دانلود پایان نامه مدیریت درباره :
حقوق و دستمزد

دانلود پایان نامه مدیریت درباره : حقوق و دستمزد

در حالیکه بخشهای بزرگی از جمعیت که تا اون زمان جزء طبقه کارگر بودن، کلاً از صحنه اقتصاد حذف و به مردمی مازاد و ناخواسته تبدیل شدن(در اومد دهقانان در1987، بطور میانگین فقط سالی140 دلار بود که از یه پنجم میانگین درآمد سرانه بولیوی در اون سال هم کمتر میشد). آمارهای دولتی، نه تعداد در حال افزایش خانوارهایی رو مشخص میکند که مجبورند در چادرها زندگی کنن، نه هزاران کودک دچار سوء تغذیه رو که روزانه فقط تکه ای نون و یه فنجون چای واسه خوردن دارن و نه صدها دهقانی رو که در جستجوی کار به پایتخت اومده ان و سرانجامشان، تکدی در خیابانها شده. اینا رازهای سر به مهر شوک درمانی بولیوی بود: صدها هزار شغل تموم وقت متکی به حقوق بازنشستگی حذف شدن و جایشان رو مشاغلی گرفتن که از هیچ گونه حمایتی(مانند بیمه و بازنشستگی)، بهره مند نبودن. اینجوری بین سالهای1983تا1988، تعداد بولیویاییای دارای شرایط برخورداری از تأمین اجتماعی،61% کاهش پیدا. ساکس، در میون ی راه دوره گذار، بعنوان مشاور به بولیوی بازگشت و در این مرحله با افزایش حقوق و دستمزدها واسه برابری با قیمت مواد غذایی و بنزین، مخالفت کرد و عوضش از ایجاد یه صندوق لازم واسه کمک به آسیب پذیرترین اقشار جامعه، جانبداری کرد. انگار بر زخمی عمیق، تنها چسب زخمی میگذاشت. ساکس که به خواسته پاز برگشته بود و مستقیماً واسه رئیس جمهور کار میکرد رو بعنوان فردی غیر قابل انعطاف به یاد می بیارن. اینجوری وقتی فشار عمومی علیه هزینه های انسانی شوک درمانی، در حال تشکیل بود، ساکس به جزم کردن عزم سیاستگذاران، کمک کنه. او میگفت که کارا قدم به قدم، راه به جایی نخواد برد و اگه میینیم که کنترل شرایط واقعاً داره از دست میرود، باید این جور کارا قدم به قدم رو متوقف کنیم و گامهای اساسی رو برداریم مثل مریضی که دارو مصرف می کند و در حال از دست رفتنه. یکی از نتایج فوری این اراده راسخ ساکس این بود که خیلی از تهیدستان بولیوی، بار دیگه به طرف کشت کوکا جهت داده شدن چون در قیاس با هر محصول دیگری، درآمدش حدوداً ده خیلی بود(در1989، حدس زده میشد که از هر10 کارگر، یکنفر به کارایی روی می بیاره که به نحوی با صنایع کوکا و کوکائین، در ارتباط بود). واقعا صنعت کوکا بود که نقش برجسته ای در تجدید زندگی اقتصادی بولیوی و پایان بخشیدن به تورم ایفاء کرد ولی ساکس هیچوقت درینباره در هنگام توضیحاتش در مورد کنترل تورم در بولیوی، چیزی نمیگوید. درست دو سال بعد از شوک درمانی، صادرات غیرقانونی مواد مخدر، بیشتر از کل تموم صادرات قانونی بولیوی درآمد ایجاد میکرد و حدود35000 نفر از بخشهای مختلف تجارت مواد مخدر، درآمد کسب میکردند. اما در خارج از بولیوی بیشتر درباره پروفسور جوانی از هاروارد سخن میگفتند که در بولیوی، دست تنها معجزه کرده بود. همین باعث اعزام ساکس بعنوان کارشناس پیشرو اقتصادهای بحران زده در سالهای بعد به کشورهای آرژانتین، پرو، برزیل، اکوادور و ونزوئلا و حتی روسیه گردید. ساکس رو فقط به خاطر تسلط به تورم تشویق نمیکردند بلکه بیشترً واسه دستاوردی به نظر غیرممکن تشویقش میکردند یعنی ایجاد یه تغییر ریشه ای نولیبرالی در چارچوب دموکراسی و بی به راه انداختن جنگ که تغییری بسا گسترده تر از چیزی بود که تاچر و ریگان، سعی در انجامش داشتن. خود ساکس هم بدین موضوع اطلاع کامل داشت و سالها بعد از تجربه بولیوی بعنوان اولین آمیزه ی اصلاحات دموکراتیک و تغییرات نهادی اقتصادی یاد میکرد و میگفت تجربه بولیوی، حیلی بهتر از شیلی نشون داد که آزادسازی سیاسی(لیبرال کردن سیاست) و دموکراسی رو میشه با آزادسازی اقتصادی، درآمیخت و کارکرد توأمان این دو و قوت یافتن هر یه از دیگری، درس ای بینهایت دارای اهمیته. ساکس، ثابت کرده بود که نهضت بازار آزاد نه فقط از موج دموکراتیکی که در اون زمان، دنیا رو درمی نوردید، میتواند جون به در برد بلکه حتی میتوانست بر این موج سوار شه و ساکس که ستایشگر کینز و احساس تعهد آرزو گرایانه و غرور آمیزِ کینز نسبت به بهبود وضعیت اقتصادی کشورهای رو به پیشرفت بود، فرد مطلوب واسه هدایت نهضت تهاجمی مکتب اقتصادی شیکاگو در این برهه ی صلح آمیزتر و مشفقانه تر بود. افسانه معجزه بولیوی مثل اسطوره ای بارها تکرار شد و حتی در مجموعه مستند تلویزیونی سه قسمتی با عنوان”بلندیهای سلطه: جنگ واسه اقتصاد جهانی” دور و بر اون تبلیغ گردید. ولی یه مشکل کلی هست: همه اینا خلاف واقعیته. مورد بولیوی نشون داد که شوک درمانی رو میشه در کشوری که تازه انتخاباتش رو برگزار کرده، مجبور کرد ولی نشون نمیداد که میشه اون رو به شکل دموکراتیک و بی توسل به سرکوب، پیش برد. رو بود که رأی دهندگان بولیویایی، هیچگونه اختیار بازآفرینی بنای کامل اقتصادی کشور رو به پاز نداده بودن. پاز، پایه مبارزات انتخاباتی خودشو بر ملی گرایی و پیروی از منافع ملی قرار داده بود ولی یه دفعه در جریان یه رشته زد و بندهای پنهونی، از اون عدول کرد. اما در افسانه بازار آزادِ توأم با دموکراسی، تنها موضوع این دروغگوییها نبود. هزاران نفر مثل خیلی از کسائی که به پاز رأی داده بودن و از خیانت او خشمگین بودن، به خیابانها ریختند تا مانع طرحی شن که باعث اخراجهای گسترده کارگران و گرسنگی میشد. مخالفت کلی از طرف فدراسیون اصلیِ کارگری کشور انجام شد که با اعلام اعتصاب عمومی، صنایع رو متوقف کرد. پاز واکنشی شدیدتر از واکنش تاچ
ر به معدنچیان رو از خود نشون داد. بیدرنگ در بولیوی، حالت بالا العاده اعلام شد. تانکهای ارتش به خیابانهای پایتخت ریختند و حکومت نظامی مطلقه اعلام شد. حالا شهروندان بولیویایی واسه سفر درون کشورشان به کارتهای عبور ویژه نیاز داشتن. پلیس ضد شورش به مقر اتحادیهای کارگری، یه دانشگاه و یه ایستگاه رادیو و هم چندین کارخانه یورش برد. گردهماییهای سیاسی و راهپیماییها قدغن شد و برگزاری جلسات، نیازمند اخذ مجوز از مقام های دولتی بود. فعالیتهای سیاسی مخالفان ً ممنوع شد(عین زمان دیکتاتوری بنزر). دویست رهبر ارشد اتحادیهای کارگری، بازداشت و با هواپیما به زندانهایی دور دست در جنگلهای آمازون فرستاده شدن. این یه آدم رباییِ جمعی و توأم با باج خواهی بود چون که گفته میشد، زندانیان فقط در صورتی آزاد میشوند که اتحادیهای کارگری به اعتصابشان پایان دهند که آخر سر همینطور شد و البته رهبران وقتی آزاد شدن که طرح اقتصادی جدید، جا افتاده بود. این وضعیت بالا العاده و غیر عادی، به مدت سه ماه ادامه پیدا. واسه جا اندختن طرح، صد روز کشور به بند کشیده شد. یکسال بعد و در زمان اخراج وسیع کارگران معادن قلع به وسیله دولت، بار دیگه اتحادیهای کارگری به خیابانها ریختند و باز زنجیره رویدادهای حساس، شروع شد. وضعیت بالا العاده اعلام گردید و صد رهبر طراز اول کارگری کشور با دو هواپیمای نیروی هوایی به بازداشتگاهایی در نواحی استوایی بولیوی منتقل شدن(مثل زندان افراد ویژه در زمان زمامداری پینوشه در شیلی) تا طی دو هفته و نیم اعتصاب غذا و تظاهرات اتحادیها متوقف شه. گرچه ربودن افراد با خشونت کمتری نسبت به دهه1970، انجام میشد ولی همون هدف رو دنبال میکرد. کارگران از کار بیکار میشدند و سرانجامی جز زاغه نشینی در دور پایتخت، نداشتن. ساکس در حالی به بولیوی رفته بود که اخطار کینز مبنی بر امکان ساخت و رشد فاشیسم به دنبالِ فروپاشی اقتصاد رو بر زبون می بیاره ولی خود در بخش عمل، اونقدر کارا شدید و ناگواری رو تجویز کرد که واسه اجرایشان، آمادگی شبهِ فاشیستی، ضرورت می پیدا. فصلی از کتاب پایان فقر ساکس به توضیح موفقیتش در بولیوی اختصاص یافته بی اونکه از کارا سرکوبگرانه لازم واسه اجرای طرح، ذکری به بین آید تنها اشاره هایی غیرمستقیم به لحظاتی همراه با نا آرومی در ماه های راحت برنامه اثبات اقتصادی، شده. اینجوری شوک درمانی با توسل به روش های سخت مستبدانه جلو برده میشد و در کنارش به صرفِ برگزاری انتخابات این دیکتاتوری با عنوان دموکراتیک، مورد تشویق قرار میگرفت و دیگه به سرکوب کامل آزادیهای مدنی و ندیده گرفتن خواستهای ً دموکراتیک، بعد انتخابات مزبور، وقعی گذارده نمیشد(این نسخه بعدا درسی خیلی کارساز واسه بوریس یلتسینِ روسی از آب درآمد). اینطوری بولیوی، نسخه ای از یه جور خودکامگی جدید مطلوبتر و کودتایی غیرنظامی بدست سیاستمداران و اقتصاددانان ملبس به کت و شلوارهای اتو کشیده میدون تجارت(بجای چکمه و اونیفورم نظامی)شد که همه به شکل رسمیِ یه رژیم دموکراتیک، رخ میدادند(شهابی و نبوی، 1390).

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه مدیریت با موضوعآزمایش کارکرد

دانلود پایان نامه
واسه دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،جلسه مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می تونید به سایت  77u.ir  مراجعه کنین
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایشا : صنعتی ، دولتی ، MBA ، پولی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت گسترده ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تغییر ، فناوری اطلاعات ، مدیریت علم ،هدفمند ، سیستمای اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش استفاده کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه خیلی بزرگی از مقالات و پایان نامها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از اونا به شکل رایگان و بقیه واسه فروش و دانلود درج شده ان

4-14- نفوذ مکتب اقتصادی شیکاگو به موسسات برتون ودز و زمان کاهش ساختاری :

 
 
جون ویلیامسون اقتصاددان صاحب نفوذ بازار آزاد و راستگرا و مشاور کلیدی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، کارا آزمایشی ساکس رو از نزدیک زیرنظر داشت و در بولیوی، نکته خیلی مهمتر از مهار تورم رو دید. اون برنامه شوک درمانی رو با لحظه انفجار بزرگ مقایسه میکرد که امکان بازآفرینیرا فراهم میساخت و این تجربه رو گشایشی در تلاشهای جمع به عرضه دکترین مکتب شیکاگو به کل دنیا، میدانست. ساکس شاید اشتباهیً، اثبات کرده بود که نظریه بحران فریدمن، ً درسته. از بین بردن تورم لگام گسیخته در بولیوی، بهونه ای شد واسه اجرای برنامه ای که در شرایط عادی از نگاه سیاسی، اجرایش ناممکن بود. نولیبرالها علیرغم وجود جنبش کارگری مبارز و قوت سنتهای چپگرایانه در بولیوی، به بهونه اثبات پول ضعیف کشور، بولیوی رو مجبور کرده بودن، شوک درمانی طاقت فرسایی رو قبول کنه. در وسطای ده 1980، چند تن از اقتصاددانان اعلام کردن که یه تورم لگام گسیخته واقعی، تأثیراتی شبیه یه جنگ نظامی ایجاد میکند یعنی باعث گسترش ترس و سردرگمی، ایجاد پدیده بی سرپناهی و پناهجویی و مرگ و میر بیشمار. در بولیوی هم اینجور شد و زمینه ای فراهم شد که قوانین دموکراسی به حال تعلیق درآید و کنترل اقتصاد در اختیار تیمی خاص بگیره. واسه نظریه پردازان متعصب مکتب شیکاگو مانند ویلیامسون، این بدین معنا بود که تورم لگام گسیخته، موضوع ای واسه حل کردن نیس بلکه فرصتی طلاییه که باید از اون استفاده شه. در دهه1980، اینطور فرصتها کم نبود. ، بیشتر کشورهای رو به پیشرفت و به ویژه آمریکای لاتین، درست در همون برهه در چنبره تورم لگام گسیخته، گرفتار بودن. این بحران خود به دلیل دو عامل بود که هر دو در نهادهای پولی مستقر در واشنگتن، ریشه داشتن. عامل اول، اصرار نهادهای پولی مزبور بر انتقال بدهیهای غیرقانونیِ جمع شده طی زمان حکومتهای دیکتاتوری به حکومتهای جدیدِ دموکراتیک بود. عامل دوم، تصمیمِ ملهم از فریدمن در بانک مرکزی آمریکا مبنی بر نبود پیشگیری از افزایش میزان بهره بود که میزان بدهی کشورهای رو به پیشرفت رو شدیداً افزایش داد. تجربه آرژانتین، نمونه ای ایدآل واسه استفاده از یه فرصت طلایی بود. در سال1983، هنگامیکه دولت کودتاچیان نظامی بعد از جنگ فالکلندز سقوط کرد، آرژانتینیها، رائول آلفونسینرا به مقام رئیس جمهور جدید انتخاب کردن. اما با کار گذاشتن بدهیِ مثل بمب، کشور تازه آزاد شده رو اسیر خنثی سازی بمب کردن. واشنگتن اصرار میکرد که واسه گذاری توأم با وقار به طرف دموکراسی، دولت جدید با پرداخت بدهیهایی که ژنرالها به بار آورده بودن، موافقت کند.در زمان حاکمیت شورای نظامیان کودتاچی، بدهی خارجی آرژانتین از 7.9 میلیارد دلار در سالِ پیش از کودتا به45 میلیارد دلار در زمان تسلیم قدرت صعود کرد. این مبالغ شامل بدهی به صندوق بین مللی پول، بانک جهانی، بانک صادرات واردات آمریکا و بانکهای خصوصی مستقر در آمریکا بود. در کل منطقه قیف جنوبی آمریکای لاتین، شرایط تا حد زیادی همینطوری بود. در اوروگوئه، شورای نظامی کودتاچیان، بدهیِ نیم میلیارد دلاریِ زمان تصرف قدرتش رو ظرف چند سال به پنج میلیارد دلار رساند که واسه کشوری با فقط سه میلیون نفر جمعیت، بار سنگینیه. در برزیل، ژنرالها که در1964به قدرت رسیدند و قول نظم پولی رو دادن، میزان بدهی رو از سه میلیارد دلار به103میلیارد دلار در1985رساندند. در برهه گذار به دموکراسی، استدلالهایی قوی هم طبق اخلاقیات و هم با مبانی حقوقی، صورت میگرفت که این بدهیها چندش آوره و مردمی رو که تازه از شر دیکتاتوری خلاصی یافته ان رو نباید زور کرد که صورتحسابهای سرکوبگران خودشو پرداخت کنن به ویژه که در قیف جنوبی آمریکای لاتین، موضوع خیلی زیاد بود چون طی دوره دیکتاتوری، بخش بزرگی از اعتبار خارجی مستقیماً صرف ارتش و پلیس شده بود(واسه خرید تفنگ و لولهای آبپاش و احداث پیشرفته ترین شکنجه بعضی وقتا ها). واسه مثال در شیلی، از وامهای خارجی واسه تأمین هزینه های نظامی که تا سه برابر افزایش پیدا کرد و هم افزایش پرسنل ارتش(از47هزار نفر در1973به85هزار نفر در سال1980)، استفاده شد. در آرژانتین هم طبق محاسبه بانک جهانی، حدود10میلیارد دلار از پولی که ژنرالها وام گرفته بودن، صرف خریدهای نظامی شد. بخش بزرگی از وجوهی هم که صرف خرید اسلحه نشد، پنهون شد. طی زمان حاکمیت نظامیان، فرهنگ فساد گسترش پیدا و این تصویری خلاصه از آینده دنیا رو پیش رو می نهد، آتیه ای پر ازفساد و بی بندوباری که با گسترش همون سیاستهای اقتصادیِ بازار آزاد به روسیه، چین و منطقه کلاهبرداری آزاد در عراق اشغالی، شکل گرفت. پینوشه، حداقل27میلیون دلار در 125 حساب بانکی خارجی به نام افراد مختلف خونواده اش و ترکیبات مختلفی از اسم خودش، اندوخته بود. خوزه مارتینز دهوز، معمار برنامه اقتصادی آرژانتین در زمان شورای نظامی کودتاچیان، در1984به جرم کلاهبرداری در مورد تخصیص یه یارانه بزرگ دولتی به یکی از شرکتهای تحت ریاست خودش دستگیر شد(البته بعداً از او رد اتهام گردید). بانک جهانی هم در ردیابی35میلیارد دلار وام خارجی اخذ شده به وسیله کودتاچیان آرژانتین، پی برد که19میلیارد دلار اون از کشور خارج شده که بخش بزرگی از اون به حسابهای پنهونی بانکهای سوئیسی منتقل شد. در1980، بانک مرکزی آمریکا اعلام کرد که بدهی آرژانتین، نه میلیارد دلار افزایش پیدا و در همون سال، مقدار پولی که شهروندان آرژانتین
ی در بانکهای خارجی سرمایه گذاری کردن نیز6.7میلیارد دلار، افزایش پیدا کرد. اختلاس کنندگان کودتاچی، حتی قربانیانشان رو در این جنایات و کلاهبرداریهای بزرگ، به خدمت میگرفتند.در آرژانتین، زندانیانِ بهره مند از مهارتهای بالای زبانی یا تحصیلات دانشگاهی رو مرتباً از سلولهایشان بیرون میکشیدند تا واسه اسیرکنندگانشان، خدمات دفتری انجام دهند. به یکی از زندانیان دستور دادن تا فهرستی از کشورهای ماوراء بحار رو واسه افسران تایپ کنن که واسه سپردن پولهای اختلاسی و فرار از مالیات، مأمنی امن حساب میشدند. بخشی از وامها که از اختلاس نجات می پیدا هم صرف پرداخت بدهی ملی و هم پرداخته های مشکوک به موسسات خصوصی میشد. واسه مثال در سال1982درست قبل از سقوط دیکتاتوری آرژانتین، کودتاچیان لطف آخر رو هم در حق شرکتهای بخش خصوصی انجام دادن. رئیس بانک مرکزی آرژانتین اعلام کرد که بدهیهای موسسات بزرگ چند ملیتی و داخلی(که تا مرز ورشکستگی خودشو مقروض کرده بودن) رو دولت برعهده میگیرد. نتیجه این تمهید گرون این بود که این شرکتها بازم مالک داراییها و سودشان باقی

مطلب مرتبط :   دانلود رایگان پایان نامه مدیریت در موردسرمایه انسانی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu