پایان نامه روانشناسی در مورد : آسیای جنوب غربی

ا مقایسه این سیمرغ ها با سیمرغ های شلوار شاه، سوار بر اسب در دیوار داخلی، متوجه می شویم که نقش دوم ظریف تر و پیچیده تر از نقش اول است. نقش سیمرغ، حیوانی مرکب از شیر و پرنده برای اولین بار در طاق بستان و منحصرا روی لباس شاه ترسیم شده و این نقش فقط در غرب ترکستان شرقی دیده می شود.( برروی لباس ورگومن، رجوع کنید به ماوراء النهر: نقاشی های افراسیاب)
با توجه به اشیاء مکشوفه در پالمیر و دورا اورپوس طرحهای تزئینی اصلی در پارچه های دوره پارتی دارای موتیف های گیاهی و هندسی است. نقش های حیوانی اگر چه اندک هستند، ولی نقش مهمی را در تزئین دیواره طاق بستان بازی می کنند. بنظر می رسد که نقوش بر اساس ویژگی هر گروه انتخاب شده باشند. سیمرغ بر روی لباس شاه پرنده های تزئینی روی لباس خدمه ایستاده و پرنده های آبی در لباس افراد رم دهنده دیده می شود. گوسفند، عقاب و سر گوسفند روی لباس خدمه قایق شاه به چشم می خورند. پس از دوره ساسانی محدودیت استفاده از نقوش حیوانی از بین رفت. برای مثال بنظر می رسد که در این دوره نقش سیمرغ بطور گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته باشد. یکی از مشخصات نقوش حیوانی این است که هیچ تزئین اضافی شبیه به گردنبند مروارید یا روبان، به همراه آنها وجود ندارد. عدم وجود چنین تزئیناتی بعلت قصور حکاکان در ترسیم آنها نبوده است، بلکه در آن زمان هنوز از این وسایل تزئینی که موجب تشدید اهمیت سمبلیک آنها می شد، استفاده نمی کردند. با اینکه حکاکان طرح ها را متناسب با مقام فردی که لباس بر تن داشت ترسیم می کردند.
ج- سایر نقوش
1-دوایر متوالی یا پنج نقطه:
دوایر متوالی معمولاً تزئینات حاشیه در طرح مربع جامه زنان نوازنده، تزئینات فرعی لباس خدمه، سرآستین ها حاشیه لباس شاه و لبه فرشها یافت می شود. بعضی از مواقع موتیف مرغ ها دوتایی بین دوایر جای داده شده است. آنها اغلب در بالا، پائین و طرفین، دورتا دور نقوش مدور در پارچه های ساسانی دیده می شوند. این نقش قبلاً نیز مکرراً برای تزئین حاشیه کمربند، شکل و قالب های مشبک لباس پالمیری و هترا بکار می رفته است. در طاق بستان دوایر متوالی که دور دوایر زیگزاگی حلقه زده باشند دیده نمی شوند.
2-هلال و دوایر متوالی:
بنظر می رسد نقش هلال، بعنوان سمبل ماه همواره در آسیای جنوب غربی مورد توجه بوده است. این عنصر تزئینی به عنوان با شاهان ساسانی و تاج آنها همراه است و ارتباطی نزدیکی با حکومت سلطنتی دارد. پارچه های مجموعه، کلیسای جامع سن، طرح هلال را در ترکیب زیگزاگی نشان می دهد. هلال های کوچک با شکل های متفاوت به عنوام موتیف پارچه معمولاً در بالا، پائین و دو سوی دایره ای که از کنار هم قرار گرفتن دوایر متوالی ایجاد شده است، قرار می گیرند. در بعضی مواقع به جای هلال های کوچک، اطراف دایره را مربع یا گل احاطه کرده و گاهی نیز چیزی در اطراف دایره نیست. این مطلب بیانگر تجلی تاریخی و جغرافیایی این طرح است. در نقش برجسته های طاق بستان طرح ماه، بصورت علائم کوچکی در دوایر متوالی، مورد استفاده قرار نگرفته است. در صحنه شکار گراز، تنها لباس ملازمی که تیردانی بدست دارد و در کنار شاه در قایق ایستاده، مزین به این طرح است، احتمال دارد که او فرد مهمی باشد، زیرا مفتخر به پوشیدن جامه ایی با این نقش سمبلیک شده است.
1-2-نقش نقاط کوچک کروی
این نقش بر روی چکمه سردسته فیل سوار دیده می شود.
2-2-نقش موج
این نقش بر روی چکمه سردسته فیل سوار دیده می شود
بخش 4:
پوشاک زنان ایران از آغاز تا امروز
پوشاک بانوان ایران در دوره ساسانی ها
پوشاک بانوان این دوره را فقط از روی نقوش سنگی یا طرحهای روی ظروف باید جستجو کرد، زیرا مورخان، در این باره ذکری نکرده اند، و اگر مطالبی درباره پوشاک مردان نوشته اند، نیز ناروشن و بسیار مختصر است. ولی از رنگ پوشاک آن زمان از حمزه اصفهانی و مجمل التواریخ و القصص نوشته ائی هست که نشان میدهد در آن زمان، بغایت طرفدار رنگهای سرخ و آبی آسمان و سبز بوده اند، و پوشاکشان، اغلب قلابدوزی شده بوده است.
روی قاعده عمومی و طبیعی، میشده است که بانوان نیز از پوشاک قلابدوزی شده استفاده کرده باشند.
بهر حال، از مدارک مهم ( که باید غنیمت شمرد)، لباس بانوی بانوان (آناهیتا) در نقش رستم و طاق بستان و چند طرح روی بشقابها و کوزه های فلزی است.
از مقایسه نقوش سنگی آناهیتا با نقوش دیگر (بنقل از کتاب پوشاک باستانی ایرانیان) بنظر میرسد که بانوان دوره ساسانی، پیراهن بلند و بسیار پرچین و فراخ می پوشیده اند، و گاهی آنرا بوسیله نوتاری در حوالی زیر پستانها (یا کمی پائین تر) جمع کرده می بستند.
از طرز قلمزنی و چین سازی پیراهن و دامن آن، پیداست که بر انتهای دامن میباید پارچه ای اضافی و پرچین دوخته باشند تا چنین جلوه کند (مگر که پیراهن را آنچنان فراخ گرفته باشند که بدون دوره چین اضافی (حین حرکت) چنین وضعی بنظر برساند.
این پیراهن پرچین و بلند، آستین های بلندی نیز دارد که در حالت پوشیده، چین های زیاد نامرتب پیدا میکنند.
گاهی نیز بدون آستین است (مانند بانوئی که باد بزن در دست دارد و از نقش های موزائیکی بیشاپور است).
بقه پیراهنهای بانوان، اغلب گرد است، ولی یقه حلو باز (تا پائین تر از پستانها) نیز داشته اند (نظیر پیراهن رقاصه روی کوزه فلزی کلاردشت « که یقه آن، یادآور پیراهنی از بانوان دوره اشکانی است»).
در نقش بشقابی (که بهرام گور و بانو سپینود را ساخته اند) سپینود پیراهنی بلند از نوع پیراهن آناهیتا پوشیده است. بر روی آن نیز پیراهنی دیگر پوشیده (که یادآور نقشی دیگر از بهرام گور در مجلس بزمی دیگر است).
(در این نقش، بانوانی را ساخته اند که همگی پیراهن بلند و فراخ پوشیده اند، و پیراهنی دیگر (که قد آن تا به زانو است) روی آن در برکرده اند، و کمربندی نیز بکمر بسته اند، و بعلاوه، رو شانه ای فراخی (که در چین دار شده و فقط از زیر گرن تا روی پستانهایشان را فرا گرفته است) روی پیراهن دومی پوشیده اند. دو بانوی دیگری که مشغول نوازندگی هستند نیز از همان پوشاک دارند.
در طرح بشقالی( که شاهزاده ای را در بزم نشان میدهد) دو زن را ساخته اند که هر یک دستمالی را از زوی دهان خود به بالای سر برده بسته اند. و هر یک، شلواری چون شلوار مردان بپا دارند، و قبائی پوشیده اند که تا بوسط ساق پایشان میرسد، و دامن قبا در جلو سه چاک بلند را نشان میدهد ( که بنظر می رسد دو چاک کناری در پهلوی بدن قرار میگیرد).
بر سراسر دوره دامن و چاکها، نواردوزی (قیطان دوزی؟) کرده اند.
بر روی کوزه هائی مربوط به دوره ساسانیان (که در موزه هر میتاژ موجود است) رقاصه هائی را ساخته اند، که بالا تنه شان از پیراهنی خیلی نازک و کوتاه (تا به ناف) پوشیده است (ک گنگره هائی در دامن دارد).
پائین تنه را نیز چادری فرا گرفته، و میان بدن، برهنه می باشد.
چادر (که از دوره های بیش «از زمان پیش از پارسی هل همچنان به بعد»، استفاده بانوان ایران بوده) در این دوره نیز بصور مختلف مورد استعمال داشته است، زیرا برخی از نقوش روی بشقابهای این دور، آنرا نشان میدهد.
بانوان این دوره، جبه ای نیز داشته اند( نمونه آنرا بر دوش مجسمه آناهیتای طاق بستان میتوان دید.
کفش بانوان ایران در دوره ساسانی ها
در هیچیک از نقوش سنگی و فلزی (که بانوان ایندوره را نقش کرده اند) کفش آنان را نساخته اند؛ و اگر چیزی از پا یا کفش نشان داده اند، طرح آن، چنانست که نمیتوان تصور پا یا کفش بودم آنها را کرد؛ و بعلاوه، این پیراهن های بی اندازه بلند ساسانی (که به پیروی از مد روز، چنانست که روی زمین را نیز می پوشاند) مناسبتی برای نمایاندن کفش ها پیش نمی آوردند.
مجسمه آناهیتا نیز ( که پنجه های کفش او در طاق بستان تراشیده شده است) چنانست کع قابل طرح برداری قانع کننده نیست؛ ازینرو، بهترین راه برای رسیدن بهدف، این احتمال است ( که چون روی سوابق میدانیم که بانوان، از پوشاک مردان استفاده میکرده اند، امکان دارد که از کفش مردان ( در این دوره) استفاده کرده باشند؛ و بهر جهت، طبق نقوش سنگی و فلزی، مردان این دوره، دو نوع کفش داشته اند: نوعی از ام با ساق کوتاه و دیگری با ساق بلند بوده است.

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-(به نقل از پوشاک باستانی ایرانیان کفش از نوع با ساق کوتاه، کفشی بوده است آن تا به قوزک پا می رسیده است، و از جلوی دهانه کفش تا به سر پنجه اش، نواری از چرم دوخته است و کمی جلوتر از دهانه کفش پائین، نواری دیگر از راست به چپ (از رو یا زیر نوار اولی) رد شده است.
این دو نوار با هم شکل صلیب پیدا می کنند. از این نوع کفش در پای سپاهیان و پادشاهان روی نقوش تنگ چوگان شاپور ساخته اند.
و گاهی بر روی نوارهای کفش، مانند اشکانیان جواهر نصب می کردند.
شلوار بانوان در دوره ساسانیها
دو سند معتبر نشان میدهد که بانوان ایندوره از شلوار نیز استفاده میکرده اند: یکی، نوشته های دو کتاب مجمل التواریخ و القصص، و حمزه اصفهانی، و دیگری، نقش بشقابی نقره ایست.
در این دو کتاب نوشته شده است( پوراندخت و آرزمیدخت شلوار آبی آسمانی پوشیده بوده اند).
برش شلوار در ایندوره نظیر شلوار دوره اشکانیها است (مگر که ساقهای آن در ایندوره بلندتر بوده) و بوسیله نوار کشی و چین دار کردن آنها در جلوی ساق پا، آنها را به اندازه لنگ هر کس در می آورده اند. کمر و دمپای شلوار را لیفه ای میساختند و با بند جمع می کردند.
فصل دوم
طرح و نقش پارچه های ساسانی در نقاشی های دیواری ماوراء النهر
حفاری های باستانی اواسط قرن بیستم در ناحیه ماوراء النهذ (سغد، بلخ و خوارزم) مواد فرهنگی فراوانی را از دوره های مختلف (پیش از تاریخ، دوران تاریخی و دوران اسلامی) فراهم ساخت. مشاهده و بررسی این مواد فرهنگی حکایت از پیوستگی و ارتباط فرهنگی و هنری این ناحیه با دیگر مناطق سرزمین ایران دارد. یکی از یافته های باستان شناسی مهم در این ناحیه، نقاشی های دیواری است که از چند محوطه باستانی آن بدست آمده و متعلق به سده ششم تا هشتم میلادی است. این نقاشی ها بدلیل داشتن طرح ها و نقوش البسه دوره ساسانی واجد اهمیت فراوان می باشند، که متاسفانه تاکنون در منابع فارسی کمتر به آنها پرداخته شده است و در این فصل سعی می شود، ضمن معرفی نقاشی ها، طرح ها و نقش های البسه و پارچه های این نقاشی ها نیز مورد بحث و معرفی
قرار گیرد.
1-طرح و نقش پارچه در نقاشی های دیواری محوطه افراسیاب:
محوطه باستانی افراسیاب، بخش قدیمی شهر سمرقند است که سابقه آن به حدود سده ششم قبل از میلاد می رسد. این محل در طی دوره هخامنشی، اشکانی، کوشانی، ساسانی و دوران اسلامی، یکی از مراکز مهم فرهنگی و هنری سغد در ماوراء النهر بودخ است و امروز با نام سمرقند در جمهوری ازبکستان به حیات خود ادامه می دهد. این شهر در طی قرن ششم تا هشتم میلادی یکی از شهرهای مهم و از مراکز تولید منسوجات بوده است.
در قرن هفتم میلادی، این شهر مورد بازدید فرستاده چینی هیوآن- تسانگ قرار گرفت. وی اطلاعاتی از تمدن درخشان و باشکوه این شهر را در کتاب خود آورده است.
سرپرستی پژوهشهای باستان شناسی در این محل را که از سال 1880 میلادی آغاز شده بود و تا سال 1958 میلادی ادامه داشت، شیشکین (Shishkin) به عهده داشت.
در بهار سال 1965 میلادی، شیشکین علاوه بر کشف نقاشی های دیواری سال 1913، موفق به کشف یک اثر زیبا از داخل ویرانه های یک منزل مسکونی واقع در مرکز شهر افراسیاب شد. برخی از دیوارهای این خانه قدیمی نقاشی شده بودند، و قسمت های پائین و تا ارتفاع حدود 2 متری این نقاشی ها باقی مانده بودند. گنجینه های هنری که از بالا لیک تپه و رخشا، کالچیان، پنجکنت و سایر نقاط در زمینه هنر نقاشی باقی مانده اند، به نوبه خود سبب افزایش اطلاعانت نیز شده اند. نقاشی های دیواری محسور کننده افراسیاب متعلق به قرم هفتم میلادی است. این تاریخ مصادف است با زمانی که شکوه و عظمت فرهنگی شهر به اوج خود رسیده بود. در میان نقاشی ها، صحنه ای است رنگارنگ و بسیار زیبا که مردان و زنانی را در لباس های تزئینی با شکوه نشان می دهدو در پیشاپیش این عده فیلی که با تزئینات زیادی آراسته شده در حرکت است. تصویر تعداد زیادی اسب، شتر و پرندگان بزرگ سفید رنگ مکمل این صحنه نقاشی شده است. نوشته های این صحنه که به خط سغدی است و توسط لیوشیتز (Livshitz) خوانده شده به تعبیر نقاشی های این صحنه کمک کرده است. به موجب نمایش مراسم عروسی شاهزاده خانمی از اهل چغانیان( سرخان دریا) است که در زیر سایبانی بر روی فیلی سفید نشسته است و به سمرقند می آید تا همسر حامن سمرقند شود. همراهان او عبارتند از ندیمه هایی که بر اسب سوارند و دو نفر ایلچی شتر سوار که هر عصایی در دست دارند که اشاره ای است به ماموریت رسمی آنها و ملازمان، سربازان و فرستادگانی که حامل هدایا هستند. زیبایی لباس هاو تزئینات بر شکوه و عظمت این صحنه می افزاید. موضوع نقاشی های افراسیاب، مانند موضوع نقاشی های ورخشا، بالا تپه و پنجکنت غیر مذهبی است و طرحها و نقوش لباس ها نیز شبیه طرح ها و نقوش لباس نقاشی های بدست آمده از محوطه های مورد اشاره است. مرگ زود رس شیشکین باعث گردید که نتایج حفریات او با تاخیر آماده انتشار شود.
مهمترین کار پژوهش بر روی نقاشی های افراسیاب توسط باستان شناس روسی آلبائوم(I.Album L.) صورت گرفت. وی نتایج پژوهشهای خود را در کتابی به نام نقاشی های مکشوفه سایت افراسیاب در سال 1975 به زبان روسی انتشار داد.
2-طرح و نقش پارچه در نقاشی های دیواری بالا لیک تپه
بالا لیک تپه محوطه است که در 4 کیلومتری جنوب شرقی آنگور و در شمال ترمذ در کنار رود آمودریا در ناحیه سرخان دریا در جمهوری ازبکستان قرار دارد، بالا لیک تپه در سال 1950 توسط آلبائوم مورد کاوش قرار گرفت. وی در این محل موفق به کشف کاخی شده که دارتی نقاشی های دیواری بود. آلبائوم زمان ذونق این محوطه را از اواخر قرن پنجم تا اوایل قرن هفتم میلادی اعلام نموده است. فرامکین در مورد نقاشی های بالا لیک می نویسد: این نقاشی ها بر خلاف نقاشی های پنجکت که در آن صحنه های گوناگونی به تصویر کشیده شده اند، تنها به صحنه های ضیافت اختصاص دارند. در این صحنه ها مردان فاقد ریش و زنانی تصویر شده اند که صورت گردی دارند، و لباس های عادی پوشیده اندو با جواهرات خود را آراسته اند. هر یک از اشخاص این صحنه نقاشی یک جام، یک سلغر، یک آئینخ و کاردی در دست دارند. در لباس ها جزئیات زیادی از لباس های ایرانی (ساسانی) را می توان ملاحظه کرد. این نقاشی ها با نقاشی های افراسیاب، ورخشا، پنجکت و چندین محل باستانی دیگر در شمال افغانستان و همچنین با نقش های ترکستان چین شباهت بسیار نزدیک دارند.
فرامکین در کتاب خود دو صحنه از این نقاشی ها را ارائه داده است. در صحنه اول شخصیتی نشسته را نشان می دهد که لباس بلند و طرح دار پوشیده است. سراسر لباس او را قاب هایی که دارای ردیف زیگزاگی هستند، پوشانده است. پیرامون قابها از یک ردیف دایره پیوسته تشکیل شده و در متن قاب ها یک گل هشت پر طرح شده است.
در صحنه دوم مجلس ضیافتی است که شخص عالی مقامی در وسط مجلس نشسته و پیرامون او افرادی ایستاده اند. در این نقاشی دو نفر لباس طرحدار بر تن دارند.
نفرسمت راست که حالت لمیده دارد، پیراهن بلند و جلو باز به تن دارد. لباس او در قسمت مرکزی و پائین حاشیه دار است. سراسر لباس او را قاب های مدور پوشانده است. در متن قب ها سر سیمرغ طرح شده است.

یکی دیگر از افراد این صحنه که در سمت چپ تصویر ایستاده، لباس بلند و جلو بازی بر تن دارد و سراسر لباس او گلبرگ های قلبی شکل پوشانده است.
3-نقش پارچه در نقاشی های دیواری ورخشا:
محوطه باستانی ورخشا در شمال غربی شهر بخارا در جمهوری ازبکستان قرار دارد، کاوش های این محل توسط شیشکین صورت گرفت. در این محل نیز علاوه بر کشف مواد فرهنگی، تعدادی نقاشی دیواری بدست آمده، فرامکین در مورد این نقاشی ها می نویسد: نقش برخی از پارچه هایی که در نقاشی کشیده