پایان نامه رایگان درباره اعضای هیأت علمی، مالکیت فکری، هیأت علمی، حقوق اقتصادی

ع خیلی کمرنگه. تنها حق اخلاقی در اختراعات اشاره نام مخترع در ورقه اختراعه. این حق در ماده 3 موافقت نامه پاریس آمدهه. طبق این ماده مخترع حق داره که در ورقه اختراع از اون به عنوان مخترع نام برده شه. در قانون ثبت اختراع ژاپن و آمریکا این حق باید در گواهی اختراع اشاره شه و قابل اسقاط نیس. طبق قانون ثبت اختراع آلمان و اتحادیه اروپا این حق باید اشاره شه ولی قابل اسقاطه. در قوانین ایران بند «و» ماده 5 قانون ثبت اختراعات دور و بر اشاره نام مخترع می گوید:
«نام مخترع در گواهینامه اختراع قید می شه مگه این که کتباً از اداره مالکیت صنعتی خواسته کند که اسمش اشاره نشه. هرگونه اعلام یا تعهد مخترع مبنی بر اینکه نام شخص دیگری به عنوان مخترع اشاره شه، بدون اثر قانونیه.»
در حوزهء کارا ادبی و هنری هم بخش مهمی از حقوق پدیده های فکری و ادبی، حقوق اقتصادیه. این حقوق چه جداگونه از حقوق اخلاقی باشه و یا بر حقوق اخلاقی مترتب شه، اهمیت زیادی در نظام مالکیت فکری داره. این حقوق موقت و قابل نقل و انتقال به دیگریه. حقوق اقتصادی مالکیت ادبی و هنری با توجه به وضعیت و روش بهره ورداری، دارای مصادیق متعددیه که از اون جمله میشه به حق نشر و افزایش، حق ترجمه، حق اقتباس و خلاصه کردن، حق استفاده از پاداش و جایزه و حق عرضه و اجرا اشاره کرد. ضمنا پدیدآورنده اثر ادبی و هنری هم از حقوق اخلاقی و معنوی برخورداره که بر خلاف بخش مالکیت صنعتی از گستردگی و اهمیت بیشتری برخورداره. حق افشای اثر، حق احترام نام و عنوان پدیدآورنده، حق تمامیت اثر، حق عدول و حق دسترسی به اثر مثل حقوق اخلاقی و معنویه که در نظام مالکیت فکری واسه کارا ادبی و هنری شناخته شده.
در قانون حمایت از حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان مادهء 3 به شکل کلی در بیان حقوق مادی و معنوی که به این کارا تعلق می گیرد، بیان می داره: «حقوق پدیدآورنده شامل حق انحصاری نشر و پخش و عرضه و اجرای اثر و حق بهره ورداری مادی و معنوی از نام و اثر اوه».5
2-3. تعریف کارا دانشگاهی
واسه این که اثری، به عنوان «اثر دانشگاهی» شناخته شه، داشتن شرایط زیر ضروریه:
2-3-1. وجود افرادی با عنوان استاد و دانشجو و مستخدم در دانشگاه
واسه شناسایی اثری به عنوان اثر دانشگاهی لازمه افرادی با عنوان دانشجو، استاد، اعضای هیات علمی، کارمند و یا مستخدم در دانشگاه فعالیت کنن، یا با دانشگاه قرارداد استخدامی داشته باشن و یا طبق مقررات دانشگاه از اعضای اون دانشگاه حساب شن. اعضای دانشگاه عبارتند از افرادی که به باعث قوانین و مقررات آموزش عالی کشور به شکل کلی و مقررات و آیین نامه های دانشگاه مربوطه به شکل خاص از اعضای دانشگاه حساب شن. اعضای دانشگاه معمولا استادان مثل استادان عضو هیئت علمی و استادان مدعو و غیر عضو در هیئت علمی، دانشجویان، کارمندان و کارکنان دانشگاه رو شامل می شه.
بند الف بخش دو آیین نامهء حقوق مالکیت فکری دانشگاه “بیکر”6 آمریکا پدیدآورندگان جنسا فکری دانشگاهی رو اینطور تعریف می کند:
– تموم افرادی که در دانشگاه بیکر استخدام شده ان، شامل استادان پاره وقت یا تموم وقت دانشکده، استادان مدعو و ناظر یا محققان، مسوولان اجرایی، کارمندان دانشگاه و دانشجویانی که در دانشگاه کار می کنن.
– پیمان کاران و مشاوران جداگونه و هر استاد مدعوی که با دانشگاه قراردادی امضا کند، که این قرارداد اون رو به شکل یه پیمانکار جداگونه نشون بده، با اون مثل عضو هیات علمی واسه اهدافی که در این آیین نامه آمدهه، رفتار میشه.
– «دانشجو» شخصیه که در هر رشته ای در دانشگاه ثبت نام کند. ضمنا این عنوان شامل هر کارمندی که واسه اینجور رشته هایی ثبت نام می کند، هم می شه. اینجوری وقتی که دانشجو استخدام می شه، کارمند حساب شده با اثری که اون در حوزهء استخدامیش پدید آوردهه، مثل مستخدم رفتار می شه و با دیگه آثاری که در خارج از این بخش پدید می بیاره ، مثل دانشجو برخورد می شه. مستخدم تموم وقت، بجز اعضای هیأت علمی که در یه یا چند رشته فعالیت می کند، کارمند حساب می شه و با اثر فکری که پدید می بیاره به عنوان نتیجهء استخدامش رفتار میشه.
– هر شخصی که تحت نظارت و یا با اجازهء پرسنل دانشگاه از امکانات و منابع دانشگاه استفاده کند، مثل داوطلبان و دانشجویانی که در دانشگاه یا دیگه موسسات ثبت نام می کنن و یا شخصی که دوره کارورزیش رو در دانشگاه انجام دهد؛ اما فقط محدود به این افراد نمی شه»[9].
آیین نامهء پژوهشی دانشگاه تربیت مدرس7 هم در بخش مربوط به تعاریف، در تعریف ” اعضای دانشگاه تربیت مدرس” می گوید: «اعضای هیأت علمی، دانشجویان، علم آموختگان و کارکنان دانشگاه تربیت مدرس رو شامل می شه».
این تعریف در مقایسه با تعریفی که دانشگاه بیکر آمریکا از اعضای خود ارائه نموده، از چند جهت ناقص تر به نظر می رسد:
1) از میون استادان، تنها اعضای هیأت علمی رو از اعضای دانشگاه حساب کرده و استادان مدعو و حق التدریسی رو که طبق مصوبهء وزارت علوم می میتونن در دانشگاهی دیگه، غیر از دانشگاهی که در اون عضو هیات علمی هستن، به تدریس و تحقیق اشتغال داشته باشن، در این تعریف نیامدهه؛
2) در تعریف دانشجویان دانشگاه، به نظر می رسد تنها کسائی رو دانشجو حساب نموده که دانشجویان دانشگاه هست
ند و در دانشگاه ثبت نام نموده ان؛ در حالی که ممکنه دانشجویانی خارج از دانشگاه (از مرکزها دانشگاهی دیگه) به شکل قرارداد همکاری های پژوهشی در دانشگاه مشغول به تحقیق و تحقیق باشن و اثری فکری در بخش ای که در اون به تحقیق می پردازند، پدید بیارن؛
3) در مقایسه، این تعریف با قسمت آخر تعریفی که دانشگاه بیکر ارائه داده، این فرق هست که در این تعریف افرادی رو که ممکنه دانشجو، استاد و یا کارمند نباشن، اما با هزینه کردن امکانات دانشگاه به تولید کارا فکری می پردازند، اشاره ای نشده و برخلاف آیین نامهء دانشگاه بیکر تعریف نشده ان.
2-3-2. وجود قرارداد استخدامی یا شرایط قانونی خاص
دومین عنصر وجود قرارداد استخدامی بین دانشگاه و دانشجو، استاد، اعضای هیات علمی و یا کارمندانیه که واسه دانشگاه کار می کنن، یا این که طبق قوانین، مقررات و آیین نامه های خاص دانشگاهی، پدیدآورنده از اعضای دانشگاه شناخته شه، مثل این که این عضویت دائمی باشه یا موقت. مهمه که این قرارداد باید قراردادی استخدامی باشه و اگه به مقررات و آیین نامه های دانشگاه برگشت داده می شه حتما مقرره ای که به این موضوع پرداخته باشه، وجود داشته باشه و یا از مفاد اون بشه این رو برداشت کرد. در حقوق ایران در این باره قانون استخدام کشوری پذیرفته شده 31 خرداد 1345 در مواد 5 و 6 دو مدل استخدام معرفی نمودهه. در مدل اول به باعث ماده 5 قانون نامبرده« مستخدم رسمی کسیه که به باعث حکم رسمی در یکی از گروه های دوازده گانه استخدامی واسه تصدی یکی از پست های سازمانی وزارتخانه ها یا موسسات دولتی مشمول این قانون استخدام شده باشه.» و در ماده 6 در تعریف یه مدل دیگه از استخدام میگه« مستخدم پیمانی کسیه که به باعث قرارداد به طور موقت به مدت مشخص و کار مشخص استخدام شده باشه.»
پدیدآورنده اثر به شکل هریک از قراردادهای بالا در دانشگاه به فعالیت بپردازد، مستخدم دانشگاه حساب شده و با اثری که او در بخش ای که به اون منظور استخدام شده پدید می بیاره به عنوان نتیجه حاصل از استخدامش رفتار میشه.
اما در مورد برگشت به مقررات و آیین نامه های دانشگاهی پرسشی مطرحه: وجود این مقررات و آیین نامه ها میتونه تولید کننده یه شرایط قراردادی خاص بین دانشگاه و شخص شاغل در اون دانشگاه باشه؟ این سوال به ویژه دربارهء دانشجویانی که واسه آموزش و تحصیل بی دریافت حقوق در دانشگاه پذیرفته می شن و در قبال کار پژوهشی خود عوضی دریافت نمی کنن، مطرحه. صرف ثبت نام این افراد در دانشگاه، شرایط قراردادی بین پدیدآورنده و دانشگاه ایجاد می کنن؟
جواب این سوال در مورد افرادی که در قبال حقوق در دانشگاه مشغول به کار می شن و ثبت نام می کنن، روشن تره. ثبت نام این افراد در دانشگاه میتونه موجد شرایط قراردادی بین دانشگاه و فردی که در قبال گرفتن دستمزد و حقوق در دانشگاه ثبت نام نمودهه، باشه؛ چون این افراد در قبال کاری که انجام میدن حقوق دریافت می کنن و این با توجه به دکترین ” کار در برابر مزد“8(work for hire)، قابل توجیه؛ اما نکته قابل توجه در این مورد دانشجویانی هستن که بی دریافت حقوق در دانشگاه ثبت نام می کنن. صرف ثبت نام دانشجو در دانشگاه بین دانشجو و دانشگاه ایجاد قرارداد می کنن؟
حقوقدانی کانادایی به این سوال جواب مثبت می ده و این گونه خاطر می کند که ثبت نام دانشجو کمه کم میتونه به عنوان قراردادی قانونی در حدود زیر بررسی شه:
« دانشجویی که در دانشگاه ثبت نام می کند یا در قبال دریافت دستمزد حاضر به کار می شه، با دانشگاه قراردادی منعقد نموده که با اون پایبند شده که به قوانین و مقررات دانشگاه پایبند باشه»[10،ص254-249]. برخی دانشگاه ها مثل دانشگاه بریتیش کلمبیا هم به روشنی اعلام می کنن: دانشجو با ثبت نام در دانشگاه، وارد قراردادی با دانشگاه شده که در قبال اون دستمزد دریافت می کند[11، ص3].
اما در انگلستان در نزاعی به نام (Homson v university of London) که در سال1964 در دادگاه اقامه شد، دادگاه وجود قرارداد بین دانشجوی دکترای حقوق این دانشگاه و دانشگاه لندن رو رد کرد؛ اما در همین زمینه رأیی از شورای تخصصی دانشگاه سیلون 9در نزاعی دیگه که در 1960 بین این دانشگاه و شخصی به نام فرناندو پیش اومد، وجود قرارداد میون این دانشجو و موسسهء آموزشی این دانشگاه رو کمه کم تا این اندازه که او هنگامی که در دانشگاه ثبت نام می کند، باید موافق با قوانین و مقررات دانشگاه باشه، می پذیرد[6،ص110].
در همین زمینه در استرالیا نظری هست که حمایت مقامات قضایی استرالیا از تئوری انعقاد قرارداد، از زمان ثبت نام دانشجویان بالا لیسانس در دانشگاه رو نشون می ده. این حمایت از دعوایی به نام «bayley-jones v university o Newcastle» که در 1990 رخ داد، سرچشمه میگیره. این ماجرا مربوط به اختلافی بین دانشگاه نیوکاسل و دانشجویی که در مقطع دکترای فلسفه تحصیل می کرد، پیش اومد. دانشگاه در اول این فرد رو به عنوان دانشجو پذیرفت، اما بعدا پایان دورهء دانشجویی او رو اعلام کرد. دانشجو از مقامات مربوطهء دانشگاه خواسته رسیدگی کرد که مقامات نامبرده حکم به نبود اتمام “قرارداد” و هم پرداخت ضرر به او صادر کردن[6،ص110].
2-3-3. وجود نهاد یا سازمان قانونی به نام دانشگاه
عنصر لازم دیگه واسه این که اثری ب

Author: mitra--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *