دانلود پایان نامه رشته روانشناسی در مورد 
اختلالات شخصیت

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی در مورد اختلالات شخصیت

دانلود پایان نامه

رویدادهای گذشته یا آینده نداشته باشند. حضور در لحظه اکنون به صورت توجه انعطاف پذیر و آگاهانه به رویدادهای درونی و بیرونی، بدون ارزیابی و قضاوت و به همان صورت که در حال اتفاق افتادن هستند، تعریف می شود. حضور در لحظه ی اکنون، کمک می کند که فرد دنیایش را به همان گونه که هست تجربه کند و نقش دنیای ساختگی او را کاهش می دهد. حضور در لحظه ی اکنون، حداقل سه مهارت را شامل می گردد: توانایی تنظیم توجه نسبت به اکنون، تجربه ی آنچه که اتفاق می افتد به صورت کامل، و شرح این رویدادها به یک شیوه ی غیر قضاوتی. نقطه ی مقابل حضور در لحظه ی اکنون، بازنمایی شناختی گذشته یا آینده می باشد. نمونه ای از این وضعیت، نشخوار ذهنی یا نگرانی است. در هر دو این نمونه ها، فرد، با رویدادهایی که در حال اتفاق افتادن هست تماسی ندارد و به جایش با رویدادهایی که تاکنون اتفاق افتاده یا ممکن است اتفاق بی افتد، درگیر است. به مراجعی که دچار نشخوار فکری یا نگرانی است آموزش داده می شود که نسبت به لحظه ی اکنون و اتفاقاتی که درحال وقوع است آگاه نیست و توجه اش، به تجارب درونی و بیرونی که در حال اتفاق افتادن هستند، بر گردانده می شود (توهیگ، 2012). درمانگران به بیماران یاد می دهند که تماس عاری از قضاوت با رویدادهای بیرونی داشته باشند، همان طور که اتفاق می افتند. بیماران، تشویق می شوند تا به گونه ی مستقیم تری رویدادها را تجربه کنند و این در افزایش انعطاف پذیری روان شناختی آنها موثر است (هافمن و همکاران، 2008).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

– خود به عنوان بافت
مفهوم سازی خود مبتنی بر خود ارزیابی می باشد. این مفهوم اشاره به همان چیزی دارد که ما در مورد خودمان باور داریم. مساله ی بالینی مهمی که در این بین وجود دارد این است که افراد سعی می کنند خود مفهوم سازی شده را حفظ و نگهداری کنند حتی با وجودی که رفتارهای بی فایده را به دنبال دارد. به عنوان مثال، شخصی که به خودش به عنوان فرد “افسرده” برچسب زده است، ممکن است خیلی درگیر فعالیت هایی شود که این خودتوصیفی را تداوم بخشد. دردرمان ACT، ما روی “خود به عنوان بافت” کار می کنیم، به این معنا که رویدادهای درونی و بیرونی از زاویه ی”من / اینجا / اکنون” تجربه شوند. بدین ترتیب، خود به عنوان بافتی درنظر گرفته می شود که تجارب درونی در آن اتفاق می افتند اما توسط آنها تعریف نمی شود. یادگیری فرآیند خود به عنوان بافت از طریق فرایندهای گسستگی شناختی، ذهن آگاهی و سایر فرآیندهای آگاهی، تسهیل می شود و این نشان دهنده ی کنش متقابل 6 فرآیند درمان ACT می باشد (توهیگ، 2012). بیماران تشویق می شوند تا “خودشان را به عنوان محور دیدگاهی درنظر بگیرند که جنبه ی متعالیو مقدسدارد و این از طریق تمرینات ذهن آگاهی، استعاره و فرایندهای تجربی، محقق می شود (هافمن و همکاران، 2008).
– ارزش ها
در درمان ACT ، ارزش ها به عنوان عناصر زندگی در نظرگرفته می شوند و محرک فرد برای درگیر شدن در برخی فعالیت های خاص می باشند. برخی ارزش ها درمیان مردم مشترک است اما برخی دیگر، در هر فرد به صورت اختصاصیست. غالبا ارزش ها، همسنخ اهداف درنظرگرفته می شوند. اهداف قابلیت دستیابی دارند مثل ازدواج . در حالی که ارزش ها می توانند فقط به عنوان جنبه ای از رفتار درنظر گرفته شوند مثل دوست داشتن همسر و بدین ترتیب ارزش ها، بیشتر به صورت قید بیان می شوند تا اسم. آنها می توانند در سراسر زندگی فرد دنبال شوند و نمی توانند مثل یک شیء یا موضوعی تحت تملک در آیند. از لحاظ عملی، وضوح بخشی به ارزش ها در تقویت عملکردهایی نقش دارد که در جهت تحقق آنها (ارزشمندی ها)هستند. بدین ترتیب، فرایند وضوح بخشی به ارزش ها به فرد کمک می کند تا به محرک هایی نزدیک شود که قبلا از آنها اجتناب می کرده است، علاوه بر این موجب می شود که تقویت کننده هایی که قبلا تاثیرات کمی داشتند، قدرتمند شوند. به عنوان مثال، نزدیک شدن فرد مضطرب به یک رویداد اضطراب آور، ممکن است او را یک گام به ارزشمندی هایش نزدیک تر کند (توهیگ، 2012). درمانگران، بیماران را تشویق می کنند تا در حالی که پردازش های کلامی مرتبط با اجتناب یا درآمیختگی شناختی را تضعیف می سازند، جهت گیری های ارزشمند شان را در حیطه های مختلف (مثل خانواده، معنویت) مشخص سازند (هافمن و همکاران، 2008).
– تعهدات رفتاری
فرایندهایی که تا بدین جا به آنها اشاره شد، یا بافتی که تجارب درونی در آن اتفاق می افتد را تغییر می دهند و یا به دنبال تغییر تاثیرات محرک ها هستند . عمل متعهدانه ، بیشتر مهارت مدار است و موجب تحقق ارزشمندی ها در کنار تمرین های پذیرش، گسستگی شناختی، حضور در لحظه ی اکنون و خود به عنوان بافت، می شود. تعهدات رفتاری تا جایی ادامه پیدا می کند که الگوهای بزرگی از رفتارهای انعطاف پذیر و موثری که با ارزشمندی ها مرتبط هستند، در فرد شکل گیرد. این مولفه شامل تعیین اهداف و عمل بر اساس آنها همزمان با انجام سایر استراتژی های درمان می باشد. بدین ترتیب، الگوهای بزرگتری از اعمال ارزشمند در فرد شکل می گیرد (توهیگ، 2012). هیز(2006) معتقد است که با توجه به عمل متعهدانه، درمان ACT، شباهت بسیار زیادی به رفتاردرمانی سنتی پیدا می کند و تقریبا هر روش منسجم تغییر رفتاری می تواند جزیی از پروتکل ACT درآید، مثل مواجهه، اکتساب مهارت ها، روش های شکل گیری رفتار، تنظیم اهداف و غیره (هافمن و همکاران، 2008).
2-12-2-4-1-2 اثربخشی درمان ACT
درمان های مبتنی بر پذیرش وذهن آگاهی، توسط محققین و درمانگران زیادی، با دامنه ی وسیعی از وضعیت های پاتولوژی و جمعیت های درمانی، مثل اختلالات شخصیت مرزی، اختلال اضطراب فراگیر، افسردگی، استرس، اختلال وسواس فکری – عملی، سوء مصرف مواد و استرس بیماران سرطانی و حتی تعارض های زوجین، انطباق پیدا کرده است. به نظر می رسد که کاربرد رویکردهای مبتنی بر پذیرش و ذهن آگاهی در این طیف مشکلات، نوید بخش باشد و به تحقیقات زیادی در این زمینه نیاز باشد (راکرسبزاک و همکاران، 2011). شواهد پژوهشی نشان می دهد که رویکردهای مبتنی برپذیرش و ذهن آگاهی، در بهبود اختلال افسردگی، عود افسردگی، اختلال دو قطبی، اختلالات خوردن، سایکوز، درد مزمن و استرس، تاثیر گذار است (فاچ، 2012). اثربخشی این رویکردهای بافتاری در بهبود مشکلات سرکشی، اثبات شده است. رنج وناتوانی مرتبط با دردمزمن، کاندید خوبی برای این رویکردها می باشد که علاوه بر توجه به شکل و فراوانی افکار، احساس و عمل فرد، بافتی که این تجارب در آن اتفاق می افتد را مورد توجه قرار می دهد (ولز و همکاران، 2007).
شواهد رو به رشدی در رابطه با اثربخشی درمان ACT وجود دارد اما قبل از اینکه این شواهد مرور و بررسی شوند، لازم است تا شیوه ی ارزیابی این رویکرد، مورد توجه قرار گیرد. بر اساس مدل کارکردی این رویکرد، هیچ رفتاری، ذاتا، مشکل آفرین نیست. به نظر می رسد که برخی رفتارها به احتمال زیاد مشکل آفرین باشند، اما برای درنظر گرفتن این وضعیت باید رفتار را از لحاظ کارکرد مورد سنجش قرار داد. بدین طریق، هیچ فکر یا الگوی تفکری، مشکل آفرین نیست، بلکه مشکل آفرینی فکر بسته به واکنشی دارد که به دنبال آن به وقوع می پیوندد. به عنوان مثال، افکار وسواسی تنها وقتی مشکل آفرین هستند که منجر به عملکرد خاصی در فرد شوند. اگر افراد مبتلا به وسواس یاد بگیرند که به آن افکار وسواس” فقط توجه کنند” و ارزشمندی هایشان را دنبال کنند، در این صورت، این افکار تاثیر کمی را بر رفتار باقی می گذارند. بنابراین، این الگوی درمانی به جای تمرکز بر کاهش نشانه ها، بر افزایش عملکرد تمرکز دارد. این مسئله در فرا تحلیلی که پاور، وردینگ و امل کمپ (2009) در رابطه با درمان ACT صورت دادند، به وضوح مشخص گردید. یافته های آنها نشان داد که اندازه ی اثر درمان ACT برای متغیر شدت درد مربوط به درد مزمن، نزدیک به صفر است اما، در صورت استفاده از متغیر عملکرد رفتار به عنوان متغیر وابسته، این درمان اندازه ی اثر بزرگی نشان می دهد (توهیگ، 2012).

درمان ACT برای دامنه ی وسیعی از مشکلات اجتماعی به کار گرفته شده است. ثابت شده است که این درمان بر دامنه ی وسیعی از اختلالات اضطرابی، اختلالات خلق، اختلالات سوء مصرف مواد، اختلالات سایکوتیک، اختلالات خوردن و مشکلات اضافه وزن، اختلالات کنترل تکانه، اختلالات شخصیت و مسائل مربوط به طب رفتاری، تاثیر گذار است. درمان ACT ، نتایج موفقیت آمیزی را در رابطه با جمعیت کودکان و افراد مبتلا به ناتوانی های رشدی یا آسیب های مغزی، نشان داده است. علاوه بر این، ثابت شده است که این الگوی درمانی بر دامنه ای از مسائلی که به سهولت قابلیت تشخیص را ندارند، تاثیر گذار است مثل پریشانی های والدینی که کودک مبتلا به نابهنجاری های رشدی دارند، استرس های مربوط به ناباروری و پریشانی های مربوط به زوجین. یافته های مروری و فراتحلیلی نشان داده اند که درمان ACT موثرتر از شرایط گروه کنترل هستند، اما بیشتر بودن اثربخشی این درمان نسبت به سایر الگوهای درمانی مثل درمان CBT کلاسیک، هنوز ثابت نشده است. هر چند، به نظر می رسد بحث های پیچیده ای در این زمینه وجود داشته باشد (توهیگ، 2012). تحقیقات مختلفی نشان داده اند که این درمان بر درد مزمن، استرس مرتبط با کار و مشکلا ت دیگر تاثیر گذار است (هیز، 2004). مطالعات کنترل شده ی تصادفی نشان داده اند که درمانACT در بهبود بیماری ها و مشکلاتی مثل افسردگی تاثیر گذار است وثابت شده است که میزان این بهبودی، با افزایش پذیرش و کاهش درآمیختگی شناختی تعدیل می گردد. نتایج تحقیقات کنترل شده نشان داده است که درمانACT در رابطه با دامنه ی وسیعی از مشکلات مربو ط به بیماران سرپایی، فضای بالینی مناسبی را به وجود می آورد(هیز، 2000).
2-12-2-4-1-3 درمانACT کودکان مبتلا به درد مزمن
تئوری ها و مدل های زیادی در رابطه با درد مزمن وجود دارد. در حال حاضر، رویکردهای بافتاری کنونی، که شکل توسعه یافته ای از درمان CBT کلاسیک می باشند، مثل درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، در زمینه ی درد مزمن کودکان و نوجوانان پیشرفت های چشمگیری نشان داده اند. نمونه ای از این مطالعات عبارت است از بررسی کنترل شده ی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد 32 کودک مبتلا به دردهای طولانی مدت، بررسی پذیرش درد درنوجوانان مبتلا به درد مزمن و بررسی میزان انعطاف پذیری والدینی که نوجوانان مبتلا به درد های مزمن دارند. این رویکردهای بافتاری به لحاظ کیفی، رو به توسعه، هستند. منظور از رو به توسعه بودن آنها این است که قادرند به گونه ی موفقیت آمیزی یافته های موجود را تلفیق کنند، یک مجموعه ی کاربردپذیری از فرآیندهای کلیدی فراهم سازند و موجب فراخوانی سوالات جدیدی شوند که قبلا مورد توجه نبوده اند (مک کرکن، 2011).
بین درمانACT کودکان و بزرگسالان مبتلا به درد مزمن چندین تفاوت مهم وجود دارد. سطح انتزاع کلامی کودکان (بسته به سنشان) کمتر از بزرگسالان است و تجربه ی عینی تری را نسبت به درد دارند. کودکان برخلاف بزرگسالان فاقد تفکر ارزیابی کننده و”ذهنی سازی”درد مزمن هستند. معمولا رفتارهای اجتنابی آشکار(مثل نرفتن به کلاس، خوابیدن در خانه، محدود کردن فعالیت های اجتماعی)، اصلی ترین راهکارهای کنترل درد در کودکان به شمار می آید. به مرور زمان، تمرکز بر این راهکارهای کنترل کننده منجر به الگوهای رفتاری بسیار محدود و فقدان فعالیت های ارزشمند در زندگی می شود. کودکان، نشان می دهند که به طور کلی از زندگی اشان ناراضی هستند و ممکن است نشانه های اختلالات خلقی در آنها دیده شود (مثل، غمگینی، خشم ناشی از بی علاقگی به فعالیت ها، کناره گیری از دوستان، افت نمرات). با این وجود، کودکان مانند بزرگسالان در ایجاد این شرایط نقش دارند و آنها مانند بزرگسالان معتقدند که تنها از طریق کنترل درد می توان این نارضایتی را برطرف ساخت. پایین بودن سطح توانمندی کلامی کودکان، ضرورتا مشکل بزرگی در اجرای درمانACT به وجود نمی آورد اما باید در کار با کودکان از یک شیوه ی خلاق تر و انعطاف پذیرتر استفاده شود(هیز، 2004). دومین تفاوت مهم درمانACT کودکان با بزرگسالان مربوط به این موضوع است که والدین عمدتا کنترل زندگی کودکان را بر عهده دارند و به دلیل اینکه دوست ندارند دردی در کودکشان ببینند، خواسته یا ناخواسته، رفتارهای اجتنابی را تقویت می کنند. بسیاری از باورهای والدین در مورد درد و کنترل آن، مشابه با بزرگسالان مبتلا به درد مزمن می باشد(به عنوان مثال، هدف درمان، پیدا کردن دلایل ایجاد درد و کاهش آن می باشد، نمی توان از فرد انتظار داشت که در حال درد، فعالیتی را انجام دهد). این وضعیت، درمان ACT کودکان را اندکی پیچیده تر می کند به این دلیل که غالبا در آن واحد 2 یا 3 بیمار درمان می شوند (یعنی بیمار مبتلا به درد، مادر و پدر) (هیز، 2004).
2-12-2-4-1-3-1 مداخلات بالینی
به دلیل اینکه کودک و والدینش، در هنگام شروع درمان بر بعد جسمانی درد تمرکز دارند(مثلا از لحاظ پزشکی باید مشکلی به وجود آمده باشد و باید این موضوع بررسی شود)، باید همه ی اعضای تیم ACT، فلسفه ی مشترکی را در این حیطه ها داشته باشند: نحوه ی پیدایش درد و ناتوانی، اهداف نهایی درمانACT وآن دسته از مداخلاتACT که در هر بیماری با موفقیت زیاد همراه است. اعضای تیمACT به طور فراوان با شرایطی مواجه می شوند که در آن هم کادر پزشکی و هم کادر سلامت رفتاری، بر سر این مساله توافق دارند که باید تقاضای والدین برای ارزیابی های پزشکی بیشتر و دریافت داروی بیشتر، کم شود. این همکاری نزدیک در زمانی که نشانه های جدیدی در کودک ظاهر می گردد یا زمانی که خانواده با اشکال” درمانی “دیگر مواجه می شوند، از اهمیت برخوردار است (هیز، 2004).
-مشکل مربوط به کنترل کردن است
هدف نخستین ارزیابی کودک و والدین، فهم این موضوع است که از چه فعالیت یا کارهایی اجتناب می شود، دلایل فرضی این اجتناب ها چیست و اینکه کودک به ازای این اجتناب ها چه بهایی را داده است؟ (یعنی این اجتناب ها چه پیامدی را به دنبال داشته اند؟). این ارزیابی، همان طور که قبلا گفته شد به این صورت انجام می شود:” شما چه کاری (در جهت اجتناب) انجام می دهید؟ دلایل آن چیست؟ این کار چه ارزشی برای شما دارد؟”، اما این ارزیابی در ابتدای کار به صورت سطحی انجام می شود و بعد از کار بر روی اهداف و ارزشمندی ها، مجددا صورت می گیرد. این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است که کودک و والدین (یا بزرگسالان دیگری که در” تربیت ” کودک نقش دارند)، بفهمند که روی الگوهای کلی اجتناب که کم و بیش دیده می شود و توسط خانواده، مدرسه و بافت اجتماعی تقویت می شود، کار می شود. این، در نوع خودش، شکلی از گسستگی می باشد(هیز،

مطلب مرتبط :   پایان نامه روانشناسی : دانشجویان دختر
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

پاسخی بگذارید

بستن منو