دانلود پایان نامه رشته روانشناسی در مورد درمان مبتنی بر پذیرش

درد مزمن دارد و در برخی رویکردهای شناختی – رفتاری، به عنوان یک متغیر کلیدی در نظر گرفته می شود. فاجعه سازی، به عنوان یک “مجموعه” شناخت های منفی که منجر به بیش برآورد احتمال پیامدهای نامطلوب می شوند، تعریف می گردد. این مفهوم، به عنوان یک مفهوم کلیدی در مدل ترس – اجتناب، در نظرگرفته می شود. بدین ترتیب، یکی از مکانیسم های مهم درمان CBT، کاهش فاجعه سازی درد تا جایی است که کاهش درد، پریشانی و ناتوانی را به دنبال داشته باشد (ولز و همکاران، 2007).

اخیرا، رفتاردرمانی های”موج سوم”، بحث ها و توجه زیادی را به خود اختصاص داده اند. همراه با تغییر قرن، افزایش علاقمندی به رفتار درمانی های جدید، مخصوصا در میان پژوهشگران بالینی، دیده می شود. برخی معتقدند که این تغییر جهت، مشابه با همان” انقلاب شناختی ” (یعنی روان درمانی” موج دوم “) است که در سال های 1970 اتفاق افتاد. در آن زمان اعتقاد بر این بود که با استفاده از مداخلاتی که هدفشان شناختارهای ناکارآمد است، می توان تاثیر رفتار درمانی را ارتقا بخشید. بدین ترتیب، درمانCBT ، هدف بسیاری از تحقیقات بالینی شد و به دنبال آن داده های زیادی در رابطه با تاثیر این رویکرد بر دامنه ی وسیعی از وضعیت های بالینی گرد آوری شد (گادیانو ، 2004). یکی از مزیت های درمانCBT، توانایی تطبیق آن با پیشرفت های نظری و بالینی مثل درمان های مبتنی بر پذیرش و درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی می باشد، در این درمان ها توانایی توجه به لحظه ی اکنون مورد تاکید قرار می گیرد و مخصوصا از شیوه هایی استفاده می گردد که گشودگی و پذیرش را ارتقا می بخشد و میزان واکنش پذیری را به شیوه ی متفاوت از درمان CBT کلاسیک، کاهش می دهد (رکتور، 2011). درمان های موج سوم، نسبت به درمان های کلاسیک قبلی گشودگی دارند و بر تغییرات بافتاری و عملکرد تمرکز دارند. این درمان ها، مبتنی بر درمان های موج اول و دوم می باشند اما به نظر می رسد که این درمان های رفتاری کلاسیک را به سمت جلو هدایت می کنند (هیز، 2004). درمان های موج سوم، غالبا با درمان CBT قابل قیاس هستند. طرفداران این نسل سوم درمان ها معتقدند که این رویکردها هم به لحاظ تئوری و هم به لحاظ تکنولوژی، نسبت به درمان های کلاسیک متمایز و بدیع هستند. برخی دیگر معتقدند که این رویکردها ی جدید، فی نفسه، هیچ چیز جدید ی را ارائه نمی کنند. تعجب آور نیست که گاهی اوقات چنین موضع گیری هایی موجب مباحثه زیادی بین طرفداران این رویکردها و افراد دیگر می شود(هربرت و همکاران، 2011). نمونه هایی از این درمان های موج سوم عبارت است از: رفتار درمانی دیالکتیک (DBT، لینهان، 1993)، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT، هیز، استروسال و ویلسون ، 1999) ، روان درمانی تحلیل کارکرد (FAP، کولنبرگ و تسای، 1991)، رفتاردرمانی التقاطی زوجین (IBCT، کریستنسن، جکوبسن & بابکوک، 1995؛ کوردووا & الدریج، 2000)، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT، سگال، ویلیامز & تیزدل، 2002) و درمان های دیگر (هیز و همکاران، 2004).
درمان های موج سوم، برخی ویژگی های مشترک دارند اما از برخی لحاظ دیگر با یکدیگر متفاوتند. ویژگی های مشترک این درمان ها عبارت است از: ذهن آگاهی، پذیرش، در آمیختگی، ارزشمندی ها، ارتباطات و رابطه ی مراجع درمانگر. با این وجود، برخی معتقدند که بعضی از این ویژگی ها، بخشی از ویژگی های درمان CBT به شمار می آیند (است ، 2008).
2-12-2-4-1 درمان ACT
2-12-2-4-1-1 مبانی نظری درمان ACT
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، در سال 1990 توسط هیز، استروسال و ویلسون مطرح شد و به”درمان های شناختی رفتاری موج سوم” تعلق دارد (کل و همکاران، 2012). بررسی تئوری زیر بنایی درمانACT نشان می دهد که این درمان هنوز یک درمان نوین است، اما در رابطه با این موضوع که این درمان برخلاف درمان CBT کاهش سریعی در باور به افکار منفی (نه الزاما فراوانی آن) به وجود می آورد، حمایت های تجربی وجود دارد. این میزان کاهش باور به افکار منفی، خواه همراه با تغییرات در فراوانی این افکار باشد یا نباشد، بر اساس مفهوم (مولفه ی)” گسستگی شناختی” اتفاق می افتد و به پیامدهای مثبت درمان ACT اختصاص دارد. درمان ACT میزان اشتیاق به مواجهه با رویدادهای منفی درونی را افزایش می دهد – یک فرآیندی که به پیامدهای مثبت این درمان اختصاص دارد (هیز، 2004).
درمانACT به وضوح یک درمان بافتاری است و مبتنی بر تحلیل تجربی زبان و شناخت انسان (تئوری چهارچوب ارتباطی ) می باشد. تئوری RFT شرح می دهد که چرا در آمیختگی شناختی و اجتناب تجربی، هم دائم و همیشگی هستند و هم مضرند. درمان ACT این فرآیندها را مورد هدف قرار می دهد و واجد حمایت های تجربی، هم در سطح فرآیند و هم در سطح نتیجه و پیامد می باشد (هیز،2004). در درمانCBT ، پذیرش به عنوان یک مفهوم در نظر گرفته می شود در حالی که بنیان گذاران درمانACT به طور عمیق تری به این مفهوم پرداخته اند و آن را به عنوان یک مولفه ی درمانی در کنار مولفه هایی مثل گسستگی، ذهن آگاهی و غیره در نظر گرفته اند. در مدل ACT، پذیرش به عنوان تمایل نسبت به یک رویداد یا وضعیت توصیف می شود. با وجودی که مولفه ی پذیرش، به عنوان راهکاری برای تغییر هیجانات در نظر گرفته نمی شود اما این مولفه قابل قیاس با راهکارهایی است که هدفشان تنظیم هیجانات است مثل راهکارهای سرکوبی، انحراف توجه و ارزیابی مجدد. برخی از صاحب نظران، مولفه ی پذیرش را به عنوان یک راهکار تنظیم هیجانات در نظر گرفته اند. مقالات مروری و فراتحلیلی زیادی تاثیر درمان ACT و اندازه ی اثر آن را گزارش کرده اند (کل و همکاران، 2012).
بودا معتقد است که: ” تولد رنج آور است، مرگ رنج آور است، سوگ، غم، درد و نومیدی رنج آور است، ارتباط با شرایط ناممطلوب رنج آور است، جدایی از شرایط مطلوب رنج آور است و نرسیدن به آنچه که دوست داشتنی است، رنج آور است”. کومر ) 2002 ) معتقد است که بر اساس دیدگاه بودیسم، “رنج کشیدن از طریق تمایل روانی به ماهیت و ذات که مبتنی بر تجربه ی افکار، عواطف، رفتار یا خود به عنوان گسسته و غیر قابل تغییر می باشد، به وجود می آید”. بر اساس تئوریACT ، رنج کشیدن ، بخش لاینفکی از هستی بشر است. یکی از منابع این رنج، دوسوگرایی زبان بشر می باشد. درد (رنج)، با توجه به همه ی پیچیدگی های زندگی بشر، اجتناب ناپذیر است، اما بشر این رنجش را از طریق زبان تقویت می کند. به دلیل اینکه ارتباطات کلامی، به گونه ی دلخواهانه قابلیت اجرا دارند، هر موقعیتی می تواند “یادآور” رنج گذشته ی فرد باشد. در سیستم های غیر کلامی، تنها موقعیت های مشابه می توانند چنین وضعیتی را ایجاد سازند. در واقع، به دلیل اینکه رویدادها می توانند به لحاظ کلامی از طرق مختلفی با یکدیگر ارتباط داشته باشند، حتی رویدادی که عملکرد ی مخالف با رویدادهای رنج آور قبلی داشته باشد هم می تواند رنج آور باشد. به عنوان مثال، فردی که مرگ یکی از عزیزانش را تجربه کرده است ممکن است با دیدن مراسم تدفین فردی، آن تجربه ی رنج آور قبلی اش دوباره زنده شود، اما هم چنین ممکن است آن تجربه، در یک روز بهاری، یا با دیدن یک گل و یا وقتی کودکی را در حال بازی می بیند، دوباره زنده شود، بدین ترتیب ممکن است خیلی از رویدادهای لذت بخش، یاد آور آن تجربه ی رنج آور فرد باشد. مشابه چنین اثراتی در وضعیت های بالینی هم دیده می شود مثلا آرامش عضلانی القا کننده ی اضطراب است و خودکشی در ایام تعطیلات افزایش می یابد(هیز، 2002).
هم چنین دو سوگرایی زبان از طریق تمایل به اجتناب، رنج فرد را افزایش می دهد. در این رابطه عواطف مثال خوبی هستند. در سیستم های غیر کلامی، رویدادهایی که واکنش های تنفر انگیز به وجود می آورند، مورد اجتناب قرار می گیرند. در سیستم های کلامی، خود این واکنش ها هدف اجتناب قرار می گیرند. زبان انسان، باعث می شود که مجموعه هایی از حس های بدنی، ویژگی های بافتاری و رفتاری را به صورت “حالات عاطفی” توصیف کند. ما ممکن است یاد بگیریم که یک مجموعه را به صورت “افسردگی” توصیف کنیم و مجموعه ی دیگر را به عنوان ” اضطراب” در نظر بگیریم. بیزاری نسبت به این رویدادهای سازمان یافته، ممکن است به ترتیب به وسیله ی ارزیابی های کلامی (مثلا اضطراب” بد ” است) و واکنش های بعدی که به دنبال این احساسات به وجود می آیند (مثلا، اگر در این جا من دچار حمله ی پانیک شوم، خودم را مورد تمسخر قرار داده ام)، تقویت شود. این ساختارهای کلامی، به گونه ی قابل توجهی، بیزاری از رویدادهای عاطفی را افزایش می دهد. به دلیل این سیستم های ارزیابی کلامی، رنج انسان افزایش زیادی پیدا می کند. انسان ها به طور مداوم موقعیت های کنونی را با آینده ای که به لحاظ کلامی ساخته اند، مورد مقایسه قرار می دهند و این وضعیت، نقش مولفه های کلامی را در ارتباط با کنترل رفتاری، برجسته تر می کند (به عنوان مثال”من تنها زمانی قادر به زندگی هستم که دیگر اضطرابی نداشته باشم”). علاوه بر این، انسان ها می توانند به لحاظ کلامی پیامدهایی را در نظر بگیرند که هیچ وقت تجربه نشده است. تجارب خصوصی درونی مثل افکار غیر موثر، سرکوب عاطفی یا راهکارهای اجتنابی، فراوانی رویدادهای اجتناب شده و بیزاری از آنها را افزایش می دهند (هیز، 2002).
رویکرد ACT، تمایز روشنی را بین درد و رنج قائل است. به اعتقاد هیز و سایر درمانگران CT، درد هیجانی، بخش غیر قابل اجتنابی از زندگی انسان می باشد در حالی که رنج، یک واکنش ثانویه نسبت به این درد هیجانی درنظر گرفته می شود. زمانی که این درد تعیین کند که چه کاری می توانیم وچه کاری را نمی توانیم انجام دهیم، هم چنین تعریف ما را از زندگی و خودمان تعیین کند، در این صورت رنج را به دنبال خواهد داشت. این وضعیت افکار ما را هم درگیر می کند مثلا “اگر من افسرده نبودم، از مدرسه فارغ التحصیل می شدم” یا “اگر من خیلی اضطراب نداشتم می توانستم بیشتر مسافرت کنم”. به این طریق، درد در زندگی امان حکمفرما می شود و هویتمان با این درد، در هم گره می خورد. به نظر می رسد در این وضعیت، واکنش به درد به صورت رفلکسی و خارج از کنترل باشد. درمانACT در تغییر این وضعیت به ما کمک می کند (گارانو ، 2005).
مفهوم محوری مدل ACT، انعطاف پذیری روان شناختی می باشد. این مفهوم نقطه ی مقابل عدم انعطاف پذیری روان شناختیاست که فرآیند محوری در آسیب شناسی روانی می باشد. این الگوی درمانی با استفاده از برخی فرآیندهای روان شناختی، موجبات انعطاف پذیری روان شناختی را فراهم میسازد( توهیگ،2012).
هدف اصلی درمانACT افزایش انعطاف پذیری روان شناختی است. در این مدل درمانی، این هدف از طریق 6 فرآیند روان شناختی محقق می شود که عبارتند از پذیرش، گسستگی، بودن در لحظه ی اکنون، خود به عنوان بافت، ارزش ها و تعهدات رفتاری . هر کدام از این فرآیندها، در انتهای یک طیف قرار دارند و فرآیندهای مخالف با آنها، در انتهای دیگر طیف قرار دارند. بر اساس فلسفه ی درمان ACT، هر کدام از انتهای این طیف، بستگی به بافت دارد. به عنوان مثال، گسستگی از افکار اضطرابی با استفاده از یک سخنرانی مهم، اقدام مفیدی است در حالی که گسستگی از افکاری که مرتبط با فعالیت های خطرناک هستند اقدام مفیدی نیست و بر عکس در آمیختگی با این افکار سودمندتر است. بخشی از آنچه که در مدلACT تاکید می شود توانایی تمایز بین اهداف هر کدام از این فرآیندها و دانستن چگونگی درگیر شدن در هر یک از آنها می باشد (توهیگ، 2012). مولفه های درمان ACT عبارتند از :
– پذیرش
پذیرش به معنای در آغوش گرفتن تجارب درونی، به همان گونه که اتفاق می افتند، می باشد. این یک عمل است؛ یک نگرش یا عقیده نیست. ما می توانیم تجارب درونی امان را بپذیریم یا اینکه به دنبال تغییر آنها باشیم. پذیرش، متفاوت از تحمل می باشد به این خاطر که به عنوان یک انتخابدر نظر گرفته می شود وموجب می شود که فرد، استقبال بیشتری از تجارب درونی داشته باشد. پذیرش، موجب کاهش کنترل یا تنظیم تجارب درونی خاص می گردد. پذیرش در رابطه با آن دسته از تجارب درونی ای به کار گرفته می شود که منجر به اجتناب می شوند. به عنوان مثال فردی که مبتلا به اضطراب است از موقعیت های ایجاد کننده ی اضطراب می گریزد یا وقتی که در آن موقعیت ها قرار گرفته باشد در یک دیالوگ درونی گرفتار می شود که هدفش کاستن اضطراب است. بدین ترتیب، در درمان ACT، درمانگر در کنار ارائه تمرینات مواجهه، به جای اینکه بپرسد”چقدر اضطراب دارید؟”، از این سوال استفاده می کند،”چقدر اضطراب را می پذیرید؟” (توهیگ، 2012). بیماران، تشویق می شوند تا ازافکار و احساسات ناخواسته اشان – مثل اضطراب، درد و احساس گناه – استقبال کنند و بدین ترتیب راهی برای تغییر اجتناب به وجود می آید. هدف، پایان دادن به درگیری با افکار و احساسات ناخواسته ، بدون تلاش برای تغییر یا کاهش آنها می باشد (هافمن و همکاران، 2008).
– گسستگی شناختی
گسستگی شناختی، نقطه مقابل در آمیختگی شناختی می باشد. درآمیختگی شناختی وضعیتی را نشان می دهد که تجارب درونی، حقیقی پنداشته می شوند و قدرت بسیار زیادی روی اعمال فرد دارند. در حالی که هدف گسستگی شناختی کاهش معنای واقعی تجارب درونیست، بدین صورت که افکار فقط به عنوان افکار، احساس فقط به عنوان احساس و واکنش بدنی فقط به عنوان واکنش بدنی در نظر گرفته شود. گسستگی شناختی و درآمیختگی شناختی، هر دو، مفید هستند و سودمندی آنها بستگی به موقعیتی دارد که در آن به کار گرفته می شوند. به عنوان مثال، درآمیختگی شناختی در مواقع خریدکردن مناسب است چون باعث می شوند که عمل خرید کردن با سرعت و دقت بیشتری انجام گیرد. در حالی که گسستگی شناختی در حالتی که فرد افکاری مثل “من بی ارزشم” دارد، مفید تر است در این حالت فرد باید فکر را به عنوان مجموعه ای از لغات در نظر بگیرد و اجازه ندهد که روی رفتارش تاثیر بگذارد (توهیگ، 2012). هدف از گسستگی شناختی، تغییر عملکرد نامطلوب افکار و دیگر تجارب درونی(مثل عواطف)، می باشد. این راهکارها بدین منظور ایجاد می شود که بیماران تشخیص دهند که تلاش برای کنترل رویدادهای درونی، راه حل مشکل نیست بلکه خود مشکل است. به عنوان مثال، در مورد اختلال اضطراب، بیماران یاد می گیرند که تلاش های ناموفق برای کنترل اضطراب، راه حل نیست بلکه خود مشکل است. بر اساس این مولفه، بیماران یاد می گیرند که بر اساس افکار و احساساتشان عمل نکنند و نهایتا کنترل آنها را رها کنند. تمرینات مختلف ذهن آگاهی، چگونگی زندگی با تفکر انتقادی را به بیماران می آموزد (هافمن و همکاران، 2008).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

– حضور در لحظه ی اکنون
حضور در لحظه ی اکنون به این معناست که فرد به رویدادها، در همان لحظه که اتفاق می افتند تمرکز کند و تمرکزی بر

Author: مدیر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *