تعیین رابطه و سهم پیش¬بینی¬کنندگی تاثیر هوش معنوی و عمل به باورهای دینی بر تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار.- قسمت ۲

تعیین رابطه و سهم پیش¬بینی¬کنندگی تاثیر هوش معنوی و عمل به باورهای دینی بر تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار.- قسمت ۲

هیجان نقش مهمی در جنبه­ های مختلف زندگی نظیر سازگاری با تغییرات زندگی و رویدادهای تنیدگی­زا ایفا می­ کند. اصولاً، هیجان را می­توان واکنش­های زیست­شناختی به موقعیت­هایی دانست که آن را یک فرصت مهم یا چالش برانگیز ارزیابی می­کنیم و این واکنش­های زیستی با پاسخی که به آن رویدادهای محیطی می­دهیم، همراه می شوند (گرنفسکی[۹۸]، ون-در-کومر[۹۹]، [۱۰۰]کریج[۱۰۱]، تیردز[۱۰۲]، لگرستی[۱۰۳] و انستین[۱۰۴]، ۲۰۰۲). هر چند هیجان­ها مبنای زیستی دارند، اما افراد قادرند بر شیوه­ هایی که این هیجان­ها را ابراز می­ کنند، اثر بگذارند. این توانایی که تنظیم هیجان نامیده می­ شود، فرایندهای درونی و برونی است که مسئولیت کنترل، ارزیابی و تغییر واکنش­های هیجانی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف بر عهده دارد و به طور معناداری بر کیفیت، زمانبدی و شدت تجربه تاثیر می­گذارند (تامپسون[۱۰۵]، ۱۹۹۴) و به توانایی فهم هیجانات، تعدیل تجربه­ی هیجانی و ابراز هیجانات اشاره دارد (فلدمن- بارت[۱۰۶]، گروس[۱۰۷]، کریستنسن[۱۰۸]، بنونوتو[۱۰۹]، ۲۰۰۱ ؛ گروس، ۲۰۰۱).
بنابراین تنظیم هیجان، یک اصل اساسی در شروع، ارزیابی و سازماندهی رفتار سازگارانه و همچنین جلوگیری از هیجان­های منفی و رفتارهای ناسازگارانه محسوب می­ شود (گرنفسکی و همکاران، ۲۰۰۲). این سازه یک مفهوم پیچیده است که طیف گسترده­ای از فرایندهای زیستی، اجتماعی، رفتاری و همچنین فرایندهای شناختی هشیار و ناهشیار را در بر می­گیرد (گرنفسکی، کریج و اسپین­هاون[۱۱۰]، ۲۰۰۱). به عبارت دیگر، واژه تنظیم هیجان مشتمل بر راهبردهایی است که باعث کاهش، حفظ و یا افزایش یک هیجان می­شوند (جرمن[۱۱۱]، ون-در-لیندر[۱۱۲]، اسرمونت[۱۱۳] و زرمتن[۱۱۴]، ۲۰۰۶). و به فرایندهایی اشاره دارد که بر هیجان­های کنونی فرد و چگونگی تجربه و ابراز آنها اثر می­گذارد (گروس، ۱۹۹۸). افراد در رویارویی با شرایط تنیدگی­زا، شیوه ­ها و راهبردهای مختلفی را جهت مهار یا هدایت و تنظیم هیجان به کار می­برند. تنظیم هیجان به عنوان تلاش­ هایی تعریف می­ شود که از سوی افراد برای حفظ، مهار و افزایش تجربه و ابراز هیجان به کار برده می­ شود (رابرتون[۱۱۵]، دافن[۱۱۶] و باکس[۱۱۷]، ۲۰۱۱). طبق مدل گروس (۲۰۰۱)، تنظیم هیجان شامل همه راهبردهای آگاهانه و غیرآگاهانه می­ شود که برای افزایش، حفظ و کاهش مؤلفه­ های هیجانی، رفتاری و شناختی یک پاسخ هیجانی به کار برده می­ شود. و به توانایی فهم هیجانات، تعدیل تجربه و ابراز هیجانات اشاره دارد. تنظیم هیجان وجه ذاتی گرایش­های پاسخ هیجانی است (آمستادتر[۱۱۸]، ۲۰۰۸). در واقع، تنظیم هیجان به اعمالی اطلاق می­ شود که به منظور تغییر یا تعدیل یک حالت هیجانی به کار می­رود در متون روان­شناختی، این مفهوم اغلب به منظور توصیف فرایند تعدیل عاطفه منفی به کار رفته است.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
هر چند تنظیم هیجان می ­تواند در برگیرنده فرایندهای هشیار باشد، الزاماً نیازمند آگاهی[۱۱۹] و راهبردهای آشکار[۱۲۰] نیست (گروس و مونوز[۱۲۱]، ۱۹۹۵). تنظیم هیجان در مدیریت هیجان­ها نقش اساسی ایفا می­ کند (سارنی[۱۲۲]، مومه[۱۲۳]، و کمپوس[۱۲۴]، ۱۹۹۸). تنظیم هیجان شکل خاصی از خودنظم­بخشی[۱۲۵] است (تیس[۱۲۶] و براتس­لوسکی[۱۲۷]، ۲۰۰۰). به عنوان فرایندهای بیرونی و درونی دخیل در بازبینی، ارزشیابی و تعدیل ظهور، شدت و طول مدت واکنش­های هیجانی تعریف شده است (تامپسون، ۱۹۹۴) که در سطوح ناهشیار، نیمه هشیار و هشیار به کار گرفته می­ شود (می یر[۱۲۸] و سالووی[۱۲۹]،۱۹۹۵). تنظیم هیجان فرایند درونی و تبادلی است که فرد از طریق آن هیجان­های جاری خود را به صورت هشیار یا ناهشیار مدیریت و مهار می­ کند و به این وسیله حالت یا برانگیختگی خود را نظم می­دهد. تنظیم هیجان مسؤل نظارت، ارزیابی و تعدیل واکنش های فرد است و به فرد در دستیابی به اهدافش یاری می­دهد (برکینگ و دیگران، ۲۰۰۸).
از دید تحولی، تنظیم هیجان پیش­نیازی مهم برای بسیاری از کنش­وری­های روانی- اجتماعی فرد، مانند پردازش شناختی، رفتارهای کاوشگری، توانایی اجتماعی و حل مسئله محسوب می شود (دیاموند[۱۳۰] و اسپین وال[۱۳۱]، ۲۰۰۳) از سوی دیگر، نارساکنش­وری در تنظیم هیجان موجب می­ شود که پاسخ­های هیجانی فرد با پاسخ­های مورد انتظار و بهنجار هیجان­ها متفاوت شود و مشکلات مزمن روان­شناختی را درپی داشته باشد. در واقع تنظیم هیجان به اعمالی اطلاق می­ شود که به منظور تغییر یا تعدیل یک حالت هیجانی به کار می رود. تنظیم هیجان در مدیریت هیجان­ها نقش اساسی ایفا (تایس و براتس لوسکی، ۲۰۰۰).
بنابراین می­توان گفت، تنظیم هیجان عاملی کلیدی و تعیین­کننده در بهزیستی روانی و کارکرد اثربخش است (گرنفسکی و کریج، ۲۰۰۶) که در سازگاری با رویدادهای تنیدگی­زای زندگی نقش اساسی ایفا می­ کند (گروس، ۱۹۹۹؛ تامپسون،۱۹۹۴؛ گرنفسکی و کریج، ۲۰۰۶) تا جایی که باید گفت بر کل کیفیت زندگی فرد اثر می­گذارد.
۲-۲-۲-۱- راهبردهای تنظیم هیجان
گروس (۲۰۰۷) راهبردهای تنظیم هیجان را این گونه شرح می­دهد:
انتخاب موقعیت[۱۳۲]: اولین رویکرد پیشگام در تنظیم هیجان، انتخاب موقعیت می­باشد. این نوع تنظیم هیجان شامل انجام فعالیت­هایی است که انتظار ما از موقعیت را افزایش یا کاهش می­دهد. انتخاب موقعیت به درک خصوصیات مشترک اجزاء موقعیت­های پویا و پاسخ­های هیجانی مورد انتظار برای این خصوصیات نیاز دارد و این مستلزم ارزش­گذاری رشدی برای به دست آوردن این فهم می­باشد. نگاه به گذشته، شکاف عمیق بین تجربه و به خاطر آوردن ایجاد می­ کند. و نگاه به آینده، باعث می­ شود پاسخ­های هیجانی اشتباه برآورد شوند. این تمایلات برای نگاه به گذشته و آینده باعث می­شوند بیان مناست این موقعیت­ها برای اهداف انتخاب موقعیت، مشکل شود.
اصلاح موقعیت[۱۳۳]: موقعیت­های استنباط هیجانی به طور بالقوه و به صورت قطعی، پاسخ­های هیجانی را هدایت نمی­ کند. تلاش برای اصلاح مستقیم موقعیت، در­ فرد ادامه می­یابد تا فشار هیجانی شکل نیرومندتری از تنظیم هیجان را تشکیل دهد. مثلا حضور و مداخله یک فرد خاص به عنوان حمایت­کننده در اصلاح موقعیت میزان بازشناسی افراد را افزایش خواهد داد.
گسترش توجه[۱۳۴]: انتخاب موقعیت و اصلاح موقعیت به فرد امکان شکل­دهی موقعیت را می­دهند. به هر حال، این شکل­دهی تنظیم هیحانات را بدون تعییر واقعی محیط امکان­ پذیر می­نماید. موقعیت­ها ابعاد زیادی دارند و گسترش توجه شامل این است که چگونه افراد توجهشان را به یک موقعیت معطوف می­ کنند تا بر هیجاناتشان تسلط یابند. از راهبردهای گسترش توجه به عنوان یک روش درونی انتخاب موقعیت می­توان به حواس­پرتی[۱۳۵](توجه را از روی یک بعد به ابعاد دیگر موقعیت منتقل می­ کند) و تمرکز[۱۳۶](توجه را روی خصوصیات هیجانی موقعیت معطوف می­ کند) اشاره کرد.
تغییر شناخت[۱۳۷]: برای تنظیم هیجان نیاز است که ادراکات با معنی دریافت شود تا افراد ظرفیتشان را برای مدیریت موقعیت، ارزیابی کنند. تغییر شناخت شامل ارزیابی موقعیت، تغییر هیجان، تغییر تفکر درمورد موقعیت و مدیریت ظرفیت بر اساس نیازها می­باشد.
تعدیل پاسخ[۱۳۸]: در مقایسه با فرایندهای دیگر تنظیم هیجان، تعدیل پاسخ آخرین مرحله فرایند تنظیم هیجان می­باشد. تعدیل پاسخ، تأثیرگذاری بر پاسخ­دهی فیزیکی، تجربی یا رفتاری را در حد ممکن و به طور مستقیم شامل می­ شود. داروها، تمرین آرمیدگی، الکل و سیگار و حتی تغذیه نیز می­توانند برای تعدیل تجربه هیجانی استفاده شوند.
عکس مرتبط با سیگار
۲-۲-۲-۲- ساختار عصب­روانشناسی تنظیم هیجان
بدن انسان نسبت به استرس­های هیجانی با مجموعه ­ای از عوامل پیچیده پاسخ می­دهد. حسگرهای انسان، تحریک استرسی وارد آمده را برای پردازش و شناخت به مغز می­آورد. اطلاعات حسگرها برای درک اولیه، به تالاموس[۱۳۹] مغز وارد شده و اطلاعات خروجی از دو مسیر مستقیم و غیر مستقیم، از تالاموس به ترتیب وارد آمیگدال[۱۴۰] و قشر حسی[۱۴۱] مغز می­شوند. مسیر مستقیم مخصوص واکنش های سریع، اما با بار اطلاعاتی محدود است، ولی مسیر غیر مستقیم پس از تبدیل اطلاعات به اشکال قابل شناخت، با بار اطلاعاتی غنی­تر و جزئیات بیشتر، سیگنال­هایی به دیگر بخش­ها ارسال می­ کند.
در واکنش­های هیجانی، اطلاعات از دو مسیر هیپوکامپ[۱۴۲] و قشر ارتباطی[۱۴۳] مغز وارد هسته­های جانبی آمیگدال شده، سپس این بخش سیگنال­هایی به هسته­های قاعده­ای و کمکی و مرکزی ارسال می­ کند. خروجی هسته مرکزی آمیگدال، لوکوس سرولئوس و نواحی از مغز میانی[۱۴۴] را فعال می­ کند. بخش های نام برده به و سیله اعصاب دستگاه خودکار، واکنش­های هیجانی مانند فرار و گریز، افزایش نرخ تنفس و ضربان قلب را کنترل می­ کند.
قشر پیش­پیشانی[۱۴۵] مجموعه ­ای هدفمند از مکانیسم­های عصبی است که مجموعه ­ای از مدارهای پاسخ را برای عمل فراهم می­آورد. قشر پیش­پیشانی به جای این که پاسخ را به وجود آورد؛ شیوه پاسخ را برای زمان مناسب و تحلیل تحریک­های پیچیده نگه می­دارد. بدین ترتیب، با تعامل دو طرفه قشر پیش­پیشانی و تالاموس و دریافت اطلاعات از قشر حسی مغز، فرد برای مواجهه با تحریک­های بعدی آماده می­ شود. تعامل دو طرفه قشر پیش پیشانی و آمیگدال، پاسخ هیجان را کنترل می­ کند.
گروس (۲۰۰۷) تنظیم هیجان از دیدگاه عصب­روانشناسی از سه منظر مورد مطالعه قرار داده است.
الف) انگیزش برای کسب پاداش و دوری از درد[۱۴۶] :
انگیزش برای کسب پاداش و دوری از درد مشابه دو راهبرد انتخاب موقعیت و اصلاح موقعیت می­باشد. اشخاصی که هیجان­هایشان را از طریق انتخاب یا خلق موقعیتی که افزاینده هیجان­­های مثبت و کاهنده هیجان­های منفی است تنظیم می­ کنند در واقع از این نظام انگیزشی بهره می­گیرند، وظایف این نظام در مغز به عهده­ قطعه گیجگاهی[۱۴۷]، بادامه[۱۴۸]، قطعه پیشانی[۱۴۹] و سینگولیت قدامی[۱۵۰] می­باشد.
ب) دستکاری اهمیت پاسخ[۱۵۱]:
دستکاری اهمیت پاسخ و تظاهرات چهره­ای هیجان هر دو شبیه به راهبرد تعدیل پاسخ عمل می­ کنند. دستکاری اهمیت پاسخ­های هیجانی دلالت بر تعدیل یک پاسخ هیجانی تولید شده دارد.
ج) تظاهرات چهره­ای هیجان[۱۵۲]:
تظاهر چهره­ای دلالت بر نشان دادن هیجان بر روی چهره در غیاب تجربه پدیده هیجان­آور دارد. قطعه پیشانی و گیجگاهی مغز وظایف دستکاری اهمیت پاسخ­ها را بر عهده دارند و وظایف تظاهر چهره­ای هیجان بر عهده نظام حرکتی[۱۵۳] و قطعه پیشانی می­باشد. جدول ۲-۱ عوارض ناشی از آسیب­دیدگی هرکدام از مناطق مغزی عهده­دار تنظیم هیجان را در هرکدام از سه حوزه ذکر شده نشان می­دهد.
جدول ۲-۱ مناطق آسیب­دیده مغز و نقص در تنظیم هیجان (گروس، ۲۰۰۷)

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *