پایان نامه ارشد درباره 
علامه طباطبایی

پایان نامه ارشد درباره علامه طباطبایی

دانلود پایان نامه

د می‌گرفت، هر مردی چند همسر برای خود انتخاب می‌کرد و وظایف و تعهدات خود در رابطه با همسران را با توجه به قانون جامعه خود می‌پذیرفت، هرچند که اغلب قانون به نفع مرد بود و حقوق زنان به دست فراموشی سپرده می‌شد، چرا که بسیاری از اقوام، زن را در شمار حیوانات یا اگر لطفی شامل حال وی می‌شد، او را همچون برده و کنیز می‌خواندند نه این که او را به عنوان یک انسان همانند مرد بنگرند. تعدد زوجات غیررسمی نیز به شکل رفیقه و معشوقه‌گیری در برخی ملل به وفور مشاهده می‌شود. در روم قدیم تعدد زوجات بیشتر به شکل معشوقه‌گیری مرسوم بود و از افتخارات مرد رومی این بود که معشوقه‌های زیادی داشته‌باشد.
تشکیل حرمسراها که در اکثر نظام‌های پادشاهی و امپراطوری دیده‌می‌شود، نمونه بارز تعدد زوجات است. به گفته‌ی «منتسکیو»، پادشاه مراکش در حرمسرای خود همسری از تمام نژادهای سفید، سیاه و زرد داشت. مادها، بابلی‌ها، آشوری‌ها، هندوها و چینی‌ها را می‌توان به شمار ملت‌هایی که تعدد زوجات در آنها مرسوم بود افزود. گاهی اوقات تعدد زوجات علاوه بر رسمی بودن، دارای شروط خاصی بود که عدم رعایت آن شرط منجر به لغو آن می‌شد؛ برای مثال در قانون «مالدیو» گرفتن سه زن جایز اما مستلزم رعایت عدالت در رفتار با آنها بود. ایران نیز که زمان‌های قدیم یک امپراطوری قوی بوده، از این امر مستثنی نیست و طبق مدارک و منابع موجود در ایران، تعدد زوجات در کنار ازدواج‌های خانوادگی که در میان بعضی از فرمانروایان ایران مرسوم بود، جایز و رایج، اما دائر بر مدار تمکن و قدرت مالی مرد بوده و تعداد همسرانشان بسته به توان مالی آنها متغییر بود، ولی افرادی که در فقر و فلاکت زندگی می‌کردند به یک زن اکتفا می‌کردند. اگر به عقب بر‌گردیم و گذشته ایران را مرور کنیم، لازم است به اقوامی که قبل از آریایی‌ها در ایران سکونت داشتند هم سری بزنیم و ببینیم آیا تعدد زوجات در میان آنها هم به این شیوه‌هایی که گفتیم وجود داشته یا خیر؟
آنچه از تاریخ این اقوام بدست آمده این است که قبل از آریایی‌ها تعدد زوجات مرسوم نبوده بلکه به دلیل رواج مادر سالاری در میان این اقوام، تک زنه بودن مرسوم می‌باشد. اما ایرانیانی که در اواخر هزاره‌ی دوم در فلات ایران زندگی می‌کردند چند زن می‌گرفتند. هرچه جلوتر می‌آئیم، رواج تعدد زوجات در ایران بیشتر به چشم می خورد؛ برای مثال در عصر ساسانیان که معاصر با ظهور اسلام در عربستان است، مردان علاوه بر چند زن عقدی، زنان غیرعقدی زیادی داشتند که زنان اسیر و کنیزان زر خرید را نیز باید به آنها افزود. در برخی ملل، تعدد زوجات معمول نبوده و مرد یک زن رسمی داشته اما اگر توان مالی داشت می‌توانست معشوقه‌های زیادی در خانه‌ی خود نگهداری کند که از جمله این ملل، یونانی‌ها بودند که میان فرزندان رسمی و معشوقه به لحاظ حقوق فردی و اجتماعی تفاوتی قائل نبودند و هر دو از حقوق مساوی بهره مند می‌شدند.
با کنکاش در اعتقادات مذهبی ملل‌مختلف در‌می‌یابیم که تعددزوجات مخالفتی با اعتقادات و گرایش‌های ‌مذهبی نداشته است. در قانون حمورابی اصل بر تک‌همسری است اما طبق شرایطی مرد می‌تواند چند زن بگیرد. شروطی که مجوز تعدد زوجات در شریعت حمورابی است، عبارتند از: عقیم و نازا بودن زن، سوء رفتار زن با شوهر و بیماری زن. اگر بیماری زن مسری و قابل انتقال به همسرش باشد، مرد می‌تواند همسر دوم اختیار کند. در قانون حمورابی جز این سه شرط تحت شرایط دیگری تعدد زوجات تجویز نمی‌شود. در میان نصرانی ها، تعدد زوجات تنها تا دو زن جایز بود.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در میان ادیان الهی که قبل از اسلام برای نجات بشر ظهور کرده‌اند، هیچ دینی نیست که تعدد زوجات را تحریم کند بلکه افزایش روز‌افزون مشکلات ناشی از ازدواج با محارم و چندشوهری باعث می‌شد که منادیان الهی تمام اهتمام خود را صرف متوجه کردن بشر به مضرات این دو کنند و تحریم ازدواج با محارم و الغای چند شوهری را جزء برنامه‌های اصلی خود قرار‌دهند. در مورد تعدد زوجات تقریباً در تمام ادیان، مردان می‌توانستند چندین زن اختیار کنند. بسیاری از انبیاء الهی خود دارای چندین زن بوده‌اند که این گواه صدق این مطلب است؛ به عنوان مثال حضرت داود علیه‌السلام نود و نه زن و سیصد کنیز داشت یا حضرت سلیمان دارای هفتصد زن و سیصد کنیز بود.
دین یهود نیز تعدد زوجات را تحریم نکرده و تلمود تنها آن را نهی کرده ولی تحریم نکرده‌است. در دین مسیحیت هم تعدد زوجات تحریم نشده و تا قرن هفدهم قانون تعدد زوجات در میان مسیحیان رایج بود و کشیشان نیز رسماً تعدد زوجات را جایز می شمردند و شاهزادگانی که در نتیجه‌ی این‌گونه ازدواج ها متولد می‌شدند را مشروع می‌دانستند. در انجیل تعدد زوجات فقط برای اسقف ها جایز نبود. اگر امروز می‌بینیم قانون چندهمسری در جهان مسیحیت تحریم شده، باید بدانیم که این امر مبتنی بر فرمان انجیل نیست بلکه ناشی از قوانین وضعی کشورهای مسیحی عصر حاضر است. از دیگر اقوام که تعدد زوجات در آن به وفور دیده می‌شود، اعراب بودند که همسران متعدد می‌گرفتند و با ظهور اسلام و محدود کردن این رسم ناخواسته دچار مشکلاتی شدند. «ویل‌دورانت» در مورد زنان عرب می‌نویسد: «زن کالایی بود که جزء دارایی پدر یا شوهر یا پسر به شمار می‌رفت که او را با چیزهای دیگر به ارث می‌برد».

مطلب مرتبط :   دانلود تحقیق در مورد حقوق بشر

گفتار دوّم: تعدد زوجات در دین اسلام
زن در طول تاریخ همواره مورد ستم قرار‌گرفته و جزء اموال و اشیایی بود که مرد مالکیت آن را در اختیار داشت و هر زمان و به هر طریقی که بخواهد می‌توانست از آن استفاده کند و آن را به دیگری هدیه دهد. در جوامع بدوی زن جزء جامعه انسانی نبوده و وجودش تنها برای رفع نیازها یعنی خدمتگذاری و تکثیل نسل بود. زن تا در خانه پدر زندگی می‌کرد مالک هیچ چیز حتی لباس های خود نبود. بعد از ازدواج در خانه شوهر نیز تنها برای رفع نیازهای جنسی وی مورد استفاده قرار می‌گرفت. زنان عرب نیز از این امر مستثنی نبودند و از هرگونه حقوق اجتماعی، فردی و حتی ارث محروم بودند و در سایه‌ی این عقیده بود که این مثل که می‌گوید: «وَ أَنَّمَا أُمَّهَاتِ النَّاسُ أَوِ عیه»: مادران حکم ظروف را دارند که فقط برای جای نطفه آفریده شده‌اند، در میان اعراب رواج کامل داشت. اما با ظهور اسلام زن چهره‌ای انسانی به خود گرفته، نه تنها «انسان» تلقی می‌شد، بلکه به سان مرد دارای حقوق و امتیازاتی گردید که تا آن زمان هیچ‌یک از شرایع به وی چنین هدیه‌ای نبخشیده بود. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
«یا ایّها النَّاسُ اتَّقُوا ربکم الذی خلقکم مِنْ نَفْسٍ واحده وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کثیراً وَ نِسَاءُ …»
ای مردم، از پروردگارتان که شما را از نفس واحده آفریده جفتش را نیز از همان نفس آفرید و از آن دو مردان و زنان بسیاری پراکند، پروا دارید. «علامه طباطبایی» در تفسیر المیزان می‌فرمایند: «منظور از نفس واحده همان حقیقت واحده است یعنی مبدأ همه‌ی انسآن‌ها یک چیز است و در این امر فرقی میان زن و مرد وجود ندارد». پیامبر اکرم(ص) تنها کسی است که جداً به سرنوشت زن پرداخته و حیثیت انسانی و حقوق اجتماعی وی را به او باز داده‌است. اعطای حق مالکیت فردی، استقلال اقتصادی زن و در عین حال متعهد ساختن مرد به تأمین زندگی وی به گونه‌ای که حتی برای شیر دادن کودک می‌تواند حق خویش را از همسرش مطالبه کند و نیز تعهد پرداخت مهریه، نماینده‌ی شخصیت زن و نیز پشتوانه اقتصادی وی بوده است.
همان‌طور که بیان‌شد، تعدد زوجات قبل از ظهور اسلام وجود داشته‌است. تعدد زوجات از احکام تأسیسی اسلام نیست بلکه از احکام امضایی اسلام می‌باشد. اسلام ضمن پذیرش این پدیده اجتماعی آن را تعدیل و در مسیر صحیح قرار داد. تعدد زوجات مانند برده‌داری است که وقتی اسلام ظهور می‌کند و پیامبر(ص) در میان امتّی مبعوث می‌شود که مسأله برده و خرید و فروش بردگان (برده یکی از کالاهای تجاری آن زمان محسوب می‌شد) رواج داشت، پیامبر بدون آن که با این مسأله برخورد منفی کند، با دستورات زیبای خود حق انسانی برای بردگان قائل شد و دستور داد با بردگان برخورد انسانی به همراه رأفت و عطوفت انجام‌گیرد و با برنامه‌ریزی دقیق و حساب‌شده و تشویق و تکلیف به آزادسازی بردگان، زمینه‌ی این رسم غلط را خشکاند.
ویل دورانت می‌گوید: «علمای دینی در قرون وسطی چنین تصور می‌کردند که تعدد زوجات از ابتکارات پیغمبر اسلام است، در صورتی که چنین نیست و در اجتماعات اولیه، اصل چند همسری روشی متداول بوده است. عللی که سبب پیدایش تعدد زوجات در اجتماعات ابتدایی گشته، فراوان است. به واسطه اشتغال مردان به جنگ و شکار، زندگی مرد بیشتر در معرض خطر بوده، به همین جهت مردان بیشتر از زنان تلف می‌شدند و فزونی عده‌ی زنان بر مردان سبب می‌شد که یا تعدد زوجات رواج پیدا کند یا عده‌ای از زنان در بی شوهری به سر‌ برند. ولی در میان آن ملل که مرگ‌و‌میر فراون بود، هیچ شایسته نبود که عده‌ای زن مجرد بمانند و تولید مثل نکنند. بی‌شک تعدد زوجات در اجتماعات ابتدایی امر متناسبی بود زیرا عده‌ی زنان بر مردان فزونی داشته است».در مجموع، دو آیه قرآن، آیات 3 و 129 سوره‌ی مبارکه‌ی «نساء»، در رابطه با تعدد زوجات آمده‌است. خداوند متعال در آیه‌ی 3 سوره‌ی مبارکه‌ی «نساء» که جواز تعدد زوجات را بیان می‌کند می‌فرمایند:
«وَ آتُواْ الْیَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَ لاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ وَ لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِکُمْ إِنَّهُ کَانَ حُوبًا کَبِیرًا ﴿۲﴾ وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَ ثُلاَثَ وَ رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَهً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ ﴿۳﴾»
و اموال و یتیمان را پس از بلوغ به آنها بدهید و بدل نکنید مال نامرغوب و بد خود را با مال خوب و مرغوب آنها و اموال آن‌ها را با مال خود نخورید که این عمل، گناه بزرگی است و اگر بترسید که مبادا درباره یتیمان مراعات عدل و داد نکنید پس آن کس از زنانی را که پاکیزه و مورد پسند شما باشد (و مناسب با عدالت باشد) دو یا سه یا چهار به ازدواج خود درآورید و اگر بترسید از آنکه نتوانید به عدالت به آنها رفتار کنید پس یک زن اختیار کنید یا به کنیزی که دارید اکتفا کنید که به عدالت نزدیک‌تر است. اما آیه‌ی دوم در رابطه با تعدد زوجات، آیه‌ی 129 (همان سوره‌ی نساء) است که می‌فرماید:

«وَلَن تَسْتَطِیعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَیْنَ النِّسَاء وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِیلُواْ کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَهِ…»
شما هرگز قادر نیستید بین زنها به عدالت رفتار کنید هرچند (بر عدالت) حریص باشید، پس به یک طرف یکسره تمایل نورزید تا آن (زن دیگر) را سرگشته (بلاتکلیف) رها کنید. روایات متعددی نیز در مورد جواز تعدد زوجات آمده‌است که به ذکر چند مورد از آن بسنده می کنیم.
روایت اول: منصور بن حازم از امام صادق علیه‌السّلام نقل می‌کند که حضرت فرمود: «لایحلّ لِمَاءِ الرَّجُلِ انَّ یَجری فی اکثر مِنْ اربعه أَرْحَامٍ مِنَ الْحَرَائِرِ»: حلال نیست آب مرد در رحم بیش از چهار زن جاری شود.
روایت دوم: امام رضا علیه‌السّلام در جواب محمّد بن سنان می‌فرماید: «علت این که مرد می‌تواند با چهار زن ازدواج کند و بر زن حرام است که بیش از یک شوهر داشته‌باشد، این است که اگر مرد چهار زن داشته‌باشد فرزندی که از هر‌کدام از زنان متولد شود به مرد نسبت داده‌می‌شود و فرزند اوست اما اگر زن دو شوهر یا بیشتر داشته‌باشد معلوم نمی‌شود که فرزند از کدام مرد است و به این ترتیب باعث فساد در نسبت وارث و معارف می‌شود».
روایت سّوم: عیاشی از امام صادق علیه‌السّلام نقل می‌کند که حضرت می‌فرمایند: «مِنْ کل شیءٍ اسراف الاَّ فی النِّسَاءِ وَ قَالَ اللَّهُ: فانکحوا مَا طَابَ لَکم فی النِّسَاءِ مثنی وَ ثُلُثُ وَ رُباعَ»؛ در هر چیزی اسراف است مگر در زنان، زیرا خداوند حد آنها را مشخص کرده می‌فرماید: «از زنان هرچه می خواهید دو یا سه یا چهار بگیرید».
مبحث دوم: ضرورت و پیامدهای تعدد زوجات
از جمله عواملی که در ضرورت تعدد زوجات نقش دارد، فزونی تعداد زنان بر مردان است که باعث روی آوردن جوامع به تعدد زوجات شده‌است. از مهمترین دلایل افزایش جمعیت زنان نسبت به مردان این است که در اکثر حوادث و اتفاقات ناگواری که روزانه در اکثر نقاط جهان رخ می‌دهد، بیشتر قربانیان را مردان تشکیل می‌دهند نه زنان. برخی دانشمندان در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده‌اند که عکس تصور عام که زن را موجودی ضعیف و بی دفاع می‌پندارند مقاومت این جنس ظریف در برابر بیماری ها و امراض، بیشتر از جنس مرد است و زنان به دلیل مقاومت در برابر بیماری ها و رویارویی کمتر با خطرات، بیشتر از مردان عمر می‌کنند. از جمله موارد دیگری که در تعدد زوجات نقش دارد، نازایی زنان است. اگر زن عقیم و نازا باشد، در این شرایط سه راه‌حل وجود دارد:

اول این که مرد با این زن عقیم به زندگی زناشویی ادامه دهد و تا آخر عمر بدون فرزند و مقطوع النسل شود که این راه ظلم به مرد است. راه حل دوم این است که زن عقیم خود را طلاق دهد و با زنی که توانایی فرزند‌زایی دارد ازدواج کند و به خواسته‌ی فطری و غریزه‌اش (داشتن فرزند) برسد که این راه‌حل هم ظلم به همسر اول است چون ممکن است این زن تا پایان عمر از ازدواج مجدد محروم شود. راه حل سوم این است که با تعدد زوجات هم مرد به خواسته خود که داشتن فرزند است برسد و هم زن از ادامه زندگی زناشویی باز نماند و با اجازه و رضایت وی، به مرد امکان ازدواج با زن دیگری داده شود.
بیماری مسری زن را می‌توان از جمله موارد تعدد زوجات نام برد. اگر زن بیماری مسری و مزمن داشته‌باشد، به طوری که ارتباط زناشویی بین او و همسرش قطع شود و مرد قادر به ارضای نیاز جنسی خویش نباشد، در این مورد هم راه‌حلی که کم ضررتر است، تعدد زوجات می‌باشد.
اگر شرایط شغلی مرد به گونه‌ای باشد که اجباراً دائماً باید در سفر باشد و بنا به دلایل مختلف قادر نیست همسر و فرزندانش را به طور مداوم با خود به مسافرت کاری ببرد، ازدواج وی با زن دیگری که این امکان را فراهم نماید هم به سود مرد و هم به سود خانواده اول است، هرچند این موارد همیشگی و برای همه‌ی افراد پیش نمی‌آید اما نمی‌توان آنها را انکار کرد. اما از طرفی، مخالفین تعدد زوجات معتقدند که تعدد زوجات آثار سوئی در جامعه دارد و باعث جریحه‌دار شدن احساسات و عواطف زنان می‌شود در نتیجه از کارها و وظایف خود نسبت به همسر و فرزندان فاصله گرفته، احتمال روی آوردن به زنا و خیانت هم در مورد آنها وجود دارد.
جوابی که به این اشکال می‌توان داد این است که چون اسلام پایه‌های زندگی فردی و اجتماعی بشر را بر عقل و منطق استوار می‌داند و به‌ دنبال آن است که احساسات و عاطفه را با هدایت عقل رهبری کند تا دچار افراط و تفریط نگشته و مصالح عمومی فرد و جامعه در سایه‌ی همان احساس و عاطفه تأمین گردد، پس جواز تعدد زوجات به معنی نادیده گرفتن احساسات و عواطف زنان نیست، چون صفات روحی و عواطف و احساسات درونی از نظر کمی و کیفی نیز نیازمند تربیت و هدایت عقل و دین است. از این رو است که بسیاری از تربیت‌های غربی‌ها مورد نقد و انتقادات شرقی‌ها است و در تربیت غرب هر مردی تنها یک زن رسمی و قانونی دارد اما در کنار او با هر کسی که دوست دارد می‌تواند رابطه‌ی نامشروع داشته‌باشد. در مورد زن غربی هم این مسأله صادق است و چیزی که باعث تعجب و شگفتی می‌باشد این است که چنین زنانی از این همه فساد و فحشائی که از شوهران خود می‌بینند، متأسف نشده و دل و عواطفشان جریحه‌دار نمی‌شود؟!
در اثر ترویج این‌گونه روابط در غرب که از نظر شرقی‌ها مطرود است، دل های آنان به زشتی خو گرفته و عواطف و

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu