منابع تحقیق با موضوع 
سرمایه اجتماعی

منابع تحقیق با موضوع سرمایه اجتماعی

دانلود پایان نامه

یافته‌های تحقیق نشان از تفاوت در سرمایه اجتماعی و به تبع آن تفاوت در کیفیت زندگی را دارند.
2- فرخی(1387) در پژوهشی تحت عنوان «عوامل موثر بر کیفیت زندگی» با استفاده از روش تحقیق پیمایشی تعداد 400 سرپرستِ خانوارِ ساکن شهر تهران را که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند مورد مطالعه قرار داد. در این پژوهش متغیر وابسته یعنی کیفیت زندگی با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BREF) سنجیده شد و متغیرهای مستقل نیز شامل سرمایه اجتماعی، ارزیابی خدمات شهری، رضایت از محله، ویژگیهای فردی و ویژگیهای خانوادگی بودند.
تحلیل رگرسیونی در این پژوهش نشان داد متغیرهای سابقه زندگی مشترک، میزان تحصیلات و ارزیابی خدمات شهری، متغیرهای اثرگذار بر سلامت جسمانی(تغییرات تبیین شده = 16 درصد) بوده‌اند، متغیرهای سن، سابقه زندگی مشترک، سرمایه اجتماعی، وضعیت تحصیلات همسر، رضایتمندی از محله، وضعیت اشتغال همسر و میزان تحصیلات، متغیرهای اثرگذار بر سلامت روانی( تغییرات تبیین شده = 34.2 درصد) و متغیرهای سرمایه اجتماعی، میزان تحصیلات، رضایتمندی از محله و ارزیابی خدمات شهری متغیرهای اثرگذار بر سلامت محیطی (تغییرات تبیین شده = 33.2 درصد) بوده‌اند. در مورد متغیرهای اثرگذار بر کیفیت زندگی نیز تحلیل رگرسیونی شش متغیر: میزان سرمایه اجتماعی، میزان سن، میزان تحصیلات، سابقه خانوادگی مشترک، رضایتمندی از محله و ارزیابی خدمات شهری را به عنوان متغیرهای اثرگذار (تغییرات تبین شده= 36.7 درصد) تشخیص داده است.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3- فرخ وندی (1388) نیز در پژوهشی تحت عنوان «بررسی عوامل موثر بر کیفیت زندگی جانبازان شهرستان دزفول» به بررسی عوامل موثر بر کیفیت زندگی پرداخت. هدف از انجام این تحقیق سنجش سطح کیفیت زندگی جانبازان بود. این تحقیق به روش پیمایش صورت گرفته و از پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. جمعیت مورد مطالعه 177 نفر بودند که به صورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند.
به کمک این پژوهش مشخص شد که اکثر جانبازان 50- 69 درصد شهرستان دزفول از نظر کیفیت زندگی در سطح متوسطی قرار دارند و همچنین مشخص شد که متغیرهای میزان تحصیلات، اوقات فراغت، میزان درآمد و رضایت از خدمات ارائه شده توسط بنیاد شهید و امور ایثارگران به این جانبازان بر روی کیفیت زندگی آنها تأثیر گذار بوده است.
4- صفدری (1374) پژوهشی پیرامون رضایت اجتماعی و عوامل موثر بر آن در قالب پایان نامه در دانشگاه شهید بهشتی انجام داده است. او رضایت‌مندی از زندگی را در چهار سطح رضایتمندی از اوضاع فردی، رضایت سیاسی، رضایت از نهادها و سازمان‌های اجتماعی و رضایتمندی کلی فردی سنجیده است در این پژوهش رابطه رضایتمندی با متغیرهای مستقل نشان می‌دهد متغیرهای مستقل مثل مقایسه، احساس محرومیت نسبی، خود پرستی (فردگرایی افراطی) سطح نیازها و میزان ارضای آنها، اسناد مشکلات و نقایص فردی و اجتماعی به دولت از جمله متغیرهایی هستند که رضایت مندی از ابعاد سه‌گانه، رضامندی فردی، نهادی و سیاسی و همچنین رضایت‌مندی کلی را در جهت منفی مشروط می‌نماید. بالعکس متغیرهایی مثل امید، ارزیابی شخصیت از گذشته، اعتماد اجتماعی، برخورداری از روابط گرم عاطفی با دیگران، میزان ارضای نیازها و اعتماد سیاسی از جمله متغیرهایی هستند که رضایت‌مندی از هریک از ابعاد سه گانه رضامندی کلی را در جهت مثبت تحت تأثیر قرار می‌دهد.
برخی دیگر از تحقیقات موجود در این زمینه عبارتند از: مقایسه کیفیت زندگی در بیماران سکته قلبی بازتوانی شده و بازتوانی نشده(رحیمی، 1382) ، کیفیت زندگی و رابطه آن با عزت نفس در بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه اصفهان(زکی،1386) ، کیفیت زندگی والدین کودکان آزاردیده(محمدخانی و همکاران،1379) ، رابطه الگوهای ارتباطی خانواده و کیفیت زندگی دانش آموزان دوره متوسطه شهر شیراز(1388). در زمینه معنویت و نقش آن در سلامت جسمی و روانی نیز می توان به این تحقیقات اشاره نمود: تأثیر اعتقادات مذهبی بر بهداشت روانی(یگانی،1379) ، روان درمانی و مذهب ، نقش مذهب بر فرآیندهای بهداشت روانی و روان درمانی(خدارحیمی و جعفری،1382) ، مقایسه سلامت روان در دو گروه دختران نوجوان با دو سطح گرایش مذهبی (بیشتر و کمتر) در شهر اصفهان(امیری و همکاران،1381)، بررسی مقایسه ای کیفیت زندگی و نگرش مذهبی در افراد معتاد/ غیرمعتاد شهر کرمان(شمس و نژادنادری،1388)

2- 2- 2- مطالعات صورت گرفته در خارج از کشور
مطالعات متعددی به بررسی رابطه بین معنویت و کیفیت زندگی پرداخته اند. از جمله این مطالعات می توان به پژوهش های زیر اشاره کرد:
پژوهشها نشان می دهند که بین مذهب و معنابخشی زندگی، علائم سلامت جسمی و روانی و بین انجام دادن مناسک دینی و مرگ و میر رابطه محکمی وجود دارد. به این صورت که مذهبی بودن و انجام اعمال مرتبط با آن خطرهای مرتبط با مرگ و میر را کم می کند. انجام دادن مناسک دینی و پیوند اجتماعی مستحکم برخاسته از مذهبی بودن در تأثیر مثبت مذهب بر سلامت نقشی مبت دارد (ویلیامز و استرن هال ، 2007؛ جمالی، 1379).
پژوهش تیونه- بویله و همکاران (2006) نشان می دهد که باورهای مذهبی در مقابله با بیماری سرطان نتایج مثبتی به همراه دارد. آدینگتن هال (2004) و کالمن (2004) در پژوهش های خود نشان دادند که باورهای مذهبی و داشتن فعالیت های مذهبی با افزایش قدرت مقابله با بیماری، به ویژه بیماری های مزمن، رابطه مثبت دارد.

از سوی دیگر تروینو و همکاران (2007) بیان داشتند که باورهای مذهبی به بهبود سلامت، کیفیت زندگی و افزایش عزت نفس منجر می شود. بررسی های مختلف نشان می دهد که نگرش مذهبی با افسردگی، اضطراب، پرخاشگری و خود بیمار انگاری رابطه منفی دارند (شریفی و همکاران، 1385؛ بهرامی مشعوف، 1373؛ اسمیت و همکاران، 2003؛ فهرینگ و همکاران، 1997؛ تروینو و همکاران، 2007؛ هومر و همکاران، 1999). همچنین درمان های مبتنی بر باورهای اعتقادی و مذهبی نسبت به درمانهای سنتی در کاهش علائم افسردگی بیماران و کاهش خطر عود بیماری در آنها موفق تر هستند (دی سوزا و جرج ، 2006). درمان های روانشناختی مبتنی بر اسلام نیز نشانه بهبود سریعتر اضطراب و افسردگی در میان مسلمانان است (توانسند و همکاران، 2002).
پژوهشها نشان می دهند که مذهب و متغیرهای وابسته به آن به کاهش رفتارهای خودکشی (موریا- آلمدیا و همکاران، 2006) و اعتیاد به مواد مخدر منجر می شود (پاردینی و همکاران، 2000). سطوح بالای باورهای مذهبی و انجام فعالیت های مذهبی با مصرف الکل، مصرف مواد مخدر و استعمال دخانیات رابطه ای منفی دارند (رو و ونگ ،2006؛ بایرز و همکاران و 2004؛ استوارت ، 2001). برای مثال، نتایج پژوهش کوک (2004) نشان می دهد که عقاید مذهبی و معنوی در افراد معتاد کمتر است.
ریچارد و همکاران (2000) در پژوهش خود در افراد معتاد دریافتند افراد مصرف کننده مواد در زمانی که به باورهای مذهبی خود توجه می کنند، کیفیت زندگی بهتری دارند و افزایش شرکت در مراسم مذهبی و گروه های خودیاری هر کدام به طور مستقل به کاهش مصرف مواد در افراد معتاد منجر می شوند.
ساواتزکی، رانتر و چیو (2005) در مطالعه فراتحلیل خود اذعان می دارند که رابطه معنویت و کیفیت زندگی به صورت سیستماتیک تحت تاثیر عوامل تحقیق قرار می گبرد که به صورت کلی مدنظر قرار نمی گیرند، وجود اندازه تاثیر پذیری متوسط تقریبا در همه تجزیه تحلیل‌ها از میانگین‌ها دیده می شود. در 44 تحقیق از 59 تحقیق میزان همبستگی بیشتر از 10/0 گزارش شده است. علاوه بر آن، با وجود اندازه تاثیرپذیری غیر معنادار در طبقه بندی های کلی، میزان تاثیرپذیری میانگین مرتبط با هر کدام از زیرمجموعه های کیفیت زندگی بالاتر از .024 بودند. تجزیه تحلیل های بیشتر که از روش اوروین برای اندازه گیری ایمان_امنیت استفاده می کردند، در 151 تحقیق نشان دادند که میان معنویت و کیفیت زندگی همبستگی وجود ندارد، و ضروری است که میزان تاثیر پذیری را به10/0 کاهش دهیم. احتمال نتایج حاصل از 151 تحقیق میزان همبستگی نزدیک به صفر را بین معنویت و کیفت زندگی نشان داد که در مقایسه با تحقیقات دیگر کوچک به نظر می رسد. بر اساس نتایج این تحقیقات، ما نتیجه می گیریم که رابطه میان معنویت و کیفیت زندگی بر اساس تعاریف کوهن (1988)متوسط بوده است.
رابطه متوسط میان کیفیت زندگی و معنویت از چهارچوبهای تئوریکی که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته اند و در انها معنویت به عنوان یک مفهوم که در ارتباط با کیفیت زندگی مجزا می ماند حمایت می کند. به عبارت دیگر، رابطه میان معنویت و کیفیت زندگی در ان حد نیست که منجر شود ما نتیجه بگیریم معنویت و کیفیت زندگی دو مفهوم مشابه هستند و با هم همپوشی دارند. چهارچوب ارائه شده با چهار چوب رایج در مورد کیفیت زندگی که در ان معنویت یک واژه هم پوش است و در زیر چتر چند جانبه کیفیت زندگی قرار می گیرد متضاد است.
نتایج این تحقیقات از مدل تئوریکی به دلایل مختلف حمایت نمی کند. اولین دلیل این مربوط به میزان تاثیرگذاری می شود. این میزان 0.34 است که ثابت می کند همپوشی معنایی میان کیفیت زندگی و معنویت کمتر از 12درصد است .دلیل دوم به میزان واریانس در توزیع اولیه تاثیر اندازهگیری مربوط می شود. که نشان می دهد رابطه میان معنویت و کیفیت زندگی با وجود عوامل دیگر در حد متوسط است.واریانسی که تنها توسط کیفیت زندگی و معنویت قابل تفسیر است ، تا حدی تحت تاثیر عوامل دیگر قرار می گیرد.به عبارت دیگر، تاثیر عوامل مداخله گر در معنویت یک فرد می تواند از تاثیر این عامل بر کیفیت زندگی یک فرد متفاوت باشد.در کل، نتایج از این اصل حمایت می کنند که معنویت به عنوان پدیده ایی خاص دیده می شود که از دیگر پدیده های مرتبط با کیفیت زندگی مجزا می ماند.
با وجود حمایت تجربی از رابطه متوسط میان معنویت و کیفیت زندگی، طبیعت این رابطه مبهم باقی می ماند. اندازه تاثیرپذیری در حد زیادی در سنین ،جنسیت و قومیت های متفاوت یکسان باقی می ماند.اگرچه این نتایج به علت ناتوانی در به وجود اوردن متغیر های متفاوت مرتبط با ویژگی های مرم شناسی قطعی نیست.و بسیاری از اطلاعات مرتبط با مردم شناسی را در مطالعات اولیه از دست داه است.در انتقاد به تحقیق اخیر، اسلوان و دیگران (1999) نیاز به وجود عوامل کنترل کننده مردم شناسی، عوامل اجتماعی ، و عوامل رفتاری را در بررسی هر گونه تاثیر معنویت به ساختارهای مرتبط با سلامت ، اظهار می کند.انها معتقدند عدم توانایی کنترل این عوامل می تواند منجر به سوع گیری در نتیجه میزان این همبستگی شود(ساواتزکی، رانتر و چیو، 2005).
در تحقیق بریتبارت (2005) 134 نفر از 161 نفر از نجات یافتگان سرطان سینه اعلام کردند که اعتقادات معنوی دارند اکثر انها به اهمیت معنویت در زندگی خود و به عنوان راهی برای مقابله با سرطان اشاره کردند. اگرچه 81 نفر(72 درصد ) انها فعالیت های معنوی واقعی داشتند. این زنان از قومیت‌های مختلف و مذاهب متفاوت بودند‌. این نشان می‌دهد که معنویت مسأله‌ایی شخصی است و این که فرد چگونه معنویت خود را در مقابل مذهب سازمان یافته‌ایی که نوع معنویت او را تعیین می کند درک می‌کند. این تحقیق نشان می‌دهد که زنان از قومیت‌های مختلف و پیش زمینه مذهبی مختلف بیشتر در مفاهیمی مانند معنویت و نگرانی‌های مذهبی نقطه اشتراک دارند تا نقطه تضاد. مفاهیمی کلی مانند پذیرش، تغییر دیدگاه خود و دیگران، دریافت آرامش از خدا و یک قدرت برتر و عمق بخشیدن به ایمان خود میزان تفاوتهای مذهبی و قومی را بیشتر می‌کند.
نتایج مطالعه جانستون، فرانکلین، یون، بوریس و شیگاکی (2008) هم در بررسی 154 بیمار دارای سابقه سکته قلبی، نشان می‌دهد که اعتقادات معنوی خاصی و نه اعتقاد به یک مذهب خاص می‌تواند سلامت جسمانی بیشتری را برای بیماران دچار سکته فراهم کند. اگرچه نه اعتقادات معنوی و نه تمرین‌های مذهبی خاصی به سلامت جسمانی بیمار دچار سکته کمک نمی‌کند
دانهور، کراوفورد، فارمر و آویس (2009)در تحقیق بر زنان جوان مبتلا به سرطان سینه مانند دیگر مطالعات دریافتند که راهکارهای مقابله‌ایی در طول زمان تغییر می‌کنند. جست و جوی حمایت‌های اجتماعی، معنویت، حفظ احساسات نسبت به خود آخرین راهکار مقابله‌ایی بودند و استفاده از آن‌ها در طول زمان کم می‌شد. مطالعات ما همچنین ارتباط هم زمان میان راهکارهای مقابله‌ایی و کیفیت زندگی را مورد تأیید قرار می‌دهند. مخصوصاً کیفیت بالاتر زندگی به استفاده بیشتر از راهکارهای مقابله‌ایی بستگی دارد.(اویس و دیگران 2005، لازاروس و فلکمن 1984 مک کوئل و دیگران 1999)با وجود تجربیات جدید و مشکلاتی که زنان جوان مبتلا به سرطان تجربه می‌کنند، راهکارهای مقابله‌ایی که آنها به کار می‌برند با راهکارهای مقابله‌ایی زنان دیگر مبتلا به سرطان تفاوتی ندارد.(کارور و دیگران 1993، کالور و دیگران 2002).
در مطالعه دیگری، 175 بیمار سرطان سینه در یک تحقیق طولی در مورد ادامه زندگی شرکت کردند. زنان مصاحبه‌های کمی و یک پرسشنامه چندگانه در مورد کیفیت زندگی- معنویت- حمایت اجتماعی و شرایط روحی را تکمیل کردند.
نتایج نشان داد که 81 درصد زنان دعا می‌کردند. میان دعاکنندگان و کسانی که دعا نمی‌کردند از نظر روانی- حمایت اجتماعی-کیفیت زندگی تفاوت معناداری یافت نشد. دعاکنندگان تنها از نظر روحی در موقعیت بهتری قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که دعاکنندگان نسبت به دیگر گروه-توانایی بیشتری داشتند که از تجربیات سرطان خود دریافتهای مثبت داشته باشند. مصاحبه‌ها نشان داد که دعاکنندگان اکثراً امریکایی افریقایی یا اسیایی از مذاهب کاتولیک و پروتستان بودند. دعاها شامل درخواست- تمجید و حفظ آرامش می شد.بعضی از زن‌ها عنوان کردند که دعا کردن برای خود را کاری دشوار می‌دیدند.
در حالی که تفاوت کمی از نظر معیار های استاندار چون کیفیت زندگی-حمایت اجتماعی-و شرایط روحی بین دعاکنندگان و کسانی که دعا نمی کنند مشاهده نمی شود. مصاحبه ها نشان داددند که گروههای اقلیت مذهبی در دعا کردن احساس ارامش بیشتری داشتند و احساس نزدیکی بیشتری به خدا حس کردند. انها نسبت به دیگر گروه زنان احساس بخشش و محبت بیشتری داشتند (لوین، آویو، اوینگ و آیو ،2009).
از دیگر مطالعات صورت گرفته در این زمینه، می توان به پژوهش روهیم ، گرینبرگ و سیترم (2010) اشاره کرد. این محققان به بررسی نقش التزام خود انتخابی نسبت به گروه درمانی معناگرایانه بر کفایت خود، کیفیت زندگی و امیدواری پرداختند. نتایج نشان داد گرایش به درمان معناگرایانه گروهی با افزایش کفایت فردی، کارکرد اجتماعی مطلوب و کاهش علائم اختلالات روانی در بیماران مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی همراه است. این در حالی است که دو گروه بیماران دارای گرایش و بدون

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درمورد اختلالات روانی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu