پایان نامه رایگان درمورد
سلامت روان، اوقات فراغت، اعتماد متقابل

پایان نامه رایگان درمورد سلامت روان، اوقات فراغت، اعتماد متقابل

متعادل خانواده و جلوگیری از متلاشی شدن آن، شناخت عوامل مرتبط با رضایت زناشویی که پایه ی استحکام بخش زندگی خانوادگی است، ضروری به نظر می رسد. بنابراین در صورت توجه به عوامل موثر بر رضایت زناشویی می توان انتظار داشت که با افزایش سطح رضایتمندی زناشویی بسیاری از مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی خانواده ها و در کل جامعه کاهش یابد(کاپلان و سادوکس،2002).
همچنین رضایت زناشویی، انطباق بین انتظاراتی که فرد از زندگی زناشویی دارد و آنچه در زندگی خود تجربه می کند(مادانس12، 1981). وینچ13 معتقد است رضایت زناشویی انطباق بین وضعیت موجود و وضعیت مورد انتظار است (وینچ14، 1974). برخی از صاحب نظران در تعریف رضایت زناشویی، آن را تابع مراحل چرخه زندگی می دانند. راه های مختلفی برای تعریف رضایت زناشویی وجود دارد. و بهترین تعریف را هاکینز ارایه کرده است او رضایت زناشویی را احساس خشنودی، رضایت و لذت توسط زن و شوهر زمانی که همه ی جنبه های ازدواج خود را در نظر می گیرند تعریف می کند. رضایت یک متغیر نگرشی است، بنابراین، طبق تعریف مذکور رضایت زناشویی در واقع نگرش مثبت و لذت بخشی است که زن و شوهر از جنبه های مختلف روابط زناشویی خود دارند(الیس15 و همکاران، 1996؛ به نقل از بیرامی و همکاران، 1390).
رضایت زناشویی16 ، ارزیابی کلی ذهنی فرد از رابطه ی زناشویی و میزان برآورده شدن نیازها، خواسته ها و آرزوهای شخصی و زوجی در این رابطه است (گلس17، 1995) می تواند انعکاسی از میزان شادی افراد از روابط زناشویی را به عنوان یک موقیت روانشناختی در نظر بگیرد که خود به خود به وجود نمی آید، بلکه مستلزم تلاش هر دو زوج است. بویژه در سال های اولیه، رضایت زناشویی بسیار بی ثبات است و روابط در معرض بیشترین خطر قرار دارند(احمدی و همکاران، 2010). هرچند مطالعه ی رضایت زناشویی پیشینه ی طولانی و مستندی دارد، آمارهای طلاق حاکی از آن است که دانش ما در مورد شیوه های رسیدن به رضایت زناشویی و حفظ آن در سطحی بسنده و اطمینان از موفقیت زناشویی، بسیار اندک است. به لحاظ تاریخی بیشتر پژوهش ها درباره رضایت زناشویی، روابط خطی ساده بین متغیرها رابررسی کرده اند. ازجمله بر رابطه ی بین تعاملات زناشویی و رضایت زناشویی) کردک، 1995)، ویژگی های شخصیتی با رضایت زناشویی)لارسون و هولمن18، 1994) باورهای ناکارآمد شخصی بارضایت زناشویی (کردک، 1997)، سبک های دلبستگی و رضایت زناشویی (کولینز19، 2008) تمرکز شده است. زوج هایی که به شیوه ی مصالحه تعارضات خویش راحل می کنند، رضایت زناشویی بیشتری را گزارش کردند(آبراهام و براین20، 2000؛ به نقل از حسینی نسب و همکاران، 1388). پژوهش ها نشان می دهد که سطوح بالای رضایت جنسی با کیفیت و پایداری بیشتر روابط جنسی هم بسته است( اسپریچروکیت21،2004). همچنین هاسیبروک و فهر(2002) در مطالعه ی تحلیل عامل نشان دادند رضایت جنسی یک مؤلفه ی عمده ی مدل کیفیت رابطه ی زناشویی است. گاتمن22 (1999) و مارکمن23 و همکاران (1994) معتقدند که اکثر زن و شوهرها در ابتدای زندگی مشترک، رضایت زناشویی متفاوتی را نشان می دهند. این مسائل نشان می دهد که رضایت زناشویی زنان از عوامل متعدد و به صورت متفاوت از مردان تأثیر می پذیرد و سبک های دلبستگی و عشق از جمله این عوامل است(امان الهی و همکاران،1391).
عوامل موثر بر رضایتمندی زناشویی
یافته های پژوهشی، نشانگر آن است که عوامل متعددی در رضایتمندی زناشویی تاثیر دارد از جمله: شخصیت (اسچنورمن- کروک24 ، 2001) تحصیلات و طبقه اجتماعی (جلیلی، 1375، مرادی، 1386). عقاید مذهبی ( اعرافی، 1385، هاشمی، گلشن آبادی، 1386)، مسایل مالی، علاقه، توجه، حمایت و درک همسر، اشتغال زنان، تعداد فرزندان(ترک، 1385)، طول مدت ازدواج، صرف اوقات فراغت( هیوستون25 و همکاران، 1986)، روحیه همکاری ( گاتمن، 1994)، مسایل جنسی ( فرانکن، 1998؛ شاملو، 1381)، وابستگی شدید زوجین به خویشان و دوستان( ترمن26 به نقل از سلیمانیان، 1373)، و بالاخره سبک های دلبستگی(بانز 27، 2004) و راهبردهای حل تعارض در زوجین( گاتمن، 1994، 1998. به نقل از فروشانی و همکاران، 1388). تحقیقات دیگر نشان می دهد که متغیرهای متعدد مانند عشق، تعهد، ارتباط، اعتماد متقابل، صمیمیت، احترام، حمایت، وفاداری، علایق مشترک، در متقابل، نگران یکدیگر بودن و توجه کردن، تبادل متقابل احساسات و افکار و تجربیات با رضایت زناشویی رابطه دارند (کاسلو و رابینسون28، 1996).
ارتباط موثر در رضایت زناشویی
ارتباط موثر29 نقش برجسته ای در رضایت زناشویی دارد و می تواند نقش مهمی در ایجاد احساس امنیت برای زوجین داشته باشد (استانلی30 و همکاران، 2002). بیان عواطف31 عاملی اساسی در تمایز زوج های راضی از ناراضی است، چون نقش مهمی در رشد صمیمیت رابطه دارد. ابراز متقابل عواطف در زوجین احساس حمایت شدن را ایجاد نموده و خودآشکارسازی32 بیشتر در رابطه را در پی دارد (ساندرسون و ایوانس33 2001 ؛ به نقل از بشارت و گنجی،1391). پژوش ها قویأ از این ایده حمایت می کنند که افراد متأهل در مقایسه با مطلقه ها، جدا شده ها، بیوه ها، و ازدواج نکرده ها سلامت روان شناختی بیشتر و فشار روانی 34 کمتری را تجربه می کنند (دمو و اکوک35 ،1996؛شنبورن36 ،2004). درایران تأثیر برنام? غنی سازی ارتباط، در افزایش رضایت زناشویی(نظری، 2004) و سازگاری زناشویی(طاهری، 2010) وکیفیت روابط زناشویی زوج ها(عیسی نژاد و همکاران، 2010)تائید شده است.
با وجود آمار زیاد طلاق تعجب آور نیست که دانشمندان علوم اجتماعی مشتاقانه در پی پاسخ به این سوال هستند که “راز ماندگاری ازدواج ها چیست؟”. پژوهش ها تأکید دارند درماندگی زناشویی و تعارض زناشویی مخرب، خطرسازترین عوامل در بیشتر اختلالات و آسیب های روانشناختی به حساب می آیند(از جمله کوی و همکاران،1993)، و مولفه های موفقیت زناشویی با عمر طولانی و سلامت بیشتر هم بسته هستند(لیلارد و پانسین37، 1996؛ موری38 ،2000؛ به نقل از عارفی و محسن زاده،1391).
بخش گسترده ای از پژوهش ها به نقش ارتباط موثر به عنوان مولفه ای محوری در رضایت زناشویی پرداخته اند(از جمله کارر39 و گاتمن،1999؛ نولر،1988؛ راجی و برادبور40 ،1999). پژوهش گران دیگری پیشنهاد کرده اند رضایت از رابطه جنسی نیز نقش حیاتی در ایجاد و حفظ یک ازدواج شاد دارد (آپت41 و دیگران، 1996؛ یانگ42 و همکاران، 2000؛ دونلی43، 1994). با این وجود، معدود پژوهش هایی به ارتبا ط این سازه ها با همدیگر و ماهیت تأثیر و تأثر آنها در پیش بینی رضایت زناشویی پرداخته اند.
تعارض در رابطه زناشویی
زمانی که تعارض به میزان زیادی در زندگی زناشویی بروز نماید و زوجین نتوانند به نحو موثر با آن کنار بیایند، پیامدهای منفی زیادی برای سلامت روانی و جسمی زن و شوهر و فرزندان به بار خواهد آمد که جنبه های مفید زناشویی را تحت الشعاع قرار می دهد. وقوع تعارض زناشویی حتی در ازدواج های موفق، امری عادی تلقی می شود و یک رابطه صمیمانه لزوما مترادف یک درگیری عاطفی و رفتاری با خوشی نیست، بلکه اغلب از طریق حلموفقیت آمیز تعارض زناشویی به گونه ای حاصل می شود که رضایت طرفین را د ر بر داشته باشد.با توجه یه اهمیت استحکام و بقاء کانون خانواده و سلامت و بهزیستی افراد جامعه بررسی مسائل و مشکلاتی که منجر به فروپاشی خانواده و روابط زناشویی می شود ضروری به نظر می رسد(رسولی، 1380).
اختلاف و دلزدگی در رابطه زناشویی
(برنشتاین44 و برنشتاین، 1989) نشان داده اند که بسیاری از همسران در برقراری و حفظ روابط دوستانه و صمیمی با یکدیگر دچار مشکل اند چون انتظار دارند تااز ازدواج به گونه ای کلی و از همسران به گونه ای اختصاصی ،منافعی به دست آورند.به بیان دیگر، انتظارهای آنان از روابط زناشویی بیشتر ،گسترده تر و در بسیاری موارد غیرمنطقی تر شده اند و حتی توانسته اند زمینه دلزدگی از زندگی زناشویی را فراهم آورند. بسیاری از تعارضات و مشکلات با منشا روانشناختی را نتیجه طرز تفکر غیرمنطقی و غیر عقلانی میداند.(موسوی ،1383). براساس نظریه عقلانی -عاطفی رفتاری الیس داشتن رشته ای از تفکرات و باورهای غیرمنطقی میتواند منجر به اختلال در رابطه زناشویی گردد(مهدویان ،1376).در واقع تفکرات غیرمنطقی همان اندیشه های باطل و وهمی و خیالی هستند که منجر به بروز اختلافات رفتاری و اختلافات زناشویی میشوند(شفیع آبادی وناصری ،1368).
بسیاری از همسران زندگی مشترک خود را با عشق آغاز میکنند و در این زمان هرگز به این موضوع فکر نمیکنند که روزی ممکن است شعله عشق آنا به خاموشی گراید.الیس عنوان میکند زوج هایی که به تازگی ازدواج کرده اند کمتر به این فکر میکنند که ممکن است زمانی عشق افسانه ای آنها کم رنگ شود واین درست زمانی است که دلزدگی آغاز شده است.(ادیب راد و ادیب راد ،1384). دلزدگی یک حالت تجربه شده خستگی جسمی ،عاطفی و روانی است (شاداب،1381) که در نتیجه اختلاف زیاد بین انتظارات و واقعیت ناشی میشود(نویدی ،1384).
دلزدگی زناشویی به علت مجموعه ای از توقعات غیرواقع گرایانه و تفکرات غیرمنطقی و فراز و نشیب های زندگی بروز میکند. برخلاف عقیده اغلب رویکردهای بالینی که در زوج درمانی استفاده میشود ،دلزدگی زوج ها به علت وجود اشکال در یک یا هردو نفر نیست .دلزدگی از عشق یک روند تدریجی است و به ندرت به طور ناگهانی بروز میکند. در واقع صمیمیت و عشق به تدریج رنگ می بازد و به همراه آن خستگی عمومی عارض میشود که در شدیدترین نوع آن دلزدگی با فروپاشی رابطه برابر است(برنشتاین ،ترجمه زنده جانی ،1380).
برخی از پژوهشگران بر این باورند که مشکلات زناشویی در سبک های دلبستگی زوج ها ریشه دارند. کوباک، راکسچل45 و هازن(1994) پیشنهاد کردند که نشانه های آشفتگی زناشویی نشانه ای از دلبستگی ناایمن است. نارضایتی همسران اغلب از ترس های برخاسته از سبک دلبستگی آن ها نشات می گیرد( ترس از رها شدن یا نبود صمیمیت). همچنین پیروان زوج درمانی هیجان مدار بر این باورند که مشکلات زوج های آشفته در سبک های دلبستگی آن ها ریشه دارند که باید برای ایجاد پیوند عاطفی امن میان زوج ها دوباره بررسی، پردازش و تغییر یابند) به نقل از خسروی و همکاران، 1390).
رضایت از رابطه جنسی
یکی از مولفه های مهمی که در بافت زناشویی، ارتباط و سازگاری زناشویی را متأثر می کند رضایت رابطه جنسی است. لومن46 و دیگران(1994) مطالعه ای را با عنوان “رابطه جنسی در آمریکا” انجام دادند و دریافتند رضایت جنسی و بهزیستی به طور جدا نشدنی به هم مرتبط هستند. کریستوفر و اسپریچر47(2000) اظهار می کنند گرچه دانش ما در مورد روابط جنسی زناشویی پیش از گذشته است ولی در این مورد که روابط جنسی چگونه بر زندگی زناشویی اثر می گذارد و در مورد ماهیت تأثیر و تآثر آن با دیگر پدیده های زناشویی دیدگاه محدودی داریم. طبق نظر گورمن مشکلات زناشویی که در پیوستار سازگاری زناشویی، پس و پیش می روند، به عنوان انعکاسی از عناصر تعاملی تجربه انسانی به حساب می آیند. بنابراین هم چنان که جانسون، آمولوزا و بوت اظهار کرده اند کیفیت رابطه زناشویی خاصیت دو نفری دارد و چیزی نیست که اشخاص بتوانند آن را از یک ازدواج به ازدواج دیگر منتقل کنند(هنریک48، 1996).
رضایت از زندگی و رابطه زناشویی
رضایت یک فرد از زندگی زناشویی به منزله رضایت وی از خانواده محسوب می شود و رضایت رضایت از خانواده به مفهوم رضایت از زندگی بوده و در نتیجه تسهیل در امر رشد و تعالی و پیشرفت مادی و معنوی جامعه خواهد شد(عدالتی و ردزوان49، 2010). همچنین با ارتقاء سطح رضامندی زناشویی و رضایت از زندگی، افراد جامعه با آرامش خاطر بیشتر به رشد و تعالی و خدمات اجتماعی، فرهنگی و اقتصاد

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان با موضوعحمل و نقل، حقوق فرانسه، جبران ضرر
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu