هویت های محلی درفرایند جهانی شدن

هویت های محلی درفرایند جهانی شدن

هویت های محلی درفرایند جهانی شدن

اشگفردراثرخود باعنوان «فهم جها نی شدن » به برسی جنبه های گونا گون اجتماعی ،فرهنگی ،اقتصادی وسیاسی پدیده جهانی شدن پرداخته وچنین بیان می کند :«درکل،جهانی شدن نمی تواند یک نتیجه عمومی داشته باشد  یا یک جهان همگن خلق کند . در عوض،جهانی شدن نتایج گوناگونی ومتضادی دارد که قابل پیش بینی نیست …بعلاوه نتایج گوناگون بطور یکسانی مثبت ومنفی نیستندوهمزمان برای برخی خوب وبرای برخی دیگربد هستند »(شافر،112003)؛بنابرینمسئله بقا یا ازبین رفتنهویت هایمحلی در جریان حرکت عظیم اقتصاد وفرهنگ جهانیموضوعی نیست که بتوان به سادگی برای آن یک پاسخ قطعی صادر کرد بدیهی است که در این رابطه دیدگاه های متفاوتی ارائه شده باشد که در جمع بندی نهایی از نظریه پردازیهی انجام شده شاید بتوان این نظریه را در سه رویکر اساسی ومتضاد جهان گرایان،سنت گرایانوتحول گرایان قرار داد(مک کی،2000):

الف-جهان گرایان:این رویکردنوید بخش کاهش منازعات قومی ومحلی در فرآیند جهانی شدناست ودر واقع به آن اشاره دارد که با یکسان سازی فرهنگی در سطح جهان،هویتهای محلی را به کاهش

خواهند گذاشت. افرادی همچون اریک هابزباوم،کارل دویچ،فرانسیس فوکویاما،مک کورمک،ریچارد رایش…از جمله اندیشمندان رویکرد اول محسوب می شوند که با مثبت خواندن نقش توسعه ارتباطات در فرآیند جهانی شدن،کاهش منازعات ومناقشات محلی وقومی رانوید داده وجهانی شدن را به گونه ای در برابر محلی شدن قرار میدهند.

(فوکویاما1992؛هابزبام،1990؛دهشیار1379:92؛مقصودی ،174:1379؛سجادپور،9-10:1381).

برخی ازاین اندیشمندان با درمقابل هم قرار دادن محلی شدن وجهانیشدن معتقدند که در جهان آینده،قومیت،ناسیونالیسم ودولت ملی جایی  برای خود نخواهند داشت. به عنوان نمونه اریک هابز باوم ادعا می کند که در جهانی با تحولات سریع قومیت هیچ مسیری را به انسان ها نشان نمی نمایاند واطمینان بیشتری به از میان رفتن قومیت وناسیونالیسم دارد(هابز بام164-170:1999). کارل دویچ نیز در این میان ارتباطات را موجب همگرایی سیاسی میان جوامع ودرون جوامع تلقی کرده وبراین باور است که نیاز ها وهمکاری های متقابل جوامع در جهان معاصر،در نهایت منجر به یکسان سازی وهمگرایی جهانی در ابعاد گوناگون خواهد شد(مقصودی،1379:176-177). همچنین فوکویاما با مطرح کردن«پایا ن تاریخ»وفرارسیدن عصرحاکمیت لیبرال دموکراسی غربی ،با اعتراف به وجود جنگ های قومی نژاد ی در مناطق مختلف جهان ووجود رقبا ی دیگربرای لیبرال دموکراسی ،غلبه ی نظام لیبرالی وتحقق روندجهانی شدن را امری حتمی می داند(فوکویاما،1992).

ب-سنت گرایان:رویکرد حاضر با افرادی همچون پل هرست،بنجامین باربروگراهام تامسون گره خورده است.به نظر این گروه،یکپارچگی جهانی یک ایدئولوژی است که در صدد تحقق یک اقتصاد جهانی است.آنها با استفاده از علم آمارادعا می کنند که پدیده اقتصاد بین المللی وهمگرایی اقتصادی در اواخر قرن نوزدهمک بیشتر از اکنون بوده است. از نظر آنان دولت ها نه تنها در حال از دست دادن قدرت خود نیستند بلکه در واقع معمار بین المللی شدن جدید نیز هستند. اندیشمندان این رویکرد بر عکس اندیشمندان رویکرد قبلی برقدرت وتداوم فرهنگها ی ملی ومحلی در مقابل جهانیشدن تاکید کرده وادعایهای جهانی را گزاف می دانند(مک کی 2000)

ج-تحول گرایان:نظریه های اندیشمندان بسیاری همچون رابرتسون،گیبرنا،گیدنز وروزنا،ترنر،باووک،بری و…دراین رویکرد قرار می گیرند. اندیشمندان این رویکرد،برعکس اندیشمندان جهان گرا به ناتوانی فناوری های ارتباطی وپدیده ی جهانی شدن در حذف «علایق محلی»اشاره کرده ومعتقدند انقلاب در زمینه ارتباطات،موجب آگاهی قومی-فرهنگی بیشتری می شود(گیبرنا،1378:218-219؛بشیریه،1379:303-304؛سید امامی،1376:254-253؛آرمی،1383؛بهاک،2008:306؛ترنر،2000:112؛بری،2008:48؛مولانا ورابینسونز،63:1979).به اعتقاد این عده از صاحب نظران،جهانی شدن همواره متضمن هم زمانی و درون پیوستگی دو پدیده بوده رابه صورت قرار دادی«امر جهانی»و«امرمحلی» نامیده می شوند. از این حیث آنان اصطلاح «محلی-جهانی شدن»رابه جای مفهوم«جهانی شدن»ترجیح می دهند(رابرتسون 1383:219)؛فرآیندی که موجب ظهور ساختارهای جدید شده وتولید کنندهی روندهای هم زمان ودر عین حال متضاد بسیاری در جهان معاصر است  که از آن  جمله می توان به ظهور پسامدرنیسم در کنار سکولار شدن جوامع،ایجاد هویت های سنت گرا در کنار هویت های مدرن دگرا ویا شکل گیری هویت های دورگه در نسل جدید اشاره کرد که همه به نوعی،نمود هایی از ظهور هم زمانی های فرهنگی وهویتی محسوب می شوند(رابرتسون،1383)

رابرتسون به عنوان یکی از برجسته  ترین نظریه پردازان این رویکرد معتقد است که در جهان امروزی دو فرایند در حال اتفاق است: یکی محلی شدن ودیگری جهانی شدن. به اعتقاد او جهانی شدن در معنای کلی می تواند به شکل نهادینه  شدن فرایند دو وجهی عام شدن خاص وخاص شدن عام درک شود. این نگرش،خطوط کلی دیدگاه رابرتسون را درباره ی گوناگونی فرهنگی از یک سو ویگانه شدن فرهنگی از سوی دیگر را مشخص می کند جیمز روزنا نیز به عنوان یکی دیگر از نظریه پردازان رویکرد تحول گرامعتقداست در جهان کنونی شاهد دو گونه حرکت تمرکز گرا وگریزا از مرکز هعستیم. بنا دبه استدلال وی،اگر چه ممکن است ظاهر میان این دو جریان،تناقض وتضاد جدی وجود د اشته باشد اما واقعیت این است که رابطه ی بین این دو حرکت، رابطه ی علت ومعلولی بوده وهر گونه پیشرفت د ر فرایند جهانی شدن، توسعه فرایند محلی گرایی را افزایش می دهد(آرامی،1383:41).

توجه به رویکرد فوق،این موضوع را آشکار می کند که نگاه اندیشمندان رویکرد اول نگاهی بد بینانهد به ماندگاری پدیده هایی همچون قومیت وناسیونالیسم وبه تبع آن ماندگاری هویت ملی ومحلی در فرایند جهانی شدن است؛حال اینکه نگاه اندیشمندان رویکرد دوم،به خود فرایند جهانی شدن بدبینانه است .آنها معتقدند دولت ومناطق،نه تنها در حال از دست دادن قدرت خود نیستند بلکه نسبت به جهانی شدن هویت ها نیز مشکوک هستند. در مقابل،یک رویکردبینابینی وجود دارد که رویکرد سوم را تشکیل می دهئد. در این رویکرد،جهانی شدن به این معنا نیست که جامعه جهانی در حال یکپارچه شدن مثی باشد بلکه برعکس ،در برخی ابعاد با تفرق وپراکندگی رو به روست؛ازاین روجهانی شدن و اافزایش هویت جهانی موجب تقویت هویت های محلی می شود نه حذف آنها.اینکه کدام یک از این سه رویکرد به واقعیت جامعه ما نزدیک است،موضوعی است که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است.

مطلب مرتبط :   خرید عسل طبیعی هزارگیاه 

تحقیقات تجربی متعددی دزر نقاط مختلف جهان انجام گرفته که اغلب درستی گفته های رویکردسوم را نشان می دهند.از آن جمله می توان به تحقیقلت یوشینو(1992)در جامعه ژاپن ،لیبروویسبرگ(2002) در مناطق مختلف جهان،وپژوهش بلوم(2003) در حوزه دریای خزر  و… اشاره کرد.

یوشینو با بررسی جامعه ژاپن به این نتجه میرسد که جهانی شدن،هویت ها وتفاوت های قومی را تقویت کرده است. وی اذعان می کند که این توجه به فرهنگ،مخصوصا در میان شرکت های مختلف تجاری و صنعتی بروز و ظهور یافته وشرکت های تو لیدی مانند میتسو بیشی، در شعارها و تبلیغات خود ضمن تاکید برفرهنگ وهویت ژاپنی،می کوشند راه را برای ارتباط بین المللی بهترتقویت کنند(یوشینو،1992:37-8). لیبر و ویسبرگ در مقاله ای  که با عنوان «جهانی شدن،فرهنگ وبحران  هویت» به چاپ رسیده، معتقدند که فرهنگ هم اکنون در شکل های متنوعش به عنوان یک نافل اصلی جهانی شدن وارزش های مدرن عمل می کند و  عرصه ی مهم رقابتی رابرای هویت های محلی وملی ومذهبی به وجود آورده است. آنها ادعا می کنند که از طرف فرهنگ های توده ای ومحلی واکنش هایی علیه جهانی شدن وتفوق فرهنگ های آمریکایی در سطح جهان وجود دارد که نوع این واکنش ها در کشور ها و جواع مختلف، گوناگون است(لیبر و وایزبرگ،2002). در تحقیق دیگری که بوسیله بلوم در کشور های حوزه دریایی خزر انجام گرفته،چنین نتیجه گیری می شود که در میان مرئدم این منتق5ه کشش زیادی نسبت به پیشرفت های غرب در حوز های اقتصادی، علو و تکنولوژی وجود دارد اما هم زمان با آن  ،تنفر شدیدی نیز نسبت به جریان ها سر کش و غیر قابل کنترل دولت های غربی مشاهده می شود. وی در پایان تحقیق اظهار می دارد گسترش فرهنگ دو رگه ای در شهر های مورد مطالعه، الگوی نمونه ای از فرهنگ دو رگه ای در جهان بزرگتر را ثابت می کند(بلام20039).

در این میان تحقیقاتی نیز در رابطه با هویت ها در ایران انجام گرفته که اغلب از اعوامل تاثیر گذار بر هویت ها و اولویت بندی این هویت ها سخن گفته اند و کمتر به آزمون نظریه ها و بررسی روابط بین هویت های محلی و جهانی پرداخته اند که از اهداف اصلی این مقاله محسوب می شود. از نتایج این پژوهش ها می توان به تفاوت میزان هویت ها در بین گرو های قومی، جنسی، مذهبی، سنی،و… اشاره کرد(به عنوان مثال نگاه کنید به:حاجیانی،1379؛ عباسی،1383؛آرامی،1383؛آقازاده،1377).

 

اشگفردراثرخود باعنوان «فهم جها نی شدن » به برسی جنبه های گونا گون اجتماعی ،فرهنگی ،اقتصادی وسیاسی پدیده جهانی شدن پرداخته وچنین بیان می کند :«درکل،جهانی شدن نمی تواند یک نتیجه عمومی داشته باشد  یا یک جهان همگن خلق کند . در عوض،جهانی شدن نتایج گوناگونی ومتضادی دارد که قابل پیش بینی نیست …بعلاوه نتایج گوناگون بطور یکسانی مثبت ومنفی نیستندوهمزمان برای برخی خوب وبرای برخی دیگربد هستند »(شافر،112003)؛بنابرینمسئله بقا یا ازبین رفتنهویت هایمحلی در جریان حرکت عظیم اقتصاد وفرهنگ جهانیموضوعی نیست که بتوان به سادگی برای آن یک پاسخ قطعی صادر کرد بدیهی است که در این رابطه دیدگاه های متفاوتی ارائه شده باشد که در جمع بندی نهایی از نظریه پردازیهی انجام شده شاید بتوان این نظریه را در سه رویکر اساسی ومتضاد جهان گرایان،سنت گرایانوتحول گرایان قرار داد(مک کی،2000):

الف-جهان گرایان:این رویکردنوید بخش کاهش منازعات قومی ومحلی در فرآیند جهانی شدناست ودر واقع به آن اشاره دارد که با یکسان سازی فرهنگی در سطح جهان،هویتهای محلی را به کاهش

خواهند گذاشت. افرادی همچون اریک هابزباوم،کارل دویچ،فرانسیس فوکویاما،مک کورمک،ریچارد رایش…از جمله اندیشمندان رویکرد اول محسوب می شوند که با مثبت خواندن نقش توسعه ارتباطات در فرآیند جهانی شدن،کاهش منازعات ومناقشات محلی وقومی رانوید داده وجهانی شدن را به گونه ای در برابر محلی شدن قرار میدهند.

(فوکویاما1992؛هابزبام،1990؛دهشیار1379:92؛مقصودی ،174:1379؛سجادپور،9-10:1381).

برخی ازاین اندیشمندان با درمقابل هم قرار دادن محلی شدن وجهانیشدن معتقدند که در جهان آینده،قومیت،ناسیونالیسم ودولت ملی جایی  برای خود نخواهند داشت. به عنوان نمونه اریک هابز باوم ادعا می کند که در جهانی با تحولات سریع قومیت هیچ مسیری را به انسان ها نشان نمی نمایاند واطمینان بیشتری به از میان رفتن قومیت وناسیونالیسم دارد(هابز بام164-170:1999). کارل دویچ نیز در این میان ارتباطات را موجب همگرایی سیاسی میان جوامع ودرون جوامع تلقی کرده وبراین باور است که نیاز ها وهمکاری های متقابل جوامع در جهان معاصر،در نهایت منجر به یکسان سازی وهمگرایی جهانی در ابعاد گوناگون خواهد شد(مقصودی،1379:176-177). همچنین فوکویاما با مطرح کردن«پایا ن تاریخ»وفرارسیدن عصرحاکمیت لیبرال دموکراسی غربی ،با اعتراف به وجود جنگ های قومی نژاد ی در مناطق مختلف جهان ووجود رقبا ی دیگربرای لیبرال دموکراسی ،غلبه ی نظام لیبرالی وتحقق روندجهانی شدن را امری حتمی می داند(فوکویاما،1992).

ب-سنت گرایان:رویکرد حاضر با افرادی همچون پل هرست،بنجامین باربروگراهام تامسون گره خورده است.به نظر این گروه،یکپارچگی جهانی یک ایدئولوژی است که در صدد تحقق یک اقتصاد جهانی است.آنها با استفاده از علم آمارادعا می کنند که پدیده اقتصاد بین المللی وهمگرایی اقتصادی در اواخر قرن نوزدهمک بیشتر از اکنون بوده است. از نظر آنان دولت ها نه تنها در حال از دست دادن قدرت خود نیستند بلکه در واقع معمار بین المللی شدن جدید نیز هستند. اندیشمندان این رویکرد بر عکس اندیشمندان رویکرد قبلی برقدرت وتداوم فرهنگها ی ملی ومحلی در مقابل جهانیشدن تاکید کرده وادعایهای جهانی را گزاف می دانند(مک کی 2000)

مطلب مرتبط :   تقسیم بندی بازار سبز

ج-تحول گرایان:نظریه های اندیشمندان بسیاری همچون رابرتسون،گیبرنا،گیدنز وروزنا،ترنر،باووک،بری و…دراین رویکرد قرار می گیرند. اندیشمندان این رویکرد،برعکس اندیشمندان جهان گرا به ناتوانی فناوری های ارتباطی وپدیده ی جهانی شدن در حذف «علایق محلی»اشاره کرده ومعتقدند انقلاب در زمینه ارتباطات،موجب آگاهی قومی-فرهنگی بیشتری می شود(گیبرنا،1378:218-219؛بشیریه،1379:303-304؛سید امامی،1376:254-253؛آرمی،1383؛بهاک،2008:306؛ترنر،2000:112؛بری،2008:48؛مولانا ورابینسونز،63:1979).به اعتقاد این عده از صاحب نظران،جهانی شدن همواره متضمن هم زمانی و درون پیوستگی دو پدیده بوده رابه صورت قرار دادی«امر جهانی»و«امرمحلی» نامیده می شوند. از این حیث آنان اصطلاح «محلی-جهانی شدن»رابه جای مفهوم«جهانی شدن»ترجیح می دهند(رابرتسون 1383:219)؛فرآیندی که موجب ظهور ساختارهای جدید شده وتولید کنندهی روندهای هم زمان ودر عین حال متضاد بسیاری در جهان معاصر است  که از آن  جمله می توان به ظهور پسامدرنیسم در کنار سکولار شدن جوامع،ایجاد هویت های سنت گرا در کنار هویت های مدرن دگرا ویا شکل گیری هویت های دورگه در نسل جدید اشاره کرد که همه به نوعی،نمود هایی از ظهور هم زمانی های فرهنگی وهویتی محسوب می شوند(رابرتسون،1383)

رابرتسون به عنوان یکی از برجسته  ترین نظریه پردازان این رویکرد معتقد است که در جهان امروزی دو فرایند در حال اتفاق است: یکی محلی شدن ودیگری جهانی شدن. به اعتقاد او جهانی شدن در معنای کلی می تواند به شکل نهادینه  شدن فرایند دو وجهی عام شدن خاص وخاص شدن عام درک شود. این نگرش،خطوط کلی دیدگاه رابرتسون را درباره ی گوناگونی فرهنگی از یک سو ویگانه شدن فرهنگی از سوی دیگر را مشخص می کند جیمز روزنا نیز به عنوان یکی دیگر از نظریه پردازان رویکرد تحول گرامعتقداست در جهان کنونی شاهد دو گونه حرکت تمرکز گرا وگریزا از مرکز هعستیم. بنا دبه استدلال وی،اگر چه ممکن است ظاهر میان این دو جریان،تناقض وتضاد جدی وجود د اشته باشد اما واقعیت این است که رابطه ی بین این دو حرکت، رابطه ی علت ومعلولی بوده وهر گونه پیشرفت د ر فرایند جهانی شدن، توسعه فرایند محلی گرایی را افزایش می دهد(آرامی،1383:41).

توجه به رویکرد فوق،این موضوع را آشکار می کند که نگاه اندیشمندان رویکرد اول نگاهی بد بینانهد به ماندگاری پدیده هایی همچون قومیت وناسیونالیسم وبه تبع آن ماندگاری هویت ملی ومحلی در فرایند جهانی شدن است؛حال اینکه نگاه اندیشمندان رویکرد دوم،به خود فرایند جهانی شدن بدبینانه است .آنها معتقدند دولت ومناطق،نه تنها در حال از دست دادن قدرت خود نیستند بلکه نسبت به جهانی شدن هویت ها نیز مشکوک هستند. در مقابل،یک رویکردبینابینی وجود دارد که رویکرد سوم را تشکیل می دهئد. در این رویکرد،جهانی شدن به این معنا نیست که جامعه جهانی در حال یکپارچه شدن مثی باشد بلکه برعکس ،در برخی ابعاد با تفرق وپراکندگی رو به روست؛ازاین روجهانی شدن و اافزایش هویت جهانی موجب تقویت هویت های محلی می شود نه حذف آنها.اینکه کدام یک از این سه رویکرد به واقعیت جامعه ما نزدیک است،موضوعی است که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است.

تحقیقات تجربی متعددی دزر نقاط مختلف جهان انجام گرفته که اغلب درستی گفته های رویکردسوم را نشان می دهند.از آن جمله می توان به تحقیقلت یوشینو(1992)در جامعه ژاپن ،لیبروویسبرگ(2002) در مناطق مختلف جهان،وپژوهش بلوم(2003) در حوزه دریای خزر  و… اشاره کرد.

یوشینو با بررسی جامعه ژاپن به این نتجه میرسد که جهانی شدن،هویت ها وتفاوت های قومی را تقویت کرده است. وی اذعان می کند که این توجه به فرهنگ،مخصوصا در میان شرکت های مختلف تجاری و صنعتی بروز و ظهور یافته وشرکت های تو لیدی مانند میتسو بیشی، در شعارها و تبلیغات خود ضمن تاکید برفرهنگ وهویت ژاپنی،می کوشند راه را برای ارتباط بین المللی بهترتقویت کنند(یوشینو،1992:37-8). لیبر و ویسبرگ در مقاله ای  که با عنوان «جهانی شدن،فرهنگ وبحران  هویت» به چاپ رسیده، معتقدند که فرهنگ هم اکنون در شکل های متنوعش به عنوان یک نافل اصلی جهانی شدن وارزش های مدرن عمل می کند و  عرصه ی مهم رقابتی رابرای هویت های محلی وملی ومذهبی به وجود آورده است. آنها ادعا می کنند که از طرف فرهنگ های توده ای ومحلی واکنش هایی علیه جهانی شدن وتفوق فرهنگ های آمریکایی در سطح جهان وجود دارد که نوع این واکنش ها در کشور ها و جواع مختلف، گوناگون است(لیبر و وایزبرگ،2002). در تحقیق دیگری که بوسیله بلوم در کشور های حوزه دریایی خزر انجام گرفته،چنین نتیجه گیری می شود که در میان مرئدم این منتق5ه کشش زیادی نسبت به پیشرفت های غرب در حوز های اقتصادی، علو و تکنولوژی وجود دارد اما هم زمان با آن  ،تنفر شدیدی نیز نسبت به جریان ها سر کش و غیر قابل کنترل دولت های غربی مشاهده می شود. وی در پایان تحقیق اظهار می دارد گسترش فرهنگ دو رگه ای در شهر های مورد مطالعه، الگوی نمونه ای از فرهنگ دو رگه ای در جهان بزرگتر را ثابت می کند(بلام20039).

در این میان تحقیقاتی نیز در رابطه با هویت ها در ایران انجام گرفته که اغلب از اعوامل تاثیر گذار بر هویت ها و اولویت بندی این هویت ها سخن گفته اند و کمتر به آزمون نظریه ها و بررسی روابط بین هویت های محلی و جهانی پرداخته اند که از اهداف اصلی این مقاله محسوب می شود. از نتایج این پژوهش ها می توان به تفاوت میزان هویت ها در بین گرو های قومی، جنسی، مذهبی، سنی،و… اشاره کرد(به عنوان مثال نگاه کنید به:حاجیانی،1379؛ عباسی،1383؛آرامی،1383؛آقازاده،1377).

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
Close Menu