منبع پایان نامه ارشد درباره 
روان تحلیل گری-فروش پایان نامه کامل

منبع پایان نامه ارشد درباره روان تحلیل گری-فروش پایان نامه کامل

دانلود پایان نامه

علایق، استعدادها، توانایی ها، گرایشات و صفات دیگر می داند وی همچنین اضافه می کند که منظور از شخصیت مجموعه یا کل خصوصیات و صفات فرد است
همچنین کارلر راجرز شخصیت را یک self سازمان یافته دائمی می داند که محور تمام تجربه های وجودی ماست

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

واتسون در رفتارگرایی، شخصیت را مجوعه سازمان یافته از عادات می پندارد اریک اریکسون معتقد است که رشد انسان از یک سلسله مراحل و وقایع روانی اجتماعی شاخته شده و شخصیت انسان تابع نتایج آنهاست جورج کلی به روش زیگموند فروید عقیده دارد که شخصیت از نهاد (ID) ، خود (Ego) و فراخود (Supers) ساخته شده است هری استاک سالیوان شخصیت انسان را عبارت از الگوهای نسبتا ثابت و مداوم در روابط تکراری بین فردی می داند (شاملو، 1368، به نقل از رسایی، 1383، ص 32) به نظر ریس شخصیت به مجموع کلی خصایص روانی و بدنی فردی اشاره دارد که شخص را از دیگران متمایز می سازد این اصطلاح همه گرایشات رفتاری و کیفیت های ذهنی و تمایلات عاطفی و هیجانی فرد را در بر می گیرد
همچنین ریس اشاره می کند که دو اصطلاح دیگر که ارتباط نزدیکی با شخصیت دارند عبارتند از منش character و مزاج (طبع، temperament) در مورد این دو اصطلاح چنین توضیح می دهد که منش به ارزیابی شخصیت برحسب معیارهای معنوی اخلاقی مذهبی اجتماعی و … اشاره دارد مثلا وقتی فردی را خوب حقه باز یا شیاد می نامیم در واقع منش او را توصیف می کنیم و مزاج به جنبه های هیجانی شخصیت اشاره دارد و قابلیت های هیجانی دیرپای شخص را نشان می دهد مثلا ممکن است فردی مزاج مضطرب،بدبین یا بشاش داشته باشد
از دیدگاه اتکینسون شخصیت عبارتست از: الگوهای رفتار و شیوه تفکر که سازگاری فرد با محیط را تعیین می کند
آلپورت 1973 با بررسی های زیادی که انجام داد حدود 50 تعریفل در مورد شخصیت بدست آور د که هر کدام توصیف خاصی از ان ارائه می کردند با این حال یکی از بهترین تعاریف در مرد شخصیت را خود آلپورت ارائه می دهد که به علت جامعیت و دقت زیادی که دارد بسیاری از روانشناسان آن را پذیرفته اند به نظر آلپورت شخصیت سازمانی پویایی از سیستم های روانی- جسمانی در درون فرد است که رفتار و افکار ویژه و منحصر به فرد را تعیین می کند در توضیح این تعریف چند نکته لازم است
اول: شخصیت همواره در حال تغییر است
دوم: شخصیت مجموعه ای از استعدادها و حالات جدی را یکدیگر نیست بلکه یک سازمان منظم است
سوم: این سیستم ها فقط جنبه روانی یا فیزیکی نداشته بلکه سازمان شخصیت در بر گیرنده عملکرد توام جسم و روان می باشد
چهارم: شخصیت در تفکر و رفتار فرد نقش فعالی دارد یعنی شخصیت یک وجود مستقل و پویا می باشد (جلائی طهرانی، 1369، به نقل از رسایی، 1383، ص 33)
نقش وراثت و محیط در شخصیت
از لحظه ای که یک اسپروماتوزوئید یا سلول جنسی نر با یک اوول یا سلول جنسی ماده در جریان عمل لقاح ترکیب می شود نخستین سنگ بنای شخصیت فرد گذاشته می شود زیرا ژن های موجود بر روی کروموزوم حاصله از ترکیب این دو سلول که ناقلان اصلی صفات ارثی والدین به فرزندان هستند باعث تفاوت افراد از یکدیگر می شوند علاوه بر کروموزوم ها و ژن ها که در تعیین ویژگی های ارثی شخصیتی موثرند دستگاه عصبی انسان نیز در چگونگی شخصیت افراد نقش مهمی بازی می کند با وجود شباهت کلی ساختمان دستگاه عصبی در انسان این دستگاه در افراد مختلف دقیقا یکسان نیست علاوه بر ژن ها و دستگاه عصبی، غدد مختلف بدن نیز از طریق ترشح آنزیم هایی متفاوت شخصیت و رفتار فردی را تحت تاثیر قرار می دهند مهمترین این غدد، غدد درون ریز هستند که عامل اصلی ایجاد کننده تعامل و برقرار کننده ثبات محیط داخلی بدن هستند مهمترین غده درون ریز هیپوفیز است که کنترل بیشتر غدد دیگر را بر عهده دارد ترشح هورمون های مختلف از غده هیپوفیز سبب تنظیم کار سایر غدد و ترشحات آنها می شود غدد درون ریز دیگر عبارتند از؛ غده تیروئید و پاراتیروئید ئر منطقه جلوی گردن، غدد کلیوی ، لوزالمعده و یا پانکراس و غدد جنسی که شامل تخمدان ها در زنان و بیضه در مردان می شوند ترشحات این غدد فعالیت های بخش های مختلف بدن را کنترل می کنند و بسته به میزان و چگونگی کارکرد این غدد ویژگی های جسمی ، خلقی و هیجانی متفاوتی در شخص بوجد می آید که این ویژگی ها خود سبب تمایزهای گوناگون شخصیتی در افراد می شود اما ویژگی های وراثتی برای تحقق یافتن خود در رشد نیاز به زمینه مناسب دارند و این محیط است که چنین زمینه ای را می تواند فراهم سازد هر قدر فرد از ویژگی های وراثتی ممتاز باشد اگر در محیط نامناسبی قرار گیرد توانایی های ارثی او امکان کمتری برای رشد و شکوفا شدن پیدا خواهند کرد لذا محیط و وراثت بطور متقابل در این امر سهم دارند و تمایز مشخصی برای آنها نمی توان یافت (کریمی، 1374، به نقل از رسایی، ص 35)
ریس در 1982 به عوامل ارثی و محیطی تحت عنوان عوامل درونی و بیرونی چنین اشاره می کند:
از عوامل درونی می توان از ژنوتیپ، محیط ژنوتیپی و سرشت که شامل جنبه های جسمی، فیزیولوژیک و زیست شیمیایی است اثر غده های مترشحه داخلی و فرایندهای نمو و بلوغ نام برد و عوامل بیرونی عبارتند از: تاثیر والدین و خانواده ، عوامل فرهنگی اجتماعی- تجارب زندگی و نقص های جسمی و روانی و واکنش در برابر بیماری ها.
شخصیت از دیدگاه های مختلف
الف) روان تحلیل گری
دیدگاه فروید با روان تحلیل گری مترادف است فرودی 1914 براساس مطالعات و تجربیات بالینی خود به نظریاتی در مورد روان و شخصیت دست پیدا کرد که یکی زا پایه ای ترین و وسیع ترین نظریا در مورد شخصیت می باشد از نظر فروید روان یا شخصیت انسان به مثابه یک تکه یخ قطبی و بسیار بزرگ است که فقط قسمت کوچکی از آن آشکار می باشد این قسمت آشکار سطح آگاهی را تشکیل می دهد بخش عمده آن زیر آب است که ناخودآگاه را شامل می شود بین این دو قسمت سطحی است که نمیه خودآگاه نام دارد (شاملو، 1368، به نقل از رسایی، 1383، ص 35) خودآگاه شامل تمام ادراکات حسی، تجربیات و افکاری است که فرد در حال حاضر به آن آگاهی دارد فروید اعتقاد داشت که این سطح افکار و احساسات مخاطرات کمی در بر دارد نیمه خودآگاه انبار خاطرات، ادراکات و افکار است یعنی تمام چیزهایی که در حال حاضر افراد از آن آگاه نیستند اما می توانند به راحتی آن را به یاد آورند نیمه خودآگاه در سطح دون روان و بین خودآگاه و ناخودآگاه قرار دارد تاخودآگاه مهمترین و عمیق ترین قسمت شخصیت است و شامل غرایز، آرزوها و امیالی است که رفتار را تعیین نموده و جهت می دهد انگیزه اصلی تمام رفتارها واحساسات و افکار درناخودآگاه قرار دارد و به راحتی قابل دسترسی نمی باشد مفهوم ناخودآگاه در کل نظریه فروید جایگاه ویژه ای دارد و بدون آگاهی از آن شناخت نظریه روانکاوی میسر نیست (شولتس، 1990، به نقل از رسایی، 1383، ص 36) فرویاد چند سال بعد از ارائه نظریه ناخودآگاه در دیدگاه خود تجدید نظر کردو دوباره سه ساختار اصلی را در آناتومی شخصیت معرفی کرد این سه مفهوم عبارتند از:
اید ID، ایگو Ego، سوپرایگو Super Ego
این سه عنصر اصلی شخصیت بطور مداوم بر یکدیگر تاثیر متقابل می گذارند اما از لحاظ ساختار، کنش، عناصر تشکیل دهنده و پویایی، با یکدیگر تفاوت دارند و از نظر فروید رفتار یا روان و یا شخصیت انسان همیشه محصول متقابل تعامل یا تعارض این سه عامل است (شاملو، 1368، به نقل از رسایی، 1383، ص 36)
اید پیرو اصل لذت است یعنی همواره از درد اجتناب کرده و به دنبال لذت می رود (شولتس، 1990، به نقل از رسایی، 1383، ص 36) اید که از بدو تولد به شکل ارثی در انسان موجود است و منبع تمام نیروی روانی یا لیبیدو شامل تمام انگیزه های خام و شکل نایافته حیوانی یابه اصطلاح قدما، نفس اماره می شود مانند غرایز جنسی و پرخاشگری کن هیچ قانونی را نمی شناسد و از هیچ اصلی به غیر از اصل لذت تبعیت نمی کند ایده برای لذت بردن و پرهیز از درد و از دو دسته واکنش انعکاسی و جسمانی- مثل عطسه و به هم خوردن پلک چشم و واکنش اولیه روانی مثل تخیل یا تصور یک شی- استفاده می کند (شاملو، 1368، ص 31) ایگو آن بخش از شخصیت است که با واقعیت ارتباط دارد ایگو واقعیات موجود را شناخته و در نظر می گیرد و قادر به درک و کنار آمدن با محیط فرد و عمل کردن بر طبق اصل واقعیت است ایگو در خدمت اید بوده و به ارضاء غرایز کمک می کند و تصمیم می گیرد (شولتس، 1990، به نقل از رسایی، 1383، ص 37) ایگو مشتمل از تمام قدرت های شناختی، ادراکی و عقلانی انسان و به عبارت دیگر قدرت عاقله و تصمیم گیرنده و اجرایی شخصیت است زیرا با تعقل و واقع بینی بر هر نوع واکنش انسان نظارت می کند (شاملو، 1368، ص 31) ایگو با آزمون واقعیت تمایز درست از نادرست با جامعیت اعمال ، انطباق یادگیری ، خودآگاهی، عقل وابسته به استدلال، ذکاوت، حافظه، قضاوت و قدرت اراده سروکار دارد (ریس، 1982، به نقل از رسایی، 1383، ص 37) سوپر ایگو سومین قسمت روان انسان است که شامل باورها ارزش های اخلاقی آموخته شده در کودکی و در حدود 6-5 سالگی است رفتارهایی که کودک به خاطر آنها نصیحت یا تنبیه شده بخشی از ناخودآگاه را می سازند که قسمتی از سوپر ایگو است این قسمت وجدان هم نامیده می شود قسمت بین ایگو و سوپر ایگو من ایده آل Ego-Idelo‌ است من ایده آل رفتارهای خوب یا درستی است که کودک به خاطر آنها مورد تشویق قرار می گیرد سوپر ایگو همیشه مخالف خواسته های اید عمل می کند و مانع ارضای غرایز است و در واقع فروید بیان می دارد که همواره بین اید و سوپر ایگو تعارض وجود دارد و در این میان ایگو بایستی بین آنها مصالحه ایجاد کند به طریقی که ارزش های شخصی لطمه نبیند و در عین حال خواسته های اید نیز ارضاء گردند (شولتس، 1990، به نقل از رسایی، 1383، ص 37) سوپر ایگو از یک سو با تظاهرات اید مخالف است و از سوی دیگر میل دارد معیارهای اخلاقی را جانشین معیارهای منطقی ایگو نماید به عبارت دیگر کامل طلبی را بر واقع بینی ترجیح می دهد (شاملو، 1368)
در مفهوم کلی می توان اید را عامل زیستی ایگو را فرایند روانشناختی و سوپر ایگو را فرایند اجتماعی شخصیت دانست
ب) رویکرد روان تحلیل گری جدید
تعدادی از نظریه پردازان که از ابتدا هم به نظریه ها و هم خود فروید وفادار بودند بخاطر تعارض روز افزون با جنبه های خاصی از دیدگاه وی از او جدا شدند نظریه پردازان روان تحلیل گر جدید از این دسته می باشند یونگ 1923 و آدلر 1930 تا قبل از جدایی و ارائه نظریات شخصی خود از همکاران بسیار نزدیک فروید بودند نظریه پردازان جدید روان تحلیل گری در چند مساله با هم مشترکند یکی این که همه آنها به خاطر مخالفتشان با تاکید فروید بر غرایز جنسی به عنوان برانگیزاننده اصلی و دید جزگرایی او نسبت به شخصیت در یک گروه قرار دارند همچنین آنها بیشتر از فروید بر تاثیرات اجتماع تاکید داشتند و به همین دلیل همه آنها به جز یونجگ را نظریه پردازان روانشناسی اجتماعی می دانند آنها یک تصور امیدوارکننده و خوشبینانه نسبت به ماهیت آدمی دارند (شولتس، 1990، به نقل از رسایی، 1383، ص 39) آلفرد آدلر بعد از جدایی از فروید مکتب خود را به نام روانشناسی فردی تشکیل داد اساس نظریه او بر این است که انسان در اصل بوسیله عوامل اجتماع برانگیخته می شود و نه عوامل بیولوژیک همچنین انگیزه اساسی رفتار انسان جستجو برای قدرت است در هر انسانی احساس حقارت وجود دارد زیرا هر فردی هنگام تولد فردی کاملا ضعیف و بیچاره است
و در تمام دوران طولانی کودکی به دیگران اتکاء دارد و فرد برای جبران این احساس حقارت و ضعف تلاش برای کسب قدرت و یا انکار و عقب نشیتی از واقعیت را انتخاب می کند سبک زندگی هر فردی منحصر به خود اوست و در تمام طول عمر الگوی رفتارهای بعدی او قرار می گیرد (شاملو، 1368، ص 32) اریک اریکسون 1902 بیشتر به فعالیت و کارکرد ایگو اهمیت داده است و کمتر به اید و سوپر ایگو پرداخت او معقتد بود که پدیده روانی را فقط در سایه ارتباط متقابل بین عوامل بیولوژیک و پارامترهای اجتماعی، روانی، رفتاری و حتی تجارب شخصی می توان به درستی شناخت تکیه بر تغییرات رشدی و تکامل انسان در تمام طول عمر تمرکز بر انسان سالم و نه انسان بیمار توجه به اهمیت احساس هویت در انسان و کوشش برای آمیختن یافته های تجربی و بالینی با بینش تاریخی و فرهنگی جهت توجیه بهتر شخصیت بشر از خصوصیات بارز نظریه اریکسون است در میان نظریات او نظریه مراحل هشتگانه زندگی از همه جالب تر و ابتکاری تر است و از اهمیت زیادی برخودار است زیرا در این نظریه اریکسون سعی در نشان دادن نقش فرهنگ در تکامل و رشد شخصیت دارد
به نظر او رشد و تکامل هر فرد شامل یک سلسه مراحل مشخص و جهان شمول است که در مورد تمام بشر نیز صدق می کند این فرضیه محور اصلی نظریه رشد ایگو در انسان است که به آن اصل اپی ژنیک می گویند اریکسون در مورد این اصل می گوید: «شخصیت انسان براساس گام هایی از قبل تعیین شده و بالقوه استوار است این گام ها او را برای یافتن آگاهی و ایجاد ارتباط متقابل با عوامل وسیع و مختلف اجتماعی تحریک می کند و از سوی دیگر اجتماع به نحوی ساخته شده است که بتواند گنجایش ها و گرایش های بالقوه شخصیت را شکوفا و محافظت نماید و ایجاد شرایط مکانی و زمانی را تاحد ممکن تسریع ببخشد وی در کتاب «کودکی و جامعه» درباره هشت مرحله رشد می گوید: «این مراحل نتیجه پیاده شدن یک طرح اولیه و فطری است و بوسیله دستگاه وراثت انتقال می یابد هر یک از مراحل توام با یک بحران است که مربوط به عوامل فیزیولوژیک رشد و یا توقعات اجتماع می شود شکل گیری عناصر مختلف شخصیت بستگی دارد به این که فرد هر یک از وظایف خودرا در هر مرحله چگونه انجام دهد و یا با هر کدام از این بحران ها چگونه برخورد کند اگر فرد با آنها برخورد رضایت بخشی داشته باشد جنبه های مثبت شخصیت شکل می گیرد و لذا شخصیت به رشد سالم خود ادامه می دهد ولی اگر فرد دچار تعارض شود یا به طرز رضایت بخشی آن را حل نکند ایگو در حال رشد صدمه می بیند و عناصر منفی شخصیت جذب ایگو می شوند و در نتیجه شخصیت به شکل ناسالمی رشد می یابد مراحل هشتگانه در نظریه اریکسون که به مراحل تحول روانی اجتماع نیز معروفند عبارتند از:
1. طفولیت- اعتماد اساسی در برابر عدم اعتماد
2. اوان کودکی- خودکفایی عمل در مقابل شرم و تردید
3. سن بازی- ابتکار در مقابل احساس گناه یا خطا و تفسیر
4. سن مدرسه- پیشرفت یا تحقق عمل در مقابل احساس حقارت یا کمتری
5. نوجوانی- احراز هویت ایگو در برابر پراکندگی نقش یا بی هویتی
6. مرحله جوانی- نزدیکی و صمیمیت یا مردم آمیزی در مقابل انزواطلبی یا مردم گریزی
7. میانسالی- مولد بودن یا پدید آورندگی در مقابل بی حاصلی یا راکدماندگی
8. پیری- پختگی و وحدت ایگو در مقابل نومیدی (شاملو، 1368، ص 35)
ج) رفتارگرایی

رفتارگرایی یکی از مکاتب پرنفوذ روانشناسی است نه تنها در این زمینه بلکه در سایر علوم نظیر جامعه شناسی روانشناسیب اجتماعی و تعلیم و تربیت تاثیر و نفوذ علمی داشته و دارد رواج تفکرات پوزیتیویستی، مکانیستی و ماتریالیستی عوامل مهمی در ظهور رفتارگرایی بوده اند نظریه تکامل داروین در زیست شناسی نیز به روانشناسی حیوانی و یا تطبیقی در روانشناسی منجر شد و تحقیقات مختلفی انجام گرفت که سرانجام به رفتارگرایی انجامید رفتارگراها دو تاثیر مهم بر مفهوم شخصیت گذاشته اند یکی این که یادگیری راموضوع مرکزی و محور شخصیت قرار داده اند و دیگر این که شخصیت را مفهوم عینی دانسته و بررسی علمی آن را با روش ها وابزار دقیق لازم شمرده اند (شاملو، 1368، ص 37)
البته هوگان معتقد است که اصولا رفتارگرایی در بحث شخصیت جایی ندارد چرا که اولا اصول تئوری یادگیری از تحقق بر روی موش های آزمایشگاهی بدست آمده و نمی توان آن را در مورد انسان بکار برد ثانیاهدف هر تئوری یادگیری با تئوری شخصیت کاملا متفاوت است ثالثا آنکه رفتار گرایان فقط به مطالعه رفتار م

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu