مقاله علمی با منبع :
پایگاه سیاسی اجتماعی  و فرهنگی  شیعه در عصر امام صادق  …

مقاله علمی با منبع : پایگاه سیاسی اجتماعی و فرهنگی شیعه در عصر امام صادق …

امام صادق (ع) از این فرصت مناسب استفاده کرد و به گسترش فرهنگ اسلامی که بخشی از پیام اسلامی بود، اقدام نمود .در واقع حوزه درس امام صادق (ع ) یک دانشگاه به شمار می رفت این دانشگاه میراث علمى عظیمى بر جاى نهاد و بسیاری از عالمان ، و برجسته‌ترین متفکران و نخبه‌ترین فیلسوفان و زبده‌ترین عالمان را عرضه کرد. تعداد شاگردان و پرورش یافتگان مکتب جعفرى را تا چهار هزار تن گفته‌اند. از این طریق، علوم اسلامی به نقاط مختلف جهان اسلام نشر و گسترش یافت و بدین طریق، درسرزمین های مختلف،مکاتب گوناگونی شکل گرفت; مانند مکتب مدینه منوره، مکتب کوفه، مکتب قم و غیره.
مناظرات علمى در علوم مختلف که امام صادق (ع) و شاگردان آن حضرت برگزار مى‌کردند و نوشته‌هایى که از شاگردان امام گزارش شده، همگى دلیل گستردگى ابعاد گوناگون و ژرفاى عمیق علم امام است.
شاگردان امام صادق(ع) منحصر به شیعیان نبودند، بلکه پیروان سنت ‏و جماعت نیز از مکتب آن حضرت برخوردار مى‏شدند؛ پیشوایان ‏چهارگانه اهل ‏سنت بی واسطه یا با واسطه شاگرد امام صادق(ع) بودند. ابوحنیفه در راس این پیشوایان قرار دارد که به گفته ‏خودش، دو سال شاگرد امام بوده و اساس علم و دانشش از این دو سال است (حیدر، ج ۱، ص ۵۵) . امام (ع) دانشجویان خود را به‌سوى تخصّص‌هاى علمى راهنمایى مى‌کرده‌اند و شخصا بر امر دانش‌آموزى آنان نظارت داشته و اشکالاتى که در ضمن کار به وجود مى‌آمد حل کرده و حرکت علمى دانشگاه را به پیش مى‌برده‌اند.
اسد حیدر در این خصوص می گوید : دانشگاه امام صادق (ع) ، کانون علم بود و چشمه جوشانی که با علوم و معارف اسلامیش امت مسلمان را سیراب کرد ، و منشأخدمات عظیمی در جهان اسلام گردید. در روزگاری که شکوفایی و نهضت علمی در جهان اسلام پدید آمده بود، گسترش آموزشهای پرارج امام صادق (ع) سبب اقبال و تشویق مسلمانان به فراگیری علوم شد (حیدر،۱۳۶۹ ، ج۱ ، ص۹۸) .
مباحثات و مناظرات فلسفى در تمام مراکز اسلامى عمومیت پیدا کرد و هدایت و راهنمایى‌هایى که در این باب داده شد، فقط به ‌وسیله دانشگاهى بود که در مدینه تحت نظر حضرت صادق (ع)، دایر شده بود .
و سرانجام از این دانشگاه پربرکت جعفرى شخصیّتهاى بزرگ و شایسته‌کردار و درست اندیشى فارغ التحصیل شدند که جهان بشریّت بوسیلۀ آنان به شکوه و اقتدار رسید. شکوه و عظمت علمى و فرهنگى دانشگاه جعفرى به جایى رسید که تنها در مسجد جامع کوفه نهصد نفراز اندیشمندان و صاحب نظران در عقاید و مذاهب ، بحث و تدریس و سخنرانى مى‌کردند .
امام صادق (ع) علومی همچون فلسفه،کلام،ریاضیات و شیمی را توسعه داد و شاگردان معروفی را در این علوم‌ تربیت نمود. آن حضرت بعدها با گسترش مکاتب علمی و فرهنگی‌ ودر کنار آن علوم به علم نجوم، طب و شاخه‌های ریاضیات توجه‌ خاصی مبذول می‌کردند.

۴-۴فعالیت های علمی ، فکری و فرهنگی

گذشته از این‌که شرایط سیاسى در زمان امام صادق (ع) ویژگى خاصى داشت، و براى فعالیت‌هاى علمى و فرهنگى فراهم‌تر بود، اصولا شرایط اجتماعى و فکرى دنیاى اسلام نیز در آن زمان به گونه‌اى بود که بحث و گفت‌وگوى علمى را اقتضا مى‌کرد. این فضاى اجتماعى و فکرى نتیجه ظهور مذاهب و مکاتب مذهبى و گرایش‌هاى فکرى و دینى گوناگونى بود که در جهان اسلام پدید آمده بود. این گرایش‌هاى گوناگون همه‌ى حوزه‌هاى علوم و معارف اسلامى (اعم از معقول و منقول) را دربر مى‌گرفت (مطهری ، ص ١۴٢-١۴٧ ) .
مراکز علمی و آموزشی شیعه، در دوران فشار و اختناق حاکمان امو ی و عباسی،خانه های ائمه و یا مساجد بود و از آن به بعد مدفن این امامان و اهل بیت مانند نجف اشرف و کاظمین و سامرا در عراق، و قم و مشهد در ایران، مرکز تجمع علمای شیعی و از حوزه های پررونق علوم اسلامی و معارف شیعی در دنیای اسلام شد. تاریخ نویسان اسلامی، آغاز تأسیس دارالعلم و دارالکتب را از آن شیعیان میدانند . (مقدسی، ۱۳۸۵ ، ص ۴۴۹ ) .
از نظر فکرى و عقیدتى، شیعیان بر امام صادق (ع) متکی بودند و بخش بزرگى از احادیث و علوم اهل بیت توسط این امام گسترش یافته است. آن حضرت وظیفۀ مهم حفظ و صیانت شیعه از انحرافات را در رأس برنامۀ خود قرار داده بود .
در این دوران و در کنار جبهۀ مبارزه با دستگاه فاسد خلافت، جبهه‌هاى علمى، فکرى و فرهنگى جدیدى گشوده شد. به‌گونه‌اى که این موقعیت، زمینه را براى پدید آمدن علومى چون قرائت و تفسیر قرآن، حدیث، فقه، کلام، طب، فلسفه، نجوم، ریاضیات و. . . فراهم ساخت که از پیامدهاى قابل انتظار آن، هم‌اندیشى و بروز اختلاف‌ نظرها در علوم مختلف اسلامى بود. دوران امام صادق(ع) یکی از دوران های مهم تاریخ اسلام از جهت رونق علم و دانش است. در این زمان، صنعت کاغذسازی رونق یافت و کتب و تألیفات بسیاری به نگارش درآمد و عده زیادی از افراد به عنوان ناسخ، وظیفه داشتند تا کتب علما و دانشمندان را استنساخ و تکثیر نمایند.
دلایلی که موجب آغاز فعالیتهای علمی فرهنگی و دینی شده بود را می توان به این شکل خلاصه نمود:
آزادی فکر و تحقیق در اسلام، البته عباسیان نیز در این آزادی فکری بی تأثیر نبودند، امّا ریشه این آزادی در تعلیمات اسلام بود، به طوری که اگر عباسیان هم می خواستند از آن جلوگیری کنند، نمی توانستند.
محیط آن روز، محیطی کاملاً مذهبی بود و مردم تحت تأثیر برنامه های مذهبی بودند. تشویق های پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله به کسب علم، و دعوتهای قرآن به کسب علم و دانش و فکر نمودن، دلایل مهم نهضت و شور و شوق مذهبی دورا
ن امام صادق (ع) بود.
اقوام و مردمی که اسلام را پذیرفته بودند، بیشتر آنها دارای سابقه فعّالیت های فکری وعلمی بودند، مثل ایرانیها (که از همه سابقه ای درخشان تر داشتند) و مصریها و سوریها که از مردمان با تمدّن آن روز بودند. این افراد به منظور درک و فهم بیشتر به تحقیق و جست و جو در تعلیمات ناب اسلام می پرداختند.
مسلمانان ، زندگی و در کنار هم بودن با غیر مسلمانان را بر خلاف اصول دینی خود نمی دانستند. چون غیر مسلمانان (اهل کتاب) در آن زمان مردمی دانا و فهمیده بودند و مسلمانان با آنها بحث و جلسات علمی برگزار می نمودند و آنها شیفته و علاقه مند به دستورات اسلام بودند .
در اوایل حکومت عباسی همراه با گسترش فساد ، دانشهای گوناگون و تعلیم و تعلم ، نیز توسعه یافت و علاوه بر علوم نقلی و عقلی و ادبی که نتیجه‌ کوشش علمی و فکری مجتمع اسلامی بود، علوم و آداب و رسوم کشورهای دیگر، به طرق مختلف، وارد حوزه فرهنگ اسلامی شد.
مهمترین گرایش های علمی و فرهنگی درعصر امام صادق (ع) عبارتند از :

۴-۴-۱قرائت و تفسیر قرآن

تفسیر قرآن کریم ، جمع‌آوری و صحت روایات ، تاریخ قرآن کریم و احادیث ، از جمله موضوعاتی است که همواره مورد مطالعه دانشمندان اسلامی بوده است و سابقه‌ای به عمر اسلام دارد.
دانش قرائات نخستین گام لازم برای تفسیر قرآن است ، زیرا قرائت قرآن به شکل و اعراب واژگان ، و رسم الخط آن مربوط می شود. در این زمان، در زمینه تفسیر قرآن و قرائت آیات قرآنی بحث هایی آغاز شد و طبقه ای به نام «قرّاء» به وجود آمد که قرآن را قرائت می‏کردند و کلمات قرآن را به مردم می‏آموختند (مطهری، ۱۳۶۷،ص۱۴۴) .
نخستین کسى که در تفسیر قرآن، کتاب نوشت، سعید بن جبیر تابعى است . سعید بن جبیر در پیشاپیش پرهیزگاران عصر خود بود و همواره به تلاوت قرآن اشتغال داشت و در کعبۀ مکرمه مى‌نشست و قرآن تلاوت مى‌کرد و بر نمى‌گشت تا این که قرآن را به پایان مى‌رساند . وى از همه تابعین، به تفسیر داناتر بود.
وی در سال ۹۶ هجرى به شهادت رسید. او یکى از شیعیان پاکباز و بى‌آلایش بود. علماى شیعه در کتب رجال به این معنا تصریح کرده‌اند مانند علامه در خلاصه‌اش و ابو عمر و کشى در رجالش . کشى سخنانى هم از ائمه اطهار علیهم السّلام در ستایش و پایدارى وى، روایت کرده و گفته: به خاطر تشیعش بود که در سال ۹۶ «حجاج» او را کشت.
در تفسیر و بیان معانی قرآن بحث هایی صورت می گرفت و در حوزه حدیث و روایات پیغمبر ( ص ) نیز، همین گونه بود .
امام صادق(ع) با مباحثه درباره قرائت و تفسیر آیات قرآن و نیز با تربیت شاگردان خود شیوه صحیح قرائت و تفسیر را تبیین فرمودند. ابان بن تغلب نخستین کسى بود که چگونگى قرائت قرآن و روشهاى گوناگون آن را به‌دست داد و او شاگرد على بن حسین زین العابدین (ع) بود. نجاشی می گوید : ” ابان قرائتى خاص داشته که میان قرّاء شناخته شده بود ” (نجاشی، ۱۳۶۵ ، ج۱ ، ص ۱۱) سخن نجاشى به روشنى نشان مى دهد که این قرائت به شکل مکتوب ثبت شده بود. وى اسنادى که کتاب را از طریق آن دریافت کرده ، آورده است . این باید همان کتاب القرائات باشد که ابن ندیم در الفهرست ص ۲۷۶ یاد کرده است. بخش هایى از قرائت ابان بن تغلب در منابع باقى مانده که همه مواردى را نشان مى دهد که قرائت وى با قرائت مرسوم تفاوت داشته است .
یکی دیگر از قراء در عصر امام صادق (ع) ابو عمرو بن العلاء المازنى است . او قارى بصره و زبان شناس عرب و یکى از قراء سبعه است که امامت بصره به او ختم شد. وی از اصحاب امام صادق (ع) بوده و از عده‌اى قرائت خود را فرا گرفت و در سال ١۵۴ ه‍ ق در گذشت. او شاگرد ابن ابی اسحاق و معلم خلیل بن احمد فراهیدی، یونس بن حبیب، و هارون بن موسی بود .
در خصوص تفسیر قرآن گروهى از شیعه که تابعى بودند، کتاب نوشته اند از جمله :
سدى کبیر اسماعیل بن عبد الرحمن کوفى ابو محمد قرشى متوفاى ١٢٧.
محمد بن سائب بن بشر کلبى که از شیعیان خاص امام سجاد (ع) و امام باقر (ع) بود و در سال ١۴۶ وفات یافت.
جابر بن یزید جعفى که پیشواى مفسران است. او از همه گسسته و به امام باقر (ع) پیوسته بود و علم و دانش خود را از آن حضرت فرا گرفت و در علم تفسیر و غیره کتاب نوشت و سال ١٢٧ وفات یافت.

۴-۴-۲علم فقه و حدیث

«فقه» در لغت به معناى «فهم» است و در قرآن و حدیث نیز به همین معنى به کار رفته و به علم خاص و یا تخصص در دانش ویژه اختصاص ندارد. اما از اواخر سدۀ اول هجرى «علم احکام» ، «فقه» نامیده شد .یعنی علمی که به‌وسیلهی آن احکام شرعی را از ادلهی تفصیلی به دست می‌آوریم.
حدیث نیز به عنوان گفتار معصوم از جایگاه بسیار والایی در فرهنگ اسلام برخوردار است. احیای حدیث و مبارزه با اندیشه‌های انحرافی در دوران امام صادق (ع) صورت گرفت.
در قرن دوم محدثان و فقیهانى در مکتب امام باقر (ع) و امام صادق (ع) و دیگر ائمه علیهم السلام تربیت شدند که برخى از آنان در فقه و حدیث داراى تألیفاتى گردیدند. نام آنان و آثارشان در بسیارى از منابع اسلامى مانند الفهرست ابن ندیم و منابع متنوع شیعى مانند رجال نجاشى و الفهرست طوسى و دیگر منابع رجالى و تاریخى و فقهى آمده است . در عصر امام صادق (ع) ، تألیفات بسیار ی انجام گرفت، فقه و حدیث اهل بیت به صورت گسترده تدوین گشت، تا آنجا که در این عصرچهار صد تن از مولفّین  ، چهار صد اثر از احادیث شنیده شده از امام پدید آورده و آن تألیفات را «اصول چهار صدگانه» نام نهادند.
یکى از موفقیتها و پیروزى‌هاى امامان صادقین (ع) در فعالیتهاى فرهنگى، بازگرداند

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

ن امامت به جایگاه و شأنیت خاص خود در جامعه بود. پیش از آن، امامان معصوم از آن مقام طرد شده بودند و خلفاى اموى و عباسى، با طرح جایگزینى فقیهان و عالمان دربارى به جاى اهل بیت (ع) ، مردم را از امامان دور کردند و آنان را به‌عنوان مرجعیت دینى معرفى مى‌کردند. آنها از دوران امام سجاد (ع) و امام صادق (ع) با معرفى فقهاى سبعه به مردم، همواره در این مسیر گام برمى‌داشتند. طرح مرجعیت دینى و الهى امامان شیعه و ارجاع مردم به اهل بیت (ع) ، از زمان امام سجاد (ع) شروع شد و رفته‌رفته در دوران امام باقر (ع) و امام صادق (ع) تثبیت گردید(حیدری آقایی، ۱۳۸۴ ،ج۱، ص ۲۴۴ ) .
از مهم‌ترین مکاتب فقه شیعه، در این دوران یکی مکتب مدینه منوّره بود که این مکتب از ابتدا تا اواسط قرن دوم هجری “حیات امام صادق (ع) ” و دیگری مکتب کوفه که از اواسط قرن دوم تا ربع اول قرن چهارم هجری (غیبت کبرا) ادامه داشت. فقیهان این دوره به قدری زیاد بودند که به تعبیر برخی نویسندگان در هر شهری پیشوایی بود که نحله فقهی ویژه ای داشت که به نام خود او شناخته می شد .