کارآفرینی سازمانی

کارآفرینی سازمانی

کارآفرینی سازمانی[1]

معنی کارآفرینی سازمانی طی30 گذشته تکامل یافته (پیترسون و برگر[2]، 1971؛ کویین[3]، 1985). واسه مثال سات[4] (1985) اون رو به عنوان مراحل نوسازی سازمانی تعریف کرده. محققان دیگری کارآفرینی سازمانی رابعنوان مفهومی در نظر گرفتن که در برگیرنده تلاش های کارآفرینانه ایه که به حمایت ها و ضمانت های سازمانی و اختصاص منایع واسه اجرایی کردن فعالیت های نوآورانه به شکل نوآوری سازمانی و فرایندی و تولیدی نیاز داره (شولهامر[5]، 1982؛ جنینگز و سیمن[6]، 1994). این دید ضمنا با دید دامان پور[7](1991) که اشاره می کند نوآوری شرکتی معنی خیلی گسترده ایه که شامل «ایجاد، پیشرفت و استفاده ایده ها و رفتارهای جدید» می شه سازگاره.نوآوری میتونه در مورد جنس یا خدمت جدید، یه منبع اجرایی یا طرح یا برنامه جدید که به اعضای سازمان مربوط می شه باشه.

دامان پور کارآفرینی سازمانی رو ایجاد، پیشرفت و اجرای ایده ها و رفتارهای جدید تلقی می کند. در این معنی، کارآفرینی سازمانی، انرژی بخش و افزایش دهنده توانایی یه شرکت یا سازمان واسه گرفتن مهارت هاو توانایی های نوآوریه.

کارآفرینی شرکتی به بازسازی دوباره و تقویت توانایی یه شرکت به خاطر کسب مهارت ها و توانایی های نوآوری اشاره داره. در یه حالت خیلی گسترده، کارآفرینی در برگیرنده یه مراحل نوآوری رو به افزایشاست (کویین، 1985) که آخر سر باعث یه اتفاق کارآفرینانه می شه. از نقطه نظر مفهومی، با بررسی کارآفرینی به عنوان پدیده ای در سطح یه سازمان که تاکید می کند ” چطوری ” کارآفرینی رخ می ده به جای اونکه تاکید داشته باشه که ” چرا” یا ” چه اتفاقی میفته” که کارآفرینی بوقوع می پیوندد، این عبارت آخر توجه خیلی به شخصیت افراد داردکه باعث پیشرفت های خیلی زیادی در این رشته شده (استیونسون و جاریلو[8]، 1990). با اینحال عبارت رفتار کارآفرینی به عنوان پدیده ای در سطح شرکت باید طوری تعریف شه که در یافته ها و متدولوژی موافقت بسازه. در تلاش واسه منظم کردن استفاده از اصطلاحات در مورد کارآفرینی سازمانی، شارما و کریسمن (1999) فعالیت های کارآفرینانه بر اساس فعالیت هایی که بصورت جداگونه انجام می شن، از اون دسته از فعالیت هایی که به شکل یه سازمان انجام می گیرند رو از هم جدا کردن. فعالیت های نوع اول با عنوان ” کارآفرینی جداگونه” و فعالیت های نوع دوم با عنوان ” کارآفرینی شرکتی ” در نظر گرفته شدن. از نگاه مفهومی قلمرو و دامنه کارآفرینی شرکتی شامل دو محدوده جدا از هم و متفاوته. اولی ایجاد یه کار و کاسبی جدید در یه سازمان موجوده که ضمنا به عنوان کسب وکار خطرناک درون شرکتی و کارآفرینی سازمانینیز به اون اشاره می شه (پینکوت[9]، 1985). دومین مجموعه از فعالیت های کارآفرینانه شرکتی بازسازی استراتژیکه فعالیتایی در ارتباط که به تلاشهایی واسه احیا، تغیر و نوسازی ساختار و راه حل سازمان اشاره دارن. هر چند کسب و کارهای جدیدی بوجود نیاید اما بازسازی هدفمند معمولا نوآوری و ابتکار رو شامل می شه. هر چند که در ترسیم پارامترایی که در مورد کارآفرینی شرکتی معتبر شناخته می شن تا حدود زیادی توافق هست اما تنها تعداد کمی شاخص معتبر واسه کارآفرینی در سطح شرکت هست و همین امر مانعی جدیه که تلاشهای محققین رو محدود می سازه (براون و همکاران[10]، 2001)

مطلب مرتبط :   محاسبه آنلاین هزینه چاپ کتاب

از نظر پیزارو[11]، کارآفرینی سازمانی یه مراحل زنده بهبود کارکرد سازمانه، چون تغییرات سریع تکنولوژی و افزایش رقابت جهانی درزمان سالهای گذشته، پذیرش نگاه کارآفرینانه در تعین راه حل ها رو رد نشدنی کرده. ارزش کارآفرینی سازمانی اینه که اجازه تغییر سازمان از راه یه مراحل بازسازی هدفمند مبنی بر ترکیب توانایی های جدید رو فراهم می کند. بنابراین کارآفرینی سازمانی، مراحل ایجاد توانایی ها و ظرفیت های جدید از راه شکار فرصت و ارائه ایده جدید و تبدیل اون ایده به نتایج محسوس و توانایی های جدیده.

به باور هینونن[12] (2000)کارآفرینی سازمانی یه معنی خیلی نزدیک به کارآفرینی شخصیه که به فرآیندهای کارآفرینی و نوآوری مربوط می شه. کارآفرینان سازمانی، مثل یه کارآفرین شخصی هستن که عقاید خودشون رو بی توجه به مالک سازمان به اجرا در می بیارن. کارآفرینی سازمانی عبارته از شناسایی و بهره ورداری از یه فرصت و اطمینان از اینکه بهره ورداری از اون فرصت با یه روش جدید، انحراف از روش قبلیه و به موفقیت و تحقق اهداف سازمانی منجرخواهد شد.

زهرا [13](1991 ) کارآفرینی شرکتی رو فعالیت های رسمی و غیر رسمی واسه ایجاد کار و کاسبی جدید و پیشرفت بازار از راه نوآوری در فرآیند یا محصول می دونه. این فعالیتها در سطوح شرکت، بخش کار و کاسبی، کارکردها و پروژه ها انجام می شن و هدف مشترک اونا افزایشه موقعیت رقابتی و کارکرد پولی شرکته.

گاث و گینسبرگ[14]( 1990) اعلام داشتن که سازمان در کارآفرینی شرکتی با دو پدیده روبرو می شه؛ یکی ایجاد فعالیت های خطرناک جدید و دیگری، تغییر سازمان از راه نوسازی هدفمند.

به باور هورنزبی[15] (1992)، کارآفرینی سازمانی ابزاری واسه سازمان ها و شرکت ها جهت افزایش توانایی های نوآوری کارکنان و موفقیت شرکته. واسه ایجاد کارآفرینی سازمانی، یه مجموعه تلاش های پیچیده و پنهون از نظر تئوری و عملی ضروریه. از نظر علمی، سازمان ها به منابع مستقیم و غیر مستقیم جهت ایجاد راه حل های کارآفرینی تاثیرگذار نیازمند می باشن. از نظر تئوری، محققان پیوسته نیازمند آزمایش اجزاء و ابعاد اون هستن تا بتونن عوامل محیطی رو پیش بینی، توضیح و طراحی کنن تا کارآفرینی ظهور کند.

زهرا و اونیل[16](1998 ) اشاره داشتن که چه موقع عوامل محیط خارجی و تعاملات داخل سازمان مدیران رو با رقابت روبرو ساخته تا به نحوی خلاقانه واکنش نشون بدن و به روشهای نوآورانه عمل کنن. بنابراین سازمان های تاسیس شده از راه رفتارهای کارآفرینانه به دنبال ” تغییر” یا ” تجدید نظر” خود هستن و فعالیت های اونا با رقابت های دلهره بیاری روبرو می شه اما استفاده رو به دنبال داره. بارینگر و بلودن[17] (1999) پیشنهاد کردن که ” رفتارها و نگاه های کارآفرینانه تا اندازه زیادی واسه شرکت ها در همه سطوح و اندازه ها به خاطر موفقیت در محیط های رقابتی لازم و ضروریه “. شرکت ها واسه اینکه در استفاده راه حل کارآفرینی شرکتی موفق شن باید به دنبال این باشن که تسهیلات محیط خودشو به راه موفقیت آمیزی به کار می گیرند یا نه؟

مطلب مرتبط :   لپ تاپ گیمینگ آن‌قدرها هم گران نیست، اگر هوشمندانه انتخاب کنید

در 20 پارسال توجه خیلی زیادی نسبت به تغیر اساسی کارآفرینی از قالب تعریف های بیشتر عمومی، که شامل ریسک پذیری فردی و نوآوری می شه، و تحقیقاتی که به دنبال مطالعه و بررسی توانایی سازمان ها واسه نوآوری و تنوع بوده ان شده (لومپکین و دس[18]، 1996). کارآفرینی شرکتی در تعدادی از کارهای نظری کالینز و پوراس[19] (1996 ) که می گفتند باید فرق آشکاری از کارآفرینان جداگونه وجود داشته باشه شروع به خود نمایی کرد. کارآفرین اجرایی یا از سازمان خارج شده و سازمان های جدیدی رو ایجاد می کند و یا اینکه در سازمان موجود نوآوری می کند. لامپکین و دس[20]( 1996) گفته ان که راه انداختن یه کار و کاسبی جدید میتونه یا از راه شروع به کار یه بنگاه یا در یه بنگاه فعال انجام شه. هر چند واسه جلو بردن و و پیشرفت کارآفرینی شرکتی تحقیقاتی صورت گرفته اما هنوزم کارافرینی شرکتی به شکل مبهم تعریف می شه و بین محققین هنوزم راجبه اون همکاری وجود نداره.

وسپر[21](1984 ) کارآفرینی شرکتی رو تعریف کرد و اون رو بصورت خیلی زیادی نگاه کرد که شامل دو نوع پدیده و مراحل جدا از هم می شه: (1) ایجاد کار و کاسبی جدید در سازمان موجود، یا از راه ریسک های مشترک یا از راه نوآوری داخلی (2) تغیر سازمان ها از راه نوسازی هدفمند با استفاده از منابع تخصیص یافته.

یکی از تعاریف جدید کار آفرینی شرکتی برای کویین و مایلز[22] (1999 ) است که گفتند: کارآفرینی شرکتی شامل موقعیتایی می شه که در اونا (1) سازمان موجود کسب و کاری رو وارد می کند (2) یه فرد یا افراد در شرکت از ایده های شرکتی جدید حمایت کنن (3) یه فلسفه کارآفرینانه بر دید سازمانی و کارکردهایش حاکم شه.

طبق نظر شارما و کریسمن[23]( 1999) بازسازی هدفمند و ریسک پذیری شرکت باعث تغییراتی در راه حل و ساختار سازمان می شن که ممکنه شامل نوآوری هم باشه. بعد از اون گفته شد که بازسازی سازمانی ممکنه شامل تجدید ساختار سازمان شه در حالیکه ریسک پذیری شرکت ممکنه لازمه ایجاد یه کار و کاسبی جدید شه.

طبق نظر کویین و مایلز (1999 ) کارآفرینی شرکتی واسه یه مدت طولانی به عنوان ابزاری بطور پنهون معتبری در نظر گرفته می شد که واسه ارتقاء و موندگاری رقابتهای سازمانی لازم بودن. اونا ضمنا پیشنهاد کردن که کارآفرینی شرکتی میتونه واسه بهبود و گسترش جایگاه رقابتی و تغیر شرکتا، بازارهایشان و صنایع به عنوان فرصتایی واسه نوآوری ارزش آفرین و بهره ورداری از کارکرد مثبت بنگاه استفاده شه.

[1]Corporate entrepreneurship

[2]Peterson & Berger

[3]Quinn

[4]Sathe

[5]Schollhammer

[6]Jennings & Seaman

[7]Daman pour

[8]Stevenson & Jarillo

[9]Pinchot

[10]Brown, Davidsson & Wiklund

[11] pizaro

[12]Heinonen

5 zahra

6 Guth & ginsberg

[15]Hornsby

[16] Zahra & O Neil

3 Barringer & Bluedorn

[18]Lumpkin & Dess

5 Collins & porras

6Lumpkin & Dess

7Vesper

1Covin & Miles

2Sharma & Chrisman

Close Menu