پایان نامه ها

پایان نامه ارشد رایگان درمورد نفت و گاز، معادن باطنی، حق مالکیت، کامن لا

تئوری مالکیت بر نفت و گاز در یه ایالت خاص، به طور حتم تعیین کننده وجود حقوقیه که واسه مالک نفت و گاز موجود در اعماق زمین در نظر گرفته می شه. اینکه کدوم تئوری قابل اجرا باشه، میتونه در موقعیت های خاص سرنوشت ساز باشه و باعث تغییر رأی دادگاه ها شه. بنابر این ما اینجا به دو مورد از مهم ترین فرق های تئوری «مالکیت در محل» و تئوری «نبود مالکیت» اشاره می کنیم:

الف) شناسایی یا نبود شناسایی حق واسه مالک زمین
اهمیت اصلی تئوری مالکیت پذیرفته شده در یه ایالت، شناسایی یا نبود شناسایی حقی واسه مالک فعلی زمین در معدن نفت و گازی که در این زمین کشف شده، هست.197 یعنی مهم ترین اهمیتی که میشه واسه متابعت از تئوری مالکیت در محل یا تئوری نبود مالکیت در یه ایالت گفت، اینه که تعیین می شه مالک فعلی زمین، حق مالکیتی در نفت و گازی که در اعماق اون زمین موجود هست، داراس یا نه. وجود یا نبود وجود این حق مالکیت واسه مالک فعلی زمین، به تئوری قبول شده در ایالت، بستگی داره. توضیح اینکه ممکنه طبق اصول مثلا تئوری مالکیت در محل، شخصی که مالک فعلی زمینه، مالک نفت و گاز موجود در زیرزمین هم باشه لکن طبق اصول تئوری نبود مالکیت این شخص حقی در مورد مالکیت نفت و گاز موجود در اعماق زمینش نداشته باشه و شخص دیگری مالکیت داشته باشه. بنابر این انتخاب کردن یکی از این دو تئوری در یه ایالت، قطع به یقین نتیجه هایی مثل شناسایی حق مالکیت مالک فعلی زمین در نفت و گاز موجود در اون زمین، داره.
ب) مادی و معنوی بودن تئوری های مالکیت در محل و نبود مالکیت
نکته دیگه اینکه در کامن لا، حقوق مربوط به زمین رو به دو دسته «مادی و معنوی» تقسیم بندی می کنن. به این صورت که اگه شخصی حق تصرف فیزیکی در زمین رو داشته باشه، او دارای حق مادی در مورد و هم اینجور اگر شخصی تنها حق استفاده و منفعت بردن از زمین رو داشته باشه، دارای حق معنوی در زمین هستش. با توجه به این توضیحات باید بگیم حقوق نفت و گاز در ایالت هایی که تئوری مالکیت در محل رو پذیرفته ان، حق مادی و در ایالت هایی که با تئوری نبود مالکیت صلح یافته ان، حق معنوی می باشن. در ادامه باید یادآور شیم که برابر اصول کامن لا، حقوق مادی قابل واگذاری نمی باشن، بر خلاف حقوق معنوی که قابل واگذاری هستن.198 بنابر این در ایالت هایی که به تئوری مالکیت در محل عمل می شه، چون حق مالکیت حقی مادیه، نمیشه اونو به دیگری واگذار کرد ولی در در ایالاتی که تئوری نبود مالکیت رو استفاده می کنن، به خاطر معنوی بودن حق مالکیت نفت و گاز در اونجا، این حق قابل واگذاری به غیر هستش. برای مثال در دعوای گرهارد علیه استفن199 قائم مقام های دو شرکت که در سال 1915 منحل شده بودن، دادخواستی واسه حقوق نفت و گازی که استفن در سال 1956 به شل اجاره داده بود و پس از اون به طور سودآوری پیشرفته بود، تسلیم کردن. دادگاه عالی کالیفرنیا با توجه به اینکه در کالیفرنیا تئوری مالکیت در محل، رد شده بود و یعنی چون در اونجا تئوری نبود مالکیت مورد استفاده قرار می گرفت، رأی داد که حقوق نفت و گاز در کالیفرنیا به عنوان یه حق معنوی، قابل واگذاری بودن. با توجه به توضیحاتی که در این دعوا داده شد، میشه گفت در ایالتی که از تئوری نبود مالکیت پیروی می کنن، حقوق معدنی نفت و گاز، حقوق مربوط به ثروث الاجاره و حق الامتیازها که همه از حقوق معنوی هستن، قابل واگذاری به غیر خواهند بود.200
یکی دیگه از نتیجه های تقسیم بندی حقوق نفت و گاز به مادی و معنوی، نوع اقداماتیه که صاحب حقوق نفت و گاز میتونه انجام دهد. برابر اصول کامن لا برخی انواع کارا مثل اقامه دعوای تجاوز به ملک غیر، تنها واسه کسائی ممکن هستش که صاحب حق مادی در دارایی بودن. یعنی در دادگاه های ایالاتی که تئوری مالکیت در محل رو پذیرفته ان چون حقوق نفت و گاز در این دادگاه ها حق مادی حساب می شن، مالک نفت و گاز مستحق دریافت غرامت از متجاوزه. درمقابل، در ایالاتی که تئوری نبود مالکیت مورد متابعت قرار میگیره، از اونجا که حقوق نفت و گاز در اینجور دادگاه هایی حق معنوی به شمار می رود، مالک نفت و گاز اینجور استحقاقی نخواد داشت.201

پایان: خیال باطنی بودن معادن نفت و گاز
مطلبی که آخر فصل تئوری های مالکیت بر نفت و گاز ضروریه توضیح شه، اینه که اگر معادن نفت و گاز، از مصادیق معادن باطنی باشن، وضعیت مالکیت شون به چه شکلی هستش؟ چون که مفروض ما تا بدین جا برابر قول بیشتر فقها و حقوق دانان، ظاهری بودن معادن نفت و گاز بود، لکن لازمه طرف دیگه مسئله، که باطنی بودن معادن نفت و گاز هست، توضیح مختصری داده شه. باید بگیم به غیر از تفصیل اولی که در مبحث تفصیل بیان گردید، همه تئوری هایی که در این فصل توضیح داده شد، در صورتی که معادن نفت و گاز از مصادیق معادن باطنی باشن، هم هست. به بیان دیگه اگه ما معتقد باشیم که معادن نفت و گاز، در گروه معادن باطنی هستن، با توجه به اختلاف فقها و حقوق دانان تئوری زیر در اونا جاری هستش:
1- مالکیت امام یا حاکم یا دولت
2- مباحات
3- مالکیت عمومی
4- تفصیل با توجه به پیروی مالکیت معدن از مالک زمین (تفصیل دوم و یکی از تئوری های موجود در حقوق آمریکا)
5- نبود مالکیت
همانط