منابع پایان نامه ارشد درمورد
جوادی آملی، علم و دین، تعریف دین، علوم تجربی

منابع پایان نامه ارشد درمورد جوادی آملی، علم و دین، تعریف دین، علوم تجربی

دانلود پایان نامه

نظر روشی نیز متد علمی را از دین به دست آورده باشد. علم دینی به این مفهوم بی معنا یا دوری است و هر چه باشد علم دینی نبوده و حداکثر یک امر دینی است زیرا گزاره های علمی داعیه های موردی و ناظر به عالم واقع هستند و با رجوع به عالم خارج و تجربه ورزی می توان صحت محتوای آن ها را دریافت. همچنین اینکه یک روش می تواند ما را در شناختن واقعیت یاری بکند یا خیر؛ باید در جریان به کار گیری روش معلوم شود و صرفاً به صورت نقلی نمی توان درستی یا متدلوژی را اثبات کرد. (باقری، 1379، ص. 42 ).
اما تعبیر دیگری از علم دینی وجود دارد که برخلاف دیدگاه اول، بیانگر یک نوع استقلال بین علم و دین است و در عین حال سعی بر توازن میان این دو دارد. یعنی قول به اینکه اگر علم به روش خاص خود، در حوزه خاص خود، به نتایجی رسیده است، دین هم پیشاپیش آن نتیجه را گفته و بیان کرده است و این ما هستیم که باید آن نتیجه را در متون دینی پیدا کنیم و آن جمع بندی علمی و دینی را متناظر باهم مطرح کنیم. به این ترتیب، علم دینی گفتاری است «علمی» تا آنجا که از علم برخاسته و «دینی» است تا آنجا که در متون دینی مطرح شده است. (همان، ص. 42 ).
البته می توان گفت خسرو باقری در این مضمون از دین به اشتباه رفته است چون فاصله علم و دین به این شکل که ایشان بیان کرده نیست و نمی توان مرزبندی نمود که در جایی که علم نظریه می دهد علمی است و در جایی که دین نظریه می دهد دینی می باشد بلکه بیشتر می توان اینگونه گفت که هر جا که علم یا دین رشد یافته یا نظریه ای داده می شود مهم این است که آن بستر جهت ارائه این نظریات دینی بوده یا سکولار بوده است.
علیرضا قائمی نیا جهت تبیین بهتر علم دینی یک گام عقب تر برمیگردد و به تعریف علم و تعریف دین پرداخته است و این دو مفهوم را به صورت اجمالی اینگونه بیان می کند :
من علم را معادل science در نظر می گیرم و آن را اعم از علم تجربی و علوم انسانی اراده می کنم علم فرآیند حل مسئله است که در آن دانشمند به صورت نظام مند به دنبال کشف واقعیت است؛ هر چند از حل مسئله آغاز می شود، اما به کشف واقعیت می انجامد. علم از خلاقیت دانشمند نشأت می گیرد. رئالیست های جدید معتقدند دانشمند از این جهت به واقعیت نزدیک می شود که روز به روز از خلاقیت بیشتری کمک می گیرد. (قائمی نیا، 1390، ص. 32 ).
در تعریف دین ابتدا باید یک نکته را گوشزد کرد که دین به هیچ وجه معادل religion نیست؛ زیرا گستره این مفهوم تا حدی است که بودیسم و حتی مارکسیسم را نیز شامل می گردد. دین در تعریف، مجموعه ای از عقاید، رفتارها، حالات، اعمال و تجارب «دینی» است که با مسائل بنیادین بشر سر وکار دارد. رابطه انسان با خدا، آغاز و انجام انسان، تحولات معنوی در انسان و … از این دست مسائل بنیادین هستند. علیرضا قائمی نیا مفهوم علم دینی را اینگونه بیان می کند : علم دینی تلفیق تدریجی و تشکیکی علم و دین است. تشکیکی بودن یعنی علم دینی سطوح مختلفی دارد که نازلترین آن، الهام گرفتن گزاره، مدل تئوری و… علم از دین است؛ هر چند این ارتباط الزاماً منطقی نیست و می تواند استعاری باشد. اما بالاترین سطح تلفیق علم و دین جایی است که گزاره های دینی در گزاره های علم تأثیر منطقی و مستقیم داشته باشند. یا مفاهیم علمی درمفاهیم دینی تأثیر مستقیم داشته باشد. (همان، ص.33 ).
تعاریف مختلف علم و دین
تعاریف علم
کاربرد علم در مقابل جهل که بر همه ی دانستنی ها اعم از تصورات و تصدیقات، علوم حصولی و علوم حضوری، علوم عقلی، حسی و شهودی و نقلی، تک گزاره ها یا رشته های علمی اطلاق می شود.
علم به معنای نظام و سیستمی از گزاره های حصولی -نه حضوری- است که با روش حسی و تجربی، تحصیل شده و بصورت فنی، طبقه بندی شده اند، مانند علوم تجربی، طبیعی و انسانی. در این اطلاق، فقه، اصول، کلام، فلسفه، عرفان و علوم ادبی و تاریخی، علم به شمار نمی آیند. (لطیف پور، عروتی موفق، 1389، ص. 143 ).
جوادی آملی در مبحث علم دینی، مقصود از علم را تنها علوم تجربی نمی داند؛ بلکه علم را به معنای اعم، شامل تمامی علوم می داند. «گونه های چهارگانه عقل تجربی، نیمه تجریدی، تجریدی ناب، در صورتی که یقین آور یا موجب طمأنینه گردند، علم به شمار آمده و در کنار نقل، منزلت ویژه ای در ساحت دین شناسی حائز می شوند.» (جوادی آملی، 1386، ص. 28 ). استاد معتقد است سرچشمه علوم مختلف عقل می باشد و عنوان عقل، همه این علوم متفاوت را فرا می گیرد. «علوم تجربی، ریاضیات، علوم فلسفی، کلامی و عرفانی همگی با عقل تأمین می شوند و عنوان همه این علوم متفاوت را فرا می گیرد. (همان، ص. 14 ).
مهدی گلشنی علم اسلامی را اینگونه تعبیر می کند : علم اسلامی، علمی است که با اصول، معیارها و اهداف وحی اسلامی تطابق دارد و به آن متعهد است. معرفت شناسی اسلامی کل نگر است و معرفت دینی و معرفت علمی را از هم جدا نمی کند. هدف اصلی علم اسلامی، کشاندن انسان به سوی خداوند خالق و نگه دارنده جهان و ارائه صفات اوست (علم، قدرت و…) و از آن انتظار می رود که یکپارچگی طبیعت و در نتیجه وحدت خالق آن را نشان دهد. (گلشنی، 1380، ص. 86 ).
اینشتین می گوید3: توافق بر سر آنچه از علم مراد می کنیم، چندان دشوار نیست. علم تلاشی است به قدمت یک قرن برای گردآوردن پدیده های ادراک پذیر این جهان در انجمنی هر چه گسترده تر، به وسیله تفکر دستگاه مند. به عبارت جسورانه تر، کوششی است برای بازسازی پسینی وجود با فرآیند مفهوم بندی. اما آنگاه که از خود می پرسم دین چیست، نمی توان به راحتی پاس
خ گفت. برخی علم را این طور تعریف می کنند : فعالیتی انسانی که می توان از طریق آن مسائل و سؤالات مربوط به پدیده های طبیعی را شناخت و تعریف کرد و راه حل هایی را پیشنهاد نمود و آن ها را آزمود. به نظر ایشان، در این فرآیند داده ها جمع آوری و تحلیل می شوند و از معرفت موجود برای تبیین نتایج استفاده شود. محققان از طریق این فعالیت بر گنجینه معرفت بشری می افزایند و به مردم کمک می کنند تا محیط خود را بهتر بشناسند. استفاده از این دانش ممکن است موجب تغییر جامعه و نظم فرهنگی نیز بشود و ممکن است بر روی کیفیت زندگی تأثیری مستقیم داشته باشد. (حقیری، 1387، ص. 56 ).
مصباح یزدی علم را اینگونه بیان می کند : «انسان دارای قوه مدرکه می باشد و کار این قوه درک نمودن است و از این حیث به آن عالم یا مدرک می گویند. مدرک بودن قوه مدرکه مستلزم «طرف درک» یا «ادراک شونده» است، که از نوعی دوگانگی و تغایر برخوردارند و لازمه پیدایش درک این است که به نحوی این دوگانگی از میان برداشته شود و «طرف درک» نزد قوه مدرکه حاضر گردد؛ چرا که حضور ادراک شونده نزد ادراک کننده، عین درک و عین یقین به آن است و تنها در این صورت قابلیت تردید در آن از بین می رود. ملاک و معیار عدم تردید در آن چه حاضر می شود هم خود قوه مدرکه است؛ چرا که بالذات از چنین پتانسیلی برخوردار است و ذات آن «درک کردن» است، چه این که به همین خصلت تعریف شده است. (مصباح یزدی، 1378، ص .23 ).
قوه مدرکه در انسان را همان نفس مجرد انسانی دانسته اند و بنابر مبانی فلسفی علم عبارت است از : حضور خود شی و یا صورت جزئی یا کلی آن نزد موجود مجرد که همان نفس یا قوه مدرکه می باشد. (همان، ص. 23 ).
هدف علم کشف نظم در دنیا و ازطریق آن، درک اشیاء محسوس محیط اطراف و حتی خود انسان است. این نظم به صورت اصول یا قوانین علمی که سعی می شود به ساده ترین و در عین حال جامع ترین صورت تدوین شوند، بیان می گردد. هدف دین را می توان نوعی فهم – و در نتیجه قبول – مقصود و معنای دنیا و جایگاه انسان در آن، بیان نمود. (اچ تاونس، مشتاق صفت، 1376، ص. 34 ).

مطلب مرتبط :   مغازه تخصصی باتری موبایل

تعاریف دین
دین پژوهان معاصر، تعریف دین را بسیار سخت می دانند، زیرا باید هم شامل ادیانی مانند کنفوسیوس، شینتو و بودا باشد که خالقی متشخص و متعالی را قبول ندارند، هم شامل ادیان ابراهیمی که توحیدی اند و هم شامل چیزی که دین فراگیر کیهانی نامیده می شود. با این همه، هیوم آن را اینگونه تعریف کرد : جنبه ای از تجربیات و از جمله افکار، احساسات و فعالیت های فرد است که بدان وسیله کوشش می کند تا در رابطه با آنچه الهی می پندارد، یعنی قدرت بسیار متعالی و با ارزشی که جهان را کنترل می کند زندگی کند. این گونه تعریف از دین بیشتر با دید دین شناسانی قابل قبول است که موضعی بی طرفانه ای نسبت به همه ادیان دارند و می خواهند تعریفی ارائه دهند که شامل تمام ادعاهای مربوط به دین شود. اما ادیان ابراهیمی معمولاً با طرح «شخص بودن» خدا در موضعی متمایز قرار می گیرند. البته در اینکه شخص بودن چیست باید در جای خود بحث شود زیرا گاه در این امر چنان افراط می شود که خدا در قادر و عالم مطلق نبودن شبیه انسان می شود. (مرادی، 1388، ص. 65 ).
دین، عقاید، قوانین و مقرراتی است برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسان ها. پس دین، دارای سه عنصر عقاید، اخلاق و احکام است که فقدان هر یک از آن ها موجب نقصان در معنا و مفهوم آن است. (خسروپناه، بابایی، 1389، ص. 29 ).
جوادی آملی، دین را به دو دسته حق و باطل تقسیم می کند : دین باطل، جهان بینی و ایدئولوژی و برنامه هایی است که مبدأ پیدایش آن نیازهای روانی یا اجتماعی انسان است. (جوادی آملی، 1385، ص. 33 ).
دین حق، مجموعه جهان بینی و عقایدی است که از طرف خداوند و به وسیله وحی در اختیار انسان قرار می گیرد تا انسان در پرتو آن، در صراط مستقیم قدم بردارد. (همان، ص. 30 ).
جوادی آملی، علاوه بر تعریف پیش گفته، مأموریت دین جامع یا دین توحیدی را بررسی وجود خداوند متعال و ارزیابی اسمای حسنای الهی و تبیین صفات فعلی خداوند می داند. بر این اساس علوم تجربی که به تبیین و چیستی فعل خداوند متعال می پردازد در زمره دین و گزاره های دینی قرار می گیرد. گزاره های علوم، اگر چه ارتباطی با سعادت اخروی ندارند و جزء عقاید دینی به حساب نمی آیند، از آن جهت که کاشف فعل خداوند متعال اند، در حوزه دین جامع قرار می گیرند. (جوادی آملی، 1386، ص. 178 ).
تعریف حسن زاده آملی از دین نیز در خور توجه است : «دین عبارت از برنامه حقیقی و دستور واقعی نگهدار حد انسان و تحصیل سعادت ابدی آن است و همه آداب و متون آن، محض علم و عین صواب است». (حسن زاده آملی، 1387، ص. 247 ).
علامه جایی دیگر در تعریف دین می گوید: دین عبارت است از جعل و تنظیم اسرار تکوینی و طبیعی مسیر تکامل انسانی که بر طبق ناموس آفرینش و متن حقیقت و واقعیت خارج به لسان سفرای الهی که اهل طهارت و عصمت و امام قافله انسانیت اند، بیان شده است و همان صراط مستقیم و صراط الی الله و صراط الله است. (همان، ص. 254-253 ).
در تاریخ الهیات غرب حداقل دو نوع رویکرد کلی نسبت به دین و چیستی آن وجود داشته است. رویکرد اول که از آن به «رویکرد گزاره ای» یا « عقل گرایانه» تعبیر می شود، دین را مجموعه ای از اعتقادات می داند که نقش انسان در اینجا تنها تسلیم و رضا در مقابل اراده و خواست الهی است. در رویکرد دوم که از آن می توان به رویکرد «احساسی- عاطفی» یا «شهودگرایانه» تعبیر کرد، تجربه دینی اساس و بنیاد دین است. تعار
یف اندیشمندان سده های اخیر مانند شلایر ماخر، ویلیام جیمز و… نماینده های این رویکرد می باشند. (صحبت لو، میرزامحمدی، 1387، ص. 125 ).
با توجه به این دو نگاه، فلسفه های دینی و متفاوتی بنیان نهاده شده اند. در یکی، با استفاده از ادله و براهین سعی در توجیه عقلانی معرفت های دینی است و در دیگری، مبحث ایمان مد نظر واقع شده است. لذا اولی، قابل تعاطی و تعامل است، ولی دومی، امری شخصی و درونی می گردد. البته هستند اشخاصی که نگاهی جامع را در تعریف خود از دین لحاظ کرده اند. ( همان، ص. 125 ).
به نظر نگارنده پژوهش دین همان دین اسلام است و بقیه دین های مورد نظر دیگران را نمی توان در علم دینی به کار برد، زیرا هر یک از ادیان که ابراهیمی هستند دچار تحریف شده اند و

مطلب مرتبط :   چاپ دیجیتال پایتخت: پرینت_پلات_لمینت_بنر_استیکر_مش_فلکسی_ترحیم
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu