پایگاه سیاسی اجتماعی و فرهنگی شیعه در عصر امام صادق (ع)۹۴- قسمت ۱۵

برخی از مخالفان شیعه، آغاز تشیع را مربوط به اعصار و مقاطع تاریخی پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)دانسته اند؛ در حالی که نام شیعه نخستین بار در احادیث نبوی بر پیروان و دوستداران علی(ع ) اطلاق می شد. از جمله این که: «علی و شیعیانش رستگاران روز قیامت هستند. (ابن الجوزی، ۱۳۸۳، ص ۵۴ ) طرفداران این رأى در بحثها و مغالطه‌هاى خود مى‌گویند: آنانى که آغاز تشیّع را به زمان رحلت پیامبر (ص) برگشت مى‌دهند، دلیل قابل اعتمادى ندارند.
برخی معتقدند که شیعه به عنوان یک حزب یا گروه مشخص در دوره پایانى خلافت عثمان و یا در پى قتل او رخ نمود. ابو زهره در کتاب المذاهب الاسلامیه دراین مورد چنین می گوید : «شیعه قدیمی ترین مسلک سیاسى اسلامى است؛ و این عقیده سیاسى در عصر عثمان بوجود آمد و در خلافت حضرت امیر (ع) تکمیل گردید. زیرا هرچه بیشتر با مردم مأنوس می شدند مردم را به عظمت تشیع و استحکام دین و علوم خود آشنا می ساختند» . (شیخ ابو زهره ،۱۹۹۶ ،ص  ۵١)
نظریه ی دیگر این است که ظهور شیعه مدتى بعد یعنى در هنگامى بوده است که بصره در آستانه نبرد جمل قرار داشت و على (ع) مردم را به گرد آمدن براى نبرد با طلحه و زبیر فراخواند.
درحالى‌که گروه پنجم، پیدایش تشیع را به شهادت امام حسین (ع) در کربلا مربوط مى‌دانند.
البته نظرات دیگری نیز وجود دارد اما در مقابل همه‌ى عقاید موجود، نظریه ی محکم و مستدّل همان نظریه ای است که تشیّع در زمان رسول خدا (ص) و به اشاره‌ى آن حضرت (ص) به‌وجود آمده است . در حقیقت دعوت به تشیع از همان روزی آغاز شد که پیامبر بزرگ رحمت، حضرت محمد(ص) بانگ «لا اله الا اللّه» سر داد و پس از نزول آیه: «و انذر عشیرتک الاقربین» بنی‌هاشم را گرد آورده و از عذاب خدا بیمناک ساخت و به سوی توحید فرا خواند. بنابراین پیامبر(ص) اولین کسی است که بذر تشیع را در زمین اسلام پاشید. آن هنگام که نهال اسلام را می کاشت در کنار آن ، نهال این مذهب را در زمین قرار داد و در زمان حیاتش رشد کرد و پس از وفاتش به بار نشست و بعد از سپری شدن دوران تاریک جهل و تعصب آن نهال ریشه داد و شاخه هایش گسترش یافت تا در زمان فرزند بزرگ پیامبر و وارث علم ایشان امام صادق ( ع) میوه داد .
روایت نوبختى نیز این موضوع را تایید می کند. او مى‌نویسد:
«نخستین همه فرقه‌ها شیعه است. آنان گروه طرفدار على بن ابى طالب (ع) هستند که در روزگار پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و پس از آن به دل سپردن به او و عقیده به امامت وى مشهور بودند» .  ( نوبختی، ۱۳۸۶ ، ج۱ ، ص  ١٧  )
قمى نیز، در کتاب خود المقالات و الفرق، تردیدى ندارد که”شیعه”در حیات پیامبر (ص) وجود خارجى داشت و عده‌اى چون سلمان، ابوذر، مقداد و عمار، به‌عنوان دوستداران حضرت على و معتقد به امامت وى شناخته مى‌شدند . (اشعری قمی،۱۳۶۰، ج۱ ص۱۵)
مورخان دیگرى چون رازى و مقدسى با او هم‌عقیده هستند. برخى از محدثان نیز با آنها هم‌رأى بوده معتقدند که”تشیع”در زمان پیامبر (ص) به وجود آمد و همواره در میان مسلمانان کشورهاى مختلف روبه گسترش بوده است   .

۳-۳شیعه و اهل بیت

بر کسی پوشیده نیست که نام شیعه و اهل بیت از زمان پیامبر (ص) به هم گره خورده بود ، زیرا محب امام علی شیعه شناخته می شد و محبان و یاران و رهروان اهل بیت نیز شیعه نامیده می شدند.
شیعیان در این راه با رنج و سختی هایی مواجه شدند . هنگامی که اهل بیت (ع) از ظلم ستمکاران در امان نبودند ، شیعیان آنان نیز بیشتر مورد آزار و انتقام جویی بودند .
حاکمان با همکاری علمای فریبکار این باور را رواج دادند که شیعیان به دنبال یاری آل محمد هستند آن هم به دلیل اعتقاد به الوهیت اهل بیت . بدین ترتیب حاکمان در تلاش بودند شیعیان را تکفیر کرده و آزادی فکر و اظهار عقاید و برگزاری برنامه های دینی را از آنان سلب نمایند . در حالیکه منکرین خدا زندگی همراه با آسایش داشتند و تا وقتی که با حکومت تعارضی نداشتند با هیچگونه ممانعتی روبرو نمی شدند .

۳-۴گزیده ای از فرقه های شیعه

در کتب ملل و نحل ودر تقسیم بندى مذهب شیعه، برای شیعه فرقه های بسیاری ذکر شده و حتی گفته شده که (هفتاد و سه فرقه) بر فرقه های شیعه منطبق می گردد.
اما بررسى‌ها نشان مى‌دهد که بسیارى از این فرقه‌ها در محدوده زمانى خاصى از میان رفته‌اند. با این حساب، جز چند فرقه اصلى و مهم شیعى ، فرقه‌هاى دیگر وجود خارجى نداشته است. مؤلف کتاب« بیان الادیان» فرق اصلى شیعه را پنج فرقه: زیدیّه، کیسانیّه، غالیّه، صباحیّه و امامیّه اثنى عشریه مى‌داند. (ابو المعالی ، ۱۳۷۶ ، ج۱ ، ص ۵۰)
بغدادی شیعه را سه فرقه دانسته است: «زیدیه، کیسانیه و امامیه » . وی در آغاز غلات را نیز از انشعابات شیعه دانسته، ولی بعدا یاد آور شده است که چون آنان از اسلام خارج شده اند از فرقه های اسلامی به شمار نمی آیند. (بغدادی، ۱۴۰۸ ق ،ج۱ ، ص ۲۳- ۲۱)
محقق طوسی نیز در« قواعد العقائد» با نظریه بغدادی موافقت نموده و اصول فرقه های شیعه را زیدیه، کیسانیه و اثنا عشریه دانسته است. این سه فرقه در وجوب نصب امام بر خدا اتفاق نظر دارند، ولی دو فرقه غلات و اسماعیلیه امامت را واجب «من الله » می دانند نه واجب «علی الله ». (نصیر الدین طوسی ج۱ ، ص ۱۱۰)
شیعه در زمان سه پیشوای اول(حضرت امیرالمؤ منین على و حسن بن على و حسین بن على علیهم السّلام)هیچگونه انشعابی نداشت اما طولی نکشید که شیعیان در میان خودشان بعد از شهادت امام سوم دچار اختلاف و انشعاب داخلی شدند . در این هنگا

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

م بود که فرقه های شیعه یکی پس از دیگری به خاطر اختلاف بر سر امامت ورهبری ، از اصل نخستین تشیٌع جداشدند وگروه وفرقه خاصٌی را به وجود آورده وباعث گمراهی عده ای از مسیر اصلی تشیٌع شدند امروزه بیشتر این فرق تشیٌع منقرض شده است. ولی مشهورترین فرقه های شیعه که فرقه نویسان ذکرکردهاند: زیدیّه، کیسانیّه و امامیّه هستند.

۳-۴-۱ زیدیّه

زیدیه به گروهی از مردم کوفه که از زید پیروى کردند و برخی نیز به همراه او قیام کردند، اطلاق می شود . بعضى از آنها زید را تنها گذاشتند و او را یارى نکردند که به اینان «رافضه» گفتند و کسانى را که به زید وفادار ماندند، زیدیّه نامیدند .
این فرقه از شیعه در عصر بنى‌امیه که عصر ظلمت و تاریکى بشمار مى‌رود، بوجود آمده است. عصرى که در آن خلفاى بنى‌امیه در محو احکام و آثار اسلام با یکدیگر به مسابقه برخاسته بودند. آن زمان حضرت زید بن على براى اصلاح امت اسلامى قیام کرد و جماعت مسلمین براى احیاى شریعت که امر مقدسى است به او روى آوردند و از نظریات و افکار زید پشتیبانى کردند و به امامت وى معتقد شدند که بعدها در تاریخ فرق و مذاهب به شیعه زیدى معروف شدند .
مذهب زیدیه شاخه اى از تشیع به حساب مى آید و در اصول اعتقادى با امامیه مشترک است، بیشتر به جهت نظریه خاص در مسئله امامت از شاخه دیگر تشیع یعنى اثناعشریه (امامیه) متمایز مى شود .  فرق کلى میان شیعه دوازده امامى و شیعه زیدى این است که شیعه زیدى غالباَ امامت را مختص به اهل بیت نمی داند و عدد ائمه را به دوازده منحصر نمی بیند و از فقه اهل بیت پیروى نمی کند بر خلاف شیعه دوازده امامى .
شهرستانی در ملل و نحل درباره زیدیه می‌گوید: «فرقه زیدیه پیروان زیدبن علی‌بن‌الحسین بن علی‌بن ابی‌طالب (رضی‌اللّه عنهم) هستند، امامت را در اولاد فاطمه (رضی‌اللّه عنها) منحصر می‌دانند و امامت را در غیر آن‌ها جایز نمی‌دانند. آن‌ها معتقدند که هر یک از اولاد فاطمه که عالم، شجاع و سخاوتمند باشد و ادعای امامت نماید، امام واجب‌الاطاعه است و فرقی نمی‌کند که از اولاد امام حسن علیه‌السلام یا از اولاد امام حسین علیه‌السلام باشد. بنابراین، گروهی از آن‌ها قائل به امامت محمّد و ابراهیم ، فرزندان عبداللّه بن حسن بن حسن، شده‌اند که در زمان منصور عبّاسی قیام کردند و به قتل رسیدند. از نظر زیدیه، وجود دو امام به صورت همزمان در دو سرزمین، مشروط بر اینکه آن دو امام دارای صفات مزبور باشند، جایز است و اطاعت از هر یک از آن‌ها واجب می‌باشد. (شهرستانی، ج ۲، ص ۱۰۰)
مهم ترین اصول و ویژگى هاى مذهب زیدیه عبارتند از:

  1. ۱. افضلیت امام على و اولویت آن حضرت برسایر صحابه نسبت به خلافت و جانشینىِ پیامبر
  2. ۲. حصر امامت در فرزندان فاطمه(س).
  3. ۳. شرط دعوت علنى به خود و خروج براى جنگ با ظالمان در صحت تصدى و مشروعیت امامت.

۳-۴-۱-۱عقاید و آراء فرقه ی زیدیه

زیدیه معتقدند که امامت با نص و انتصاب نبوده است بلکه با انتخاب و گزینش انجام مى‌گیرد. بنابراین ضرورت دارد که امام منحصرا از میان اولاد على (ع) از نسل فاطمه دختر پیامبر و از سلسله امام حسن و یا امام حسین انتخاب شود مشروط بر آنکه امام برگزیده با ظلم و جور مبارزه کرده و برضد سلاطین جابر قیام کند.
برخلاف شیعه امامیه، جانشینی پسر را به جای پدر شرط ضروری نمی‌دانند.طبق تعلیمات ایشان جماعت می‌تواند هریک از اعضاء دودمان علوی را، اعم‌از حسینیان یا حسنیان، بر حسب صفات شخصی‌ وی ، به امامت برگزیند. به عقیدهء زیدیه کسی از علویان را باید به امامت برگزید که‌ خویشتن را عنصری فعال و پیشوائی صاحب اراده نشان دهد و بتواند شناخت حقوق خود را از سوی مردم کسب کند،یا به بیان دیگر مقام خلافت را تملیک و تسخیر سازد.
مجلسی می گوید :« گروه زیدیه مقام امامت را بعد از امام حسن و امام حسین علیهما السّلام از طریق جهاد ثابت میکنند و زید با بنى امیه صلح و سازش داشت و از طرف آنان عهده دار امورى میشد، نظریۀ زید این بود که باید با دشمنان تقیه نمود و با ایشان الفت و مدارا کرد. این رفتارها بنا به عقیدۀ زیدیه با ادعاى امامت منافات دارد » (مجلسی، ۱۳۶۲ ، ج۱۰ ، ص ۱۷۷) .
زیدیه در اصل تابع امام زید و تبعاً شیعى‌مذهب بودند. گروه کثیرى از هواداران آن پیشوا، به هنگام خروج او بر ضد عمال هشام بن عبد الملک وى را تنها گذاشتند و از زید کناره گرفتند.
شیعه زیدى طایفه‌اى معتبر است اما با فرقه اثناعشرى درمورد چند مسئله اعتقادى اختلاف‌نظر دارد. از جمله اینکه: زیدیه معتقد است بعد از امام زین العابدین، پسرش زید بن على امام است درحالى‌که امامیه عقیده دارند که بعد از حضرت زین العابدین پسر بزرگوارش حضرت محمد باقر (ع) امام مى‌باشد و هرگز زید در قیام و خروج خود ادعاى امامت و رهبرى نکرده است و همواره مردم را تحت عنوان “الرضا من آل محمد” بطرف حکومت عدل علوى که یک عنوان عمومى است فراخوانده است و این حقیقتى است که خود ائمه اطهار(ع) نیز از قبیل حضرت صادق (ع) و امام رضا (ع) بدان تصریح فرموده‌اند . (شامی، ۱۳۶۷، ج۱ ، ص ۲۳۹) .
بطور کلی اصول عقاید زیدیه را می توان در موارد ذیل برشمرد :