پایان نامه های روانشناسی

منابع تحقیق با موضوع ابعاد کیفیت زندگی

مفهوم کیفیت زندگی در زندگی انسان آنهم از باب پرداخت جامع به شرایط عینی و ذهنی به صورت توأمان، ضرورت پژوهش در رابطه با این متغیر مشخص می شود. برخی از وجوه این ضرورت و اهمیت را می توان به صورت مختصر به این شرح بیان داشت:
شناخت دقیق کیفیت زندگی و عوامل موثر بر آن به ارتقاء سطح زندگی مردم یاری می رساند
افزایش سطح کیفیت زندگی از اهداف و وظایف دولتها و مسئولین محسوب می شود و لازم است با مطالعات علمی دقیق در این رابطه زمینه برنامه ریزی دقیق در این خصوص فراهم گردد.
ارتقاء کیفیت زندگی خصوصاً وجود ابعادی چون رضایت و احساس خوشبختی، مانع از بروز بسیاری از ناراحتی های روحی و روانی همچون استرس ، یأس و… گردیده، باعث حفظ سلامت روحی و در نتیجه افزایش طول عمر می‌گردد.
با توجه به وجود آسیبهای اجتماعی و ارقام نسبتاً بالای آن در جامعه همچون خودکشی، افسردگی و اعتیاد، لزوم پرداختن موضوع کیفیت زندگی که عدم وجود آن در جامعه زمینه ساز آسیب‌های ذکر شده می گردد ضرورت دارد.
نقش انکار ناپذیر دین در زندگی انسان و تأثیری که بر وجوه مختلف زندگی انسان دارد لزوم بررسی نقش نگرشهای دینی را بر کیفیت زندگی مشخص می نماید.
بنابر این جهت شناخت دقیق عوامل موثر بر کیفیت زندگی بررسی نقش دین و نگرشهای معنوی در این متغیر ضروری به نظر می رسد و می‌بایست پژوهشهای دقیقی در این رابطه و به تفکیک اقشار مختلف جامعه صورت گیرد، از این رو در این پژوهش به بررسی رابطه نگرشهای معنوی و کیفیت زندگی در دانشجویان پرداخته شده است.
در خصوص لزوم بررسی نقش و تأثیر معنویت بر کیفیت زندگی نیز می توان به اهمیت معنویت و مقوله های مرتبط به آن در جامعه ایران خصوصاً در نسل جوان اشاره نمود. افول دینداری و معنویت در میان جوانان ایرانی مدتهاست موضوعی جدلی برای ابراز دیدگاههای متفاوت و متعارض در سطح جامعه شده است. برخی مطالب و گفتگوهای موجود در مطبوعات و تریبون‏های مذهبی نشان‏دهنده نگرانی‏های محافل دینی و بعضی مسئولان سیاسی کشور در مورد وضعیت دینداری و معنویت مردم و به ویژه جوانانی است که تمامی سالهای زندگی‏شان را در ظلّ حکومت دینی سپری نموده‏اند (طالبیان،1382: 35).
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و قرار گرفتن نخبگان مذهبی در رأس هرم قدرت سیاسی، تلاش برای حاکمیت بخشیدن به اسلام در تمامی ابعاد جامعه به عنوان آرمانی محوری و اساسی آغاز گردید. مطابق ایدئولوژی انقلاب، به صورتی که نزد بسیاری از حاکمان و دست‏اندرکاران مذهبی انقلاب یافت می‏شد، مأموریت اصلی حکومت اسلامی تربیت انسان الهی بود و دین‏داری ، دین‏مداری و توسعه معنویت در تمام سطوح زندگی اصل مقومی بود که می‏بایست به وضوح در محصولات جامعه‏ی اسلامی جلوه کند. بر اساس همین هویت‏جویی اسلامی به عنوان آرمان محوری بود که بعد از تثبیت انقلاب، تربیت دینی یا جامعه‏پذیری مذهبی از اهداف عمده‏ی نظام اجتماعی تعریف شد و با کنترل و هدایت مؤسسات رسمی جامعه‏پذیری کشور (یعنی مدارس، دانشگاه‏ها و رسانه‏های جمعی، اعم از رادیو، تلویزیون و بسیاری از مطبوعات) توسط نخبگان مذهبی، جهت‏گیری عملی نظام فرهنگی کشور در راستای تقویت و گسترش ارزش‏ها و باورهای اسلامی در میان مردم و به خصوص نسل جدید شکل گرفت. با این حال، در سال‏های اخیر، برخی متدینین، مدیران سیاسی و علمای مذهبی تردیدها و نگرانی‏هایی را در مورد تحقق این اهداف ابراز کرده‏اند و توفیق دستگاه‏های رسمی جامعه‏پذیری مذهبی در انتقال و اشاعه‏ی باورها و ارزش‏های دینی به آحاد افراد جامعه، به خصوص نسل جوان، مورد سؤال قرار گرفته است. مطالب و گفت‏وگوهای موجود در مطبوعات و تریبون‏های مذهبی نشان‏دهنده‏ی نگرانی‏های محافل دینی و مسئولان سیاسی کشور در مورد افول معنویت در بین مردم و به ویژه جوانان است(طالبیان،1382: 35).
اثبات یا رد این قضیه در جای خود به وفور بحث شده است و کماکان تحقیقات در این زمینه ادامه دارد لیکن آنچه به پژوهش حاضر مربوط می شود این است که به راستی چرا دینداری و به طور عامتر معنویت اینقدر مورد تأکید و اهمیت قرار گرفته است. معنویت چه نقش و جایگاهی در زندگی انسان امروزی و خصوصاً نسل جوان دارد. آیا معنویت و گرایشات معنوی می تواند نقشی در ارتقا سطح کیفی زندگی داشته باشد.
خصوصاً با در نظر گرفتن اهمیت این بحث در مورد جوانان لزوم پرداختن به نقش معنویت در سطوح مختلف زندگی جوانان آشکار می گردد. از همین رهگذر در این تحقیق به بررسی رابطه معنویت با کیفیت زندگی در دانشجویان به عنوان بخشی از جامعه جوان کشور پرداخته می شود.
انتخاب جامعه دانشگاهی به این دلیل بود که اولاً دانشجویان به عنوان بخشی از جامعه و به ویژه به عنوان افراد فرهیخته و تحصیل کرده جامعه محسوب شده و بحث گرایش به اعتقادات و باورهای معنوی و نه لزوماً شاخصه های دینی در این جمعیت نمود بیشتری دارد. ضمن این که برخی از مطالعات مشابه خارج از کشور نیز به بررسی رابطه این دو متغیر در نمونه‌های دانشگاهی پرداخته‌اند. همچنین، سعی بر آن بوده است که بر اساس نتایج این تحقیق، برآیندی کلی از کیفیت زندگی دانشجویان و همچنین، تخمینی کلی از میزان گرایش‌های معنوی دانشجویان در ابعاد مختلف به دست آید.

1-3- اهداف پژوهش
با در نظر گرفتن آنچه در باب بیان مسأله و بیان اهمیت و ضرورت موضوع مطرح گشت اهداف پژوهش حاضر مشخص می گردد. به یک تعبیر می توان گفت هدف اصلی تحقیق حاضر شناخت رابطه بین نگرشهای معنوی و کیفیت زندگی می باشد. در ذیل این هدف می توان سایر اهداف پژوهش را نیز مشخص نمود:
– شناخت ابعاد و مولفه های مختلف کیفیت زندگی،
– شناخت ابعاد و مولفه های مختلف نگرشهای معنوی،
– شناخت رابطه بین گرایشهای معنوی با کیفیت زندگی
– شناخت رابطه بین ابعاد گرایشهای معنوی با ابعاد کیفیت زندگی
– شناخت رابطه متغیرهای زمینه ای با کیفیت زندگی
– تعیین اینکه آیا ابعاد چهارگانه گرایش های معنوی و متغیرهای زمینه ای قادر به پیش بینی کیفیت زندگی در دانشجویان دانشگاه شاهد می باشد؟

فصل دوم
ادبیات تحقیق

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مقدمه
با توجه به موضوع پژوهش، در این فصل به مرور پیشینه پژوهشی و ادبیات تحقیقی مرتبط با کیفیت زندگی و گرایش های معنوی پرداخته می شود. بر این اساس ابتدا به مرور نظری کیفیت زندگی پرداخته می شود. در ادامه، مرور نظری گرایش های معنوی مدنظر قرار می گیرد. سپس، مبانی نظری و رویکرد نظری این دو موضوع بررسی می شود و در ادامه، به بیان پیشینه پژوهشی پرداخته می شود. در پایان نیز، جمع بندی مختصری از کل پیشینه به عمل می آید.

2-1- پیشینه نظری:
2-1-1-کیفیت زندگی؛
2-1-1-1- تاریخچه کیفیت زندگی
اشاره به کیفیت زندگی به دوران ارسطو در 385 سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد، وی در آثار کلاسیک خود خصوصاً نیکوماخوس از رابطه بین کیفیت زندگی و شادی سخن می گوید. در آن دوران ارسطو «زندگی خوب» یا «خوب انجام دادن کارها» را به معنی شاد بودن در نظر گرفته است.
اما می بینیم که تحقیق در این زمینه در اواخر قرن بیستم شدت بیشتری یافته و خصوصاً از ربع آخر قرن بیستم تاکنون تحقیقات مختلفی با رویکردهای مختلف صورت گرفته است و همچنین بیشتر این تحقیقات در حوزه پزشکی قرار دارند(Bentham,1978:43).
واژه کیفیت زندگی نخستین بار توسط پیگو در سال 1920 در کتاب « اقتصاد و رفاه» مورد استفاده قرار گرفت. او در این کتاب در مورد حمایت دولتی از اقشار پائین و تأثیر آن بر زندگی آنها و سرمایه‌های ملی به بحث پرداخته بود. این مطلب تا بعد از جنگ جهانی دوم مسکوت ماند تا اینکه در اثر دو حادثه مهم مورد توجه قرار گرفت. اول آنکه سازمان جهانی بهداشت تعریفی از سلامت منتشر کرد که شامل سلامت جسمی، روانی و اجتماعی بود. این امر منجر به بحث گسترده ای در مورد سلامت و چگونگی اندازه گیری آن شد. دومین اتفاق وجود نابرابری‌های گسترده اجتماعی در جوامع غربی و سایر کشورها به دنبال پیامدهای جنگ جهانی و پیشرفت در زمینه علوم انسانی و علوم تجربی بود که موجب افزایش فعالیت های اجتماعی و در نتیجه ابتکارات سیاسی گردید .
مطالعه کیفیت زندگی در دهه 1960 آغاز شد (مک کال ، 1975). با وجود اینکه از آن زمان تاکنون تحقیقات بسیار گسترده ای در این زمینه انجام گرفته، اما هنوز در مورد تعریف دقیق کیفیت زندگی توافق وجود ندارد (رافائل ، 1996؛ اسکوینگتن ، 2002، به نقل از لی ، 2006: 124).
در روان شناسی اولین مطالعات راجع به کیفیت زندگی به عنوان بخشی از پژوهش مربوط به دوران پیری صورت گرفت از جمله کاوان، بورگس، گولر هامر و هاویگارت در سال (1949) کتابی تحت عنوان سازگاری فرد با کهنسالی نگاشتند. در دهه 60 این موضوع وارد عرصه سلامت روانی شد مانند دیدگاه آمریکایی ها در مورد سلامت روانی خود که توسط گودین و ورف و فلو نگاشته شد. همچنین باید از کتابی تحت عنوان الگوی علایق بشری نوشته کانتریل در سال (1965) یاد کرد.
در دهه 80 موضوع کیفیت زندگی با درک بیمار از موقعیت خود به تدریج وارد عرصه تحقیقات پزشکی شد .
سابقه مفهوم کیفیت زندگی به واکنشهای مخالف رشد اقتصادی باز می گردد. گزارش باشگاه رم به عنوان محدودیتهای رشد از نخستین و سامان یافته ترین این واکنشها بود. این گزارش که در سال 1972 تهیه شده بود، مخاطرات رشد لگام گسیخته اقتصادی و بهره برداری بی رویه از منابع طبیعی را یادآور می شد. با وجود آنکه تأکید اصلی گزارش باشگاه رم، بر محیط زیست بود، ولی از احساس افراد نسبت به زندگی و پدیده های اجتماعی منعکس کننده این احساس نیز غفلت نکردن بود. محورهایی که بر آن تأکید شد، عبارتند از: فقر در جهانی که روز به روز مرفه تر می شود، آلودگی روز افزون محیط زیست، عدم اعتماد و بد بینی روز افزون نسبت به نهادها و سازمانهای موجود، گسترش بی رویه شهرها، بیکاری فزاینده، از خود بیگانگی و عصیان جوانان، بی اعتبار شدن ارزشهای سنتی، بحرانهای اقتصادی، تورم و بحرانهای پولی و نظام داد و ستد بین الملل (عبدی، گودرزی، 1378: 154).

در سال 1985 در شمال غرب انگلستان برای اولین بار تحقیقات کیفیت زندگی انجام شد. محور اصلی این مطالعات محدود به بیماری های روانی مزمن بود و از آن به عنوان شاخصی در جهت ارزیابی سلامت روانی استفاده می شد.
پرسش درباره کیفیت زندگی، نخستین بار در ارزیابی اقدامات اقتصادی مطرح شد. آیا دستاوردهای اقتصادی همچون افزایش درآمد ملی، افزایش تعداد و تنوع کالاها و … خشنودی مردم از زندگی را افزایش داده است؟
شاخصهایی که بهبود وضعیت اقتصادی را گزارش می دادند، بیشتر زندگی اقتصادی را می‌سنجیدند، درحالی که احساس مردم از امکانات و دستاوردها، واجد وجهی ذهنی است که شاخصهای متفاوتی را می طلبد. بدون وجود مقایسه‌ای ذهنی برای سنجش بعد شخصی زندگی نمی‌توانیم بگوییم که آیا کیفیت زندگی مردم بهبود یافته یا کاهش و یا ثابت مانده است. برای نمونه، آیا سالهای طلایی بهتر از امروز بود یا نه؟ امروزه، ما با تراکم ترافیک و آلودگی هوای شهرها مواجهیم، در حالی که 100 سال پیش، تنها با جاده های خاکی و کوچه های کثیف برخورد می کردیم. امروزه با زندگی‌های نابسامان و نرخ بالای طلاق مواجهیم، اما در گذشته از مراقبتهای بهداشتی ناچیز و نرخ مرگ و میر بالا در اثر بیماریها برخوردار بودیم. کدام یک از آن دو موقعیت موجد رضامندی و خشنودی بیشتر هستند؟ بدون وجود مقیاسهای عینی پایا و معتبر در مورد کیفیت زندگی، پاسخ به این سوال غیر ممکن است(ازکمپ،1370: 67)
رفته رفته، توجه به کیفیت زندگی از حوزه محیط زیست، پا فراتر نهاد و حوزه های فرهنگی و اجتماعی را نیز در بر گرفت. این پرسش که انسانها از زندگی در چنین جهانی، چه پنداشت و برداشتی دارند و چگونه آن را ارزیابی می کنند. موضوع پژوهشهای پیمایشی متعددی در روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی شد.
محققان کیفیت زندگی ابتدا دسته هایی از مردم مانند افراد سالخورده و بیماران را به عنوان جمعیت‌های هدف برای مطالعه کیفیت زندگی برگزیدند (شوسلر و فیشر ، 1985: 146)، اما در حال حاضر گستره شمول این مفهوم به حوزه هایی فراتر از افراد مذکور کشیده شده است و کلیه شهروندان یک جامعه را در بر می گیرد. در این میان، بررسی ابعاد مختلف مفهوم کیفیت زندگی به لحاظ جامعه‌شناسی حائز اهمیت است، چرا که بسیاری از ابعاد کیفیت زندگی، اجتماعی هستند. (ربانی،1388: 35)
گزارش کمیته ریاست جمهوری آمریکا در راستای تحقق اهداف ملی این کشور و کار تحقیقی بائر (1966) درباره آثار ثانویه برنامه های محیط زیستی در آمریکا معمولاً به عنوان اولین کارهایی نام برده می شوند که پیشگام توجه به بحث کیفیت زندگی بوده اند (شوسلر و فیشر، 1985: 130).
پس از اضافه شدن شاخص های انتزاعی به موضوع کیفیت زندگی در دهه 70 اندرو و ویتی تحقیقی تحت عنوان شاخص‌های اجتماعی رفاه و درک آمریکایی‌ها از کیفیت زندگی (1976) انجام دادند در سال 1981 کمپل تحقیق دیگری تحت عنوان کیفیت زندگی آمریکایی‌ها به انجام رساند (همان: 141).
به طور کلی می توان سه برش زمانی را در بررسی مفهومی کیفیت زندگی شناسایی کرد، تا دهه 1970 کیفیت زندگی اساساً معطوف به انگاره های مادی و پیامد رشد اقتصادی در نظر گرفته می شد. از دهه 1970 و در نتیجه ظهور آثار منفی حاصل از رشد اقتصادی از سویی و پیدایش نظریه توسعه پایدار از سوی دیگر، کیفیت زندگی ابعاد و پنداشتی اجتماعی تر پیدا کرد و مسایلی چون توزیع پیامدهای حاصل از رشد، حفظ منابع طبیعی و محیط زیست و… را در بر گرفت و به طور جدی به عنوان هدف اصلی توسعه وارد مباحث برنامه ریزی گردیدو دهه 1990 نیز سر آغاز بحث از کیفیت زندگی اجتماعی با تأکید بر سازه های اجتماعی چون سرمایه اجتماعی، همبستگی اجتماعی، عدالت اجتماعی و… بود.(غفاری، 1388: 2).

شالوک اعتقاد دارد علاقه به بحث کیفیت زندگی به لحاظ تاریخی از چهار زمینه ریشه می گیرد:
1. بازنگری در این باور که پیشرفت های علمی، پزشکی و تکنولوژیک به تنهایی می توانند خوشبختی و بهزیستی بشر را فراهم کنند و در عوض توجه به این مسأله که احساس بهزیستی شخصی، خانوادگی و اجتماعی در صورتی تحقق می یابد که پیشرفت های مذکور با ارزش ها، ادراکات و شرایط محیط زیستی مساعدی هم همراه شوند.
2. تغییر نگرش از خدمات مبتنی بر اجتماع به سمت سنجش نتایج و پیامدهای زندگی فرد در اجتماع.
3. افزایش قدرت مصرف کنندگان و شکل گیری جنبش های تأمین کننده حقوق بیماران و تأکید این جنبش ها بر برنامه ریزی شخص محور، توجه به پیامدهای شخصی برنامه های رفاهی و دولتی و توجه به حق تعیین سرنوشت خود و … .
4. پیدایش تغییرات جامعه شناختی که جنبه های عینی و ذهنی کیفیت زندگی را معرفی کرد و ویژگی های فردی و شخصی این مفهوم را مورد تأکید قرار