روابط اجتماعی

روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه

پیامدهای برخاسته از بروز نقطهی تحول در زنده‏گی – از جمله نوگروی دینی – میشوند. «ظاهرن برخی از انواع نقطهی تحول، نیاز به معنا و تعلق را در مردمان بر میانگیزند. با این حال، مردمانی که نقطهی تحولی در زنده‏گی نداشتهاند احتمال کمتری دارد که پذیرای دینی نو – به‌طور ویژه، گروههای غیرمتعارف [دینی] شوند» (همان: 111).
5. نزدیکشدن پیوندهای عاطفی درونکیشی : در مطالعهی لافلند بر روی مونیها، تقریبن تمامی اعضا از طریق شبکههای دوستی به عضویت گروه در آمده بودند. لافلند تأکید میکند که «آنها نوگروی را از مرحلهی عاطفی و نه از مرحلهی شناختی آغاز کردهند» (Roberts, 1990: 112). بهعبارتی، نتایج مطالعهی وی در این سطح، نشانگر تقدم مرحلهی پای‌بندی عاطفی بر مرحلهی پای‌بندی اخلاقی است.
6. سست شدن پیوندهای عاطفی برونکیشی : بهعلت بریدن از خانواده یا اجتماع دینیِ قبلی، فرد ممکن است سطحی از انزوا، از خود بیگانهگی و تنهایی را تجربه کند و سعی میکند ارتباط عاطفی با شبکهی دوستان همکیش را جای‏گزین پیوندهای عاطفی برونکیشی کند. بهنظر میرسد «مردمانی که گروه مرجع بلاواسطهی دیگری ندارند، کمتر احتمال دارد با فرآیند نوگروی مخالفت کنند» (همان: 112). در نبود فرد یا گروهی که تفاسیر و معانی جای‏گزینی را برای فرد بهدست دهد، احتمال اینکه فرد، هرچه بیش‌تر با گروه دینی جدید درآمیزد بیش‌تر است. همچنین، در نبود گروه مرجعی دیگر، فرآیند چشمپوشی و کنارهگیری از برونگروه سادهتر است (همان: 113).
7. تعاملات پُرقوام . نتایج مطالعات لافلند نشان داد که برخی از مونیها صرفن بهصورت لفظی به گروه دینی متعهداند و تعهد کاملی به گروه ندارند. وضعیت هفتم، به تغلیظ پای‌بندی مردمان نسبت به گروه، از طریق کنش متقابل فشرده میان اعضا اشاره دارد. بدینسان، پای‌بندی در سطح اخلاقی بهوسیلهی مشارکت و همدلی با گروه، افزایش مییابد. هنگامی که تعاملات پرقوام، حسی از اتحاد و یگانهگی را در گروندهگان ایجاد کرد، از آن پس، آنان فعالانه به استقبال ایدهئولوژی گروه خواهند رفت. «با تلاشهای آگاهانهی مریدان جهت تقویت ایمانشان، آنان رفتهرفته ایدهئولوژی [گروه دینی] را پذیرفته، حسی از ترس آمیخته با احترام را نسبت به رهبر خواهند داشت و از ارزشهای گروه حمایت خواهند کرد» (Roberts, 1990: 113) بدینسان، فرآیند نوگروی کامل گشته و پای‌بندی در هر سه سطح ابزاری، عاطفی و اخلاقی که در بحث از مدل پای‌بندی لافلند بدان اشاره رفت، تقویت خواهد شد.
نظریه‌ی لافلند تنها یکی از انواع نظریاتی است که در صدد تبیین نوگروی است که ممکن است چندان متناسب با بافت دینی ـ اجتماعی جامعه‌ی ایران نباشد. به این معنی که ممکن است فرآیند نوگروی‌ای رخ دهد که یک یا چند مرحله از مراحل مشخص شده توسط لافلند در آن مغفول مانده باشد.

شکل (2-1) مدل نوگروی لافلند (منبع:Roberts, 1990: 112 )

2-2-2-2 پردازش مدل نوگروی دینی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گرچه طیف گستردهای از نوگروی دینی را بر حسب درجهی تغییر در باورداشتهای دینی میتوانیم داشت، اما در مقام تحلیل، دو گونهی بارز «نوگروی حاد» و «غیرحاد» را بر حسب میزان تغییر میتوان از هم بازشناخت. «نوگروی غیرحاد به معنای تغییر در باورهای دینی فرد، بدون ترک آن دین است. به‌عبارتی، تحوّل دینی فرد در درون یک نظام اعتقادی، که در آن، فرد نسبت به پاره‌ای اعتقادات خود تجدید نظر می‌کند؛ خواه در مسیر تقویت آن‌ها و خواه در مسیر تضعیف آن اعتقادات» (خضرائی، 1388).
نوگروی حاد نیز بهمعنی «بروز تغییر بنیادین در نظام اعتقادی و حرکت از یک نظام اعتقادی به نظام اعتقادی دیگر است» (همان). شکل تام نوگروی را برای مثال میتوان در تغییر نظام باورها و جهانبینی یک یهودی محافظهکار که به مسیحیت بنیادگرا گرویده و یا یک هندوی به اسلام گرویده، مشاهده کرد.
اما به لحاظ کاربست اولیهی نظریات موجود در زمینهی نوگرویِ دینی، از خلال «تحول در نظام باورهای فردی»، «تجربیات فردی»، «روابط اجتماعی» و «مسیرهای هویتیابی افراد» (McGuire, 1981: 61)، میتوان سه گذر عمده را فرارو نهاد. گذر نخست، گذری روانشناسانه است که بر نقش عوامل شخصیتی و فردی در بروز نوگروی دینی تأکید میکند. در این چشمانداز، عواملی نظیر بحرانهای شخصی، تجربیات دینی و مکاشفات فردی، حالات نفسانی، تحولات شناختی، تیپهای شخصیتی، سطح هوشمندی معنوی، انگیزههای فردی مبتنی بر پاداش و خسارت و… در تبیین نوگروی دینی استفاده می‌شود. دیگری، گذری جامعهشناسانه است که بر نقش جامعهپذیری دینی، شبکههای روابط، ساختارهای اجتماعی، مسیرهای هویت‌یابی دینی، تکثر ارزشی، جهانیشدن، بحران‌ها و محرومیت‌های اجتماعی و… در بروز نوگروی دینی تأکید میکنند. در هر دو این گذرها بر نقش عوامل اجتماعی و فردی تأکید می‌شود و خلاصه بیش‌تر «علت» دارند تا «دلیل». اما شکل سه‌ومی از نوگروی را می‌توان از دو حالت مذکور متمایز کرد؛ در این حالت که گذری است معرفتی، فرد می‌کوشد از طریق مداقه، تفکر، تحلیل و تحقیق در معتقدات خویش بازاندیشی کند و خلاصه بیش‌تر «دلیل» دارند تا «علت». در حالی که پارهای از نظریات، وزن بیش‌تری را به هر کدام از جنبه‌های مذکور میبخشند، به نظر میرسد در این زمینه مدلی مناسب است که بنا بر واقعیت تجربی به هرسه‌ی این جنبهها پرتو بیافکند، بدون اینکه تأکیدی بیشازحد بر یکی از آنها روا دارد. در این پژوهش سعی شده است با عطف توجه به هر سه چشم‌انداز بالا، نقش هرکدام از عوامل فردی و اجتماعی در بروز نوگروی توضیح داده شود.

2-2-3 تعریف مفهومی معنویتهای نوپدید

طی دیدگاه‌های گوناگونی که از دههی 70 با ظهور و شناخت پدیدهای با عنوان «جنبشهای نوین دینی» (NRM) در جامعهشناسی آمریکا مطرح شد مباحثات زیادی بر سر تعبیر و تفسیر این پدیده به راه انداخته شد. برای برخی، ادیان و معنویتهای نوپدید نتیجهی طبیعی بسط و گسترش تغییرات دینی در عصر حاضر هستند (Eliade, 1987: 390) اما به نظر میرسد دایرهی تعابیر و تفاسیری که از معنا و اهمیت آن میشود بسیار گسترده است. اطلاق عناوینی چون «دینداریهای جدید»، «معنویتهای نوپدید»، «رفتارهای نوین دینی» «دینداری لایت» «دین کدر» و… به این گرایشها خود گواه بر فزونی این تفاسیر است.
از سال های آغازین دههی 50 و تشکیل حلقههای درسی محمدجعفر مصفّا که در آن اندیشه‌های کریشنا مورتی ترویج میشد و با ترجمهی آثار کریشنامورتی در سالهای آغازین انقلاب توسط برخی مترجمان، رفته‌رفته جوانان بسیاری به «عرفانهای شرقی» اقبال کردند. از سوی دیگر، در همان سالهای آغازین دههی 50 مرکزی با عنوان مرکز ایرانی مطالعهی فرهنگها تاسیس شد که در آن، آثاری از عرفان سرخپوستی به فارسی ترجمه شد. در آن زمان این آثار بسیار مورد استقبال قرار گرفتند، به طوری که از زمان آغاز ترجمه‌ی این آثار در سال 54 تا سال 57 این کتابها چندین بار تجدید چاپ شدند. پس از پیروزی انقلاب 57 و منحلشدن مرکز ایرانی مطالعات فرهنگها، بودند مترجمانی که دست به ترجمه‌ی سایر مجلدات آثار عرفان سرخ‌پوستی (از جمله آثار دون خوان) و عرفان شرقی زدند. این آثار در 15 سال اول انقلاب بسیار پرفروش گشته و تا آن زمان، دو نحلهی پرنفوذ از معنویتهای نوپدید (تعالیم کریشنامورتی و عرفان سرخپوستی) در ایران شناخته شد (ملکیان، 1392). بنابراین، نخستین طلیعه‌ی گرایشات معنوی نوپدید در ایران از سال‌های آغازین دههی 50 به بعد، بسط و گسترش یافت.
قاطبه‌ی تعاریف موجود در باب معنویت‌های نوپدید، تحت تأثیر تجربه‌ی جوامع غربی از این پدیده شکل گرفته‌اند (ن.ک: کریسایدز، 1386) اما در این پژوهش سعی شده است تعریفی بومی برای معنویت‌های نوپدید ارائه شود. در این تعریف، معنویت نوپدید عبارت است از گرایش به کیفیتی متعالی و فرامادی در هستی تحت تأثیر آموزه‌های نحله‌ها، گروه‌ها و گرایش‌های غیرمادی‌ای که از دهه‌ی پنجاه شمسی به بعد در ایران رواج یافته‌اند.
2-3 بررسی پیشینهی تجربی پژوهش
پژوهش‌هایی که در حوزه‏ی جامعه‏شناسی دین در ایران به‏صورت تجربی انجام شده‏اند را می‏توان از منظرهای گوناگون دسته‏بندی کرد. در برخی از این مطالعات، نتایج حاصله عمدتن دنباله‏رو ترجیحات ارزشی فرد پژوهش‏گر و آبش‏خور اعتقادات وی بوده‏اند. در این دسته از پژوهش‏ها، پژوهش‏گر برای گزاره‏‏های اعتقادی خویش اعتبار پیشینی قایل است. چنین پژوهش‌هایی به دور از هر گونه بررسی «انتقادیاندیشانه» (محدثی، 1388: 31) صورت گرفته و اساسن نمی‏توان آن‏ها را کاوشی جامعه‏شناختی دانست. بهعنوان مثال، مژگان میرآخورلی در پژوهشی با عنوان «بررسی میزان پای‌بندی مذهبی دانش‏جویان دانش‏گاه آزاد اسلامی واحد گرمسار»، یکی از علل کاهش پای‌بندی دینی جوانان را «تقلید از فرهنگ غربی که امروزه جوامع غربی را به پوچی و بی‏هویتی و سقوط اخلاقی کشانده است و پیروی از هوی و هوس»، می‏داند (میرآخورلی، 1388: 65). «انتقادی اندیشی یعنی وفاداری به منطق درونی جهد و کوشش فکری با هر نتیجه‏ی ممکن و محتمل … یعنی پی‏گیری کار نقادی تا انتها. بدین ترتیب انتقادی اندیشی مستلزم پذیرش نفی “بالقوه‏ی” اعتقادات خویش و دیگری است؛ نفی‏ای که ممکن است بالفعل بشود یا نشود» (محدثی، 1388: 31).
اما بررسی و به‏کارگیری این‏گونه پژوهش‌های اعتقادیاندیشانه در بحث از پیشینه‏ی پژوهش بنابر عدم قابلیت اعتماد نتایج بهدست آمده از آن‏ها، ضرورت و فایده‏ای ندارد. بنابراین، به‏طور کلی آن‏دسته از پژوهش‌هایی به‏عنوان پیشینه‏ی تجربی در نظر گرفته و بررسی می‏شوند که در آن‏ها، پژوهش‏گر در مقام جامعه‏شناس – به عنوان کسی که از منظر علمی به پدیده‏ها از جمله دین نظر می‏کند – پای‏بند به مواضع معرفتی و روشی رشته علمی خود بوده و اجازه دهد این اصول روند مطالعه‏ی او را به پیش ببرند.
با ایجاد یک دسته‏بندی موضوعیِ مرتبط با پژوهش حاضر، می‏توان پژوهش‌های انجام شده داخلی و خارجی را در دو طیف عمده قرار داد؛ برخی پژوهش‏گران در مطالعات خود در پی سنجش «میزان» دین‏داری مردمان مورد مطالعه بوده‏ و دین‏دارشدن یا دنیوی‏شدن آنان را هدف قرار دادهاند. دسته‏ای دیگر نیز به مطالعه‏ و گونه‏شناسی انواع سبک‏های دین‏داری پرداخته‏اند . با وجود این‏که هر دو دسته راه به شناخت وضعیت دینی مردمان می‏برند، اما در این میان، صرفن آن دسته از پژوهش‌هایی برای مطالعه‏ی حاضر دارای اهمیت هستند که در لابه‏لای آن‏ها به عوامل موجد تغییر و تحول در دین‏داری مردمان نیز پرداخته شده است. چنین گزینشی مستقیمن به اهداف پژوهش حاضر باز می‏گردد، که در آن، هدف نه سنجش دین‏دار شدن یا دنیوی‏شدن مردمان است و نه سنخ‏شناسی دین‏ورزی آن‏ها، بل‏که مراد، پی بردن به فهم و درک و توصیف مردمان نمونه از تحول در پای‌بندی دینی‏ آنان و رصد کردن آن‌دسته از عواملی است که چنین تحولی را موجب شده‌اند. بدون شک، در این میان، مطالعه و بررسی پژوهش‌هایی مفید فایده است که به اهداف پژوهش حاضر نزدیک‏تراند. آن‏چه در ادامه می‏آید مهم‏ترینِ این پژوهش‏هاست که به دو دسته‏ی داخلی و خارجی تقسیم شده و به ترتیب زمان انجام مطالعه، دسته‏بندی و گزارش شده‏اند.
2-3-1پژوهش‌های داخلی
«سنجش گرایش دینی دانش‏جویان روزانه دانش‏گاه تبریز و بررسی نقش یادگیری اجتماعی در آن» عنوان پژوهشی است که اسماعیل جلالی (1377) انجام داده است. وی در این پژوهش با استفاده از روش مطالعه‏ی پیمایشی و با بهرهگیری از 45 گویه به سنجش گرایش دینی 325 نفر از دانش‏جویان پرداخته است. مجموعهی گویهها از طریق تحلیل عاملی به سه بعد اساسی شامل اعتقادات دینی، آمادگی رفتاری دینی و شناخت دینی دلالت میکنند و ضرایب مربوط به روایی مقیاسها برای بعد اول 80%، بعد دوم 85% و بعد سه‌وم 86% گزارش شده است. یافتههای پژوهش نشان داد که میان اعتقادات دینی و آمادگی رفتاری دینی و جنسیت تفاوت معناداری وجود دارد، به گونهای که بعد اعتقاد دینی دانش‏جویان دختر نسبت به دانش‏جویان پسر بیش‌تر است، ولی در بعد آمادگی رفتاری، نمرهی مردان بیش‌تر از زنان است. در ابعاد شناختی، اعتقاد دینی و رفتار دینی نتایج حاکی از وجود تفاوتی معنادار میان دانش‏جویان متاهل و مجرد و بالاتر بودن نمره‏ی دانش‏جویان متاهل در این خصوص است. تحلیلهای رگرسیونی متغیرهای مستقل مطالعه فوق با ابعاد اعتقادات دینی، نشاندهنده‏ی وجود رابطهی رگرسیونی میان ابعاد اعتقاد دینی با نوع الگوی دینی، نوع دوستان، ارزیابی مردمان از اطلاعات منابع دینی، هم‌اتاقی‌های فرد، ارزیابی وی از اطلاعات خود و مذهبی بودن مادر و پدر اوست (جلالی، 1377).
احمد غیاثوند (1380) در پژوهشی با عنوان «بررسی فرآیند جامعه‏پذیری دینی جوانان» که جهت أخذ درجه‏ی کارشناسی ارشد جامعه‏شناسی از دانش‏گاه تهران انجام داده است، به دنبال پاسخ‏گویی به پرسشات زیر است:
وضعیت و ابعاد دین‏داری میان دانش‏جویان چه‏گونه است؟
عوامل و منابع مؤثر بر وضعیت و ابعاد دین‏داری دانش‏جویان شامل چه مولفه‏هایی است؟
روش مورد استفاده پیمایش و ابزار گردآوری داده‏ها پرسش‏نامه می‏باشد. جمعیت آماری این پژوهش کلیه‏ی دانش‏جویان دختر و پسر مقطع کارشناسی دوره‏ی روزانه دانش‏گاه تهران در سال 80 – 1379 است که در گروه‏های تحصیلی علوم انسانی، هنر، علوم پایه و مهندسی تحصیل می‏کنند. روش نمونه‏گیری خوشه‏ای چندمرحله‏ای و حجم نمونه 263 نفر است. غیاثوند پس از بررسی ابعاد دین‏داری از نظر واخ، دِواس و گلاک و استارک، از مدل گلاک و استارک برای سنجش دین‏داری بهره می‏گیرد.
نتایج تحقیق نشان می‏دهد که خانواده، دانش‏گاه و دوستان تأثیر مستقیم بر جامعه‏پذیر شدن دینی دارند. هم‏چنین 56 درصد از دانش‏جویان دارای دین‏داری قوی، 20 درصد متوسط و 19 درصد دین‏داری ضعیف دارند. در خصوص ابعاد دین‏داری، وی 5 بعد اعتقادی، عاطفی، شناختی، پیامدی و مناسکی را مورد بررسی قرار می‏دهد که در بعد مناسک دینی، به‏ویژه مناسک جمعی دانش‏جویان پایین‏ترین نمره را أخذ می‏کنند. غیاثوند در نهایت به این نتیجه می‏رسد که در میان دانش‏جویان نوعی «بی‏شکلی دین‏ورزی» وجود دارد و این بی‏شکلی حاکی از رسوخ باورها و ارزش‏های مدرن در دین و رشد نهادها و کارگزاران دینی جدید در کنار نهادهای سنتی است (غیاثوند، 1380).
«مطالعه‏ی میزان و انواع دین‏داری دانش‏جویان» عنوان پژوهشی است که محمد میرسندسی (1383) برای أخذ درجه‏ی دکترا در دانش‏گاه تربیت مدرس انجام داده است. روش تحقیق پیمایش و ابزار گردآوری داده‏ها پرسش‏نامه است. جمعیت آماری این پژوهش را دانش‏جویان دانش‏گاه‏های سراسری شهر تهران تشکیل داده‏‏اند که از طریق نمونه‏گیری چند مرحله‏ای، تعداد 415 نفر دانش‏جوی یازده دانش‏گاه به‏عنوان نمونه انتخاب شدند. پرسش اصلی پژوهش نیز این است که انواع دین‏داری در جامعه‏ی معاصر ایران کدام است.
میرسندسی در این پژوهش 12

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع مطالعات فرهنگی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu