پردازش شناختی

پردازش شناختی

دانلود پایان نامه

مطرح نیست (همان: 132).
بهطور کلی در سطح عرفنگر، تأکید بر روابط میان مردمان و ارزشهای اجتماعی است.، اینها بر علایق شخصی مقدم هستند. در مرحلهی سه‌وم، ابتدا کودک سعی میکند که به چشم خودش و دیگران خوب جلوه کند و در مرحلهی چهارم دیدگاه اجتماعی مقدم بر همه چیز است. کودک نهتنها خود را با نظم اجتماعی همآهنگ میکند، بلکه از آن حمایت میکند و در توجیه آن میکوشد.
سطح 3: «اخلاق پساعرفنگر » (دیویس، 1387: 267). در این سطح، فرد ممکن است نخستین بار متوجه شود که ممکن است میان دو معیار پذیرفتهشدهی اخلاقی تضاد وجود داشته باشد و او باید به نوعی آنها را برای خود حل و فصل کند. فرد ممکن است ضمن احترام به قوانین، از نارساییهای موجود در آنها نیز آگاه شود و دریابد که مردمان دیگر میتوانند عقاید و ارزشهای متفاوت و مختلفی داشته باشند. در این سطح، مردمان کمتر به حفظ جامعه به خاطر خود جامعه توجه دارند و بیش‌تر به اصول و ارزشهایی میاندیشند که جامعهای را مطلوب می‌سازند (کدیور، 1377: 132). همچنین، در آغاز این سطح، فرد در پذیرش یا عدم پذیرش حجیت و مرجعیت دین در وضع اخلاقیاتِ مطلق با چالش روبهرو شده و در پایان این سطح است که وی از نظر اخلاقی به فردی خودسالار تبدیل میشود. دو مرحلهی این سطح عبارتند از:
مرحلهی 5: جهتگزینی قرارداد اجتماعی (18 تا 22 سالهگی). کلبرگ اظهار میدارد که تقریبن 80 درصد از جمعیت آمریکا به این سطح دست نیافتهاند (Roberts, 1990: 126). در این مرحله فرد به این واقعیت پی میبرد که قوانین و مقررات، نوعی قرارداد اجتماعی است که هدف عمدهی آن، تأمین خواستههای اکثریت و به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی است. در حالی که در مرحلهی 4 اعتبار قانون زیر پرسش میرود، در این مرحله ممکن است صحت و حقانیت بعضی قوانین مورد تأیید قرار گیرد. در این مرحله، فرد از خود پرسش میکند که چه عواملی سازندهی یک جامعهی خوب است؟ «فرد به این آگاهی دست مییابد که مردمان عقاید و ارزشهای متنوعی دارند و بیش‌تر ارزشها و قواعد نسبی بوده، اما باید با رعایت بیطرفی حمایت شوند»، زیرا این ارزشها و قواعد، قراردادهای اجتماعی هستند؛ بعضی از ارزشها و حقوق غیرنسبی مانند آزادی و زنده‏گی نیز باید در هر اجتماعی، بیاعتنا به نظر اکثریت حمایت شوند (جهانگیرزاده، 1390: 117).
مرحلهی 6: اصول اخلاقی عام (بعد از 22 سالهگی). در این مرحله، فرد کاملن جنبههای فردی و شخصی را کنار گذاشته و به مسأله جنبهی عمومی و جهانی میدهد و حتا در مسیر جبران اتفاقات گذشته است و آماده است گروههایی را که مورد ظلم قرار گرفتهاند به نوعی مورد توجه و اعتنای جبرانی قرار دهد. فرد میپذیرد که مسائل اخلاقی کاملن فراسوی قانوناند و قوانین، به نوعی در خدمت اخلاقیات هستند. در این مرحله است که جوان، توجهی نهتنها به انسان، که به حیوانها و حتا طبیعت دارد. زن و مرد بودن، سیاه و سفید بودن، پیرو یا مخالف مذهبی خاص بودن و… به هیچ عنوان در محاسبات اخلاقی فرد دخالت داده نمیشود (همان: 117).
این مرحله، عالیترین مرحلهی رشد اخلاقی است. فرد در مییابد که فرآیندهای دموکراتیک، همواره به نتایج عدالتمدارانه منجر نمیشود. در این سطح، اصول عدالت، فرد را به اتخاذ تصمیمگیریهای مبتنی بر احترام مساوی برای همه هدایت میکند. آنچه که اریک فروم و سایر روانشناسان انسانگرا تحت نام “عشق برادرانه” از آن یاد میکنند، در این سطح تعریف میشود. در این مرحله، «ارزشهای اخلاقی در فرد درونی میشوند و فرد در قبال آنها تعهد شدیدی احساس میکند» (کدیور، 1377: 133). وی نیازی به قانون و مجازات و… برای پای‌بندی به اخلاقیات منظور نظر خود نمیبیند بلکه درستی یا نادرستی اعمال را با استناد به معیارهای درونی ارزیابی میکند. مردمانی که به این مرحله میرسند، دارای آن نوع توانایی شناختیای هستند که قادرند روشهای مناسبی را جهت مراقبت از اصول عدالتمدارانه و درونیشدهی خویش که منطبق با اصول عدالت جهانی است، بیابد.

2-2-1-2-4 ایمان دینی
لفظ «ایمان» و مترادفهای گوناگون آن در زبانهای مختلف و در سنتهای دینی متفاوت، از جمله اسلام، مسیحیت، آیین بودا، آیین هندو و… بر معانی و مفاهیم بسیار متفاوتی دلالت دارند و حتا در قلمرو یک سنت دینی نیز تلقیهای متفاوتی از پدیدهی ایمان و فرآیند حصول آن وجود دارند و نیز، به همین سبب، در باب متعلَّق ایمان هم دیدگاههای مختلفی اتخاذ شدهاند. در نظرسنجیای که توسط موسسهی گالوپ به سفارش انجمن آموزش دینی ایالات متحده و کانادا از حدود 10042 نفر به عمل آمد ، حدود 51 درصد از پاسخ‌گویان «ارتباط با خدا» را به‌ترین توصیف برای لفظ ایمان از نظر خود میدانستند؛ 20 درصد از مردمان، ایمان را «یافتن معنایی در زنده‏گی»؛ 19 درصد نیز ایمان را «مجموعهای از اعتقادات» دانسته و تنها 4 درصد از افراد، ایمان را مستلزم «عضویت در کلیسا یا کنیسه» میدانستند (از 5 درصد باقیمانده نیز، 4 درصد به گویه‌ی مربوط به ایمان پاسخ نداده و فقط 1 درصد از آن‌ها، ایمان را امری بی‌معنا دانسته و جایگاهی برای آن در زنده‏گی خود قایل نبودند) (Kropf, 1990: 10).
اما اگر «ایمان» را به معنای «تصدیق [قلبی] به بعضی عقاید جزمی و/یا قبول این عقاید» بگیریم (چنان‌که در الاهیات و کلام اسلامی دیدگاه رایجتر همین است) و از منشأ این تصدیق و/ یا قبول صرف‌نظر کنیم، در اینصورت، هم «ایمان مبتنی بر تعبّد به یک شخص» (مثلن تعبّد به بنیانگذار دین و مذهب) میتوانیم داشت، هم «ایمان مبتنی بر علم»، یعنی مبتنی بر باور صادقی که صدقش اثبات شده است، و هم «ایمان مبتنی بر «شهود و رویتِ باطنی یا کشف و شهودِ عرفانی» (ملکیان، 1379: 4).
اگر ایمان را به این معنای وسیع و عام در نظر بگیریم، آنگاه بهرغم اینکه برخی از دین‌پژوهان داشتن ایمان را شرط حصول تجربهی دینی دانسته و تجربهی دینی را از پیآمدهای ایمان میدانند (نک: شجاعی زند، 1384: 53) میتوان گفت تجربهی دینی نیز میتواند منشأ ایمان شود؛ یعنی «شخصی که صاحب تجربهی دینی است ممکن است، با گذری که میتواند، به حسب مورد، گذری منطقی یا صرفن روانشناختی باشد، به تصدیق و/یا قبول بعضی از عقاید دینی برسد». در اینصورت، تجربهی دینی علت تصدیق و/ یا قبول پارهای از عقاید دینی شده است. بهعبارتی، تجربهی دینی چیزی است غیر از ایمان، که اگر حاصل آید، ایمان به وجود متعالی را به علم به آن ـ صرفن برای فرد درگیر در تجربهی دینی ـ تبدیل میکند (همان: 5). علاوهبر تصدیق باورهای دینی، ایمان میتواند مقوم و تعالیبخش اخلاق و مشوق انجام رفتار دینی نیز باشد و بالعکس. از اینرو در این دستهبندی، به اینکه هرکدام از این جنبهها جزء پیامدهای دین‏داریاند یا جزء ابعاد آن، توجه نشده است.
مصطفا ملکیان اصطلاح تجربهی دینی را به سه معنای «شناخت حضوری خدا»، «پدیدههای روانی – معنوی» و «دخالت خدا در حوادث خرقعادت» تفکیک میکند: نوع اول، «نوعی شناخت غیراستنتاجی و بیواسطه، شبیه به شناخت حسی، از خدا یا امر مفارق و متعالی یا امر مطلق یا امر مینوی …. این نوع شناخت حاصل استدلال یا استنتاج و شناختی غائبانه از خدا نیست، بلکه شناختی حضوری و شهودی است» (ملکیان، 1379: 2-1).

نوع دوم پدیدههایی روانشناختی و معنوی است، «که بر أثر خودکاوی بر آدمی مکشوف می‌شوند و مؤمنان و متدینان آنها را معلول شناخت و گرایش ذاتی و فطری انسانها، نسبت به خدا، تلقّی میکنند». از نظر مؤمنان و متدینان، کشمکشها، آرزوها و امیدها و آرمانها، و «شهودهای روحانی و معنوی آدمیان»، و احساس تعلق و وابسته‏گیای که آدمیان به امری نادیدنی و غیبی دارند، همه، «تبیینناپذیر» و «ایضاح‌ناشدنی»اند (همان: 3-2).
نوع سه‌وم، «دیدن دست خدا» و «مشاهدهی دخالت مستقیم و بیواسطهی خدا در حوادث خارقِ عادت و شگفت انگیز» است (همان: 3). به این معنا، کسی که ناپدید شدن ناگهانی یک غدّهی سرطانی را در بدن فرزند خود میبیند، گویی شاهد و ناظر دخالت خدایی است که شفای فرزندش را از او خواسته است.
این سه نوع پدیده از این حیث «تجربه» نامیده میشوند، که در هر سهی آنها شناخت مستقیم و مشاهدتیای در کار است؛ نهایت اینکه «این شناخت مستقیم گاهی به خودِ خدا تعلق میگیرد [در نوع اول]، گاهی به پدیدههایی روانی و روحانی [در نوع دوم]، و گاهی به دخالت بیواسطهی خدا در پارهای از حوادث [در نوع سه‌وم]. اما دینی نامیدنشان بدین سبب است که مؤیّد برخی از گزارههاییاند که در متون مقدسِ ادیانِ مختلف آمدهاند» (همان: 3).
اما به صید تجربه درآوردن ایمان مردمان، بهمراتب دشوارتر از سایر جنبههای دین‏داری آنان است چرا که ایمان جنبهای درونی و کیفی دین بوده و «تبلور بیرونی دقیقن تعینیافتهای ندارد» از این‌رو، حالات بیرونی مردمان را نمیتوان کاملن نمایای معنای نهفته در حالت آدمی دانست (محدثی، 1392: 138-137). با این حال، در بحث از مفهوم ایمان که درازمدتی توسط عرفا و اصحاب دین مورد مداقه قرار میگرفت، در عصر جدید شاهدیم که پای علم (بهطور خاص روانشناسی دین) نیز به عرصهی ایمان کشیده شده است. جیمز فاولر روانشناس دین، در سال 1981 مدلی را برای رشد ایمان تدوین کرد که مورد توجه بسیاری از دینپژوهان قرار گرفته است. با عطف توجه به مدل فاولر در این پژوهش و البته با توجه به گزارشی که هر کدام از مشارکتکنندهگان از وضعیت عواطف و تجربیات دینی خود بهدست میدهند، میتوان دستکم وجوهی از تحول ایمان مردمان را در بستر زنده‏گی‏شان مطالعه کرد.
2-2-1-2-4-1 مدل رشد ایمان فاولر
مدل رشد ایمان جیمز فاولر (1981) مانند مدل کلبرگ از شش سطح تشکیل شده است (البته بدون احتساب مرحلهای که از زمان تولد تا دو سالهگی کودک را در بر میگیرد). این مراحل بر اساس «فهم از نمادگرایی» و «فهم از اقتدار» به مثابهی دو معیار صورتبندی شدهاند. هر شش مرحله ممکن است در درون هر یک از ادیان جهان رخ دهد؛ «این مراحل بر پردازش شناختی نمادها و اسطورهها مبتنی است، نه بر محتوا یا باورهای یک ایمان خاص» (Roberts, 1990: 192).
مرحلهی صفر: مرحلهی تمایزنایافته (از زمان تولد تا دوسالهگی). در این مرحله، ایمان به وسیلهی درک اولیهی ایمنی محیط پیکربندی میشود (یعنی گرمی، سلامت و ایمنی در مقابل صدمه، غفلت و بدرفتاری). چنانچه توجه و ایمنی مداومی از سوی محیط توسط کودک تجربه شود، حسی از اعتماد و امنیت نسبت به جهان و خدا در فرد رشد خواهد کرد و برعکس، تجربه‌های منفی باعث رشد بیاعتمادی به جهان و خدا در فرد میشود (Leak, 2008: 139).
مرحلهی اول: ایمان شهودی – فرافکن . این مرحله که در میان کودکان دو تا تقریبن شش یا هفت ساله رخ میدهد، «مرحلهای خودمحورانه است که در آن، مردمان توان تصور رویکرد دیگری نسبت به حوادث و تجارب، بهجز رویکرد خودشان را ندارند». در این مرحله، جهان، بدون کمک منطق استقرایی یا قیاسی تجربه میشود؛ از نظر کودک، حوادث بهصورت اپیزودهای منفرد و مجزا و بدون هیچگونه توالی علی رخ میدهند. جهان مکانی جادویی است که در آن هر چیزی ممکن است: «بابانوئل از دودکش بخاری پایین میآید، هیولا در شب، دزدکی وارد اتاق خواب کودکان میشود و عروسک چوبی خیمهشببازی به اسم پینوکیو میتواند به موجود زنده‌ای تبدیل شود» (همان: 129). «در این مرحله، ایمان، بیانگر ابراز آرزوهای کودک است» (لطف‌آبادی، 1381: 11) و چنین ایمانی را می‌توان ناشی از آرزواندیشی افراد دانست. آرزواندیشی فرد نسبت به امور چنین انجام می‌شود که بری مثال؛ چون‌که خوش دارم الف، ب باشد پس لاجرم الف، ب است. لذا آنان در تخیلات خود به تحریف واقعیت می‌پردازند. «کودکان در این مرحله دارای جهتگیری خیالبافانه و تقلیدی هستند، ولی محتوای فکری آنان دارای الگوهای نسبتن سیال است» (همان: 11) و در دنیای آنان «مرز میان واقعیت و تخیل نامشخص است» (Roberts, 1990: 129-130).
کودک در مرحلهی اول تصور خود از خدا را بر اساس نمادها و تصاویر برگرفته از فرهنگ، میسازد. «اغلب، خدا در هیات پیرمردی با محاسن سفید و موهای بلند تصور میشود». در این مرحله کودک توانایی فهم انتزاعی بودن نمادها را ندارد. تفکر دینی نیز، بهطور عمده بازگویی کلمات و عباراتی است که از زبان والدین یا سایر دیگران مهم شنیده میشود (همان: 129).
مرحلهی دوم: ایمان قشری – اسطورهای . بیش‌تر کودکان، تقریبن در سن 6 سالهگی وارد این مرحله شده و حدودا تا 12 سالهگی در آن خواهند ماند، اگرچه هستند مردمانی که تا پایان عمر در این مرحله باقی میمانند. کودک در این مرحله به درونیکردن داستانها و اعتقادات و جنبه‌های مختلف مربوط به فرهنگ جامعه میپردازد. اعتقادات و قواعد اخلاقی در این مرحله کاملن عینی و سطحی هستند. این مرحله با گسترش و تصریح شکلگیری شخصیت کودک تحت تأثیر ویژهگیهای شخصیتی دیگران هم‏راه است (لطفآبادی، 1381: 13).

 

مطلب مرتبط :   دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی درباره مهارتهای ارتباطی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در این مرحله، مردمان به پذیرش آنچه «صورت‌های اقتدار » بیان میکنند و پذیرش سطحی آنچه این صورت‌ها مشخص میکنند، مبادرت میورزند. این پیروی تحتاللفظی، بهخصوص در ارتباط با کتاب مقدس ادا میشود. در این مرحله نیز، فرد دیدی کم‌و‌بیش رازآلود نسبت به جهان دارد. اگرچه اعتقاد به قصههای افسانهای مثل بابانوئل و پینوکیو پوست میاندازد، اما اعتقادات اسطورهای راسختری نظیر امکان راه رفتن مردمان بر روی آب، زنده ماندن انسان در شکم ماهی به مدت چندین سال، پرکشیدن انسانها به آسمان، دو نیم شدن اجرام آسمانی توسط انسان‌ها و… همچنان به قوت خود باقی میمانند چرا که چنین اندیشه‌های اسطوره‌ای‌یی از طریق جامعه‌پذیری دینی در عمق باورهای فرد ریشه می‌دوانند. بنابراین، «نیروی رازآلود قاطعی بر باور فرد حاکم است – نیرویی که به‌تنهایی برای ستردن قوانین طبیعت [در نگاه فرد] بسنده است» (Roberts, 1990: 130).
مرحلهی سه‌وم: ایمان ترکیبی ـ عرفنگر . در این مرحله، دین‏داری با «عرفنگری» و «تمرکز بر همنوایی با گروه» هم‏راه است. از نظر ساختارگرایان شناختی، فشارهای گروه مرجع بر مردمان در این مرحله از رشد شناختی، حائز اهمیت بسیار است . در این مرحله، ایمان بهطور عقلانی مورد مداقه قرار نمیگیرد، بلکه بیش‌تر بهصورت «تلویحی» و «بررسینشده» در ساحت ذهنی فرد باقی میماند. هم‌چنین، در این مرحله نمادها پیوندی ناگشودنی با معانیشان دارند. برای مثال، نمادهایی نظیر صلیب و «نان و شراب مقدس» در نفس خود واجد معنایی مقدس بوده و هرگونه خوارشماری و بیتوجهی نسبت به این نمادها، ممکن است توهین به معانی مقدس قلمداد شود (همان: 130-131).
در این مرحله است که نوجوان نسبت به باورها و دیدگاههای موجود در خارج از خانواده آگاهی می‌یابد. بنابراین، در این مقطع، «ایمان مذهبی در خدمت تدارک جهتیابی منسجم از دنیای متنوع و پیچیده بوده و دیدگاههای معارض با یکدیگر را در یک چارچوب کلی با هم ترکیب کرده و وحدت میبخشد». مرحلهی سه‌وم اصولن در

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu