تحقیق رایگان درباره
قانون مجازات اسلامی

تحقیق رایگان درباره قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه

بطوری که بین افعال اونا هیچ گونه تقدم و تأخر وقتی وجود نداره و جنایت حاصل شده به دلیل فعل همه ی آنهاست و بین رفتار هریک از اونا و جنایت رابطه سببیّت هست. مثل اینکه اولی غذای مجنی علیه رو آلوده به سم می کند و دومی قهوه ی اون رو و مقتول پس اثر هردو سم فوت می کند.
بحث اسباب در عرض همدیگه برابر با بحث شرکته. شرکت در جرم حتماً به معنای مباشرت شرکا نیس بلکه در جایی که هریک از اسباب یه ضربه چاقو به مقتول زده باشن و اون رو کشته باشن می میتونه بحث شرکت بالتسبیب مطرح شه بدین معنا که چند باعث در عرض همدیگه قرار می گیرند و در ارتکاب جرم به راه تسبیب مشارکت می کنه. ماده 527 قانون مجازات جدید به بحث شرکت در جرم به شکل تسبیب اشاره نمودهه.

قانونگذار در ماده 364 قانون مجازات اسلامی سابق بین باعث طولی و عرضی فرقی قائل نشده بود و حکم بیان شده در ماده رو بطور مطلق بیان نشون داد اما قانونگذار جدید در ماده 535 قانون جدید با قید عبارت بصورت طولی حکم این ماده رو فقط به اسباب طولی اختصاص داده.
بند ششم: باعث حسی، قانونی و شرعی
باعث حادثه و ضرر به بار اومده می میتونه از راه حس و یا از نظر شرع و قانون و بعضی وقتا از دید عرف معلوم شه. اینجوری باعث به سه دسته تقسیم می شه.
1- باعث حسی: هروقت جانی اراده و احساس شخص دیگری (مباشر) رو واسه ارتکاب فعل مورد نظر تحت اختیار داشته باشه طوری که بشه گفت او واسه تخفیف جنایت و ورود ضرر از اسباب یا باعث روانی و کارا غیر مادی استفاده نمودهه که می میتونه از انواع جنایت بالتسبیب باشه. مثل اینکه جانی با تحریک و یا تشویق ، اکراه و یا تهدید، فرد دیگری رو واسه ارتکاب جنایتی تشویق و تقویت کنه و تحت اثر اون تحرکات انجام دهنده عملی مضر شه باعث حسی بر دو نوع باعث معنوی و باعث مادی تقسیم شده. باعث معنوی مثل اکراه بر قتل و یا تحریک و تشویق و باعث مادی مثل آزاد کردن حیوان، روشن کردن آتیش، حفر چاه. در تعریف دیگری از باعث حسی میشه گفت سببیّت کسی یا چیزی به حدی رو و روشن باشه که کسی در اون شک و تردیدی نداشته باشه.
2- باعث قانونی: باعث قانونی یا شرعی سببیه که به اعتبار احکام شرعی و قانونی، زیان دیده مستحق دریافت ضرر می شه. سببی که شارع اون رو قرار داده و جنبه اعتباری داره. مثل شهادت دروغ که باعث اجرای قصاص یا اعدام شه یا گواهی کذب بر اتفاق عملی یا جنایتی که باعث کیفر کسی باشه. اینجا شهادت دروغ به حکم قانون و موازین شرعی باعث اجرای کیفر رو ایجاد کرده.
3- باعث شرعی: ملاک و ملاک تشخیص باعث بر عهده عرفه بنابراین نه حسیه و نه قانونی و شرعی میشه گفت وارد کننده زیان به اعمالی دست زدهه که عرف فعل و عمل او رو باعث ضرر وارد شده می داند در صورتی که ممکنه خاطر حادثه امر دیگری بوده باشدمانند ترساندن دیگری که باعث مرگ او شه که از دید عرف باعث فوت حساب شه و یا اطعام فردی با غذای مسموم گرچه که مقتول به عنوان مباشردر خوردن غذای مسموم در قتل خود نقش داشته اما عرف او رو در صورت جهل به موضوع بری می داند و باعث حادثه رو میزبان می شناسد.گرچه باعث شرعی در مورد جمع بودن چند باعث با هم ومتشبه و مشکوک بودن سببیّت اونا در اتفاق حادثه مطرح می شه.
گفتار سوم: مقایسه باعث با شرط و خاطر
همونطور که قبلا بیان گردید در مقابل معنی باعث دو معنی شرط و خاطر قرار داره که واسه تفاوت باعث از این دو معنی به بررسی و مقایسه اونا با همدیگه خواهیم پرداخت.
بند اول: مقایسه باعث با شرط
“شرط” واژه ای عربی ست که جمع اون “مشروط و اشراط” هستش. در کلمه به معنای قرار، پیمان، عهد، نشون و علامت آمدهه. در قرآن کریم واژه ی شرط به شکل جمع و به معنای علائم و نشونه های قیامت بکار برده شده. در عرف شرط به معنای رسم و روش به کار میره و در اصطلاح فقه و اصول فقه شرط به معنای چیزیه که وجود اون واسه تحقق چیز دیگه لازم و ضروریه. فقها در توضیح این واژه گفته ان:” الشرط مایلزم من عدمه العدم و لایلزم من وجوده الوجود” یعنی شرط چیزیه که از نبود اون نبود مشروط لازم می آید اما از وجود اون وجود مشروط لازم نمیاد مثل حفر کردن چاه نسبت به افتادن در اون.
تعبیر دیگه شرط چیزیه که اثر تاثیرگذار متوقف بر وجود اینه اما در علیّت اون هیچ دخالتی نداره. واسه مثال ممسک در جنایت که مجنی علیه رو نگه می داره تا دومی اون رو به قتل برساند شرط حساب می شه چون خاطر جنایت فعل دومیه و امساک مجنی علیه هیچ دخالتی در سلب زندگی نداشتهه.
در مقایسه باعث با شرط باید گفت با وجود شباهتی که بین اونا هست با هم متفاوت هستن. شباهت باعث با شرط اینه که هردو اگه نباشن نتیجه محقق نمی شه به این معنا که اگه شرط نباشه مشروط بوجود نمیاد و اگه باعث نباشه باعث به وجود نمیاد اما با اینحال باعث نسبت به شرط در اتفاق نتیجه اثر بیشتری داره بدین گونه که با وجود باعث بیشترً باعث و تلف واقع می شه اما با وجود شرط معمولاً تلف به وجود نمیاد مثلاً ” الف” به “ب” پیشنهاد میده که واسه شنا به رودخانه برن “ب ” هم با قبول پیشنهاد او همراه اون راهی رودخانه می شه ولی “ب” به خاطر نبود مهارت در شنا غرق می شه اینجا پیشنهاد” الف” شرط حساب می شه چون اگه پیشنهاد او نبود این اتفاق نمی افتاد اما اتفاق پیش اومده نتیجه ی این شرط نیس بلکه نبود مهارت “ب” باعث تلف اون شده و عرف جنایت رو منتسب به “ب”می داند نه به “الف “. چون شرط فقط ایجاد کننده تلف بوده و بیشترً از اون انتظار تلف نمی رود بلکه نبود مهارت (باعث) است که باعث تلف اون شده.
بند دوم: مقایسه باعث با خاطر
معنی “خاطر” در برابر” باعث” قرار می گیرد. در کتب کلمه ای خاطر به معنای جهت، بهونه، باعث و نیاز آمدهه. از نظر حقوق، خاطر هدف مستقیمیه که شخص واسه رسیدن به اون خودشو پایبند می سازد مثل اجرای تعهد که خاطر انعقاد عقده و دو طرف واسه رسیدن به اون خودشو پایبند به اجرای تعهدات می کنه.

فلاسفه خاطر رو به معنای چیزی می دانند که از وجود اون وجود معلول و از نبود اون نبود معلول پدید می آید. به نحوی که بین خاطر و معلول اونقدر وابستگی هست که با تحقق یافتن خاطر معلول بی تأخیر و بی معطلی به وجود می آید. مثل عقد بیع که به محض تحقق اون مالکیت فروشنده نسبت به ثمن و مالکیت خریدار نسبت به مبیع بدست میاد.
فقها در تعریف معنی خاطر بیان نموده ان ” فهو ما یستند الفعل الیه” یعنی چیزی که فعل به اون نسبت داده می شه. مثل اینکه شخصی جراحاتی به دیگری وارد می کند و این جراحات به دیگه اعضای اون انتقال نموده و باعث مرگ اون می شه. بین باعث و خاطر از دو جهت میشه قائل به جدا شد اول اینکه در تسبیب نبود باعث باعث نبود حادثه می شه ولی وجود اون ً باعث اتفاق حادثه نمی شه به بیان دیگه در برخی از اوقات با وجود باعث حادثه اتفاق نمی افتد، در حالی که بین معلول و خاطر رابطه نبود و وجود برقراره و این رابطه سرپیچی ناپذیره. دوم اینکه خاطر بی هیچ واسطه ای معلول رو به وجود می بیاره اما باعث زمینه تحقق نتیجه رو بوجود می بیاره اما خاطر تحقق حادثه باعث نیس بلکه عامل دیگری (مباشر) به عنوان واسطه حادثه رو محقق می سازد.
مبحث سوم: معنی مباشر و مقایسه اون با باعث
گفتار اول: معنی مباشر
بند اول: معنی کلمه ای
در کتب کلمه واسه “مباشرت” معانی زیادی اشاره شده مثل مدیر عامل کار، پیشکار و مسئول اداره، کارپرداز و کسی که از طرف دیگری سرپرست و مسئول انجام چیزی شده و ضبط و ربط امور پولی و نظارت بر امور رو بر عهده داره مباشر اختیار عمل داشته و به خودی خود واسه انجام چیزی دست به کار شده که یا انجام دهنده اون عمله و یا ناظر مستقیم بر اون. معانی دیگه که در اصطلاحات جزائی واسه مباشرت بیان شده کسیه که به نفع خود اقدام به انجام کاری می کند.
بنددوم: معنی اصطلاحی
اگه اتلاف به شکل مطلق و کلی به کار برده شه به معنی اتلاف به مباشرته که در برابر واژه تسبیب قرار می گیرد عنوان اتلاف در قانون مدنی از فقه گرفته شده در اتلاف، مباشر باعث نزدیک هبرخلاف تسبیب که باعث دور ضامنه یعنی شخص به طور مستقیم باعث تلف ثروث یا ورود ضرر به دیگری می شه واسه مثال اگه کسی خرمن دیگری رو آتیش بزند و یا قفل خونه ای رو بشکند از مصادیق اتلاف و مباشرته.
هروقت شخصی عدواناً به ثروث یا جون دیگری کلاً یا بعضی وقتاً با آلات یا بی آلات ضرر وارد کنه طوریکه ضرر وارد شده رو بشه به او مربوط کرد و به وسیله فاعل عمل به هدف اصابت کرده باشه اون شخص مباشر و ضامن جبران ضرر هستش. اصطلاحاً جنایت مستقیماً و به وسیله خود جانی بی هیچ گونه واسطه ای انجام دهنده شده باشه. مثل تحریک کردن سگ درنده و وحشی واسه دریدن لباس عابرین.
محقق بودن بخش عمد یا از دست دادن عمد، هدف یا از دست دادن هدف در مسئولیت مدنی تلف کننده و وارد کننده ضرر اثری نخواد داشت و در هر صورت شخص وارد کننده ضرر مقصر هستش، میشه گفت وجود تقصیر شرط ضامن شناختن فرد در بحث اتلاف و مباشرت نیس حتی در حقوق مدنی شخص دیوونه ،نابالغ، سفیه هم در صورت اتلاف ثروث غیر (عمد یا غیر عمد به تقصیر یا بی تقصیر ) ضامن می باشن.
در مباشرت بین عمل جانی و جنایت و ضرر وارد شده رابطه علیّت شرعی باید موجود باشه و لازم نیس تقصیر اثبات شه چون ممکنه تلف و یا جنایت به طور غیر عمد انجام گرفته باشه اما بازم مسئولیت محقق می شه. اما بین فعل و ضرر وارد شده باید مناسبتی برقرار باشه بدین معنا که اگه فردی با اکراه مجبور به تلف ثروث دیگری و یا ضرر به جون او شه مباشر در حکم آلت بوده و باید باعث اقوی رو مقصر دونست.
در منابع فقهی و مواد قانون قانونگذار به شکل واحدی عمل نکرده بود بدین معنی که در ماده 320 قانون مجازات اسلامی مصوّب 70 در مورد ختّان که به طفل ضرر وارد می کند مبنای مسئولت رو شرط تقصیر دانسته و در مورد دکتر و یا دامپزشک مبنای مسئولیت تغییر کرده و مسئولیت اونا مسئولیت محض و بی تقصیر معرفی شده اما در قانون مجازات اسلامی مصوّب 92 چه در صورت اتلاف،و چه در صورت تسبیب ختان، دکتر و دامپزشک مقصرند مگه اینکه نبود تقصیر به وسیله خود اونا به اثبات برسد.
قانونگذار در ماده 317 قانون مجازات اسلامی مصوّب 70 و 494 قانون مجازات اسلامی مصوّب 92 طبق تعاریف بالا در مورد مباشرت بیان داشته که هروقت جنایتی مستقیماً به وسیله خود شخص جانی انجام دهنده شه ضامنه.
گفتار دوم: مقایسه مباشر و باعث
بررسی فرق و شباهت بین عوامل تحقق یه حادثه پیچیده و سخته و باید در هر حادثه ای به دقت مورد مطالعه بگیره اما مهم ترین صورت ها فرق و اشتراک بین مباشر و باعث رو میشه به ترتیب زیر بیان کرد:
بند اول: صورت ها اشتراک
نقطه اشتراک اتلاف به مباشرت و اتلاف به تسبیب اینه که در هر دوی اونا هدف ، علم و عمد از شرایط تحقق ضمان نیس بدین معنا که واسه مسئول دانستن فاعل انگیزه و اراده واسه ارتکاب تلف و ضرر به بقیه لازم نیس و صرف خاطر تلف به اون کفایت می کنه. برای مثال اگه خیاط با بریدن یا دوختن اشتباه پارچه رو تلف کنه یا از ارزش بندازه ضامنه ولو اینکه هدف و اراده تلف اون رو نداشته باشه چون عمل برش قابل پیوند به اوست. قانونگذار ما در ماده 328 قانون مدنی به همین نکته اشاره داره.
بند دوم: صورت ها فرق
اول: در اتلاف به مباشرت، تقصیر شرط تحقق مسئولیت نیس و شخصی که از روی عمد یا غیر عمد ثروث دیگری رو تلف کنه ضامن بوده حتی اگ
ر تقصیر نکرده باشه و احتیاطات لازم رو واسه جلوگیری از ورود ضرر بکنه یعنی در بحث مباشرت قانونگذار واسه عامل ورود زیان خیال تقصیر کرده و شخص تالف چه مقصر باشه و چه نباشه و چه مسئولیت داشته باشه و چه مسئولیت نداشته باشه ضامن دانسته می شه و مسئول جبران خسارته. واسه مثال هروقت شکارچی با وجود رعایت دقتای لازم هدف گیری کنه ولی گلوله از شکار گذشته و به گوسفندی روی تپه اصابت کنه شکارچی ضامنه با اینکه تقصیر نکردهه چون عرف و منطق او رو مسئول ورود ضرر به چوپان می داند و نمی میتونه به خاطر نبود وجود تقصیر او رو بری و صاحب گوسفند رو مجبور به تحمل ضرر کرد. اما در تحقق عنوان باعث، تقصیر شرطه بدین معنا که شخصی که باعث ورود ضرر به غیره رو وقتی میشه ضامن دونست که انجام دهنده تقصیر شده باشه و احتیاطات و دقتای لازم رو ارائه نداشته باشه و پس باعث ورود ضرر به دیگری شده. گرچه که قانونگذار به طور روشن در ماده 334 قانون مدنی تقصیر رو شرط ضامن دانستن باعث می داند وگرنه ضامن نمی باشه مثل اون که سگِ گله اتفاقاً هار شده و عابری رو زخمی کند قانونگذار در ماده 336 قانون مجازات مصوّب 70 و ماده 528 قانون مجازات جدید” هروقت در اثر برخورد دو وسیله نقلیه زمینی، آبی و هوایی، راننده یا سرنشینان اونا کشته شن یا آسیب ببینند در صورت پیوند برخورد به هردو راننده هریک مسئول نصف دیه راننده مقابل و … هروقت یکی از دو طرف مقصر باشه طوریکه برخورد به اون مستند باشه فقط اون ضامنه.” در مورد مباشرت هم تقصیر رو شرط دانسته.
همونطور که در فصل اول درباره تقصیر توضیح داده شد؛ تقصیر مثل بی احتیاطی، بی مبالاتی، نبود مهارت، نبود رعایت نظامات دولتیه اینجا میشه گفت هروقت شخصی انجام دهنده یکی از مصادیق تقصیر شه ضامن هستش.
وجود شرط تقصیر در مورد تسبیب رو میشه از میون مواد مختلف قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی بدست بیاره مثل ماده 333 قانون مدنی و ماده 335 قانون مدنی و ماده 519 قانون مجازات92 ” … اگر مالک با وجود تمکن از اصلاح یا رفع یا اگاهی و جلوگیری از اتفاق آسیب سهل انگاری کنه ضامنه” و ماده 516 قانون مجازات 92″ … مگه اونکه اون رو طوری گذاشته باشه که ً با استعداد آسیب یا ضرر باشه”.

دانلود پایان نامه
واسه دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،جلسه مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می تونید به سایت  40y.ir  مراجعه کنین
رشته حقوق همه گرایشا : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان دربارهقانون مجازات جدید

در این سایت مجموعه خیلی بزرگی از مقالات و پایان نامها درج شده که قسمتی از اونا به شکل رایگان و بقیه واسه فروش و دانلود درج شده ان

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu