و

و

دانلود پایان نامه

و شناخت بلاواسطه ‏ [و خوداندیشیده‏] ی فرد، موجب تسهیل و حمایت از باورهای فردی در مواجهه با عوامل فوق‏طبیعی می‏شود» و این تهدیدی برای پذیرش یکی از جنبه‏های اصلی باورها و جهان‏بینی‏های دینی محسوب می‏شود. یافته‏های پژوهش نشان می‏دهد چه‏گونه مردمانی با سطح تفکر تحلیلیِ بالا، در تجربیات خود بیش‌تر از دیگران مفاهیم و باورهای دینی را به پرسش می‏گیرند و نیز مشاهده شده است که میان «تفکر تحلیلی» و «شهودات و تجربیات دینی» مردمان رابطهی معکوسی وجود دارد؛ به این معنی که مردمانی که از سطح بالاتری از تفکر تحلیلی برخورداراَند، کم‏تر از سایرین تجربه دینی داشته‏اند (Gervais & Norenzayan, 2012).
به نظر می‏رسد نکته‏ای در پژوهش مذکور محل مناقشه است؛ این است ‏که در بحث از شناخت باواسطه و بلاواسطه، یک‏سره چنین نیست که صرفن تجربه‏ و شناخت بلاواسطه‏ی فرد منجر به تغییر باورهای وی گردد. اگرچه برخی دیدگاههای نظری، نظیر دیدگاه جان تامپسون نشان می‏دهند که تجربه‏ی بلاواسطه‏ی مردمان در زنده‏گیشان نقش مؤثری در شکل‏گیری باورها، ارزش‏ها و رفتارهای آنان ایفا می‏نماید. اما این بدان معنا نیست که تجربه‏های باواسطه تأثیری بر شکلگیری و یا تغییر باورهای فرد نمیگذارند. چنان‏که زیگموند باومن ادعا می‏کند هرچه تجربه‏های باواسطه‏ی مردمان به زنده‏گی روزمرهی آنان نزدیک‏تر باشد، احتمال أثرپذیری از این تجربه‏ها و تغییر در ارزش‏ها و باورهای آنان بیش‌تر خواهد شد.
نقد دیگری که بر کار آنان وارد است این است که ظاهرن هیچ تمایزی بین بی‌اعتقادی به باورهای دینی اسطوره‌ای و غیراسطوره‌ای در أثر روی‌آوری به تفکر تحلیلی و تربیت فکری بر اساس آن قائل نشده‌اند. به نظر می رسد تفکر تحلیلی با اعتقادات اسطوره‌ای ناهم‌ساز است نه با کلیه ی باورهای دینی. این خطایی است که در تحقیقات ایرانی در باب دین داری دانش‌جویان نیز بارها مشاهده شده است (محدثی، 1393)
تامس دبلیو. سِگادی و اسواتی شیروادکار (2012) پژوهشی را با عنوان «تغییردادن خدایان: دین، تغییرات دینی و تجربه‏ی مهاجرت برون‏مرزی هندی‏ها» در مورد تغییرات دینی هندی‏های مهاجرت‏کرده به ایالات متحده انجام دادند. سِگادی و شیروادکار پس از بررسی وضعیت اجتماعی و شبکه‏های ارتباطی هندی‏های مقیم ایالات متحده، چند شاخص کلیدی که الگوهای باورهای دینی و حتا هم‏بسته‏گی میان نسل اول و دوم هندی‏های مقیم ایالاتِ متحده را تغییر داده‏اند، مشخص کردند:
فاصله‏ی جغرافیایی از جامعه‏ی مادر (بومی)
[زیستن در] نظام باورهای دینی‏ای که سطح بالایی از تطبیق‏دهندهگی و وفق‏دهندهگی را دارد.
تغییرات پویا در ضوابط دینی در هندوستان از جمله در نئوبودیسم و آمیزه‌ای ‌شدن .
ظهور یک طبقه‏ی حرفه‏ای با تحصیلات بالا که گرایش به سمت دنیوی‏شدن را نشان می‏دهد.
ورود به جامعه‏ای که سابقهی محرزی در تغییر و تحول در زمینه‏ی باورها و همبستهگی‏های دینی دارد.
در اختیار داشتن زبان [متعلق به] فرهنگ جدید (Segady & Shirwadkar, 2012).

با نگاهی به عناوین و نتایج پژوهش‌های مطرحشده در این فصل میتوان استدلال کرد که فضای تجربی بسیاری از پژوهش‌های انجامشده در سالهای اخیر حول مباحث و نظرگاه‌های معطوف به دنیوی‌شدن شکل گرفتهاند و این مسأله بهطورکلی وقوع تحول در پای‌بندی دینی مردمان از نوع کاهشی (جلالی 1377، حبیبزاده خطبه‌سرا 1384، زارع 1384، فانک و ویلتس 1987، میرآخورلی 1381) و بعضا تحول متکثرانه در حالات دین‌ورزی (شریعتی مزینانی، باستانی و خسروی 1385، غیاثوند 1380، کوز 1999، موتلو 1372) را نشان می‌دهد، بهطوری‌که (در ایران) کمتر پژوهش جامعهشناختیای را می‌توان یافت که با هدف مطالعهی افزایش پای‌بندی دینی انجام شده و یا دستکم در نتایجاش چنین تحولی را بهطور کلی گزارش داده باشد. هم‌چنین، نتایج برخی از این پژوهشها تأثیر دنیویکنندهی مدرنیته را بر دین‏داری مردمان نشان دادهاند (حبیبزاده خطبه‌سرا 1384، زارع 1385، صنعتی شرقی 1389، مرشدی 1385)؛ عاملی که از نظر بسیاری از متفکران، موجد تغییرات اساسی در دین ـ چه در سطح نهادی و چه در سطح فردی ـ بوده و هست.
در برخی از این پژوهشها، به نقش دانش‏گاه بهعنوان نهادی دنیویکننده در سطح میانی جامعه و به تأثیر آن در افول دینداری دانش‏جویان اشاره شده است (جلالی 1377، زارع 1384، غیاثوند 1380، مرشدی 1384، میرسندسی 1383، فنک و ویلتس 1987 و Gervais & Norenzayan, 2012). اما باید این نکته را در نظر داشت که غالبا چنین نیست که نهاد دانش‏گاه موجبات بروز کاهش دینداری دانش‏جویان را فراهم آورد. می‌توان چنین نیز استدلال کرد که دانش‏گاه با در اختیار قراردادن سلاح عقلانیت و خردورزی باعث فروریختن گزارههای تعبدی، جزمی و اسطوره‌ای در دینداری دانش‏جویان شده و باعث حرکت آنان از دینداری تعبدی و اسطوره‌ای به دینداری خردورزانه شود و این بدان معنا نیست که حضور در دانش‏گاه لزومن به دینزدایی و افول دینداری دانش‏جویان منجر شود. در واقع، در کنار خوانشی که برای دانش‏گاه نقش دنیویکننده قایل میشود، میتوان از پالایش و شاید تعالی معتقدات دینی دانش‏جویان نیز سخن گفت. خروجی این پالایش حتا میتواند باعث قرابت معتقدات دینی با عقلانیت نظری و عملی نزد دانش‏جویان و سربرآوردن خوانشهای غیررسمی از دین و در نهایت شکل‌گیری سبکهای نوین دینورزی در میان دانش‏جویان گردد.

فصل سه‌وم: روش پژوهش

مقدمه
توصیف و بررسی تجربهی تحول در پای‌بندی دینی دانش‏جویان و نیز شناسایی آن‌دسته از تجربیاتی که در شکل‌گیری چنین تحولی نقش داشته‌اند، نیازمند رجوع به جهان ذهنی مشارکت‌کنندهگان و بیرون کشیدن واقعیاتی از روایت‌های آنان از زنده‌گی‌شان است. چرا که در این پژوهش، تنها از خلال بررسی روایت‌های بازگوشده‌ی دانش‏جویان می‌توان به زنده‌گی گذشته‌ آنان نقبی زد و نیز تنها از این طریق می‌توان به «فهم معانی، تفاسیر و انگیزشها»یی که آنان در زندگی دینی خود دنبال می‌کرده‌اند، دست‌ یافت (بلیکی،1384: 153). از طرفی، از آنجا که دنیای اجتماعی دنیایی است که «توسط اعضای خود “از درون” تجربه و تفسیر میشود»، پژوهش‌گر می‌بایست به همین معانی و تعابیر تجربههای «اعضای درونی» جهت مطالعهی واقعیت رجوع کند (همان: 153). لذا این پژوهش در ذیل پارادایم تفسیری قرار گرفته و به لحاظ هستیشناسی، معرفتشناسی و روش‌شناسی با مفروضات و دلالتهای این پارادایم هم‌سو است. نیز با توجه به آن‌چه ذکر شد، برای مطالعه‌ی دوره‌ی زنده‌گی دینی افراد از روش تحلیل روایتی استفاده شده است که در ادامه شرح مختصری از آن ارائه می‌شود.
3-1 روش پژوهش
در تحلیل تحولات زندهگی، بهطور معمول تحولات «تحلیل دورهی زندهگی» را از «تحلیل داستان زنده‌گی» متمایز میکنند. در مطالعهی دورهی زندهگی، زندهگینامه بهعنوان «منبع داده» در نظر گرفته میشود و در بررسی داستان زندهگی، زندهگینامه بهعنوان «موضوع مطالعه» بررسی می‌شود (کلاهی، 1392: 29). در نگاه اول، تجربیات زیستهی فرد مورد مداقه قرار گرفته و در نگاه دوم، صرفن خودِ روایتِ بازگوشدهی فرد از زندهگیاش. در واقع، در تحلیل داستادن زنده‌گی مهم نیست که چه چیزی بر فرد حادث شده است، آنچه بررسیاش مهم مینماید بررسی این نکته است که رخ‌دادها چهگونه بههم «پیوند» خوردهاند و چه نوع ساختاری را شکل دادهاند. اما در تحلیل دوره‌ی زنده‌گی، به رخ‌دادهایی که در سیر زندهگی واقع شده و باعث بروز دگرگونی آن شدهاند، توجه می‌شود و پرسش این است که چه رخ‌دادهایی در طول زندهگی فرد باعث چه نوع دگرگونیهایی شدهاند (همان: 30-29). در این روش، نحوهی بازگویی (یا روایت شدنِ) این رخ‌دادها اهمیتی ندارد و مرکز توجه بر تحولاتی است که باعث افت و خیز دینداری فرد شده است.
با توجه به مسألهی مطرح شده در این پژوهش، بهنظر میرسد تحلیلی از نوع تحلیل دورهی زنده‌گی برای بررسی این مناسب است چرا که هدف پژوهش نه کشف ساختار و / یا نحوه‌ی بازگویی روایات، ‌بل‌که دست یافتن به تجربیات زیسته‌ی فرد از خلال این روایت‌ها است. برای بیرون کشیدن داستان فرد از زندهگی دینیاش کافی است پرسش / پرسشهای مولد روایتی از مشارکتکنندهگان پرسیده شود. اما بهجهت بررسی دورهی زندهگی و تجربیات زیستهی فرد، باید از خودِ روایتگر به خودِ تجربهگر پلی زد. باید پرسشهایی مطرح شوند که بتوان به‌وسیلهی آنها تجربیات سازندهی زیستِ دینی فرد را برکشید و ساختار و نحوهی بازگویی روایتها را فروگذارد. تحلیل دورهی زندهگی فرد از خلال روایت‌های بازگوشدهی وی، به مراتب کاری دشوارتر، حساستر و البته برخوردار از خطای بیش‌تری است چرا که آنچه فرد از داستان زنده‌گی‌اش (life-story) به زبان می‌آورد دقیقن آنچه که در دورهی زندهگیاش (life-course) بر وی حادث گشته است، نیست زیرا ذخایر طرح‌های تفسیری ، کلان‌روایت‌های اجتماعیای که اولویتهای فرد را برمیسازند، پرده‌پوشی‌های محافظه‌کارانه و نیز غلبه‌ی خودِ وانمودی بر خودِ موجود، بر راویت‌های بازگوشدهی فرد از زندهگیاش أثرمیگذارند. دقت و حساسیت فراوانی لازم است تا بتوان تجربیات زیستهی فرد را از خلال تجربیات بازگوشدهاش بیرون کشید و آن را از درک و تفسیر و نگرش فرد نسبت به تجربیات‌اش تمییز داد. از اینرو، پژوهشگر اِشکال مذکور را آگاهانه میپذیرد؛ نقصانی روش‌شناسانه که ناشی از محدودیت ابزارهای شناخت آدمی بوده و چنین پژوهش‌هایی را گریزی از این کاستی نیست.
3-2 ابزار گردآوری اطلاعات
انجام مصاحبه همواره یکی از روشهای مناسب برای فهم درونیات بازیگران اجتماعی بوده و با استفاده از این ابزار میتوان وارد دنیای ذهنی مردمان شده و به واکاوی تجربیات زیستهشان پرداخت. در این مطالعه، گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبهی روایی انجام شده است. در واقع، با استفاده از این روش میتوان به استخراج «پارهروایت » هایی که افراد از سرگذشت زندگی خود نقل میکنند، پرداخت. تعابیر و فهم ویژهی کنشگران از تجربههای تحول دینیشان نیز از دل چنین مصاحبهای حاصل میشود.
نکتهای که تناسب بین موضوع پژوهش و روش و ابزار پژوهش را بیش‌تر آشکار میکند این است که تحول در پای‌بندی دینی افراد نه بهصورت آنی، که در بستری زمانمند و تدریجی در طول زنده‌گی شکل می‌گیرد. این تحول ربط مستقیمی به سرگذشت کلی زندهگی افراد داشته و بازگویی آن قوین رنگ و بویی روایی بهخود می‌گیرد. بازگویی خلاقانهی این سرگذشت زندهگی توسط افراد در قالب روایت و به شکل یک کلّ کمابیش جامع و ساختیافته، شناخت نسبتن منسجمی از این تحول به‌دست میدهد. از این‌رو، به جهت فهم ارتباط تحول در پای‌بندی دینی افراد با بستر کلی زنده‌گی آنان و تحلیل این تحول در بستر زنده‌گی آنان، در بخش نخست هر مصاحبه از طریق طرح پرسش‌هایی که لزومن به زنده‌گی دینی فرد محدود نمی‌شد، تلاش شد تجربه‌ها و روابط شکل‌دهنده‌ی زنده‌گی فرد شناسایی شود تا بتوان به تحلیل داستان زنده‌گی دینی فرد در بطن جریان کلی زنده‌گی‌اش پرداخت. هم‌چنین، این پرسش‌ها تصویری اولیه و درکی کلی از زندهگی فرد و اتفاقاتی که از نظر خود آنان نقش تعیینکنندهای در زنده‌گیشان داشتهاند، بهدست داد. در قسمت دوم مصاحبه‌نامه نیز پرسش‌هایی راجع‌به هرکدام از جنبه‌های دین‌داری افراد و تجربه‌هایی که هر کدام از این جنبه‌ها را جهت داده‌اند، مطرح شد. لازم به ذکر است که در جریان انجام مصاحبه‌ها، چه به‌لحاظ نوع پرسش‌ها و چه از نظر ترتیب آن‌ها یک‌سره چنین نبود که از قالب‌بندی‌های از پیش‌طراحی‌شده‌ای که در مصاحبه‌نامه موجود بود، پی‌روی شود. در واقع، جنس پاسخ‌ها، نحوه‌ی پاسخ‌گویی افراد، اولویت‌‌ها و علایق مشارکت‌کننده در باب موضوع‌های مورد بحث، صحبت‌های پیش‌بینی‌نشده و… نقش مؤثری در شناور ساختن جریان مصاحبه‌ها داشتند. مدت زمان انجام هر کدام از مصاحبه‌ها از 1 ساعت و 5 دقیقه تا 3 ساعت و 20 دقیقه به طول انجامید که با رضایت مصاحبه‌شونده‌گان به‌وسیله‌ی دست‌گاه ضبط صدا ضبط شد. مکان و زمان مصاحبه نیز توسط خود مصاحبه‌شونده‌گان تعیین گردید. آن‌چه در ادامه می‌آید، متن مصاحبه‌نامه‌ای است که جهت گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر تدوین شده است.
3-2-1 متن مصاحبه‌نامه:

 

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درمورد کودکان و نوجوانان

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تجربهها و روابط شکلدهندهی زندهگی:
با تأمل بر روی زندهگی خود، میتوانید زندهگیتان را از کودکی تا بهحال به چند دورهی عمده تقسیم کنید و راجعبه آنها توضیح دهید؟ این تقسیمبندی میتواند بر اساس تجربههای مهمی که داشتهاید، یا اتفاقات چشمگیر و جریانهای تأثیرگذاری که با آنها مواجه بودهاید و بهطور کلی هر آن‌چه که باعث تغییر جهت در زندهگیتان یا تغییر نگاهتان به زندهگی باشد، صورت پذیرد .
آیا روابطی داشتهاید که بر رشد شما بهعنوان یک شخص أثرگذار بوده باشد؟ این روابط صرفن به افراد و گروههایی محدود نمیشود که شما شخصن با آنها در ارتباط بودهاید. برای مثال میتواند رابطهی شما با نویسندهی کتاب خاصی باشد که بهواسطهی أثراَش از او تأثیر پذیرفتهاید .
در حال حاضر کدام روابط از نظر شما در زندهگیتان مهم است؟ برای مثال روابط صمیمی غیرخانواده‌گی، خانوادهگی یا روابط کار.
الف) آیا شما شکستها، بحرانها و رنجهایی را تجربه کردهاید که زندهگیتان را بهنحو خاصی تغییر داده باشد یا رنگ خاصی به آن زده باشد؟ ب) در چنین مواقعی بر شما چه میگذرد؟ چه‌گونه با این سختیها کنار میآیید؟ این تجربهها چه تأثیری بر روی شما و نگاهتان به زندهگی میگذارند؟
آیا لحظات لذت، وجد، تجربههای اوج و شور خاصی داشتهاید که به زندهگیتان شکل داده باشد یا تغییرش داده باشد؟ برای مثال، در طبیعت؛ در تجربههای عاطفی، عاشقانه یا عارفانه و یا در ارتباطی الهامبخش و شورانگیز .

زندهگی دینی و جنبههای آن:
میتوانید بهطورکلی راجعبه وضعیت دینداری خانوادهتان توضیح دهید؟ دین در خانوادهی شما چه جای‌گاهی دارد؟
آیا خود شما بهلحاظ وضعیت دینداری با خانوادهتان همراه هستید یا خیر؟ میتوانید در این زمینه توضیح دهید؟
میتوانید اعتقادات، ارزشها و نگرشهایی که در راهنمایی و راهبری زندهگیتان مهماند را توصیف کنید؟
این اعتقادات و ارزشها چه منافعی برای شما در بر دارد؟
در گذشته چه تصوری از “خدا” در ذهن داشتید؟ این تصور در دورههای مختلف زندهگیتان چه تغییری کرده است؟ اکنون خدا برای شما چه کسی یا چه چیزی است و چه جایگاهی دارد؟ (fowler, streib & keller, 2004: 37).
وقتی که خدا را میپرستید چه احساسی دارید؟
خواندن دعا در زندهگی دینیتان چه جایگاهی داشته یا دارد؟ معمولن چه وقتهایی و تحت چه شرایطی دست به دعا برمیدارید؟ در آن لحظه چه حسی دارید؟ آیا در میزان یا کیفیت دعا کردنتان از گذشته تا بهحال تغییری رخ داده است؟ اگر پاسخ مثبت است تحت چه شرایطی این تغییر رخ داد؟
در گذشته نگاهتان نسبت به مرگ، زندهگی پس از مرگ، بهشت و

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu