرند. رویکرد انتقالی ارتباطات همان مدل قدیمی ارسطویی است که ارتباط را شامل گوینده، سخن و شنونده می‌داند. این مدل که به مدل مکانیکی، یک طرفه و از بالا به پایین هم شهرت دارد، در آمریکا بیش از سایر جوامع طرفدار پیدا کرده است. این مدل به کارکرد ابزاری ارتباط توجه دارد. کارآمدی در این مدل براساس موفقیت در کنترل دیگران و دستیابی به اهداف شخصی تعریف شده ارزیابی می‌شود.  مدل دیوید برلو، «فرآیند ارتباطات»، در این رویکرد جای می‌گیرد. دلمشغولی دیگر این مکتب موضوعاتی هم‌چون کارایی و صحت است. این مکتب ارتباط را روندی می‌داند که شخص از راه آن بر رفتار و ذهنیت دیگری اثر می‌گذارد. اگر اثر از آنچه مورد نظر بود متفاوت و یا کمتر از آن باشد، این مکتب مایل است از آن در چهار چوب شکست ارتباط حرف بزند و در روند کار توجه کند تا دریابد شکست در کجا رخ داده است.

مطلب مرتبط :   چند نکته کلیدی که برای خرید آینه دستشویی و حمام باید بدانید

مکتب دوم، ارتباط را تولید و تبادل پیام می‌داند. این مکتب دلبسته آن است که چگونه پیام‌ها یا متن‌ها در کنش متقابل با مردم قرار می‌گیرند تا معنا تولید کنند؛ یعنی به نقش متن‌ها در فرهنگ وابسته است. برای این مکتب مطالعه ارتباط، مطالعه متن و فرهنگ است و روش اصلی آن نشانه‌شناسی(علم نشانه‌ها و معانی) است.[9]

هر مکتب، تعریف ارتباط به‌عنوان کنش متقابل اجتماعی از راه پیام‌ها را به‌شیوه خاص خود تفسیر می‌کند. مکتب انتقال، کنش متقابل اجتماعی را چون فرآیندی وصف می‌کند که شخص از راه آن با دیگران مرتبط می‌شود یا بر رفتار، ذهنیت یا واکنش عاطفی دیگری- و البته برعکس- تاثیر می‌گذارد. این امر به کاربرد متعارف از اصطلاح فهم متعارف نزدیک است اما مکتب نشانه‌شناختی کنش متقابل اجتماعی را این‌گونه تعریف می‌کند که فرد به مدد آن، عضوی از یک فرهنگ یا جامعه خاص می‌شود.[10]

در اینجا بدون اینکه فرصت بررسی تعاریف موجود را داشته باشیم، فقط به تعریف لاری سموار به عنوان تعریف منتخب از ارتباطات اشاره می‌کنم: «ارتباط عبارت است از رفتاری که معنا به آن نسبت داده شود. هنگامی که فردی رفتار ما را مشاهده می‌کند و معنایی به آن می‌دهد ارتباط روی داده است صرف‌نظر از این که رفتار ما آگاهانه یا ناآگاهانه، عمدی یا غیرعمدی باشد».[11]

از نگاه اسلامی، تعیین مولفه‌های ارتباط و عناصر رکنی آن نیز از اهمیت اساسی برخوردار است. تعیین مولفه‌های ارتباط و عناصر رکنی به‌نوع ارتباط و مدل‌های ارتباطی بستگی دارد. از دیدگاه اسلامی، ارتباط با خدا رکن همه ارتباطات است که همه چیز بر گرد آن می‌چرخد و بدون ارتباط با خدا همه گونه‌های ارتباط بی‌معنی می‌شود. این ارتباطات گونه‌های دیگر ارتباطات را نیز سیراب می‌کند و بدین ترتیب، ارتباطات در اسلام در قالب یک نظام هنجاری تعیین می‌شود. نظام هنجاری در ارتباطات فعل و اخلاق است که مشروعیت خود را از دین می‌گیرد. بدین‌نحو که انسان‌ها باید اخلاق خدایی را در ارتباطات مبنا قرار بدهند. هرچند ارتباط با خدا به‌معنی خاص آن در قالب نماز و عبادیات خاص مطرح است، اما ارتباط با خدا یعنی همه چیز این عالم، یعنی خدامحوریِ همه چیز؛ همان‌طور که کل هستی با خداوند ارتباط تنگاتنگ غیرقابل تفکیک دارد، همه انسان‌ها حتی کفار هم بیشترین ارتباط را به‌لحاظ تکوینی با خدا دارند.

مطلب مرتبط :   راه اندازی فست فود و تجهیزات فست فود

ارتباط یک فعل عقلایی و اختیاری است؛ یا به‌عبارت دیگر، یک کنش عقلانی معطوف به‌ هدف است؛ مگر در ارتباطاتی که نقش فاعلیت انسان به ‌حداقل می‌رسد. مثل تخیلات که ناخودآگاه غلبه‌ دارد. باید در اینجا روشن ساخت که هدف ارتباط چیست. یعنی توجه به این امر که ارتباطات اسلامی به‌لحاظ هدف متفاوت از گونه‌های دیگر ارتباطات است. هدف در ارتباطات اسلامی هرچه باشد، تحکیم روابط دینی در آن مطلوبیت دارد؛ به این معنی که، هرکس به‌هر میزان که می‌تواند باید در تحکیم و گسترش دین در جامعه سهیم باشد. فرد مسلمان تلاش می‌کند ارزشی از ارزش‌های دین را تحکیم ببخشد یا از نقض آن جلوگیری کند، که همان امر به‌معروف و نهی از منکر است. بنابراین، نماز خواندن در خانه هم یک ارتباط اسلامی است. اگر هدف در ارتباطات اسلامی محوریت ارتباط با خدا باشد، مبنای محاسبه ‌همه ارتباطات خواهد بود. این هدف در ارتباط تعلیم و تربیت، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، حرفه‌ای و … قابل تعمیم است و در ارائه الگوی ارتباطی مهم است.

[1] Griffin, A first look at communication theory, 8 ed, 2012: 6

[2] Bakić-Mirić, Nataša, 2012, p7

[3] شوتس ایشل، همان، ص ۲۷

[4] محسنیان راد، ارتباط شناسی، 1389، ص 39

[5] Transmission of message

[6] Transmission view

[7] Agee, Ault, & Emery, 1985, p. 18

[8] محمدی، 1382، ص 53

[9] فیسک، ۱۳۸۸، ص ۱۰.

[10] همان: ص ۱۱

[11] Samovar 1997, p16

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
Close Menu