پایان نامه با واژگان کلیدی
حقوق بشر، جامعه اسلامی، حقوق اقلیتا، جغرافیای سیاسی

پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق بشر، جامعه اسلامی، حقوق اقلیتا، جغرافیای سیاسی

دانلود پایان نامه

وقتی که ذمیان به قرارداد خود احترام می نهند هیچ وقت نمی میتونن اون رو فسخ و یا تن دادن به شرایط اون سر باز زنند.
مرحوم علامه حلی در تذکره الفقها ء این مطلب رو در یه عبارت کوتاهی اینجور میگه:
«… عقد ذمه از طرف افراد غیر مسلمان به طور دائمی اجبار آور نیس چون اونا می تونن هر بعضی وقتا بخوان به سرزمین خود بپیوندند.»71
اسلام در سایه اینجور پیمان مشترکی طرح یه جامعه متخدی رو پی ریزی نمودهه که اعضاء اون با وجود اختلاف در باور و آیین ، مسئولیت زندگی مشترک و توأم با تعاون و هم فکری رو در بکار انداختن چرخ های یه جامعه بزرگ و سالم ، به عهده گرفتن؛ و این جور هم زیستی انسانی جز با حفظ آزادیای قانونی انسانی قابل تحقق نمی باشه.
امتیاز دیگری که در قرارداد ذمه جالب توجه، اصل« ضرورت پذیرش پیمان ذمه از طرف مسلمین» هستش. بدین معنی که مسلمانان و دولت اسلامی در برابر دو نوع اجبار در مورد عقد قرارداد ذمه قرار گرفتن.
اول: باید گروه های مذهبی رو به عقد قرارداد ذمه دعوت کنه و بی دعوت رسمی قادر به هیچ نوع تجاوز و درگیری با اونا نخوان بود.
دوم: هر بعضی وقتا پیشنهاد انعقاد قرار داد ذمه از طرف گروه های مذهبی( یهودیان، مسیحیان، مجوسیان) به مسلمین ارسال بشه، دولت اسلامی موظفه که از پیشنهاد اونا استقبال کنه و رد پیشنهاد صلح حتی در زمانی که انعقاد قرارداد ذمه به مصلحت مسلمین هم نباشه جایز نیس، و با وجود تسلط و فرمانروایی کاملی که ممکنه مسلمین بر گروه های مزبور داشته باشن پذیرفتن پیشنهاد صلح و عقد و پیمان ذمه واجب هستش.72
چون اصل پذیرش قرارداد ذمه هیچ وقت پیرو مصلحت لباس اسلامی نبوده و دایماً به طور لازم و اجباری تلقی می شه و اینجوری این اصل لازم به عنوان یه حق قانونی واسه اقلیتای مذهبی به طور دایم منظور می شه.73
بدیهیه این نوع امتیازات که در حقوق اسلامی واسه اقلیتا پیش بینی شده مخصوص ایده سیاسی جهانی اسلامه، و ما شبیه اون رو در هیچ سیستم حقوقی دیگه نمی تونیم پیدا کنیم.
2-4 – رابطه ذمه و تابعیت
غیر مسلمانانی که در کشور اسلامی زندگی می کنن به دو گروه تبعه( ساکنان دائم) و غیر تبعه( ساکنان موقت) تقسیم می شن این دو گروه از نظر حقوق و امتیازات در بعضی موارد با هم فرق دارن. از اونجا که ساکنان دائم در برابر حکومت وظایف بیشتری نسبتبه ساکنان موقت دارن پس از حقوق و امتیازات بیشتری هم بهره مند هستن و این یه امر عقلائیه و در همه جوامع هم به همین صورت عمل می شه.
با بررسی اصطلاح ذمه توجه می کنیم که نزدیکترین واژه از نظر معنا و معنی به ذمه، اصطلاح تابعیته هر چند که معنی ذمه با تابعیت امروزی تفاوتایی داره؛ مثل اینکه تابعیت معنی تکامل یافته «ذمه» است.
از اون جا که جغرافیای سیاسی حاکم در بالا اسلام و بیشتر کشورها بیشتر به دنبال وجود پیروان و معتقدان مذاهب خاص بوجود اومده بود در این هنگام اکثریت هم کیش، حاکمیتی رو به وجود می بیارن و روشن بود که غیر هم کیش به عنوان بیگانه تلقی می شد، بنابر این واسه ورود و سکونت در محدوده ی کشوری خاص با حاکم یا بزرگ اون منطقه قراردادی منعقد می کرد تا فرد بیگانه در پناه او امنیت و آرامش داشته باشه، و از اونجا که در اون زمان قانون یا نوشته ای خاص بر کشور حاکم نبود، عالمان دینی منبع حل اختلاف بودن. چون تنها اونا به قوانین اکثریت آگاه بودن، به خاطر این لازم بود که فرد بیگانه از بدو ورود در قرارداد خود التزام به دین اکثریت رو قبول می کرد.
این افراد ممکن بود به شکل دائم و یا موقت در اونجا حضور یابند و در صورتی که حضور دائمی اون باعث مخالفت عملی با دین و عرف اون منطقه بود نمی تونست امنیت داشته باشه. واسه همین قرارداد با شرط التزام به احکام دین اکثریت منعقد می شد تا حضور او( غیر هم کیش) مزاحم نظم اون جامعه نگردد. این قرار داد رو« قرارداد ذمه» و قرار داد حضور موقت رو« امان» یا عهد می نامیدند.
اما الان با تغییراتی که در جغرافیای سیاسی کشورها به وجود آمدهه مرز کشورها طبق باور خاص شکل نگرفته و چه بسا در کشوری که یه دولت حاکمه پیروان ادیان مختلفی زندگی کنن و ساکن دائمی اون کشور باشن به خاطر این الان اصطلاح بیگانه و خارجی به کسی گفته می شه که از اون طرف مرزها وارد کشور شه هر چند که پیرو دین اکثریت جامعهه و باید به قوانینی که به مقتضای شرایط سیاسی، اجتماعی، اقلیمی و اقتصادی و…. اون کشور وضع شده التزام داشته باشه.
الان تابعیت به عنوان یکی از حقوق سیاسی افراد همراه حقوق و امتیازات دیگه ً معنا و معنی « ذمه» رو هم در بر داره البته با عمومیت بیشتر یعنی نسبت بین اصطلاح تابعیت و ذمه رو عموم و خصوص مطلق میشه دونست. به خاطر این که همه ذمیان تبعه هستن اما همه تبعها ذمی( به اصطلاح فقهی) نیستن چون مسلمانان در کشور اسلامی تبعه هستن ولی در اصطلاح فقهی اهل ذمه به شمار نمی روش. پس میشه قرارداد ذمه رو یه جور قرارداد تابعیت بنامیم.74

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلید واژگانخشونت علیه زنان، آزار جنسی، قوانین حمایتی، شایسته سالاری

3-4 – متن قرارداد ذمه
متن قرارداد ذمه مثل هر قرارداد قانونی دیگری طبق رضایت دو طرف تنظیم شده و از یه طرف پیشنهاد و از طرف دیگه مورد قبول واقع می شه. نمونه های عملی این قرارداد رو میشه با مطالعه قراردادهای ذمه ای که پیامبر(ص) با گروه های اهل کتاب منعقدنمودهه بررسی کرد.75 در زیر به نمونه ای از قراردادهای ذمه به وسیله پیامبر (ص) اشاره می شه.76
پیمان بین پیامبر اسلام و
مسیحیان سرزمین سینا
بسم الله الرحمن الرحیم، این مکتوبیه که محمد بن عبدالله که بشیر و نذیر و نسبت به ودیعه الاهی امین جمله خلایقه، اون رو نوشته تا حجت و بهونه ای پ از پیامبران بر خدا باقی نماند و خداوند عزیز حکیمه. اون رو واسه کسائی نوشته که پیرو آیین او هستن تا پیمانی باشه با گروهی که در مشرق و مغرب زمین ، بر دین نصرانیت هستن، نسبت به اونایی که دور هستن یا نزدیک. عرب یا عجم اونا اونا که شناخته می شن و اونا که شناخته نمی شن. این مکتوبیه که طبق اون با اون پیمان بسته. هرکی با مواد این مخالفت ورزد، نسبت به او و بقیه مسلمانان متجاوز شناخته میشه. اینطور کسی به عهد خدا پشت پا زده و در پیمان خود درستکار و خاضع نبوده و نسبت به دین خود استهزا نمودهه و مستحق لعنت هستش؛ چه سلطان باشه یا از بقیه مسلمانان مومن عادی.
هر کجا راهبی یا سیاحی دور هم جمع و در کوه و یا بیابان و یا جای آباد و یا صاف و یا کنیسه و معبدی به سر می برند، ما پشت سر اونا حافظ و پاسدار اونا هستیم و من با جون خود و یاران و انصار و ملت خود از جانشان و از اموال اونا دفاع می کنیم؛ چون اونا جزء رعیت من و متحد و متحد من می باشن. اونا به جز اون چیزی که به رضایت خاطر، به عنوان خراج و جزیه می دن، به هیچ راه مسئول و به پرداخت چیزی مجبور نخوان بود.قضات، رهبانان، خلوت گزینان و سیاحان اونا مورد تجاوز قرار نگرفته و هیچ کنیسه و کلیسایی ویرون نخواد شد و نباید چیزی از مالکیت اونا داخل خونه مسلمین شه. قضات و رهبانان از خراج معافند و ضمنا اونا که به عبادت اشتغال ورزیده ان. از ثروتمندان و ارباب تجارت بیشتر از حد مشخص شده، نباید خراج گرفته شه. هیچ کدوم از اونا واسه جنگ و حمل اسلحه مجبور نخوان شد بلکه مسلمانان باید از اونا دفاع کرده و با اونا، بنا به پیروی از آیه کریمه« ولا تجادلوا اهل الکتاب جز بالتی هی احسن» به نیکوترین روش گفت و گو بحث کنه.
اونا در محیط امن و پر از مهربانی زندگی می کنن. هر کجا که باشن و در هر مکانی منزل گزینند ، از بروز چیزایی که باعث رنج و ناراحتی اونا باشه جلوگیری می شه.77

مطلب مرتبط :   تحقیق درمورد، تعی، دریافت،

مبحث دوم: اصول روابط با اقلیتا در جامعه اسلامی
گفتار اول: اقلیت و اهل کتاب
بند اول : تعریف اقلیت
اصطلاح « اقلیت»78 در خیلی از نوشتارها و گفتارهای حقوقی و قوانین داخلی و مقررات بین المللی به کار رفتهه. در قانون جمهوری اسلامی ایران، بی اونکه تعریفی از این اصطلاح به دست دهد، در اصول 13 و26و67 از اون استفاده کرده.79 در قانون فعالیت احزاب پذیرفته شده 1360 هم این واژه هست. به باعث ماده 4 این قانون: « انجمن اقلیتای دینی موضوع اصل 13 قانون اساسی ، تشکیلاتیه که مرکب از اعضای داوطلب همون اقلیت دینی که هدف اون حل مشکلات و بررسی مسایل دینی، فرهنگی، اجتماعی و رفاهی ویژه اون اقلیته.»
در منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر اصطلاح « اقلیت» به کار نرفته، اما در تعدادی از اسناد حقوق بشری که پس از اونا تصویب شده، این اصطلاح هست؛ مثل ماده 27 عهد حقوق مدنی و سیاسی مقرر می کند:
« در کشورهایی که اقلیتای نژادی، مذهبی یا زبانی وجود دارن، افراد برای اقلیتای مزبور رو نمیشه از این حق محروم کرد که مجتمعاً با بقیه افراد گروه خاص خودشون از فرهنگ متمتع شن و به دین خود متدین بوده و طبق اون عمل کنن یا به زبون خود صحبت کنه.»
ماده 30 کنوانسیون حقوق کودک بیان می داره:
« کودکان برای اقلیتای قومی، بومی و مذهبی، باید حق برخورداری از فرهنگ خود و تعلیم و اعمالمذهب و زبون خودشو داشته باشن.»
افزون بر اون، در عنوان برخی از مصوبات جدید تر، این اصطلاح درج شده. مثلاً در « اعلامیه مربوط به حقوق افراد برای اقلیتای ملی، نژادی، مذهبی و زبانی» پذیرفته شده سال 1992 مجمع عمومی سازمان ملل متحد80 این اصطلاح به کار برده شده.
در تحقیق حاضر هم از اصطلاح « اقلیت» استفاده شده. به خاطر این ارایه تعریفی از اون ، لازم مثل اینکه.
تعریف« اقلیت» چیزی سهل و ممتنعه؛از طرفی معنای این واژه گویاه: گروهی که با اکثریت جامعه،تفاوتای اساسی دارن، و از سویی در تشخیص اقلیت از اکثریت ، ملاکای زیادی رو میشه دید کرد.مثل شباهت یا نابرابری دینی، نژادی، زبانی و جز اینا.81 به هر صورت الان در بحث های حقوقی با دید نشونه هایی، بر گروهی از آدما کشور« اقلیت» گفته میشه. برخی از این ملاک ها بدین شرحه:
از دید تعداد، کمتر از سایراتباع کشور باشن.حاکمیت رو در دست نداشته باشن. با بقیه افراد جامعه از نظر نژادی، ملی، فرهنگی، زبانی یا مذهبی متفاوت باشن.
برخی از حقوقدانان واسه تحقق معنی اقلیت واسه گروهی از آدما یه دولت ، روحیه اتحاد و تعاون و ریشه دار بودن اونا در کشور محل اقامت، مثلاً حضور صد ساله رو لازم دانسته ان؛ البته حقوق بشر در تفسیری از ماده 27 عهد بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که در سال 1994 ارایه کرده، شهروند بودن کشور محل اقامت رو به عنوان پیش شرط برخورداری از حقوق اقلیتا به حساب نیاوردهه.
گفتنیه الان مسأله شناسایی و رعایت حقوق گروه هایی چون مهاجرین( Migrants ) و پناهندگان( Refugees ) و بومیان( IndigenousPeoples ) و نظایر اونا از مباحث وابسته به حقوق اقلیتا به شمار می آید.
کوتاه سخن اونکه در تعریف اقلیت میشه گفت:« گروهی از آدما یه کشور که از دید ملی، نژادی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu