مقاله رایگان درمورد جرایم سازمان یافته

بند (ب) همان ماده به معنی عبور از مرزهای یک دولت است، بی آنکه شرایط ضروری برای ورود قانونی به دولت محل ورود رعایت شده باشد.

در ماده 6 (1) به انگیزه تحصیل مالی یا نفع مادی دیگر صریحاً اشاره شده است این در حالی است که در ماده 4 قلمرو اجرایی این پروتکل به مواردی محدود شده که جرایم ارتکابی ماهیتاً فراملی بوده و توسط گروه جنایی سازمان یافته ارتکاب یابند.
بند سوم: قاچاق اسلحه
تولید و قاچاق اسلحه منافع مالی بسیار زیادی را برای گروههای سازمان یافته به همراه دارد؛ بعلاوه این گروهها بویژه سازمانهای تروریستی از طریق قاچاق اسلحه در صدد تقویت توان تأثیرگذاری خود میباشند. به عبارت دیگر قاچاق اسلحه این سازمانها را روز به روز قدرتمندتر مینماید. در واقع آنها گاهی اوقات هم از نظر مالی و هم از نظر قدرت مادی (نظامی) دارای چنان قدرت تأثیر و نفوذی هستند که حتی در مواقعی دولتها را نیز یارای مقابله با آنها نیست.
اگر جامعه بین المللی به موقع پاسخ مقتضی به قاچاق اسلحه میداد، شاید بسیاری از عملیات تروریستی نیز به وقوع نمیپیوست. برخی از نویسندگان قبل از عملیات تروریستی 11 سپتامبر 2001 در آمریکا، به روشنی اشتغال طالبان افغانستان را به قاچاق سلاح با همکاری پشتونهای پاکستان در قالب شبکههای جنایی، یادآوری نمودهاند. از دهه 1990 ضرورت مقابله با قاچاق اسلحه بیشتر توجه جامعه بینالمللی را به خود جلب کرد. سازمانهای منطقهای به ویژه اتحادیه اروپا، سازمان دولتهای آمریکایی برخورد با این معضل را در دستور کار خود قرار دادند.
تنها سند بینالمللی در رابطه با جرم انگاری قاچاق تسلیحات، پروتکلی تحت عنوان «پروتکل علیه تولید غیرقانونی و قاچاق سلاحهای گرم، قطعات و اجزاء آنها و مهمات، مکمل کنوانسیون ملل متحد» تنظیم شده است. بر خلاف دو پروتکل قبلی که همزمان با تنظیم خود کنوانسیون تنظیم و به تصویب مجمع عمومی رسیدند و همزمان با کنوانسیون در دسامبر 2000 آماده امضاء بودند، این پروتکل به خاطر اختلاف نظر شدید اعضاء در اجلاس یازدهم کمیته ویژه بینتیجه ماند و در خصوص تدوین پروتکل سوم یعنی پروتکل علیه تولید غیرقانونی و قاچاق سلاحهای گرم، قطعات و اجزاء آنها و مهمات اجماع حاصل نگردید و بررسی آن به تاریخ مؤخر بر امضای کنوانسیون و دو پروتکل الحاقی آن موکول گردید. از این رو کمیته سوم دوازدهمین اجلاس خود را از 26 فوریه 2001 تا 2 مارس برگزار نموده و کار خود را در خصوص این پروتکل نیز نهایی نمود. تأخیر زمانی در ارتباط این پروتکل با کنوانسیون پالرمو تأثیری نخواهد داشت. چرا که ماده (1) صراحتاً مقرر نموده که پروتکل با مندرجات کنوانسیون تفسیر خواهد شد و مندرجات کنوانسیون با اعمال تغییرات لازم در مورد این پروتکل نیز اجرا می شود، مگر اینکه در این پروتکل طور دیگری مقرر شده باشد. همچنین جرایم تعریف شده در ماده 5 این پروتکل به منزله جرم مندرج در متن کنوانسیون خواهد بود.
برای روشن شدن مفهوم مندرجات این ماده، باید به تعاریف پروتکل که در ماده 3 مندرج هستند مراجعه نمود.
.
در تعریف عنوان جنایی قاچاق اسلحه گرم اشاره به نفع مالی یا نفع مادی نشده است. لیکن در ماده4 (1) این پروتکل نیز تأکید شده است که این جرایم زمانی مشمول این ماده می شوند که توسط گروه جنایی سازمان یافته ارتکاب یابند و میدانیم که اشاره به گروه سازمان یافته متضمن تمام اوصاف آن از جمله نفع مالی یا مادی است. همچنین در ماده 4 (1) پروتکل که ناظر به قلمرو اجرایی این پروتکل است، تصریح گردیده که جرایم مرتبط اگر ماهیتاً فراملی باشند، مشمول این کنوانسیون خواهند بود.
مندرجات این کنوانسیون ناظر به سلاحهای گرم سبک است که در پروتکل با به کار بردن واژه «قابل نقل و انتقال» با این برداشت استفاده شده است که تعریف سلاح گرم را محدود به آن دسته از سلاحهای گرم کند که توسط یک نفر بدون استفاده از کمک مکانیکی یا کمک دیگری قابل حمل باشد. محدود کردن این پروتکل به سلاحهای سبک، خود حکایت از آن دارد که دولتها و تدوین کنندهگان بیش از آنکه به تحصیل منافع غیرقانونی که از قاچاق تسلیحات عاید جنایتکاران میشود؛ به خطرات استفاده از این تسلیحات توجه داشتهاند. چون جنایتکاران اعم از گروهها و افراد و اعم از جنایت سازمان یافته و تروریستها از تسلیحات سبک استفاده میکنند و به ندرت ممکن است از تسلیحات سنگین استفاده کنند.
مبحث چهارم: تروریسم
بدون شک امروزه تروریسم یکی از عمدهترین تهدیدات علیه صلح و امنیت بین المللی محسوب میشود. به همین خاطر سازمان ملل متحد به عنوان بزرگترین سازمان متولی حفظ صلح و امنیت بین المللی بیش از سی سال است که مقابله با آن را در دستور کار دارد.
در باب تعریف تروریسم اختلاف نظرات بسیاری وجود دارد. و به نظر میرسد رسیدن به تعریف مشترک و واحد از تروریسم بسیار مشکل باشد. بر همین اساس تا کنون نه در حقوق داخلی کشورها و نه در اسناد بین المللی تعریفی از تروریسم ارائه نشده است. مشکل ارائه تعریف مشترک برای تروریسم همیشه وجود داشته و این ناشی از آن بوده است که آن کسی که از نظر یک شخص تروریست محسوب میشود، از نظر دیگری یک مبارز راه آزادی است.
بحثهای زیادی در باب ارتباط بین جرایم سازمان یافته و تروریسم وجود دارد. برخی تروریسم را با یک عنوان مجرمانه مستقل از جرایم سازمان یافته می شناسند و برخی آن را از مصادیق جرایم سازمان یافته می دانند.
با وجود اختلافاتی که بین این دو پدیده حقوقی وجود دارد، در عمل گروههای تروریستی و گروههای جرم سازمان یافته جهت رسیدن به اهداف خود با یکدیگر همکاری می کنند. و از طرف دیگر ملاکهای بیان شده نیز نمیتوانند همیشه معیار تشخیص قرار گیرند. به عنوان مثال مهمترین عامل اختلاف که تروریسم را نوع مستقل و جداگانهای از جرایم سازمان یافته بیان میکند، این است که جرم سازمان یافته با انگیزه مالی و سودجویی صورت میگیرد، ولی اقدامات تروریستی انگیزه سیاسی یا ایدئولوژیک دارند. با وجودیکه این ضابطه در بسیاری از موارد قابل اعمال است، اما نمونههای متعددی که افراد و گروههایی با انگیزه مالی و انگیزه سیاسی و مالی به عملیات تروریستی دست میزنند را نباید از نظر دور داشت.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برخی تروریستها را دارای آرمان جلوه میدهند و نوعی منزلت به آنها میدهند. از این رو بسیاری از این گروهها حساب خود را از سایر بزهکاران سازمان یافته جدا میدانند.
از طرفی جای سؤال است که گروههای تروریستی که دارای انگیزه سیاسی یا ایدئولوژیک هستند، هزینههای سنگین این عملیات را از چه منابعی تأمین میکنند؟ به غیر از گروههایی که از پشتوانه مالی دولتهای حامی تروریسم استفاده میکنند، سایر گروههای تروریستی برای تأمین هزینههای خرید تجهیزات، اسلحه و وسایل حمل و نقل و پرداخت حقوق نفرات و آموزش آنها چاره ای جز تجارت غیرقانونی ندارند. برای نمونه برخی گروههای تروریستی شناخته شده مانند ارتش متحدان «شان» در میانمار، «ام-19» در کلمبیا و «راه درخشان» در پرو، از سودی که از راه تجارت مواد مخدر به دست میآورند برای تأمین هزینههای مبارزات شورشگرانه خود استفاده میکنند.
بدون این منبع درآمد قابل ملاحظه، بسیاری از گروهها توان فعالیت خود را از دست خواهند داد یا بکلی متلاشی خواهند شد. بنابراین انگیزه سودجویی، فصل مشترک آشکاری با بسیاری از رویدادهای ایدئولوژیک دارد.
در هر صورت فراملی شدن این دو پدیده که در اعمال تروریستی غلبه پیدا کرده است و برخی شیوههای یکسانی که در هر دو مورد استفاده میگردد؛ سبب شده است که تصور گردد تروریسم یکی از مصادیق بارز جرم سازمان یافته است، و با توجه به تفاوتهای شناخته شده بین آنها، این دو جرم به عنوان مجرمانه مستقل از هم نیز پذیرفته شده است.
در 9 دسامبر سال 1994 مجمع عمومی سازمان ملل متحد جامعترین سند خود را در مورد مبارزه با تروریسم بین المللی را با کنسانسون به تصویب رساند. نظر به مراتب مذکور ضرورت دارد که وجوه افتراق و اشتراک این دو عنوان مجرمانه مورد بررسی قرار گیرد.
گفتار اول: وجوه اشتراک تروریسم و جرم سازمان یافته
هر دو پدیده علاوه بر فراگیری، از پدیدهای داخلی به پدیدهای فراملی تبدیل شدهاند و تروریستها و جنایتکاران فراملی امروزه کمال استفاده و بهرهبرداری را از جهانی شدن در رسیدن به مقاصد مجرمانه خود میبرند؛ زیرا سرعت جابجایی و بازتر شدن مرزهای بین کشورها و تسهیلات و ایمنی که وسایل ارتباطی ایجاد کردهاند، هم برای کاربران قانونی و حکومتهای ملی در جهت توسعه و پیشرفت جوامع و هم برای کسانی که در جستجوی صدمه رساندن به دیگران و ارتکاب جرم و کسب سودهای نامشروع و غیرقانونی بودهاند، مفید بوده است.
برخلاف آنچه که در مورد اعمال تروریستی گفته میشود، این اعمال اقداماتی کور و بیهدف نیستند، بلکه تروریستها مانند اعضای سازمانهای مجرمانه، معمولاً به صورت برنامهریزی شده و هدفمند اقدام میکنند. با وجودی که در اغلب اقدامات تروریستی اشخاص بیگناه آماج حملات هستند، اما اقدامات مزبور مورد خواست تروریستهاست تا به هدف و خواسته خود در برابر حکومت یا اشخاص دیگر برسند.هر دو گروه معمولاً از رفتارهای خشونت آمیز و بیرحمانه برای ارعاب مستقیم قربانیان خود و تهدید و توسل به خشونت فیزیکی برای رسیدن به مقصد استفاده می کنند. البته هدف هر یک از گروهها در استفاده از خشونت متفاوت است.
هر دو گروه از روشها و تدابیر مشابه در ارتکاب جرم مانند آدمربایی، هواپیماربایی، ترور و اخاذی و همچنین جرایم علیه اموال برای تأمین مالی سازمان استفاده میکنند.تروریسم و جرم سازمان یافته دارای یک ماهیت مستقل و بالذات نیستند، بلکه روش و طریق خاص ارتکاب جرایم عمومی به آنها ویژگی تروریستی یا سازمانیافته میدهد، بدین سبب است که برخی از جرایم با توجه به نوع ارتکاب آن میتواند تروریستی و یا جرم سازمانیافته تلقی شود.(مانند آدمربایی، قتل و اعمال خشونت) همین خصوصیت میتواند دسترسی به تعریف تروریسم و جرم سازمانیافته را مشکل سازد.
گفتار دوم: وجوه افتراق تروریسم و جرم سازمان یافته
مهمترین عاملی که متخصصان، بخصوص جرم شناسان در تمییز و تفکیک اعمال تروریستی سازمان یافته کردهاند انگیزه و داعی ارتکاب جرم است. به گفته آنان جرم یافته با انگیزه سودجویی صورت میگیرد، در حالی که اقدامات تروریستی با انگیزههای سیاسی یا ایدوئولوژیک ارتکاب مییابند و گروههای ترویست بطور ایدئولوژیک، وادار به عملیات تروریستی میشوند. هدف آنها این است که قدرت را در دست گیرند، در حالیکه گروههای جرم سازمان یافته برای برای تحصیل منافع مادی وارد عمل میشوند و به دنبال تحصیل قدرت نیستند. یکی از نتایج منطقی این تفاوت این است که گروههای تروریستی و به دنبال سرنگونی یا اضمحلال حکومت هستند در حالیکه گروههای جرم سازمان یافته عموماً به دنبال کار کردن در یک نظام اجتماعی خاص برای تداوم بخشیدن به فعالیتهای خود هستند. تفاوت اساسی در این است که سازمانهای تروریستی به دنبال سرنگونی دولت با تغییر روابط سیاسی موجود هستند. در کنوانسیون پالرمو هم وجود انگیزه سودجویی و کسب منافع مادی در جرایم سازمان یافته تأکید شده است.
از ویژگیهای اصلی جرم سازمان یافته وجود گروه مجرمین سازمان یافته یا یک گروه دارای تشکیلات سازمانی است که هدفشان ارتکاب جرم است، برای اعضاء نقش معینی مشخص کرده و در ترکیب اعضاء آن استمرار وجود دارد. با وجودیکه امروزه پدیده تروریسم نیز خود را بصورت سازمان یافته نشان میدهد، اما نمیتوان منکر اعمال تروریستی انفرادی شد. در قوانین کیفری کشورهای مختلف نیز تروریست را اعم از شخص یا گروهی از اشخاص معرفی کردهاند.
ممکن است یک وجه تمایز مهم دیگر بین گروههای تروریستی و گروههای مجرمین سازمانیافته را ناشی از دیدگاه حکومتها دانست. بعضی از حکومتها با نمایندگان گروههای انقلابی که به عملیات تروریستی خشونت آمیز مشغولند، مذاکره میکنند. چنین مذاکراتی بر اساس تصمیم دولتها جهت به رسمیت شناختن این گروهها بدون در نظر گرفتن نوع اعمالی که مرتکب شدهاند. چنین مذاکراتی منجر به کسب شکلی از مشروعیت برای چنین گروههایی گردیده است. ولی دولتها روش مذاکره را در برخورد با گروههای جرم سازمان یافته بکار نمیبرد. تروریستها اغلب خواستار این هستند که اقدامات آنها تحت پوشش رسانهها قرار گیرد و آن را وسیلهای برای پیشبرد اهداف خود میدانند. در حالیکه گروههای جرم سازمان یافته از این امر اجتناب میورزند.
با توجه به اینکه هدف و انگیزه گروههای تروریستی سیاسی کسب قدرت است، اغلب در جلب حمایت مردم با دولتها در رقابت هستند و سعی میکنند اعمال خشونت از ناحیه خود را به نحوی توجیه کنند؛ آهنگ بنیادین تروریستها هراسافکنی است. بنابراین ایجاد وحشت ماهیت تروریسم است. در حالیکه گروههای مجرمین سازمان یافته به چنین حمایتی نیاز ندارند. «تروریسم همواره با خشونت و اعمال خرابکارانه همراه است، لیکن جنایات سازمان یافته غالباً بدون خشونت محسوس صورت میگیرند و جز در مواردی ضروری از این جرم استفاده نمیشود.»هنگامی که تروریستها دستگیر و در مقابل دادگاه تحت محاکمه قرار میگیرند، بر خلاف اعضای گروههای جرم سازمان یافته اغلب مواقع با غرور و افتخار به اعمال ارتکابی خود اقرار میکنند.
با توجه به تهدیداتی که از جانب تروریسم متوجه ملل مختلف شده، این جرم در اسناد بینالمللی موقعیت ممتازی پیدا کرده است. علاوه بر این اشکال مختلف آن در کنوانسیونهای متعدد سازمان ملل متحد محکوم در جهت مبارزه با آنها مقرراتی شده است. شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز در چندین قطعنامه، تروریسم را به عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی شناخته است، در حالیکه تلقی جهانیان در امر مبارزه با جرایم سازمان یافته به این اندازه از اهمیت برخوردار نبوده است.
در مورد ماهیت تروریسم و اینکه آیا این جرم یک جرم بینالمللی است یا داخلی اختلاف نظرهای بسیاری در میان حقوقدانان وجود دارد. برخی معتقدند باید ترویسم به عنوان جنایت جنگی یا جنایت علیه بشریت تلقی گردد. چنانچه این نظریه را بپذیریم باید قایل به صلاحیت دیوان کیفری بینالمللی در این خصوص باشیم. لذا جا دارد در این قسمت به بحث صلاحیت رسیدگی به جرایم سازمان یافته بطور مبسوط بپردازیم.
نتیجهگیری
در سندی که ششمین کنگره پیشگیری از جرم و رفتار اصلاحی با مجرمان ملل متحد منتشر کرد، نسبت به نتایج زیانبار سوءاستفاده از قدرت اقتصادی و سیاسی از جمله سوءاستفادههای ارتکابی سازمانها و شرکتهای چند ملیتی و فراملی هشدار داده شد و پیشنهاد گردید دولتها استراتژیهای مؤثرتری را برای پیشگیری، تعقیب و کنترل سوءاستفاده از قدرت در سطح ملی، منطقهای و بینالمللی اتخاذ نمایند.
سرانجام در سال 2000، کار تدوین کنوانسیون ملل متحد علیه جرم سازمان یافته فراملی را به اتمام رسید.

در سطح منطقهای؛ در سالهای اخیر سازمان همکاریهای اقصادی (اکو) اقدامات محدودی را برای مبارزه با جرم سازمان یافته داشته است، در عین حال نه تنها هیچ گونه تعریفی را از این جرم ارائه نداده است، بلکه حتی خصوصیات و ویژگیهای آن را هم بیان نکرده است. در میان سازمانهای منطقهای اروپایی تنها اتحادیه اروپا تعریفی مبتنی بر ویژگیهای این جرم ارائه داده است.
در کنوانسیونهای بینالمللی مربوط به مبارزه با جرائم سازمان یافته جرمانگاری بصورت موسع صورت گرفته است. حتی همکاری برای شروع یا شروع به ارتکاب و مساعدت را جرمانگاری نمودهاند. معاهدات مختلفی که در این بخش در راستای مبارزه با جرائم سازمان یافته مورد بررسی قرار گرفت؛ در اغلب موارد اقدام به تعریف عنوان مجرمانه ننموده و صرفاً به ذکر ویژگیها و گاهاً مصادیق جرم اکتفا نمودهاند.
. به نظر میرسد که مصوبات و اعلامیههای بینالمللی مصادیق جرایم سازمان یافته را بسیار موسع در نظر گرفته و دامنه شمول آن را بسیار گستراندهاند. معیاری که در تعیین مصادیق این نوع جرایم در این اسناد

Author: مدیر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *