پایان نامه رایگان درمورد
کارکرد خانواده، بهداشت روان، سلامت روان

پایان نامه رایگان درمورد کارکرد خانواده، بهداشت روان، سلامت روان

حاصل از رابطه ی جنسی در ازدواج های موفق، ج) تغییر در روابط جنسی در طول زندگی(السون68، 2003). بین رضایت جنسی و رضایت از رابطه، ارتباط وجود دارد. رابطه جنسی رضایتمند بخش مهمی از یک رابطه است، رابطه ی جنسی بدون رضایت مشکلات جنسی را افزایش داده و صمیمیت و شور و نشاط زندگی را کاهش می دهد(مک کارتی69، 1999 ، به نقل از بطلانی و همکاران، 1389).
عملکرد جنسی
رابطه جنسی با رضایت مداوم از رابطه پیوند دارد همسران رضایتمند، همخوانی بیشتری میان فعالیت جنسی که خواهان آن هستند و فعالیت جنسی که تجربه می کنند گزارش می نمایند. هم چنین برای مردان و هم برای زنان، رضایت از رابطه جنسی به طور معناداری با سطح کارکرد خانواده ارتباط دارد (گریف و مالهرب، 2001).بنابر نظر مسترز و جانسون (1970) مشکلات جنسی اغلب به خاطر ارتباط ضعیف در زندگانی زناشویی است و لذا قسمتی از درمان آنها برای مشکلات جنسی عبارت است از کمک به زوج ها برای بهبود رابطه کلی خود با طرف مقابل.
صمیمیت و خود افشاسازی
اگر چه همسران مایلند دیدگاه های مشابهی در مورد صمیمت و خود افشاسازی در رابطه زناشویی داشته باشند، لیکن معلوم گردیده است که میان زنان و مردان در صمیمیت و رضایت زناشویی تفاوت وجود دارد (گریف و مالهرب، 2001) به عبارت دیگر تجربه صمیمیت در میان زنان و مردان متفاوت است. زنان خود افشایی در زمینه احساسات را به عنوان صمیمیت زیاد می دانند و مردان داشتن فعالیت های مشترک با همسر را نشانه صمیمت می دانند (مارکمن و کرافت70 ، 1989).
مشکلات صمیمیت در مردان
بسیاری مردان اجتماعی شده اند جهت آشکار سازی اینکه قوی هستند و تحت کنترل، این نیاز آشکار به پنهان سازی هر نوع ضعفی می تواند با توانایی آنها در تجربه صمیمیت تداخل پیدا کند، زیرا صمیمیت واقعی همیشه با مقداری آسیب پذیری توأم است. مردان ممکن است روابط و صمیمیت شان را به خاطر ترس از دست دادن حس استقلال رها کنند. صمیمیت واقعی با از دست دادن استقلال یکی نیست بلکه متعادل ساختن حس خویش است علیرغم ارتباط با دیگران.مردان اغلب صمیمیت و رابطه جنسی بدون صمیمیت می تواند کاملا بدون پاداش باشد، در حالی که رابطه جنسی با صمیمیت می تواند کاملا هوس آلود و ارضاء کننده باشد، غالبأ تجربه صمیمیت بدون رابطه جنسی ممکن است. برخی مردان صمیمیت را با مرحله ماه عسل یک رابطه جنسی اشتباه می گیرند. این مرحله از6 تا 36 هفته دوام دارد که یک محرک هورمونی است، حس تشدید شده موجود در عشق که اغلب با یک میل شدید جنسی متناظر است، هنگامی که به پایان می رسد یک رابطه ممکن است به نظر برسد مقداری از شدت اولیه اش را از دست داده است اگر چه این بدان معنی نیست که صمیمیت نیازمند از دست رفتن است نشانه شروع یک مرحله جدید در رابطه که در دو شریک نیاز دارد به صرف تلاش جهت نگهداری نزدیکی احساسی که به نظر می رسد کاملا به آسانی بدست می آید. مردان اغلب ممکن است مشکلات به دست آمده از صمیمیت را به خاطر کمبود”لغات احساسی” تجربه کنند. مردان اغلب احساس می کنند توانایی کمتری برای بیان احساس نسبت به زنان دارند و ممکن است احساس ناراحتی کنند با بحث راجع به احساسات، اگرچه این مهم است که بخاطر داشته باشیم صمیمیت یک مهارت است و همانطور می تواند آموخته شود(راندال و همکاران، 2009).
مشکلات صمیمیت در زنان
یکی از عوامل اصلی که باعث ایجاد مشکل در عملکرد جنسی می شود مشکلات مربوط به میل جنسی می باشد، بر طبق آمار جهانی مشکلات مریبوط به میل جنسی- شایع ترین شکایت جنسی در زنان است(آماتو71،2007). اریک فروم عشق را نتیجه رضایت کافی جنسی نمی داند، بلکه کامیابی جنسی را نتیجه عشق می شناسد. او در مطالعه مشکلات جنسی این موضوع را نشان می دهد و می گوید: مطالعه یکی از متداولترین مشکلات جنسی، یعنی ، سردمزاجی زن و ناتوانی روانی-جنسی مرد نشان می دهد که علت واقعی این مشکلات، ناآگاهی از روش های درست جنسی نیست، بلکه علت واقعی منع هایی است که عشق را غیرممکن می سازد. ترس یا تنفر غیر همجنس اساس این مشکلات است که موجب می شود شخص خودش را کاملا در اختیار طرف مقابل نگذارد، بی پیرایه عمل نکند، به شریک جنسی خود در صمیمیت و هم آغوشی اعتماد نکند. کسی که از نظر جنسی دچار منع شده است، اگر بتواند خود را از ترس یا تنفر برهاند و در نتیجه در عشق ورزیدن توانا شود، مشکلات جنسی وی نیز حل خواهد شد، و اگر نتواند، هر چه در روابط جنسی آزموده باشد بی حاصل است(کجباف، 1381).
پژوهش های فراوانی به تأثیر رضایت جنسی بر رضایت زناشویی اشاره کرده اند (برزنیاک و ویسمن72 ، 2004؛ بایرز73 ، 2005؛ سلوسارز 74، 2000؛ نیکولز 75، 2005). این پژوهش ها نشان داده اند که مسائل جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مسائل درجه اول یک زندگی زناشویی قرار می گیرند. مطالعات ترمن نشان داده است که اگر چه عوامل جنسی یکی از مهم ترین آن ها به شمار می روند ولی نیرومندتر از سایر مسائل نیستند. مشکل در روابط جنسی می تواند نشانه این باشد که مشکلات دیگری در پیوند زناشویی وجود دارد و به اصطلاح کار از جای دیگر خراب است. نیکولز ( 2005 ) تکالیفی را برای رسیدن به مرحله توافق در روابط زناشویی بیان می کند که یکی از آن ها برقراری رابطه جنسی ارضاکننده برای هر دو طرف است. در واقع، ارضای درست غریزه جنسی یک نیاز طبیعی است که باید به آن پاسخ داده شود وگرنه ممکن است پیامدهای منفی همچون بیماری روانی و جسمی را به دنبال داشته باشد( صفدر خانی، 1387؛ به نقل از بخشایش و مرتضوی، 1388).
مشکلات جنسی
بی توجهی به اهمیت مشکلات جنسی در روابط زناشویی موجب صدمات بسیاری به روابط زن و شوهر می شود و با ایرادگیری از همسر، ابراز نارضایتی از زندگی، قهرهای طولانی، تعارض، تهدید به جدایی و غیره همراه است(مک کارتی76،2002). کیفیت رابطه ی جنسی و صمیمیت زناشویی با یکدیگر مرتبطند، اما بعضی از نظریه پردازان از یک ارتباط مستقل صحبت می کنند(پاتون و وارینگ77،1985). تراویس و تراویس78(1986) بیان می کنند که صمیمیت از سه جزء تشکیل شده است؛ صمیمیت شهوانی، صمیمیت حسی و درک همسر به عنوان یک فرد خاص. شواهد آماری نیز نشان می دهد که دو سوم جدایی و طلاق زوجین به علت عدم توافق زوجین بر سر مسائل مقاربتی و زناشویی می باشد(نوید، 1382).
صادقی(1380) ذکر می نماید که آمار طلاق در کشور ما نسبت به کشورهای دیگر پاییت تر است، اما صرفأ آمار پایین طلاق نمی تواند توجیه منطقی در باب بالا بودن سلامت بهداشت روان خانوا ده و سازگاری زناشویی بین زوجین باشد چرا که در برخی کشورها از جمله ایران بخاطر مسائل فرهنگی، سنتی و حتی قانونی، طلاق به سادگی امکان پذیر نیست. پس اگر در جامعه ای آمار طلاق ناچیز باشد، الزاما به معنای ازدواج های موفق و رضایت زناشویی نیست. بسیاری از زوج ها در خانواده هایی زندگی می کنند که طلاق روانی بر آن حکم فرماست( به نقل از رحمانی و همکاران، 1390).
افزایش طلاق و نارضایتی زناشویی از یک سو و تقاضای همسران برای پربارسازی و بهبود روابط زناشویی از سوی دیگر نشان دهنده ی نیاز همسران به مداخلات و آموزشهای تخصصی در این زمینه است. برای درمان مشکلات مربوط به صمیمیت زوجین رویکردهای متعددی نظیر روان تحلیلی، شناختی – رفتاری، ارتباط درمانی متمرکز بر عواطف و روانی – آموزشی وجود دارد. هر یک بر اساس تبیین های خاص خود از روابط صمیمانه ی همسران، روش های درمانی و آموزشی ویژه ای برای افزایش صمیمیت و حل مشکلات مربوط به صمیمیت ارائه می کنند(اعتمادی و دیگران، 1385).
عوامل موثر بر صمیمیت جنسی
عواملی از جمله: امنیت، زندگی خصوصی، سلامت جسمی – روانی و مراحل تحول در زندگی خانوادگی ( تولد اولین فرزند، پرورش فرزندان، زندگی با نوجوانان، به عرصه رساندن فرزندان، قبل از یائسگی، یائسگی و بازنشستگی) می تواند بر صمیمیت جنسی زوجین در یک رابطه ی طولانی مدت اثر بگذارد و آموزش در حوزه ی درمان های جنسی و زناشویی که در حال تکامل هستند نیز نشان داده اند اگر درمان، صمیمیت بین زوجین را افزایش می دهد، رضایت جنسی نیز افزایش خواهد یافت (گرینگ79، 2003). رویکردهای مطالعاتی متفاوتی نسبت به صمیمیت وجود دارد. بسیاری از مطالعات مستقیما صمیمیت را مورد ارزیابی قرار نمی دهند بلکه عوامل و مولفه های مرتبط با صمیمیت، همچون رضایت زناشوییی را مورد بررسی قرار می دهند(مک کیب80 ،1997، به نقل از کجباف و همکاران، 1391).
مطالعه ها و تجارب بالینی نشان داده اند که در جامعه معاصر، زوج ها مشکلات شدید و فراگیری را هنگام برقراری و حفظ روابط صمیمانه و ارضای انتظارها و نیازهای یکدیگر تجربه می کنند. ایجاد و حفظ روابط صمیمیانه و ارضای نیازهای عاطفی و روانی در جریان ازدواج، یک مهارت و هنر است که علاوه بر سلامت روانی و تجارب سالم به داشتن نگرش های منطقی و کسب مهارت ها و انجام وظایف خاصی نیاز دارد(برنستین،برنستین، 2001؛ باگاروزی، 2001 ، به نقل از اصفهانی و همکاران، 1390).
سبک های دلبستگی
آسیب‏پذیری‏های پایدار یا عوامل جمعیتی، تاریخی، شخصیتی یا تجربی پایدار که افراد با خود وارد ازدواج می‏کنند تحقیقات در این زمینه مشخص کرده است که کیفیت و ثبات ازدواج ممکن است تحت تأثیر طیفی از متغیرهایی قرار گیرد که در طول ازدواج زیاد تغییر نمی‏کند.بعنوان نمونه، یک ویژگی پایداری که ازدواج را تحت تأثیر قرار می‏دهد شامل سبک های صمیمیت همسران در روابط بزرگسالی است.با این فرض که تجربیات اولیه افراد در روابط نزدیک، ماهیت و چگونگی روابط بعدی آنها در بزرگسالی را تشکیل می‏دهد.متغیرهای دیگر در این مورد عبارتند از:تجربات آموزشی، موفقیت‏ها، تعاملات با همکلاسی ها، سابقه زناشویی، نمو جنسی، سابقه پزشکی، تجربیات خانواده اصلی یعنی جدایی و طلاق والدین، تعارض خانواده، روابط همشیرها تنگناهای مالی و نیز نوروتیک بودن که به معنای گزارش کردن تنش، ناراحتی و نارضایتی در طول زمان صرف نظر از شرایط، حتی بدون وجود یک منبع آشکار تنش‏زا است بر اساس این مدل می‏توان گفت فرآیندهای تطابقی احتمالا بیشترین تأثیر مستقیم را بر کیفیت زناشویی دارند، به نوبه خود باعث ثبات یا عدم ثبات ازدواج می‏شوند. این فرایندها، بعنوان متغیری که در کیفیت زناشویی نقش اصلی دارد، ممکن است عملکرد رخدادهای تنش‏زایی باشد که زوجین با آن روبرو می‏شوند.در واقع با فرض مساوی بودن همه شرایط، کیفیت تطابق برای تنش‏های شدید ضعیف‏تر عمل می‏کند و اثر کمتری دارد و حوادث تنش‏را احتمالا تشدید می‏شوند، آنچه در اینجا چالش برانگیز است، چگونگی سازگاری زوجین است، چون توانایی افراد با پیشینه‏ها و شخصیت‏های مختلف برای کنار آمدن با اختلاف عقاید و مشکلات زناشویی یا انتقالی با هم متفاوت است(برادبوری،2000).
در مورد دلبستگی نیز همسالان، جوانانی را که تاریخچه دلبستگی ایمن را به خاطر می آورند افرادی شایسته، مهربان، گشاده رو، و دوست داشتنی تر از همتایان ناایمن شان توصیف می کنند. شاید به این علت که بزرگسالان ایمن، همسرانی را انتخاب می کنند که آنها نیز تاریخچه دلبستگی ایمن داشته اند، راهبردهای حل تعارض آنها سازنده تر و روابط و زندگی زناشویی شان رضایت بخش تر و بادوام تر است(فینی، 1995؛ هیل و همکاران، 2001).
یکی از عوامل بسیار مهم در رضایتمندی زناشویی، سبک های دلبستگی زوجین در بزرگسالی است(بانز،2004). نظریه ی کردار شناسی دلبستگی، مقبول ترین نظریه درباره ی پیوندهای عاطفی نوباوه با مراقبت کننده است که بیان می کند کیفیت اولیه ی روابط دلبستگی، به درجه ی اعتماد و اطمینانی که در نوباوه در رابطه با منیع ایمنی شکل گرفته، ریشه دارد(بارتولومیو و هورویتز، 1991). بطور کلی سبک دلبستگی، یک متغیر فردی است که

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان درموردسم‌پاش، سم‌پاش‌های، سم‌پاش‌ها
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu