پایان نامه ها و مقالات

مقاله با موضوع حقوق بشر

پذیرش ملاک یه جور ، اثر رو در صورتی اصیل می دانند که نسخه ورداری ( کپی ) از اثر قبلی نباشه. البته منظور از اصالت در هر دو تعریف با نو بودن فاصله ی خیلی داره.
در قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان ایران هم مستقیماً به اصالت و معنی اون اشاره ای نشده ، اما با توجه به تعریف به عمل اومده در ماده 1 قانون نامبرده از اثر « …اونی که از راه هنر ، علم ، ابتکار پدید می آید … » و بندای ماده 2 همون قانون در مقام بیان تمثیلی کارا قابل حمایت ، برخی حقوق دانان این جور تعبیر کرده ان که ابتکار در این موارد مترداف اصالت استفاده کرده شده و منظور از اون همون اصالت در معنی شخصی هستش ، یعنی اثر در صورتی اصیله که معرف شخصیت پدیدآورنده اش باشه.
با این حال پیش نویس لایحه جدید در تعریف اثر اصیل آوردهه : « اثر اصیل عبارته از هر اون چیزی که بی تقلید از دیگری از خلاقیت خود پدیدآورنده ناشی شده باشه ، هر چند از دید موضوع یا محتوا جدید نباشه. » این تعریف هم به خودی خود ملاک شخصی بودن رو به ذهن متبادر می سازد. از حیث بررسی اصالت اثر تلویزیونی ، بسته به اینکه در تقسیم بندیا این کارا در گروه حق مولف جای بگیره ، یا کپی رایت درجه اصالت هم متفاوت هستش. واسه مثال در حقوق فرانسه به عنوان مهمترین کشور حق مولف ، با توجه به معنی کلیدی «اصالت به معنای نقش زدن شخصی مولف» کارا سمعی و چشمی جدا از ضبط شون (در فیلم یا نوار ویدئویی) یا کارا ابتدایی ( مثل نمایشنامه ، اثر موسیقایی و غیره ) مثل بقیه کارا مورد حمایت قرار می گیرند. مثل مجموعه های داستانی ، اخبار روزانه ، مستند و آگهی تبلیغاتی و غیره به شرطی که سطح قابل قبولی از اصالت ( به بیان دیگه اصالت استاندارد ) رو دارا باشن. پس حقوق فرانسه با ارائه این معنی کامل ، کارا سمعی و چشمی رو به صرف داشتن اصالت قابل قبول مورد حمایت قرار میده. با این حال در حقوق انگلستان برای مثال برجسته کشور حق کپی رایت ، کارا سمعی و چشمی به خاطر ضبط تصویری در وجود حقوق در ارتباط مورد حمایت قرار می گیرند. هر چند بعضی وقتا هاً برخی از کارا ممکنه ، بسته به نحوه تهیه اثر، مستقیماً به عنوان کارا نمایشی مورد حمایت قرار گیرند. روشنه که برخی کارا سمعی و چشمی می تونن از حمایت اضافی بهره مند شده و از دو جنبه ثبت ( به شکل فیلم یا صدا ) و دیگری اثر مجسم شده در این ثبت ( اثر سمعی و چشمی ، اثر موسیقی ) مورد حمایت قرار بگیرند. بنابراین حقوق انگلستان تفسیر محدود تری ارائه داده ، پس آثاری مثل برنامه مستند ، رویدادای ورزشی و اجراهای زنده کارا موسیقایی تنها به خاطر ضبط شون طبق حقوق در ارتباط و آثاری مثل فیلم تهیه شده بر مبنای نمایشنامه یا فیلم نامه داستانی به خاطر روش تولید و در صورتی که نسخه ورداری صرف از کارا قبلی نباشن ، اصیل حساب می شن. با اینحال معنی نسخه ورداری صرف اقتباس از سبک یا تکنیک ویرایش کارا قبلی رو شامل نمی شه.
بررسی پرونده « نوروزیین » در این مورد خالی از فایده نمی باشه ، بر این پایه شخصی به همین نام ، فیلم کوتاه بی دیالوگی به نام Toy ساخت که در اون مردی در یه پس زمینه راحت بی موسیقی می رقصید ، هر چند در تهیه اون از تکنیکی ویژه استفاده شد. در مقابل شخصی به نام «آرکسلتد» اقدام به ساخت یه آگهی تلویزیونی به نام Perse واسه «جوینس» کرد ، فیلم تبلیغاتی گذشته مرد پیش خدمتی رو نشون می داد که در حال رقص ، سعی در حفظ یه لیوان نوشیدنی داشت و در اون از تکنیکای شبیه اما با نتیجه متفاوت استفاده شده بود. مولف Toy اقدام به طرح دعوی مبنی بر نقض حق چاپ اثرش کرد و در خاطر خود بیان کرد که فیلم Perse نمی میتونه دارای معنی اثر نمایشی بر مبنای قانون 1988 میلادی باشه و از این حیث هم باید از حمایت محروم شه. دادگاه اولیه این دعوی رو رد کرده و دادگاه استیناف در خاطر خود علاوه بر رد دعوی به این نکته اشاره کرد : اثر نمایشی اثریه عملی ، همراه با موسیقی و دیالوگ یا بی موسیقی یا دیالوگ که صلاحیت اجرا پیش شنوندگان و بینندگان رو داشته باشه. طبق این تعریف ، اثر دوم هم نمایشی و دارای اصالت حساب شد. بنابراین حق چاپ فیلم اول مورد تجاوز واقع نشده ، چون شباهت فقطً در سبک و تکنیک ویرایش بوده بی اونکه موضوع دو فیلم شبیه باشه. در این صورت معنی اصالت در کارا تلویزیونی از دو جنبه قابل بررسیه : واسه مثال هنگامی که فیلم نامه ای بی اقتباس از نوشته های قبلی نوشته و ضمنا موسیقی مختص فیلم تنظیم شه یا هنگامی که از یه منظره طبیعی مثل جنگل تصویربرداری و صدابرداری صورت بگیره ، در این موارد یه جور اثر سمعی و چشمی تولید شده که باید واسه اون اصالت کامل متصور شد. اما کارا تلویزیونی که با استفاده از کارا قبلی واسه مثال طبق فیلمنامه از قبل موجود ساخته می شه ، یا نقاشی و مجسمه ای که از اون تصویر ورداری شده ، از یه اصالت نسبی بهره مند می باشن که حمایت از اون به شرط حمایت از کارا ابتدایی و پایه.
ج) نبود مغایرت با اخلاق حسنه و نظم عمومی- با توجه به اصول کلی پذیرفته شده حقوق مالکیت ادبی و هنری ، صرفِ ارائه اثر در قالبی اصیل واسه حمایت از حقوق مادی و معنوی پدیدآورندگان کارا کافی هستش. به بیان دیگه همین که اثر در یه شکل محسوس ارائه شده و نمایانگر شخصیت و خلاقیت آفریننده خود باشه ، فارغ از نوع شکل ، محتوا و کاربرد قابل حمایت بوده و به شرط دیگری واسه برخورداری از حمایت نیاز نخوا
هد داشت. اما در عمل محدودیتایی واسه حمایت از اثر هست که مهم ترین این محدودیتا ضرورت توجه به معنی نظم عمومی و اخلاق حسنه هستش. این شرط هر چند در قوانین مالکیت فکری کشورها به روشنیً قید نشده ، اما میشه گفت : نبود بیان شرط نامبرده نه از روی بی توجهی تهیه کنندگان قوانین نامبرده که برعکس به دلیل وضوح اینجور شرطیه. یعنی معنی نظم عمومی و اخلاق حسنه از مسلمات بوده و کیاست از اونا جزء لاینفک حقوق و قوانین جزایی کشورها رو ایجاد میده. علی خلاف میل فرق تعاریف این دو قانون در حقوق کشورها ، در اشتراک تمام موضوعات مورد حمایت مثل مسائل سیاسی ، مذهبی ، اقتصادی ، فرهنگی جای هیچ شک و تردیدی نیس. در این مورد در قوانین مالکیت فکری فعلی ایران و حتی در پیش نویس لایحه جدید هیچ اشاره ای به این شرط نشده. اما از تمام قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و عمومیت ماده 975 قانون مدنی میشه نتیجه گرفت : حمایت از کارا ادبی و هنری علاوه بر دو شرط پیش گفته ، به شرط رعایت نظم عمومی و اخلاق حسنه هستش. بدین تعبیر نظم عمومی مثل اخلاق حسنه بوده و بنا به تعبیر یکی از حقوق دانان در بیان معنی نظم عمومی میشه گفت : « قوانینی که هدف از وضع اون حفظ منافع عمومی باشه و تجاوز به اون نظمی رو که لازمه حسن جریان امور اداری یا سیاسی و اقتصادی یا حفظ خانواده بر هم زند.»
نظم عمومی در این تعریف ارزشای ریشه ای جامعه رو هدف قرار داده که حتی تراضی و توافق برخلاف اونا باطل و بلا اثر هستش. به باور برخی از حقوق دانان در مورد نظم عمومی و اخلاق حسنه در حقوق فرانسه « هر چند نظریها و روش قضایی فرانسه رعایت نظم عمومی و اخلاق حسنه رو شرط حمایت از کارا ادبی و هنری نمی دانند. ولی مقررات قانونی برخی قوانین حقوقی رو در این مورد مجبور کرده که از اون جمله میشه به مقررات کیفری راجبه حمایت کودکان در مقابل خشونت ، فیلمها و تصاویر مستهجن ، اصول ناظر به حمایت از کرامت انسانی ، ضرورت احترام به حریم زندگی خصوصی و قوانین مربوط به بطلان قراردادهای خلاف نظم عمومی و اخلاق حسنه اشاره کرد.» پس حتی در کشورهای مهد دموکراسی و آزادی بیان مثل فرانسه ، رسانه ها و به ویژه تلویزیون در بیان مطالب از آزادی کامل بهره مند نبوده و مجبور به رعایت قواعدی واسه حفظ منش و کرامت انسانی هستن. این روش در انگلستان هم رعایت شده و با اینکه طبق قانون حقوق بشر پذیرفته شده 1998 میلادی می میتونیم ، حق آزادی بیان رسانه ها رو گرفتن کنیم ، اما این حق بنا به مقررات کیفری و غیر کیفری دستخوش استثنائات زیادی شده مثل :

دانلود پایان نامه
واسه دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،جلسه مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می تونید به سایت  40y.ir  مراجعه کنین
رشته حقوق همه گرایشا : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه خیلی بزرگی از مقالات و پایان نامها درج شده که قسمتی از اونا به شکل رایگان و بقیه واسه فروش و دانلود درج شده ان

الف ) حفظ معروفیت و اعتبار افراد که خود به وسیله قانون معروف به قانون افتراء در دو قالب مجازات تهمت و توهین مورد حمایت قرار می گیرد. ب) حفظ حریم و اطلاعات خصوصی و پنهونی هر چند شبه جرمی تحت این عنوان در قوانین پیش بینی نشده اما دادگاها در تشخیص خصوصی یا پنهونی بودن مطالب طبق روش قضایی تصمیم می گیرند. ج) نبود درج مسائل قبیح که باعث فساد و پوچی ذهن افرادی می شه که به اون دسترسی خواهند داشت. د) نبود درج نمودای بی عدالتی نژادی و کفر که به خاطر حفظ صلح و امنیت داخلی کینه توزی علیه گروهی رو به خاطر رنگ ، نژاد ، ملی بودن نهی کرده. ه) نبود گزارش دادن از امور جاری مربوط به افراد واسه مثال نمیشه همه گزارشای روزانه از مردم ، دادگاها یا کودکان و افراد جوون رو پخش کرد. هر چند در انگلستان اداره سازمان پخش به شکل خصوصی هستش ، بازم مقررات خاصی واسه نظارت بر برنامه ها آماده شده که در جای خود به اون خواهیم پرداخت.
در مورد آثاری که از تلویزیون پخش می شن ، فرهنگ سازی غیرمستقیم کارا تلویزیونی از یه طرف و سهولت دسترسی به این رسانه از طرف دیگه ، اهمیت شرط نبود مغایرت با اخلاق حسنه و نظم عمومی رو صد برابر می کند. وجود نظارت دولتی بر صدا و سیمای ایران تا حدودی نگرانیا رو در مورد رعایت قوانین نظم عمومی برطرف می کند. به خاطر اونکه جدا از یه سری قوانین که در بخش اختیارات وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی بوده و تنها نسبت به کارا سمعی و چشمی تولید شده خارج از صدا و سیما قابل اعماله : مثل « قانون نظارت بر نمایش و ارسال پروانه» پذیرفته شده 1379 که در ماده 3 خود ارسال پروانه نمایش یه اثر رو به شرط اون می کند که نکات 14 گانه زیر ماده در اون نباشه. ( مثل توهین به مقدسات دین اسلام ، توهین به ائمه معصومین و رهبر کبیر انقلاب اسلامی ، هتک احترام ادیان، ناامیدی نسبت به اصل نظام و انقلاب اسلامی ، توهین به مفاخر سیاسی و علمی و مذهبی کشور ، گسترش فساد و فحشاء ، گسترش نژاد پرستی ، هتک احترام قشر یا صنفی از جامعه ، تشویق و گسترش استفاده از مواد مخدر … ) « قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و چشمی فعالیت غیر مجاز می کنه» پذیرفته شده 1372 در مقام تعیین کارا غیر مجاز ، آثاری رو که محتوای اون نمایش برهنگی زن و مرد و یا آمیزش جنسی باشه ؛ اثری مستهجن و آثاری رو که دارای صحنها و صور قبیحه بوده و محتوای اون مخالف شریعت اسلامی باشه ؛ آثاری بی ارزش معرفی نمودهه و واسه اونا مجازات خاصی رو در نظر گرفته. « آئین نامه بررسی فیلمنامه و ارسال پروانه فیلم سازی » هر چند طبق ماده 10 سازمان صدا و سیما رو در ساخت فیلمای ویژه پخش از اون سازمان از اجرای قانون نامبرده معاف نمودهه ، اما بعضی وقتا هاً فیلمای سینمایی که طبق همین آئین نامه تولید می شن ، به وسیله سازمان صدا و سیما خریداری و پخش می شن. از طرف دیگه دسته ای از قوانین درون سازمانی و مختص سازمان صدا و سیما می باشن که در مبحث بعدی به اون خواهیم پرداخت. با این پیش زمینه میشه گفت به آثاری اجازه پخش از تلویزیون ایران داده می شه که خط قرمزا رو رعایت کرده و یا بشه با کمی سانسور اون رو از تلویزیون پخش کرد ، واسه مثال حتی کارا سینمایی که با توجه به قوانین پیش گفته موفق به اخذ مجوز نمایش در سالنای سینما می شن ، هنگامی که به وسیله تلویزیون واسه پخش خریداری می شن ، ممکنه در اثر تشخیص شورای نظارت بر پخش، بخشای از اون مناسب پخش دانسته نشده و پس سانسور شه. نگفته نماند که در مورد کارا موسیقایی هم همین سخت گیری اعمال می شه ، طوریکه باید از دید آهنگ و محتوا توانایی پخش داشته باشن ، وگرنه از پخش اونا جلوگیری به عمل می آید. بنابراین در یه نتیجه گیری کلی میشه گفت : هیات نظارت بر تلویزیون به خاطر داشتن مخاطب عام ، در برخورد با رعایت شرط نظم عمومی و اخلاق حسنه با سخت گیری و امعان نظر بیشتری عمل می کند.

بند دوم ) شرایط شکلی
الف) جای ساخت یا پخش اثر – کلا و طبق اصل سرزمینی بودن ، کارا در مکانی مورد حمایت قرار می گیرند که واسه اولین بار در اون جا ساخته شده یا منتشر شده باشن. یعنی کارا ادبی و هنری تنها در محدوده جغرافیایی که اولین بار در اون ایجاد شده ان ، از حمایت بهره مند شده و کارا تولید شده در خارج از مرزهای سیاسی یه کشور از اینجور حمایتی مستثناء می باشن. اما با گذشت زمان کشورها اقدام به انعقاد معاهدات دوطرفه دو جانبه و چند جانبه و پس گسترش کارا قابل حمایت خارج از محدوده جغرافیایی خود مثل داخلی و خارجی طبق معاهدات نامبرده کردن. یکی از مهم ترین معاهدات چند جانبه در این مورد کنوانسیون برن هکه با پذیرش « اصل رفتار ملی» دامنه کارا قابل حمایت رو گسترش داده. بدین تعبیر آثاری که در یکی از کشورهای اتحادیه برن تولید می شه ، در دیگه کشورهای عضو اتحادیه و برابر قوانین داخلی اونا باید مورد حمایت قرار بگیرند.
طبق ماده 3 کنوانسیون نامبرده اصل رفتار ملی در سه بند اون ظاهر شده : بند اول نشون دهنده حمایت از آثاریه که مولف اون تابعیت یکی از کشورهای عضو اتحادیه رو دارا بوده ، مثل اینکه اثر اونا منتشر شده باشه یا نه.(ملی بودن نویسنده) بند دوم نشون دهنده حمایت از آثاریه که مولف اون پیرو یکی از کشورهای عضو نبوده ، اما کارا اونا اولین بار یا به طور با هم ؛ یعنی به فاصله ی 30 روز در یه کشور عضو و غیر عضو منتشر شده باشه.(محل نشر کارا ) بند سوم بیان
گر حمایت از آثاریه که مولف اون تبعه یکی از کشورهای عضو نبوده ، اما محل اقامت اون یکی از کشورهای نامبرده باشه. (محل اقامت نویسنده ) و ماده 4 در مقام بیان استثناء نسبت به کارا سینمایی و فارغ از بندهای ماده 3 ، کارا سینمایی رو در صورتی که محل سکونت مولفان یا محل ساخت اون ، یکی از کشورهای عضو اتحادیه باشه، قابل حمایت دانسته. هر چند واسه حمایت از سمعی و چشمی و به طور اخص کارا سینمایی یا تلویزیونی طبق کنوانسیون با سه موضوع روبرو هستیم : اول اینکهً اصطلاح مولف در اینجور آثاری نه که در کنوانسیون برن که حتی در اتحادیه اروپا تعریف نشده و بازم به معنای شرعی اون توجه می شه. طوریکه در انگلستان معنی مولف و مالک کارا تقریباً مبهمه و در فرانسه هم برابر روش قضایی مولف کسیه که دارنده حقوق معنوی و مادی کارا باشه. دوم اینکهً طبق ماده 14 تکراری کنوانسیون تعیین مالک بر عهده کشوریه که حمایت فیلم در اون ادعا می شه که در عمل باعث روش های متفاوتی می شه ، هر چند این مقرره در عمل کاهش شده چون در صورتی که قراردادی بین تهیه کننده و بقیه مولفان فیلم مبنی بر انتقال حق مادی وجود داشته باشه ، همون ملاک مالکیت گرفته ، اینجوری مالک قانونی همون دارنده حقوق مادی فیلمه. سوم اینکهً معنی پخش مبهمه ، طوریکه کارا تا مدتا پس از گسترش تکنولوژی ویدیویی هم تنها از راه نمایش و نسخه ورداری در دسترس عموم قرار می گرفت. علاه بر اون تعیین اینکه چند نسخه پخش حساب می شه و یا اینکه اولین پخش چه نشونه های داره ، هم در کنوانسیون مغفول مونده ، نتیجتاً این سوالات به وسیله دادگاهای داخلی و بسته به مورد جواب داده می شه.