پایان نامه ارشد درمورد 
تغییرات آب و هوایی

پایان نامه ارشد درمورد تغییرات آب و هوایی

دانلود پایان نامه

پوشیده شده و قابلیت سکونت را دارد اما در سمت دیگر آن قلمرو حاکمیتی دولت ها واقع گشته و جمعیت انسانی زندگی می کنند. عمده توسعه استقرار و کاربرد نیروها و تسلیحات متعارف در شمالگان به دلیل تغییرات آب و هوایی و اختلافات سرزمینی بر سر منابع غنی بوده است.از بین دولت های شمالگان چهار دولت روسیه،ایالات متحده آمریکا،کانادا و دانمارک عمده ترین سرمایه گذاری ها را به منظور در اختیارداشتن جدیدترین سیستم های تسلیحاتی متعارف در سالیان اخیر به خود اختصاص داده اند.البته دولت های شمالگان از چندی پیش مبادرت به تاسیس شورایی موسوم به شورای شمالگان متشکل از پنج دولت ساحلی شمالگان یعنی کانادا،دانمارک،ایالات متحده، ،روسیه،نروژ به همراه سه دولت فنلاند ایسلند و سوئد به منظور بررسی موضوعات دولت های عضو و مردم بومی نموده اند.نخستین گام به منظور تشکیل شورای شمالگان در سال 1991 رخ داد که به موجب آن،هشت دولت شمالگان راهبرد حفاظت از محیط زیست شمالگان را به امضاء رسانیدند. به موجب اعلامیه 1996 اتاوا شورای شمالگان به عنوان مجمعی برای ترویج همکاری،هماهنگی و تعاملات میان دولت های شمالگان با مشارکت مردم بومی شمالگان در زمینه های توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست تاسیس شد.موضوع کاربرد تسلیحات متعارف در شمالگان پس از 2007 میلادی که روسیه پایگاه دریایی خود را در شمالگان تاسیس نمود؛ مورد توجه قرار گرفت..روسیه در سال 2009 مبادرت به انتشار اولویت های سیاست دولت فدراسیون روسیه در شمالگان تا سال 2020 و فراتر از آن نمود.این راهبرد شش صفحه ای متشکل از شش اولویت روسیه در شمالگان یعنی توسعه اقتصادی-اجتماعی،امنیت نظامی،امنیت زیست محیطی،فناوری ها و ارتباطات اطلاعاتی،دانش و فناوری و همکاری بین المللی می شود.در این سند در ماده شش ذکر شده است که دولت روسیه به منظور جلوگیری از قاچاق از هر نوع،تروریسم ،مهاجرت غیرقانونی و همگرایی سیستم های کنترل در مرزهای زمینی و دریایی خود؛حق خود می داند که از تسلیحات مجاز(متعارف) در شمالگان استفاده کرده و بدین منظور نیز اقدام به ایجاد واحدهای نظامی خاص در این منطقه می نماید.دیگر دولت های شمالگان نیز به همین ترتیب،صلاحیت هایی را برای خود در زمینه استقرار نیروهای مسلح متعارف و کاربرد تسلیحات قایل شده اند از جمله بر مبنای سند راهبرد عالی شمالگان دولت نروژ در سال 2006 که توسط سند گام بعدی در راهبرد شمالگان نروژ در سال 2009 تکمیل شده است؛دولت نروژ حق خود می داند که به منظور توسعه و حفاظت از محیط زیست،مقابله با ماهی گیری غیرقانونی و همکاری های بین المللی،نیروهای مسلح متعارف خود را در بخش هایی از شمالگان (فراتر از قلمرو صلاحیتی خود) مستقر نماید.با این حال،دولت نروژ تاکید نموده است در صورتی که منافع عالیه این کشور در شمالگان به ویژه در زمینه منافع اقتصادی آن به خطر افتد، توسل به نیروهای نظامی و کاربرد تسلیحات غیر از موارد گفته شده،یکی از گزینه های ان خواهد بود.در سال 2003،کمیسیون دفاعی دانمارک تشخیص داد که هیچ تهدیدی علیه این کشور از ناحیه شمالگان وجود ندارد و بنابراین به جز ایجاد گشت های متحرک نظامی به منظور مقابله با نقض قوانین و منافع دانمارک اقدامی نظامی را انجام نخواهد داد.با این حال بر طبق موافقت نامه دفاعی 2005-2009 این کشور،سه فروند زیردریایی دانمارکی در آب های تحت صلاحیت این کشور در شمالگان مستقر شدند.به دنبال انتشار گزارش کمیسیون دفاعی دانمارک مبنی بر انکه ذوب شدن یخ های قطبی شمالگان یک خطر امنیتی برای این کشور تلقی شده و لازم است اقدام نظامی در این زمینه انجام گردد؛دولت دانمارک یک برنامه نظامی برای دوره زمانی 2010-2014 ترسیم نمود که تا حدود زیادی شبیه روسیه بوده و با تلفیق دو یگان فرماندهی گرینلند و فارو، به استقرار ساختار فرماندهی نظامی واحد شمالگان دانمارک به منظور اجرای عملیات نظامی در سرتاسر شمالگان پرداخته است.هم چنین این سند،بر ضرورت بکارگیری کشتی های نگهبانی بزرگتر برای منطقه گرینلند و شمالگان و کشتی های نظامی که قابلیت حمل بالگردها را داشته باشند تاکید نموده است. با این حال،در این سند صحبتی از تهدیدات نظامی و امنیتی به دانمارک نشده و حتی بالعکس،دانمارک نیروهای مسلح خود را در شمالگان کاهش داد به طوری که شمار تانک های لئوپارد 2 از 57 به 34 ،شمار هواپیماهای عملیاتی از 48 به 30و شمار کشتی های نظامی از 4 به 3 کاهش پیدا نمود.کانادا به دلیل اختلافات سرزمینی خود با دانمارک بر سر جزیره کوچک هانز و توسعه صلاحیت روسیه به فلات قاره مشترک دو کشور در سال های اخیر؛از سال 2007 به ایجاد نیروهای واحد دریایی و هوایی و حتی انجام رزمایش های نظامی در شمالگان پرداخته است.راهبرد نظامی کانادا در زمینه استقرار و کاربرد نیروها و تسلیحات متعارف در شمالگان را می توان به طور عمده در سند راهبرد شمالی کانادا،شمال ما،مراث ما،آینده ما؛بیانیه راجع به سیاست خارجه شمالگان کانادا و راهبرد اول دفاعی کانادا ملاحظه نمود.نخستین جمله در هر یک از این سه سند آن می باشد که ((شمالگان برای هویت ملی کانادا،اساسی می باشد.)) و از این رو ،اعمال حاکمیت کانادا در شمالگان هدف اولیه شناخته شده است.از این رو،این سند بر لزوم افزایش فعالیت نظامی کانادا از جمله استقرار و کاربرد نیروها و تسلیحات متعارف در این منطقه تاکید می ورزد.این سند استقرار و کاربرد نیروها و تسلیحات متعارف کانادا در شمالگان را به منظور ((ترویج توسعه اقتصادی و اجتماعی؛حمایت از میراث زیست محیطی کانادا و بهبود حاکمیت کانادا بر بخش شمالی آن)) توجیه نموده است. سند دفاعی کانادا انجام عملیات نظامی و انتظامی روزانه داخلی و قاره ای را از وظایف نیروی مسلح متعارف خود در شمالگان می داند.با وجود افزایش سرمایه گذاری نظامی ایالات متحده بر روی استقرار و کاربرد نیروهای مسلح متعارف خود در شمالگان،اما سهم آن از این نظر به اندازه سایر دولت های شمالگان نبوده و گاه از دولت ایالات متحده به دلیل عملکرد بی میلانه خود در این منطقه به ((دولت بی میل شمالگان)) یاد می شود.توجه نظامی ایالات متحده به شمالگان به طور عمده از ژانویه 2009 و به دنبال صدور دستور اجرایی جرج دبلیو بوش،رییس جمهوری وقت این کشور آغاز شد.این سند که از آن به عنوان نخستین سند جامع ایالات متحده درباب شمالگان یاد می گردد مسایل مختلفی را از حفاظت از محیط زیست و حمل و نقل دریایی تا لزوم توسعه استقرار نیروها و تسلیحات متعارف ایالات متحده در شمالگان بیان داشته است. از نظر بعد نظامی،در این سند تصریح شده است که : ((ایالات متحده از منافع گسترده و بنیادین ملی در منطقه شمالگان برخوردار بوده و آماده است تا برای تضمین این منافع به صورت مستقل یا در همراهی با سایر دولت ها عمل نماید.این منافع شامل موضوعاتی از جمله دفاع موشکی و هشدار زودرس،بکارگیری سیستم های دفاعی هوایی و دریایی برای حمل و نقل دریایی،بازدارندگی راهبردی ،حضور دریایی ،عملیات امنیت دریایی و تضمین آزادی دریانوردی و پرواز می گردد.)). با وجود این اما همان طور که گفته شد حضور و فعالیت نظامی متعارف ایالات متحده در شمالگان و بالتبع ان بکارگیری تسلیحات متعارف در این منطقه نسبت به دولت های دیگر شمالگان محدودتر می باشد تا آن جا که در گزارش نیروی دریایی ایالات متحده به کنگره این کشور در مورد برنامه درازمدت برای کشتی های جنگی در سال مالی 2011،منطقه شمالگان به عنوان یک منطقه اولویت دار از باب حضور و فعالیت کشتی های جنگی ایالات متحده ذکر نشده بود.با این حال بر طبق گزارش دیگری به کنگره ایالات متحده راجع عملیات شمالگان و عبور شمال غربی ،اظهار شده است که : ((تغییرات آب و هوایی در شمالگان از نظر علمی شرایط را به نحوی تغییر می دهد که بر منافع و اهداف ملی امنیتی ایالات متحده در این منطقه در طول زمان تاثیر می گذازد.))از این رو در این گزارش تاکید بر افزایش بکارگیری فعالیت متعارف و تسلیحات متعارف ایالات متحده آمریکا در این بخش شده است.مجموع این بحث ها نشانگر آن می باشد که یک رژیم حقوقی بین المللی محوری به مانند قطب جنوب بر شمالگان حاکم نبوده و در این زمینه هر یک از دولت ها بر مبنای راهبردها و اسناد داخلی خود عمل می نمایند ضمن آنکه در مواردی که بکارگیری تسلیحات متعارف توسط دولت ها مشخص شده است؛این موارد به شدت با هم مغایر است به طوریکه در حالی که دولت نروژ از جمله بر جلوگیری از ماهی گیری غیرقانونی در توجیه بکارگیری تسلیحات متعارف توسط نیروهای مسلح خود استناد می نماید اما روسیه و کانادا بر زمینه های امنیتی در این زمینه بیشتر متمرکز می شوند.با این حال باید گفت که تغییرات آب و هوایی و منافع دولت های شمالگان در فلات قاره های مشترک در سالیان اخیر موجب شده است که بکارگیری تسلیحات متعارف در شمالگان افزایش یابد.

گفتار دوم:ارزیابی کاربرد تسلیحات متعارف در فضای ماورای جو

کاربرد تسلیحات متعارف در فضای ماورای جو نیز یکی دیگر از مسایل مهم حقوقی بین المللی به ویژه در عصر حاضر که رقابت های تسلیحاتی فضایی بین دولت ها و حتی بخش خصوصی شدت گرفته است تلقی می شود.در این زمینه البته بایستی مقررات بین المللی سنتی حاکم بر فضای ماورای جو یعنی معاهده فضای ماورای جو به همراه چهار سند بین المللی موافقت نامه نجات،کنوانسیون مسئولیت،کنوانسیون ثبت و موافقت نامه ماه را به عنوان پنج سند بنیادین حاکم بر حقوق بین المللی فضای ماورای جو ذکر نمود. ریشه غیرنظامی کردن فضای ماورای جو را باید در اصل حسن همجواری در حقوق بین الملل دانست.در سطح بین المللی،این اصل بدین معناست که نمی توانند از قلمرو یا منابع تحت کنترلشان به منظور آسیب قابل توجه به محیط زیست سایر کشورها یا مناطقی خارج از حدود صلاحیت ملی بهره ببرند.این اصل در رای صادره دیوان بین المللی دادگستری در قضیه تنگه کورفو و رای دیوان دائمی داوری در قضیه تریل اسملتر نیز در زمینه حفاظت از محیط زیست مورد توجه قرار گرفته است
بند اول: شیوه های عمده کاربرد تسلیحات متعارف در فضای ماورای جو:

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

علی رغم ممنوعیت کاربرد انواع تسلیحات کشتار جمعی در فضای ماورای جو،اما در مورد کاربرد تسلیحات متعارف خلاء و چالش های اساسی وجود داشته و دولت ها به ویژه دولت های دارای توان قدرتمند فضایی به خوبی از این فضا استفاده کرده و آن را به محلی برای کاربرد و آزمایش تسلیحات متعارف تبدیل نموده اند. شیوه های عمده کاربرد تسلیحات متعارف در فضای ماورای جو به دو صورت عمده انجام تحقیقات و آزمایشات فضایی و کاربرد مستقیم تسلیحات متعارف می باشد که در ذیل بدان پرداخته می شود.
1-انجام تحقیقات و آزمایشات تسلیحاتی فضایی:
پس از پایان جنگ جهانی دوم،رقابت تسلیحاتی در راستای دستیابی به توازن قدرت همواره در دستور کار دو ابرقدرت(شرق و غرب) بوده است. یکی از حوزه هایی که توجه آنها را به خود معطوف کرد،فضای ماورای جو بود که در مدت کوتاهی انواع تسلیحات متعارف و غیرمتعارف در آن مستقر شد. با این حال،پس از پایان جنگ سرد و پدید آمدن قدرت های نوظهور در صحنه روابط و سیاست بین المللی همچون چین،روسیه و برزیل به تدریج عرصه فضایی از انحصار دو ابرقدرت فوق الذکر خارج شده و میدان تاخت و تاز دولت های بیشتری گشت. در زمینه کاربرد تسلیحات متعارف مهم ترین اصل،اصل عدم توسل به زور است که در زمینه فضا نیز جاری بوده و عدم اشاره به آن در منشور دال بر عدم اجرای مقررات منشور نسبت به آن نمی گردد. در زمینه کاربرد تسلیحات متعارف در عرصه فضایی چندین معاهده بین المللی است که به اسناد بین الملل حقوق فضا معروف است . این استاد عبارتند از : . اصولا کاربرد تسلیحات متعارف در سطح فضایی به دو هدف عمده آزمایش و تحقیقات فضایی و هم چنین متوسل شدن به زور و جنگ های فضایی صورت می پذیرد. بدیهی است در هر مورد نظام حقوقی بین المللی جداگانه ای حاکم می باشد و در این بخش نیز به این دو نظام متفاوت بین المللی پرداخته خواهد شد.تحقیقات فضایی در فضای ماورای جو را می توان به دو بخش نظامی و غیرنظامی تقسیم نمود.با این حال،نخست به تاثیر اصول بین الملل حاکم بر فضای ماورای جو بر کاربرد تسلیحات متعارف می پردازیم و سپس به بحث تحقیقات فضایی و کاربرد تسلیحات متعارف خواهیم پرداخت.
2-کاربرد عملی تسلیحات متعارف در فضای ماورای جو
ارتباط استفاده از تسلیحات در فضای ماورای جو و حفاظت از محیط زیست فضایی به طور کلی نخستین بار در رای مشورتی دیوان بین المللی در تسلیحات هسته ای مورد توجه قرار گرفت: ((دولت ها موظفند تا ملاحظات زیست محیطی در تعقیب اهداف مشروع نظامی خود در زمانی ارزیابی این که (هدف) مشروع و ضروری است به حساب آورند.احترام به محیط زیست یکی از عناصری است که در ارزیابی این که اقدامی در تطابق با اصول ضرورت و تناسب است مورد لحاظ قرار می گیرد.))در این زمینه یازده اصل مرتبط با استفاده از منابع انرژی هسته ای در فضای ماورای جو بوسیله مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دسامبر 1992 که بوسیله کمیته استفاده های صلح آمیز از فضای ماورای جو تهیه شد به تصویب رسید.به منظور به حداقل رسانیدن میزان مواد رادیواکتیو در فضا،اصل 3 این قطعنامه مقرر می دارد که استفاده از منابع انرژی در فضا می بایست محدود به آن فعالیت هایی گردد که نمی تواند به شیوه ای مستدل بوسیله منابع غیرهسته ای تامین گردد.به منظور این هدف،اصول مزبور اهداف کلی حفاظت و ایمنی رادیو اکتیو از جمله الزام دولت ها به این که خطرات در شرایط قابل پیش بینی عملیاتی می بایستی در محدوده سطوح مورد پذیرش بین المللی حفظ شود و یا این که مواد رادیو اکتیو نباید منجر به آلودگی قابل توجه فضای ماورای جو گردند مقرر شده است.در کنار این التزامات فنی نیز به منظور بکارگیری مواد هسته ای در فضا پیش بینی شده است که اورانیوم با سطح خلوص بالا -235 باید استفاده شود
چالش دیگر در زمینه معاهده فضای ماورای جو است که تنها شامل دو دسته از فعالیت دولت ها یعنی استفاده و بهره برداری از فضا می گردد و سایر قعالیت های دولت ها اعم از تولید،تملک را در بر نمی گیرد.از سوی دیگر برخلاف تلقی عمومی،مقررات کنترل تسلیحات بر اساس معاهده 1967 ماورای جو تنها شامل اجرام سماوی شده و سایر مناطق فضایی را در بر نمی گیرد.بدین منظور در فوریه سال 2008 میلادی،دولتین روسیه و چین یک طرح مشترک به کنفرانس خلع سلاح سازمان ملل متحد موسوم به معاهده پیشگیری از استقرار تسلیحات در فضای ماورای جو و تهدید یا استفاده از زور بر ضد اجرام فضایی ارائه دادند. در ماده یک آن تحت عنوان تعریف سلاح های ماورای جو پیش بینی شده بود که سلاح ماورای جو ((هر گونه وسیله ای در فضای ماورای جو بر اساس هر گونه اصل فیزیکی است که اختصاصا برای نابودی، آسیب یا مختل کردن عملکرد معمول اجرام در فضای ماورای جو،بر روی زمین یا فضای اتمسفر و یا برای از بین بردن یک جمعیت یا زیست کره که برای بشریت مهم می باشد یا متحمل نمودن خسارت بر آنها تولید یا انحراف پیدا نموده باشد.)) در کنار پیشنهاد برای تصویب این معاهده،می توان به طرح انجمن بین المللی توسعه امنیت فضایی موسوم به((یک ایکائو برای فضا ))برای ایجاد یک سازمان بین المللی مشابه سازمان بین المللی هوانوردی کشوری(ایکائو) در فضا به هدف اصلی نظارت بر ساخت،توسعه و تجهیز اجرام فضایی که با حداقل معیارهای امنیتی و زیست محیطی تطابق داشته باشند با استقبال چندانی مواجه نشده است.در کنار این می توان به تشکیل گروه کارشناسان دولتی سازمان ملل متحد راجع به شفافیت و اقدامات اعتماد ساز، که توسط مجمع عمومی در اجلاس 64 ام خود به درخواست دبیرکل ملل متحد به تصویب رسید و هدف از آن کاهش رقابت های تسلیحاتی دولت ها در عرصه فضا است اشاره نمود. ،هم اکنون هیچ معاهده بین المللی که به طور خاص استفاده از تسلیحات در فضای ماورای جو را

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درباره طلاق
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

پاسخی بگذارید

بستن منو