پایان نامه ها

پایان نامه رایگان درباره قانون مدنی، مالکیت فکری، حقوق مالکیت فکری، حقوق مالکیت

مشترک، منافاتی با استفاده دیگه پدیدآورندگان نخواد داشت و اونا هم می میتونن به همون اندازه و مثل استفاده کننده اول از حقوقی که به اثر تعلق میگیره، بهره ورداری کنن. اختلافات احتمالی که در مورد استفاده از این حقوق رخ می ده، مضر حق استفاده پدیدآورندگان مشترک تلقی نخواد شد. بلکه این اختلاف تنها به دلیل برداشت و برداشت هر یه از مالکان از حق استفاده ایه که قانون به اونا می ده و بنا به مستندات قانونی قابل اعماله. بنابراین طرف مقابل نمی میتونه با این خاطر طرف استفاده کننده رو از استفاده از حقوق اثر منع کند.
در خط مشی حقوق مالکیت فکری دانشگاه ویکتوریا16 در بخش مربوط به تعاریف در تعریف مالکیت مشترک و چندمالکیتی آمدهه:
پدیدآورنده(گان) و دانشگاه در مالکیت اثر پدیدآمده معمولا سهیم هستن، و هریک از اونا میتونه جداگونه از دیگری و بی مراجعه به طرف دیگه از اثر استفاده یا بهره ورداری های دیگه کند با این شرط که خسارتی به حقوق طرف مقابل وارد نکند.
در حقوق ایران قانونگذار سال 1348 در قانون حمایت از مولفان و مصنفان و هنرمندان حقوق به دلیل اثر مشترک رو حق مشاع تموم پدیدآورندگان می دونه. قانون ثبت اختراعات، طرح های صنعتی و علائم تجاری 1386 هم تنها اشتراک در برخورداری از حقوق رو تصریح کرده و نحوه استفاده از حقوق رو مشخص ننمودهه. به نظر می رسد با توجه به تعیین قوانین شرکت در قانون مدنی به شکل کلی و نبود اشاره نحوه استفاده از حقوق اثر مشترک در قوانین مربوط به حقوق مالکیت فکری در کشور، کمیت و کیفیت استفاده از اثر مشترک هم در بخش کارا ادبی و هنری و هم در بخش مالکیت صنعتی به وسیله پدیدآورندگان مشترک، پیرو عقد شرکت در قانون مدنیه. اگه این نوع از مالکیت رو پیرو قانون مدنی بدونیم، باید تصرفات حقوقی و تصرفات مادی از همدیگه جدا کنیم.
منظور از تصرفات حقوقی انجام معاملات نسبت به ثروث مشاعه . این معاملات ممکنه به دو صورت واقع شه :
تصرفات حقوقی شریک نسبت به سهم خود ـ هر یه از شرکاء میتواند در ثروث مشترک نسبت به سهم خود هر نوع تصرف حقوقی رو به انجام رساند، خواه این تصرف ناقل عین باشه، مثل بیع سهم مشاع و یا ناقل منفعت باشه، مثل اجاره ـ که به باعث اون مستاجر مالک منفعت سهم مشاع شریک مؤجر میشه گر چه استیفاء منفعت از عین مستأجره و تصرف مادی درآن به شرط اذن شرکاء دیگه هستش. هم ممکنه که تصرف مورد بحث غیر ناقل باشه. در هر حال چون تحقق تصرفات حقوقی، ذاتا“ با تصرفات مادی در ثروث مشا ع ملازمه نداره اگر این قسم از تصرفات نسبت به سهم شریک دیگه به عمل نیاید، درست و معتبر هستش. به خاطر این ماده 583 قانون مقرر میدارد: « هر یه از شرکاء میتواند بی رضایت شرکای دیگه، سهم خودشو جزئا“ یا کلا به شخص ثالثی منتقل کند.» واسه صحت این انتقال فرقی نیس بین اونکه سهم شریک به یه شخص منتقل شه، یا به افراد زیاد انتقال یابد و این که انتقال سهم یه شریک به افراد معتدد، باعث زیادی شرکاء میشه مانع از اعتبار انتقال نامبرده نخواد بود، چون طبق قانون کلی هر مالکی میتواند در ملک خود هر نوع تصرفی رو به انجام رساند و ملک یاد شده رو به شخص یا افراد مورد نظر منتقل کند، مگه اونکه قانون به راه دیگری مقرر کرده باشه. اما در موضوع مورد بحث ما منع قانونی وجود نداره[43].
تصرفات حقوقی نسبت به سهم شرکاء ـ طبق ماده 581 قانون مدنی، از نظر حقوقی این تصرفات از جهت اونکه تصرف در اموال دیگرانه، فضولی است و بنابراین پیرو اجازه بعدی اونا هستش.
ماده 581: « تصرفات هر یه از شرکاء در صورتیکه بی اذن یا خارج از حدود اذن باشه فضولی بوده و پیرو مقررات معاملات فضولی هستش.»
هر چند عبارت ماده 581 گفته داره ولی به قرینه مواد دیگه خوب معلوم می شه که اول اینکه: برخلاف ماده 582 منظور از تصرف در این ماده، تصرف حقوقیه نه تصرف مادی و دوم اینکه“ : عنوان فضولی بودن تصرف اختصاص به تصرف در سهام بقیه شرکاء داره والا تصرف حقوقی شریک در سهم خود همونطور که قبلا اشاره شد طبق ماده 583 قانون مدنی و مقررات دیگه معتبر هست.
تصرفات مادی ممکنه به خاطر اجراء یه عمل حقوقی ایجاد یافته، انجام شه یا اونکه هیچگونه ارتباطی با تصرفات حقوقی و اعمال حقوقی نداشته باشه، و هم ممکنه بی اذن شرکاء دیگه بعمل آید یا با اذن ایشان انجام شه. این بحث در دو قسمت به توضیح زیر بررسی میشه: تصرف مادی بی اذن شرکاء دیگه ـ هیچیک از شرکاء، قانونا“ نمی میتونه بی اذن بقیه شرکاء در ثروث مشاع تصرف کند، مثل اونکه این تصرف مادی به خاطر اجراء یه عمل حقوقی باشه ـ مثل اونکه شریک سهم خودشو از ثروث مشاع به دیگری اجاره دهد و اونو واسه استفاده مستاجر به او تسلیم کند ـ یا اونکه تصرف مادی ارتباطی با عمل حقوقی نداشته باشه ـ مثل اونکه شریک بی اذن بقیه شرکاء در ثروث مشاع تغییراتی بده یا اونکه خود“ در خونه مشاع سکنی گزیند.
نبود جواز تصرف شریک در ثروث مشاع، بی اذن شرکاء دیگه، باور فقهای امامیهه . در حقوق مدنی ایران هم باید بر نبود جواز تصرف مادی شریک بی اذن شرکاء دیگه اعلام نظر کرد چون:
اولاـ از جهت مقررات قانون مدنی، هر چند در فصل مربوط به شرکت ماده ای نمیشه پیدا که این تصرف رو صریحا“ منع کرده باشه، ولی نبود جواز رو میشه به طور ظهوری از معنی پاره ای مواد نامبرده دراین فصل مانند ماده 579 قانو
ن مدنی ـ و بطور روشن از مواد دیگری که درسایر فصول قانون مدنی آمدهه ـ مانند ماده 475 ـ بدست بیاره. معنی ماده 579 اختیار هر یه از شرکاء غیر ماذون در اداره ثروث شرکت رو در اقدام انفرادی و استقلالی اونا نسبت به اداره ثروث مشاع نفی میکند ، و ماده 475 قانون مدنی تسلیم عین مستاجره رو به مستأجر ، موقوف به اذن شریک نشون میده.
دوم اینکه“ : ازجهت قوانین و اصول کلی هم میشه به نبود جواز تصرف مادی شریک بی اذن شرکاء دیگه قائل شد چون با تحلیلی که از تئوری گسترش بعمل اومد، معلوم میشه که در شرکت، حقوق زیاد مالکیت در اون واحد بر یه شیئی قرار گرفتن پیدا میکند و تصرف مادی هر شریک در ثروث مشاع، هر چند تصرف در موضوع حق مالکیت خودشه لکن این تصرف عینا“ با تصرف در حق مالکیت شرکاء دیگه ملازمه داره و مسلمه که نبود جواز تصرف در حقوق بقیه، تصرف مادی مورد بحث رو غیر قانونی می سازد[43].
2-5. حقوق معنوی پدیدآورنده گان کارا دانشگاهی
همونجوری که گفتیم حقوق مالکیت فکری پدیدآورنده اثر دانشگاهی به دو بخش حقوق مادی و حقوق معنوی تقسیم می شه. از ویژگی های حقوق مادی، انتقال پذیری، قائم نبودن به شخص پدیدآورنده و نابودی پذیریه. این ویژگی ها در مقابل خصوصیات حقوق معنوی قرار داره که قائم به پدیدآورنده، غیرقابل نابودی و غیرقابل انتقال هستن[13]. تعلق حقوق معنوی به پدید آورنده، غیرقابل انتقال بودن و نابودی ناپذیری این حقوق خصوصا در مورد کارا ادبی و هنری پررنگ تر می شه و کرد بیشتری پیدا می کند. در این بخش سه مبحث وجود و قلمرو حقوق معنوی پدیدآورنده اثر، تئوری قابل اجرا بودن دفاع دکترین “استفاده عادلانه” در نقض حقوق اخلاقی پدیدآورنده اثر دانشگاهی، رابطه اطمینان و فضای باز فکری در دانشگاه(آزادی دانشگاهی) در مورد حقوق معنوی کارا دانشگاهی مورد بحث و بررسی قرار میگیره.
2-5-1. وجود و قلمرو حقوق معنوی پدیدآورنده اثر
پدیدآورنده اثر دانشگاهی اهمیت خیلی زیادی واسه اثرش قائله. چون اثر اون به عنوان شناسنامه علمی او و موضوعی که با اون به جامعه علمی معرفی می شه، به حساب میاد. اون به عنوان پدیدآورنده، احساس نزدیکی و تعلق خاطر شدیدی نسبت به اثر داره و به اون به عنوان چیزی که طول زندگی معنوی اون رو باعث می شه، می نگرد. در این سو هم جامعه یه هنرمند رو طبق هنرش و یا یه نویسنده رو طبق اثری که پدید آوردهه، آزمایش می کند. بنابراین تئوری، شخصیت پدیدآورنده به عنوان معیاری که از اون در نظام حقوق مالکیت فکری واسه حمایت از اثر ابداعی مورد استفاده قرار میگیره، به راه قدرتمندی ظاهر می شه[44،ص591-590]؛ به نحوی که حتی بعضی از نویسندگان پیرو مکتب هگل ادعا می کنن که اثر پدیدآمده برای شخصیت معنوی پدیدآورندهه نه شخص پدیدآورنده. چون اثر واقعا نمودار شخصیت فردیه که اثر رو ایجاد کرده و به شکل یه کتاب و یا اثر ادبی و هنری به دنیای خارج عرضه کرده. یعنی به باور پیروان این مکتب مبنای مالکیت ادبی تنها منحصر به تئوری کار نیس بلکه شخصیت پدیدآورندهه که باعث تعلق حقوق مالکانه به پدیدآورنده شده[45،ص56-23]. به باور چرنسکی17 شخصیت ترکیبی ست از من درون و دنیا بیرون؛ مالکیت، رابطه بین وسایل و انسان هاست؛ و این به اون معناست که ما به این وسیله می میتونیم بین این عناصر آشتی برقرار کنیم[46،ص643-595]. چرنسکی در مقاله برجسته خود با عنوان «حق حریم خصوصی»18 بیان می داره: اصولی که نوشته های شخصی و تموم اون چیزی که مربوط به شخصیت فرد می شه رو حمایت می کند، اصولی نیستن که به حمایت بر علیه جرایمی چون سرقت و دیگه اعمال فیزیکی اختصاص یافته باشه، بلکه اصولی هستن که از هرگونه پخش اثر در هر قالبی جلوگیری می کنن. این اصول از اصول مربوط به مالکیت شخصی نیستن بلکه مثل اصولی به شمار می روش که مربوط به نقض شخصیت می شه[47،ص205-193]. چرنسکی بعد در ادامه استدلالش نتیجه میگیره «مالکیتی که شکلی از عناصر لازم شخصیته، باید غیرقابل جدا سازی باشه»[46،ص643-595]. به باور طرفداران تئوری “شخصیت” رابطه ای ذاتی بین اون چیزی که فرد به دنیای بیرون عرضه کرده و عمق اختلافات شخصیتی او هست. اثر یه نویسنده به همراه تجربیات او و درک متفاوت و منحصربه فردی که او از دنیا داره، غنی تر و پربارتر می شه. شخصیت همیشه دربردارنده عناصری خاص به همون شخصیته که در دیگه افراد دیده نمی شه. عناصری که شخص در اثری که ایجاد نمودهه، روشن شده. هوگس19 بیان نمودهه تجربیات شخصی پدیدآورنده در اثر او مشخص می شه چون اونا خاطر اصلی مجموعه جریاناتی هستن که اثر ایجاد شده. اما این تئوری (درخشش) خیلی آسون کنار نهاده شد. شاید خاطر کنارزدن این تئوری این بود که منتقدان بر این باور بودن که درخشش شخصیت، بیان شخصیت و آفرینندگی هرسه باید در همدیگه فرو ریزند و شالوده اون هاست که به عنوان اثر ظاهر می شه. دانشجویان دانشگاهی و محققان برجسته در رشته تخصصی در این مورد با همدیگه برابر هستن، چون تعلقات شخصیتی پدیدآورندهه که در اثر مشخص می شه و فرقی از این جهت بین اونا دیده نمی شه.
باید گفت حق حریم خصوصی نویسنده جداگونه و بالاتر از حقوق کپی رایتیه که به اثر او تعلق میگیره. اما بدیش اینه این موضوع مورد توجه حقوقدانان قرار نمی گیرد و مورد غفلت واقع می شه. تنها وقتی از حقوق یه نویسنده و یا آفریننده اثر صحبت می شه که او اثرش