کالاهای فرهنگی

کالاهای فرهنگی

دانلود پایان نامه

مشاهده کرد (چهار جنبه‌ی دین‌داری که در بخش ملاحظات مفهومی بدان پرداخته می‌شود).

«هویت دینی یکی از ابعاد مهم هویت اجتماعی است که متضمن سطحی از دین‏داری است که با مای جمعی یا همان اجتماع دینی مقارن است». در واقع، هویت دینی نشاندهندهی احساس تعلق به دین و گروه دینی و همان «آثار و عوارض ناشی از حمل وصف دین بر فرد دیندار» است. به تعبیر دیگر «با پذیرش دین بهعنوان اصل اعتقادی در زنده‏گی تغییرات و نتایج مهمی برای فرد مومن در وجوه مختلف حیات او حاصل میشود» (چیتساز قمی، 1383: 196). از اینرو، جامعهپذیری و هویت یابی دینی که با اعتقادات دینی در ارتباط است، کم و بیش فرد را به سمت انجام اعمال و رفتارهای دینی، اخلاقیات و عواطفی سوق میدهد که اجتماع دینی از وی انتظار دارند. در واقع، مطالبهی بسیاری از ادیان و گروههای دینی از پی‏روانشان عمدتن مربوط به پای‌بندی در «اعتقاد»، «رفتار»، «اخلاق» و «ایمان» است.
هرویولژه، در تحلیل خود از هویت‏یابی دینی، چهار بعد مشخص‏کننده‏ی هویت‏یابی را که معمولن قائم به مردمان است مشخص می‏کند و معتقد است که فرآیندهای هویت‏یابی دینی اجتماعی در بافت مدرنیته، «از طریق بازترکیب آزاد چهار بعد نوعی هویت‏یابی » پدید می‏آیند، که دیگر، «تنظیم نهادی [عمدتن نهاد دین]، آن‏ها را به‏هم مفصل‏بندی نمی‏کند» یا لااقل انجام این کار به تدریج کاهش می‏یابد (همان: 295).
نخستین بعد از این ابعاد، «بعد جماعتی » است. «این بعد با مجموعه‏ای از نشان‏گرهای (اجتماعی و نمادین) سروکار دارد که مرزهای گروه‏های دینی را تعریف می‏کند و به شخص اجازه می‏دهد که میان «درونگروه» و «برون‏گروه» تمایز قایل شود». مردمان از طریق پذیرش مناسک و تکالیف خاص، تعلق خود را به جماعت خاصی نشان می‏دهند. مثلن می‏توان به ختنه‏شدن، یا اصول پنج‏گانه اسلام برای فرد مسلمان اشاره کرد (همان: 296- 295).
بعد دوم به «پذیرش ارزش‏ها از طرف فرد» مربوط می‏شود. «ارزش‏هایی به پیام دینی منضم‏اند که یک سنت خاص حامل آن‏ها باشد». در بافت مدرن، ارتباط بعد اخلاقی هویت‏یابی روزبه‌روز با بعد جماعتی قطع می‏شود و این بدان معناست که می‏توان ارزش‏های پیام‏های دینی را بدون این‏که متضمن عضویت در اجتماع خاصی از مؤمنان باشد، مناسب دانست (همان: 296).
بعد سه‌وم هویت‏یابی، «بعد فرهنگی » است که در بردارنده‏ی مجموعه‏ای از عناصر «شناختی، نمادین و عملی» است که تشکیل‏دهنده‏ی میراث سنتی خاصی هستند: از آموزه‏ها و علوم و کتب گرفته، تا رفتارها و رموز آیینی خاص آن فرهنگ. از «شیوه‏های اندیشه‏ورزی» و «تفاسیر علمی» گرفته، تا عادات غذاخوردن و سبک زنده‌گی جنسی و… که با نظام اعتقادات فرد مرتبط‏اند. امروزه بعد فرهنگی می‏تواند بدون انتساب به نظام اعتقادی خاصی، به صورت «کالاهای فرهنگی مشترک» تولید و بازتولید شده و مناسب تلقی شود. «شخص می‏تواند بدون آن‏که خودش را عضوی از یک اجتماع مشخص تعریف کند یا معتقد به یک ایمان بداند، ادعا کند که دارای ریشه‏ی یهودی یا ریشه‏ی مسیحی است». جریان یافتن مسیر هویتیابی مردمان در یک چنین بافت فرهنگی متکثری، هویتی را میسازد که صرفن به یک «گروه دینی هویت‏پذیر» منتسب نمی‌شود (همان: 297- 296).
چهارمین بعد هویت‏یابی، «بعد عاطفی » است. این بعد با «تجربه‏ی عاطفی مرتبط با هویت‏یابی» در ارتباط است. در جوامع مدرن، این تجربه‏ که در فرد احساس جمعی «ما» ایجاد می‏کند کم‏تر محصول «تعلق اجتماعی» است. این تجربه – به‌ویژه در جوانان – اغلب در لحظه‏ای شکل می‏گیرد که «تجربه‏ی اولیه‏ی تعلق» ایجاد شده باشد؛ «صرف‏نظر از این‏که چنین تجربه‏ای قادر باشد به شکل هویت‏یابی با یک اجتماع، تثبیت شود یا نه» (همان: 297). تجمع‏های عزاداری مناسک عاشورا در میان شیعیان نمونهها‏ی مناسبی از اولویتی هستند که به هویت‏یابی عاطفی در میان برخی از جوانان شیعی داده شده است.
مفصل‏بندی این چهار بعد هویت‏یابی، دیرزمانی بر عهده‏ی نهادهایی مانند نهاد دین بود؛ نهادی که به واسطه‏ی یک سنت دینی خاص، پذیرش شرایط هویت (جماعتی، اخلاقی، فرهنگی و عاطفی) توسط مردمان را تضمین می‏کرد. در واقع، نهادها (خصوصن نهاد دین) تعادلی را تضمین می‏کنند که باید میان «منطق‏های متضادی» که تنش‏هایی را میان این ابعاد پدید می‏آورند، حفظ گردد. به‏عبارتی، این نهادها از طریق قرار دادن تنش‏ها تحت نظارت قدرت مشروع خود، سعی در تنظیم این تنش‏ها دارند (همان: 300-297).
اما در وضعیت مدرنیته‏ی دینی، از نظر هرویولژه این نهادها با توجه به استقلال مردمان در رد کردن یا پذیرش هویت‏های «حاضر و آماده» و فعال‏بودن آن‏ها در مسیر هویت‏یابی خویش، «توانایی تنظیم‏کننده‌گی» را می‏یابند و هر بعد هویت‏یابی، با توجه به سایر ابعاد دیگر نسبتن مستقل می‏شود و سپس خودش از طریق «انسجام‏بخشی مجدد»، «محور هویت‏یابی دینی» می‏گردد. پویایی درونی این انسجام‏بخشی مجدد و ترکیب ابعاد هویت‏یابی، باعث سر برآوردن هویت‏های جدیدی می‏شود که به نظر می‏رسد هرویولژه بیش‌تر بر اساس تجربه‏ی جوامع مسیحی آن‏ها را استخراج کرده است. خود هرویولژه نیز بر این امر واقف است و اظهار می‏دارد که بسط این مقوله‏بندی‏ها به سایر جوامع مدرن، مستلزم حمایت تجربی گسترده و حجم قابل‏ملاحظه‏ای از پژوهش‌های تجربی است (همان: 301-300). در همین راستا، وی به توضیح برخی از گونه‏های مسیرهای هویت‏یابی دینی در مسیحیت می‏پردازد که از ترکیب هر یک از ابعاد اصلی هویت‏یابی با بعد دیگر شکل می‏گیرند؛ «مسیحیت عاطفی» در طول محور عاطفی- جماعتی شکل می‏گیرد، «مسیحیت میراثی» در طور محوری جای می‏گیرد که بعد فرهنگی را به بعد جماعتی پیوند می‏دهد، «مسیحیت انسان‏گرایانه» نیز بعد عاطفی و اخلاقی را به هم نزدیک می‏کند و با ترکیب بعد فرهنگی و عاطفی، «مسیحیت زیباشناختی» ظهور می‏کند (همان: 305-301).
2-2 ملاحظات مفهومی
2-2-1 تعریف مفهومی پای‌بندی دینی و صورتبندی تجربی ابعاد آن
اگر دین را «مجموعهای نهادیشده از باور دربارهی وجود مقدس، متعالی، فرامادی یا فوقبشری و ارزشها، اعمال، مناسک و باورهایی که حول این باور شکل میگیرند» (سراجزاده، 1390) بدانیم، آنگاه التزام به این «مجموعهی نهادیشده» و «ارزشها»، «اعمال»، «مناسک» و «باورها»ی ملازم با آن را میتوان برای تعریف پای‌بندی دینی برگزید. اما نشانگرهای پای‌بندی دینی چیستاند و پای‌بندی به کدام ابعاد و جنبهها را میتوان بیانگر پای‌بندی دینی دانست؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا میبایست ابعاد / جنبههای دین‏داری را مشخص کرد. اینگونه میتوان التزام به آن ابعاد را نشانهی “پای‌بندی دینی” و تحول در التزام به آن ابعاد را “تحول در پای‌بندی دینی” دانست.
تحول در پای‌بندی دینی در هرکدام از ابعاد یا جنبههای دین‏داری دستکم میتواند به سه صورت رخ دهد؛ این تحول میتواند هم بهصورت افزایشی و هم کاهشی – از منظر این پژوهش، در سطح رتبهای – صورت پذیرد. برای مثال، نتایج بسیاری از پژوهش‌هایی که حول فضای ادبیاتی دنیویشدن صورت گرفتهاند، تحول از نوع کاهشی را در بعد مناسکی و تحول افزایشی را در بعد اخلاقی در میان دانش‏جویان گزارش دادهاند (جلالی 1377، حبیبزاده خطبهسرا 1384، زارع 1384، میرآخورلی 1381). اما تحول در پای‌بندی دینی صرفن محدود به افزایش یا کاهش در سطح پای‌بندی به ابعاد دین‏داری نمی‌شود. بدین صورت که ممکن است در کیفیات و حالات دین‏داری مردمان تغییراتی رخ دهد، بدون اینکه لزومن بحث “میزان” دین‏داری و افزایش یا کاهش آن در میان باشد. در اینجا بحث تکثر اَشکال دینورزی مطرح میشود. این تنوعات در عرصهی دینورزی را صرفن میتوان دستهبندی کرده و گزارش داد. زیرا از این منظر، «دین‏داریهای بسیار متنوعی وجود دارد که وزن مولفههای مختلفشان به نسبت متغیر است»، لذا «هر گونه امکان مقایسه میان آنها منتفی میگردد» (محدثی، 1392: 137). این انواع دین‏داریهای متصور و موجود در یک سنت دینی مشخص نیز تحت تأثیر اهتماماتِ متفاوت پی‏روان به جنبههای مختلف آن دین شکل میگیرند.
اما صورتبندی تجربی هر یک از مولفههای پای‌بندی دینی، بهشیوهای که بهواسطهی آن بتوان هم تحولات افزایشی و کاهشی در پای‌بندی دینی و هم تنوعات کیفی حالات دین‏داری را مطالعه کرد، نیازمند تعریف ابعاد به صورت باز، شناور و انعطافپذیر است. لذا مرزبندیها و «انقسامات» هر یک از ابعاد پای‌بندی دینی در این پژوهش، چنانکه در مدلهای کمی سنجش دین‏داری مشهود است، چندان قاطعانه نیست، چرا که «این انقسامات چیزی بیش از یک فعالیت ذهنی – اعتباری و تا حدی متأثر از بازیهای زبانی برای فهمپذیرتر ساختن واقعیتهای پیچیده نیست» (شجاعیزند، 1384: 57). آنچه در ادامه میآید، مدل پای‌بندی روزابث کانتر است که انتظار میرود دستکم در فهم ساز و کار پای‌بندی به گروه دینی راهگشا باشد.
2-2-1-1 مدل پای‌بندی دینی کانتر
روزابث کانتر در پژوهشی به مطالعهی عوامل استمرار بقای اجتماعات دینی پرداخته است. از نتایج پژوهش کانتر شناسایی تعدادی از ابعاد پای‌بندی در جماعتهایی بود که توانسته بودند با موفقیت به حیات خود ادامه دهند. به نظر میرسد این ابعاد، قابل تعمیم به طیف متنوعی از سازمانها باشند. اما این مدل بهطور خاص در مطالعهی جنبشهای دینی قابل استفاده است.

کانتر دریافت که پای‌بندی در سه سطح مختلف رخ میدهد: پای‌بندی در سازماندهی (پای‌بندی ابزاری )، پای‌بندی به دیگر مردمان گروه (پای‌بندی عاطفی )، و پای‌بندی به قوانین و آداب و رسوم گروه (پای‌بندی اخلاقی ).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پای‌بندی ابزاری: در سطح پای‌بندی ابزاری، مردمان باید مجاب شوند که همکاری مستمر با گروه یا سازمان، ارزش صرف زمان و تلاش آنان را دارد. از اینرو مردمان به نوعی، به محاسبهی هزینه – فایده در میغلتند. در سطح شناختی و به لحاظ فکری، مردمان درگیر باید مجاب شوند که منفعت حاصله از مشارکت مستمر، منفعتی ضروری بوده و ارزش صرف زمان و هزینهی صرفشده را دارد. بهعلاوه، اگر مردمان احساس کنند که ترک گروه هزینهی قابل توجهی را برای آنان به هم‏راه دارد، آنگاه گروه یا سازمان در جلب پای‌بندی اعضایش موفقتر عمل خواهد کرد (Roberts, 1990: 104).
پای‌بندی عاطفی: این جنبه از پای‌بندی، به وابسته‏گی عاطفی به گروه مربوط است. بسیاری از فرقهها و کیشهای غیرمتعارف در تلاشاند تا به گروههای مرجع بیرقیبی برای اعضایشان بدل شوند. اما پیوندهای عاطفی در گروههای دینی متعارف نیز از اهمیت برخوردار است. گرهارد لنسکی (1963) در مطالعهی رابطهی میان دین و سایر جنبههای رفتار اجتماعی دریافت که روابط نزدیک میان فردی با هم‌مشربان، یکی از مهمترین متغیرهای رفتار اجتماعی محسوب میگردد. پای‌بندی عاطفی از اهمیتی اساسی در رفتار دینی برخوردار است. چون نیک بنگریم، به لحاظ تاریخی، درگیری عاطفی پیشینیتر از سایر جنبههای پای‌بندی موجود در مدل کانتر است (همان:106).
فرآیند پای‌بندی عاطفی دو ساز و کار را درگیر خود میکند: «انصراف و انفصال از پیوندهای قبلی» و «اتحاد با گروه جدید». در برخی از گروههای دینی غیرمتعارف نظیر هیر کریشنا از گروندهگان خواسته میشود که چند هفته پس از عضویت هر گونه ارتباط با خانواده، دوستان و گروههای اجتماعی را خوار بشمارند. با انفصال عاطفی نسبت به گروههای پیشین، گروه مرجع جدید چتر حمایت عاطفی خود را بر سر اعضا میگستراند. بسیاری از گروههای دینی خود را بهسان خانوادهای در خدمت اعضایشان در نظر میگیرند. «عجیب نیست که بسیاری از اعضای جدید‌الورود گروه دینی هیرکریشنا، مردمانی هستند که با خانوادههای خود بیگانه میشوند» (همان:106).
وقتی که مردمان به عضویت گروه دینی در میآیند ممکن است بر آنها آشکار شود که گروه دارای یک نظام طبقهبندی داخلی است. برخی از مردمان به نسبت سایرین از سطح بالاتری از احترام برخورداراَند. از آنجا که فرد میخواهد مورد علاقه و احترام دوستان و همکاران جدیدش باشد، اطاعت از قوانین مهم میشود و طی کردن سلسله مراتب درون گروه مساوی است با دریافت احترام و محبت بیش‌تر. اینجاست که پای‌بندی عاطفی بهطور طبیعی به پای‌بندی ابزاری منجر میشود (همان:107).
پای‌بندی اخلاقی: سه‌ومین سطح پای‌بندی، به التزام به هنجارها و ارزشهای گروه باز می‌گردد. در این سطح است که اعضا میبایست سرسپردهی ایدهئولوژی تدوینشده توسط رهبران گردند. رهبران نیز میبایست توانایی کنترل و هدایت گروه به سمت پیش‏رفت و گسترش را داشته باشند، چرا که گروه‌های دینی، قدرت نظامی یا کنترل اقتصادی کاملی را بر روی کل اعضای خود ندارند و برای واداشتن اعضا به تبعیت از هنجارهای گروه، با محدودیت روبهرو هستند. در مجموع، دو ساز و کار برای افزایش سطح پای‌بندی اخلاقی اعضا وجود دارد: «تباهی» و «تعالی» (همان: 107).
فرآیند تباهی تأکید زیادی بر عدم خودسری، خودپسندی، خودخواهی و غرور فردی اعضا دارد و حس فروتنی ژرفی را ایجاد میکند. رهبران گروه با ترویج این عقیده که بدون وجود گروه یا در صورت نداشتن ایمان به دیدگاههای رهبر گروه، اعضا رو به انحطاط میگذارند، تلاش می‌کنند پای‌بندی اعضا را نسبت به آرمان‌ها و ارزش‌های گروه افزایش دهند. وجود این خصیصهی خود – خوارشماری و فروتنی در اعضای گروه دینی بسیار کاربردی است؛ وقتی اعضا متقاعد شوند که در فردیت خود بهراستی چندان واجد قدر و اهمیت نیستند، بسیار متواضع گشته و به پیروی از هنجارها و دستورات سران گروه دینی متمایل میشوند (همان: 108). این جریان، به فرآیند دوم – تعالی- راه خواهد برد:
اگر چه فرد ممکن است بهعنوان یک شخص، احساس بیارزشبودن کند، اما زنده‏گی وی به‌عنوان عضوی از گروه معنایی لایزال خواهد یافت. آنچه گروه به فرد عرضه میکند، امید به پیروزی نهاییای است که در آن نوید زدودن «بیمعناییِ وجودِ اینجهانی» داده میشود. در هیچ جای دیگری، اعضا نمی‌توانند یک چنین بینشی را، و یک چنین اتصال به منبعی لایزال از معنا و آرامش را کسب کنند و در این پیروزی سهیم شوند! و این امر، حسی از هیبت و خوف رازآلودِ توأم با احترام را در اعضا، نسبت به (رهبر) گروه ایجاد میکند (همان: 108).
بسیاری از انواع متفاوت گروهها و سازمانهای دینی از یکی یا بیش‌تر ساز و کارهای پای‌بندی مطرح شده توسط کانتر، استفاده میکنند. ویژه‏گی منحصربهفرد گروههای دینی غیرمتعارف این است که «سطح بالایی از پای‌بندی را مطالبه میکنند». کیشها و گروههای فرقهای که در طول زمان بقا و استمرار یافتهاند، آنهایی هستند که تمام فرآیندها و ساز و کارهای پای‌بندی که بدان پرداخته شد را به خدمت گرفتهاند. اغلب، پای‌بندی به یک سطح، به پای‌بندی به سطح دیگر راه میبرد. اگرچه ممکن است مردم فقط به یک سطح از پای‌بندی ملتزم باشند، اما گروههای دینی غیرمتعارف بهدنبال جلب هر سه سطح پای‌بندی هستند (همان: 110).
باید توجه داشت که تمرکز مطالعهی کانتر

مطلب مرتبط :   دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی درباره مهارتهای ارتباطی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu