منابع مقاله درمورد
قانون مدنی، احترام نکاح، باورهای دینی، فقهای امامیه

منابع مقاله درمورد قانون مدنی، احترام نکاح، باورهای دینی، فقهای امامیه

دانلود پایان نامه

بیان معنی شرعی «ام» نیستن تا گفته شه هرکی شما رو زاییدهه، مادر شماست؛ دوم اینکهً، بیان ویژگی حمل و زایمان در آیات مورد خاطر این گروه از باب غلبهه چون، در اون زمان تنها راه تشخیص تکوّن بچه، زایمان و زاییدن بوده و عرف در تولّد کودک نقش مادر رو تنها حمل و زایمان کودک می د انسته و نقشی واسه تخمک زن قائل نبوده.
3-3-3 دید دو مادری و ادلّه اون
مهرپور (1382: 187) برخلاف اون که ملاک پیدایش بچه از ناحیه پدر رو بر اثر عامل اسپرم می دونه، رابطه و پیوند بچه به مادرش رو پس دو عامل قلمداد می کند؛ اول، رابطه ساختگی و وراثتی بچه به مادر که به وسیله تخمک حاصل می شه و دوّم، رابطه حملی و ولادتیه که به وسیله رحم محقق می شه؛ به طوری که رابطه هر دو زن با کودک تغییرناپذیر و پابرجاست و هر دوی ایشان به تنهایی توانایی به وجود آوردن کودک رو نداشتن. در این مورد از دید ژنتیکی و طبیعی نمیشه از پیوند کودک به صاحب تخمک به عنوان پایه و منشأ تکوّن طفل چشم پوشید و از سویی دیگه، نمیشه از تعلّق و وابستگی طفل به کسی که ماه ها در درون اون مثل جزئی از پیکر او رشد کرده و شکل گرفته صرفنظر کرد. بنابراین، گفته شده (موسوی اردبیلی،1381: 538) که اگه جنینی رو در حال نطفه یا به شکل علقه یا مضغه یا بعد از دمیده شدن روح در اون به رحم زن دیگری منتقل کنن و در اون رحم رشد و پرورش یابد و متولّد شه، هر دو زن اعمّ از صاحب تخمک و صاحب رحم در جمیع احکام، مادر اون می باشن و این بچّه دو مادری حساب می شه. فاضل لنکرانی هم معتقده: «بچه به صاحبان نطفه ملحقه، گرچه که اون زن (صاحب رحم) هم عرفاً مادر حساب می شه» (1380، ج1: 602). با توجه به این که حقایق علمی و دستاوردهای پزشکی، کودک تولّد یافته رو محصول اسپرم پدر و تخمک مادر می دونه و توجه به شرعی بودن معنی نسب و این که عرف، طفل رو به صاحبان نطفه منتسب می دونه، نظریه مربوط به مادر بودن صاحب تخمک، اقوی و مناسب تر به نظر می رسد.
3-4 مبحث چهارم: محرمیّت
اونقدر چه در حالت جانشینی در بارداری بر این باور باشیم که نسب طفل به صاحبان تخمک و اسپرم می رسد و مرد و زن از نگاه نشأت گرفتن طفل از اسپرم و تخمک اونا، پدر و مادر کودک حساب می شن؛ سؤالی که در این مورد مطرح می شه اینه که میشه به زنی که جنین رو در رحم خود پرورش داده هم عنوان مادری اعطا و از نظر ممنوعیّت نکاح حکم مادر رضاعی رو بر اون بار کرد؟ یعنی، درخصوص محرمیّت نکاح بین طفل حاصل از رحم جانشین و مادرجانشین، دو سؤال مطرح می شه: اول اون که در صورت پسر بودن طفل، رابطۀ محرمیّت بین اون و مادرجانشین برقرار می شه یا نه؟ دوّم اون که در صورت دختر بودن طفل، اون با شوهر مادرجانشین محرمه یا نه؟ در جواب به دو سؤال بالا، اول به موادی از قانون مدنی در فصل دوّم از باب اونّل از کتاب هفتم در مورد توانایی صحّت نکاح اشاره خواهیم کرد.
ماده 1045- نکاح با اقارب نسبی زیر ممنوعه با اینکه قرابت حاصل از شبهه یا زنا باشه؛
1- نکاح با پدر و اجداد و مادر و جدّات هر قدر که بالا رود؛
2- نکاح با اولاد هرچقدر که پایین رود؛
3- نکاح با برادر و خواهر و اولاد اونا هرچقدر که پایین برود؛
4- نکاح با عمّات و خالات خود و عمّات و خالات پدر و مادر و اجداد و جدّات.
ماده 1046- قرابت رضاعی از حیث احترام نکاح در حکم قرابت نسبیه مشروط بر این که:
اول اینکهً- شیر زن از حمل قانونی حاصل شده باشه؛
دوم اینکهً- شیر مستقیماً از پستان مکیده شده باشه؛
سوم اینکهً- طفل دست کم یه شبونه روز و یا پونزده دفعه پشت سر هم شیر کامل خورده باشه بی این که غذای دیگه یا شیر زن دیگه رو بخورد؛
رابعاً- شیر خوردن طفل قبل از تموم شدن دو سال از تولّد اون باشه؛
پنجمً- مقدار شیری که طفل خوردهه از یه زن و شوهر باشه؛ بنابراین، اگه طفل در شبونه روز مقداری از شیر یه زن و مقداری از شیر زن دیگه بخورد باعث احترام نمی شه؛ با اینکه، شوهر اون دو زن یکی باشه.
ماده 1047- نکاح بین افراد زیر به خاطر مصاهره ممنوع دائمیه:
1- بین مرد و مادر و جدّات زن اون از هر درجه که باشه، اعمّ از نسبی و رضاعی؛
2- بین مرد و زنی که قدیمً زن پدر و یا یکی از اجداد یا زن پسر یا زن یکی از احفاد (نوادگان) اون بوده گرچه قرابت رضاعی باشه؛
3- بین مرد با اناث از اولاد زن از هر درجه که باشه ولو رضاعی مشروط بر این که بین زن و شوهر زناشویی واقع شده باشه.
در مورد رابطه طفل (پسر) با بانوی صاحب رحم دید های متفاوتی هست. برخی، احتیاط رو در پیش می گیرند و فکر می کنند بانوی صاحب رحم خواه به کودک شیر بده و خواه شیر نده، نسبت به اون کودک محرم هست (یزدی، بی تا: 34). برخی دیگه (طوسی،1420، ج5: 96 ؛ مکارم شیرازی، 1380، ج1: 465) فکر می کنند از آنجایی که رحم زن در زمان تکوّن واسه جنین مثل پستان های اون در زمان رضاع و شیرخوارگیه که باعث تغذیه جنین بوده، ملاک و قانون رضاع یعنی روییدن گوشت و محکم شدن استخوان اینجا هم هست؛ درنتیجه، میشه احکام رضاع رو بین دو برقرار کرد. بنابراین، بانوی صاحب رحم مادرحقیقی طفل نیس بلکه، به خاطر تغذیه از راه رحم، مادر حکمی و محرم اون حساب می شه. برخی دیگه (مهدوی کنی، احمدوند، نور احمدی، 1392: 190) فکر می کنند، اونقدر چه بانوی صاحب رحم بعد از به دنیا اومدن طفل، اون رو شیر داده و شرایط تحقق نشرحرمت وجود داشته باشه، بی
ن اون دو محرمیّت رضاعی به وجود اومده و تموم احکام رضاعی هم بر اونا جاری می شه و در صورتی که بانوی صاحب رحم طفل رو شیر نده، با توجه به این که اخلاق، روان شناسی، باورهای تاریخی- اجتماعی و از همه مهم تر باورهای دینی مانع از ازدواج کودک با بانوی صاحب رحم می شه؛ به طوری که اگه یه شبونه روز شیرخوردن در آغوش زنی، اون رو درحکم مادر طفل قرار می ده، منطقی هستش که پرورش یافتن در رحم اون به مدت نه ماه، احترام در نکاح رو ایجاد کرده و با توجه به وحدت ملاک بشه حکم قرابت رضاعی رو در این مورد جاری کرد. یزدی (1375: 118) خاطر این رو رشد و نموّ کودک در اثر تغذیه از بدن انسان می دونه؛ به باور او، همونجوریکه از نوشیدن شیر در دفعات معیّن از پستان زن بین نوزاد و صاحب شیر رابطه محرمیّت برقرار می شه، به راه اولی بین نوزاد و زنی که در طول زمان بارداری از رحم او ارتزاق می کند هم رابطه محرمیّت برقراره. سیستانی (1417، ج1: 533) در این مورد معتقده «در موردی که دو مادر در تکوّن طفل نقش دارن، در ترتّب احکام مادری و فرزندی احتیاط شه و ثبوت محرمیّت بین اون و صاحب رحم ولو حکم به پیوند به او نشه، بعید نیس». درخصوص محرمیّت طفل (دختر) نسبت به شوهر مادر جانشین هم برخی (فاضل لنکرانی،1380، ج2: 565)، اون رو ربیبه شوهر دانسته ان و برخی دیگه (موسوی اردبیلی، 1381: 200)، قائل به نبود محرمیّت بچه دختر نسبت به شوهر مادر جانشین هستن. در مقابل، گفته شده از آنجایی که شرط اونّل از شروط رضاع اینه که شیر زن از حمل قانونی حاصل شده باشه؛ بنابراین، اگه زنی بی نکاح دارای شیر شه یا اگه بی وجود علقه زوجیت از راه غیر شرعی (زنا) شیردار شه، اینجور شیری باعث احترام نمی شه (نجفی، 1400، ج29: 264).
در تأیید نظر بالا میشه اینطور خاطر آورد که با اینکه نموّ جسمی طفل از زن به عنوان علّت مصرّحه حکم نشرحرمت معرفی شده؛ لکن، توجه می شه که منشأ این نمو در فقه و در قانون مدنی (ماده 1064) شیره نه مواد داخلی دیگری که طفل در مراحل جنینی واسه تکامل خود از اون استفاده کرده؛ مضافاً برآن که مطلق تغذیه از شیر مرتضعه باعث تحقق خویشاوندی رضاعی و نشر احترام نمی شه؛ بلکه، همونجوریکه ماده 1064 قانون مدنی مقرر می داره، باید شرایطی مثل به وجود اومدن شیر از حمل قانونی و مکیدن اون از پستان هم فراهم شه تا باعث نشرحرمت شه. از سویی دیگه، با توجه به این که در نشر احترام شرطه که زن مرتضعه شیر شوهر خود و بچه خودشو به طفل دیگری بده، به خاطر اون که نطفۀ طفل متولّد از رحم جانشین از ترکیب تخمک مادر و اسپرم پدرش انعقاد یافته و اینجا صاحب شیر، شوهر زن صاحب رحم نمی باشه؛ درنتیجه، شرایط تحقق نشر احترام و رضاع فراهم نیس. به خاطر اثبات این مدعا به خبر زیر خاطر می شه: در صحیحه عبدالله بن سنان آمدهه: « هو ما أرضعت امرأتک من لبنک و لبن ولدک ولد إمراه اخری فهو حرام» یعنی زن تو از شیر تو و شیر طفل تو، بچّۀ یه زن دیگه رو شیر می ده پس، اون کودک محرم می شه (حرعاملی،1414، ج20: 54). از این داستان استفاده می شه که شیر باید شیر شوهر بانوی صاحب رحم و شیر فرزندی باشه که از اسپرم او متکوّن گشته. بنابراین، کودک متولّد از اسپرم و تخمک دیگری که تنها بانوی صاحب رحم اون رو در رحمش پرورش داده، هیچ گونه رابطه رضاعی با صاحب رحم نداره.
3-5 مبحث پنجم: نفقه
یکی دیگه از مباحث مطروحه در مورد احکام وضعی کودکان حاصل از رحم جانشین، بحث نفقه اون هاست. با اینکه نقش صاحب رحم در به ثمر رسیدن این نطفه مهمه؛ لکن، از آنجایی که از نظر بیولوژیکی صاحبان تخمک و اسپرم از عوامل اصلی ایجاد دهنده جنین بوده و با ترکیب اسپرم و تخمکه که زندگی انسان شروع می شه؛ به خاطر این، نفقۀ این طفل با توجه به ماده 1199ق.م بر عهده پدره و پس از فوت یا نبود استطاعت اون، با رعایت الاقرب فالاقرب بر عهده اجداد پدریه و در صورت از دست دادن پدر و اجداد بابایی یا نبود استطاعت اونا در پرداخت نفقه، این بر عهده مادر هستش. همانطوری که در مباحث قبلی مشخص گردید که صاحب تخمک مادر این کودکه؛ بنابراین، پرداخت نفقه بر عهده ایشانه و این تکلیف هم به باعث ماده 1199ق.م به اجداد مادری، جدّات مادری و جدّات بابایی هم انتقال می کند. گرچه بانوی صاحب رحم از اون جهت که مدّتی جنین رو در رحم خود پرورش داده و در تکوّن طفل نقش مهمّی رو اجرا کرده، حکم رضاعی بر اون بار می شه؛ امّا، از نظر نفقۀ طفل هیچ مسؤلیتی بر عهده اون نخواد بود. همون گونه که در رابطه بین مادر رضاعی و طفل علی خلاف میل ایجاد برخی کارا حقوقی مثل: احترام نکاح بین اون و کودک یا احترام نکاح بین کودک رضاعی و خواهر و برادران رضاعی، ارث و تکلیف به انفاق وجود نداره؛ در مورد بانوی صاحب رحم هم گفته شده که تکلیف به انفاق در مورد مادر جانشین وجود نداره و به نظر می رسد از این حیث قانونگذار محترم در حقوق الان حکمی رو در مورد صاحب رحم صادر نکرده و تکلیفی رو از جهت نفقه بر عهده اون نگذاشتهه (صمدی اهری، 1382: 154). لازم به ذکره که در مورد حمل موجود در رحم مادر جانشین، پدر تقاضا کننده از باب نفقه اقارب به بچه خود که در رحم سوم در حال پرورشه نفقه می ده و چون جنین نمی میتونه مستقیماً از دهن تغذیه کند، نفقه به عامل (مادرجانشین) داده می شه تا به وسیله خون اون به مصرف جنین برسد. یعنی دیگه، این نفقه از واسه حمل به مادر جانشین داده می شه و ارتباطی با

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوعنظارت قضایی، بازداشت موقت، حمایت اجتماعی، قرار بازداشت موقت
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu