پایان نامه ارشد رایگان درمورد
حق مالکیت، قانون مدنی، نوع مالکیت، رفق و مدارا

پایان نامه ارشد رایگان درمورد حق مالکیت، قانون مدنی، نوع مالکیت، رفق و مدارا

دانلود پایان نامه

هم ماده 43 قانون مدنی در مورد سکنی می گوید: «اگه حق انتفاع عبارت از سکونت در مسکنی باشه، سکنی یا حق سکنی نامیده می شه و این حق ممکنه به راه عمری یا به راه رقبی باشه.» در عقد وقف حق انتفاع به طور مؤبد واسه صاحبان حق برقرار می شه و به خاطر این رابطه مالک اصلی هم با ثروث موقوفه قطع می شه. عقد وقف به خاطر اهمیت خاصی که از نظر اجتماعی داره، یکی از عقود معینه.33 در فقه امامیه وقف این اینجور تعریف شده: «هو تحبیس الاصل و گفته المنفعه»34 ماده 55 قانون مدنی ترجمه همین تعریف در فقه هست. طبق این ماده: «وقف عبارته از اینکه عین ثروث حبس و منافع اون تسبیل می شه.» منظور از حبس، منع از نقل و انتقال عین ثروث هست، بطوریکه نه مالک سابق و نه موقوف علیهم حق ندارن ثروث رو به دیگری منتقل کنن. چون مقصود از وقف انتفاع همیشگى موقوف علیهم از ثروث موقوفهه و بدین جهت هم اون رو وقف نامیده ان، چون که کلمۀ وقف به معنای ایستادن و آروم گرفتن35ه. یعنی وجه تسمیه وقف اینه که وقتی پولی وقف می شه، دیگه نمی میتونه مورد معامله ای قرار بگیره و از هرگونه عقدی باز می ایستد. منظور از تسبیل منافع هم واگذارى منافع در راه خداوند و امور خیریه اجتماعى هست.36
حال پس از توضیحی کوتاه در مورد حق انتفاع باید بگیم که بیان فرق حق انتفاع با مالکیت توضیح واضحاته، بنابر این ما اینجا به همین نکته بسنده می کنیم که مالکیت و حق انتفاع از دید تصرفات حقوقی و مادی با همدیگه تفاوتهای فاحشی دارن. از طرفی مالک میتونه هرگونه تصرف حقوقی که منافاتی با حق انتفاع نداشته باشه در عین ملک خود بکنه، بنابراین مالک میتونه ملک خودشو با رعایت حق منتفع بفروشه و یا اون رو پس از انقضاء مدت حق انتفاع (در رقبی) به اجاره یا صلح یا … واگذار کنه در حالیکه منتفع نمی میتونه حق انتفاع رو به دیگری منتقل کند. وسعت دایره اختیارات مالک عین، خیلی بیشتر از صاحب حق انتفاع هست. هم اینجور در مورد مالکیت منافع که بیشتر با عنوان عقد اجاره متصوره، حقوق دانان معمولا به طور روشن گفته ان که با حق انتفاع فرق داره. یکی از ایشان در این مورد می گوید: «فرق حق انتفاع با مالکیت منافع در مورد اجاره اینه که در مورد گذشته منافع مدت اجاره در اثر عقد در ملکیت مستأجر در میاد و ذرات منافع در ملکیت مستأجر تولید می شه ولی در حق انتفاع منافع در ملک مالک عین حاصل می شه و منتفع حق انحصاری بهره ورداری از اون رو داره.»37 یکی دیگه از حقوق دانان هم در این مورد با بیانی به همین درون مایه می گوید: «بین مالکیت منافع و حق انتفاع شباهت زیاد هست. ولی از نظر ماهوی و عملی نباید اون دو رو برابر شمرد: در مالکیت منافع، لحظه ها و ذره های منفعت در ملک صاحب اون به وجود میاد. ولی در حق انتفاع، منفعت به مالک عین تعلق داره و در ملک اون هم به وجود میاد و صاحب حق فقط میتونه از اون منتفع شه.(ماده 40 قانون مدنی) واسه مثال، در اجاره، مستأجر در اثر عقد مالک منافع عین مستأجره می شه، و طبق قانون میتونه اون رو به دیگری منتقل کند. ولی در حق سکنی، صاحب حق مالک منافع نیس تا حق تصرف در اون رو داشته باشه.»38 علاوه بر اینا از طرف دیگه میشه گفت مننفع نمی میتونه از ثروث موضوع حق انتفاع، استفاده مادی خارج از حد معمولی بکنه. طبق ماده 48 قانون مدنی: »منتفع باید از پولی که موضوع حق انتفاعه سوء استفاده نکرده و در حفاظت اون ظلم یا تفریط ننماید.» منتفع در بهره ورداری از ثروث محدود کردن هایی داره که در صورت نبود رعایت این محدود کردن ها مسئول ضرر وارده به ثروث هست. اما در مورد مالکیت، هرگونه استفاده مالک از ثروث خود بلامانع بوده و هیچ مسئولیتی گریبان گیر او نخواد بود مگه در مواردی که قانون استثناء کرده مثل مسئله تزاحم بین قانون تسلیط و
لاضرر.
ب) مقایسه با حق ارتفاق
ارتفاق مصدر باب افتعال از کلمه «رفق» (به فتح راء) به معنی مدارا هست و به این حق، ارتفاق گفته شده واسه اینکه مالک ملک باید با صاحب حق ارتفاق به رفق و مدارا رفتار کند و جلوگیری از استفاده اون ننماید.39 ماده 93 قانون مدنی بیان می داره: «ارتفاق حقیه واسه شخص در ملک دیگری.» پر روشنه که تعریف مزبور مانع اغیار نمی باشه چون شامل حقوق عینی دیگه هم می شه. حق انتفاع یا حقی که مرتهن در رهن غیر نقل شده بر وثیقه داره، حقیه که شخصی در ملک دیگری داره.40 بخاطر این در مرحله اول فکر می شه که حق انتفاع و حق ارتفاق تعریف یکسانی دارن، چون هر دوی اونا حق شخصی در ملک دیگری هستن. بنابر این برخی از حقوق دانان واسه رفع این عیب حق ارتفاق رو این گونه تعریف کرده ان: «حقیه که به باعث اون صاحب ملک به اعتبار مالکیت خود، میتونه از ملک دیگری استفاده کند.»41 در جای دیگه داریم که: «حق ارتفاق حق کسیه در ملک دیگری واسه کمال استفاده از ملک خود، اون طور که باغی در همسایگی خونه دیگریه و مالک باغ واسه مشروب نمودن درختان باغ خود، حق بردن آب از خونه همسایه داشته باشه.»42 حق داشتن در و شبکه به طرف ملک غیر و حق مجری و حق شرب و حق ناودان و حق عبور به طرف ملک دیگری نمونه هایی از حق ارتفاقه. کلی فرق حق انتفاع و حق ارتفاق اینه که 1) حق ارتفاق دائمیه ولی حق انتفاع جز در مورد حبس مؤبد و وقف موقتی هست. 2) حق ارتفاق مخصوص غیر نقل شده ذاتی (املاک و اراضی) می
باشه و حتی در اموال غیرمنقول حکمی و تبعی هم جاری نمی شه.43 در حالیکه ثروث موضوع حق انتفاع ممکنه نقل شده یا غیرمنقول باشه. 3) حق انتفاع در دارایی شخص منتفع حقی جداگونه و اصلیه و به خاطر این مثل بقیه حقوق پولی ممکنه به بقیه واگذار شه در حالیکه ارتفاق حق عینی تبعی و از فروع حق مالکیته و جدای از ملک قابل انتقال نیس.44 4) حق ارتفاق به سود ملک دیگری مقرر می شه و به خاطر این اون رو «ارتفاق ملکی» هم می نامند اما حق انتفاع به سود شخص مشخص مقرر می شه به خاطر این اون رو «ارتفاق شخصی» میگن.45 یعنی حق انتفاع واسه استفاده شخص منتفع برقرار می شه و حق ارتفاق به خاطر کمال استفاده از ملک به وجود می آید و قائم به ملکه. هرکی مالک زمین صاحب ارتفاق شه به تابعیت از حق مالکیت خود میتونه از اون استفاده کند و برعکس زمینی که ارتفاق بر اون مجبور شده، در دست هر که باشه وضع سابق خودشو از دست نمی دهد.46
با توجه به توضیحاتی که در مورد حق ارتفاق داده شد، فرق های این حق با حق مالکیت هم روشن شد. یکی از مهم ترین فرق های حق ارتفاق با حق مالکیت اینه که، ارتفاق حقی تبعیه که پیرو و فرع بر مالکیت هست. ارتفاق رو نمیشه از حق مالکیت جدا کرد و به دیگری انتقال داد. درحالیکه مالکیت حقی اصلی و مستقله و این گونه نیس که به دنبال ثروث دیگری بوجود بیاد.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوعنظارت قضایی، بازداشت موقت، قضاوت کیفری، آیین قضاوت کیفری

گفتار پنجم: انواع مالکیت به اعتبار اصالت و پیروی
یکی دیگه از عناوینی که استطراداً للباب در مبحث مالکیت به اون می پردازیم، بحث اصالت و پیروی در مالکیته. خاطر این استطراد اینه که گروهی فکر می کنند چون معدن، از توابع زمین به شمار می آید، بنابر این مالک زمین، مالک معدن هم می شه، برخلاف گروهی دیگه که معادن رو پیرو زمین ندانسته و بالطبع مالک زمین رو مالک معدن موجود در اون نمی دانند. اینجا دو نوع مالکیت اصلی و مالکیت تبعی آورده شده.
الف) مالکیت اصلی
همونطور که در گفتار اول گذشت، مالکیت «رابطه ایه که بین شخص و چیز مادى فکر شده و قانون اون رو معتبر شناخته و به مالک حق می ده که انتفاعات ممکنه رو از اون ببرد و کسى نتونه از اون جلوگیرى کند.»47 حال مالکیتی که شخص نسبت به پولی بی واسطه پیدا می کند، مالکیت اصلیه. توضیح اینکه اینجا منظور حقیه که مالک نسبت به خود شی داره. در مقابل مالکیت اصلی، مالکیت تبعی هست که با توضیح معنی مالکیت تبعی، معنی مالکیت اصلی هم روشن تر می شه.

ب) مالکیت تبعی
مالکیت تبعی رو در دو قسمت توضیح میدیم.
1. تعریف
درباره مالکیت تبعی میشه گفت مالکیت اموالی که از ملک، تولید شده یا بدست میان، مالکیت تبعیه. مالکیت اموال، نسبت به هر چیزی که از اون تولید بشه یا بدست بیاد، هم انتقال می کند.48 به بیان دیگه تعریف مالکیت تبعی بدین شرحه: «تملکی که پس پیروی از ثروث حاصل می شه، و این پیروی یا به اعتبار اینه که منافع یا محصول اون ماله و یا به اعتبار اینه که جزو اینه و جزو بودن هم یا پس اینه که پولی جزو ثروث دیگره مثل معدن که ً جزو و پیرو زمینیه که در اونجا واقع شده و یا پس عمل انسان و یعنی مصنوعا جزو اون شده مثل درختی که در زمین کاشته شده باشه.»49 یکی دیگه از حقوق دانان ایران در تعریف مالکیت تبعی می گوید: «یکی از نتایج مطلق بودن مالکیت اینه که این حق اختصاص به خود ثروث نداره و به تموم توابع و متعلقات و منافع حاصل از اون هم انتقال می کند. حقوقی رو که مالک بر نتیجه ها و متعلقات ثروث داره، از این دید که به پیروی از موضوع اصلی حق مالکیت ایجاد شده، در اصطلاح «مالکیت تبعی» می نامند.»50 ماده 32 قانون مدنی ایران هم از مالکیت تبعی سخن می گوید: «تموم ثمرات و متعلقات اموال منقوله وغیرمنقوله که یا پس عملی حاصل شده باشه بالتبع ثروث مالک اموال مزبورهه.» یکی از حقوق دانان زیر این ماده این گونه می نویسد: «این ماده از مالکیت تبعی بحث می کند. منافع و متعلقات اموال یا به طبع پدید میاد و یا به عمل آدمی؛ اولی مثل پشم گوسفند و علف خودرو در اراضی ملکی و معادن، دومی مثل اشجار که آدمی می کارد.»51
2. بررسی وضعیت پیروی معادن از زمین
اینجا باید توضیح دهیم که معادن، تبعاً جزئی از اجزاء زمین بوده تا مالک زمین، مالک معدن هم باشه یا نه؟ یکی از فقها در این باره می گوید: «إذا أحیا مواتا من الأرض فظهر فیها معدن ملکها بالاحیاء، و ملک المعدن الذی ظهر فیها بلا خلاف، لأن المعدن مخلوق خلقه الأرض فهو جزو من أجزائها»52 اگه کسی زمینی رو احیا کند و بعد در اون زمین، معدنی ظاهر شه، زنده کننده زمین، مالک معدن هم می شه، چون معدن مخلوق زمین و جزئی از اجزاء اون حساب می شه. هم اینجور فقهای دیگری هم هستن که به مطلب بالا اقرار داشتن.53 همانطورکه توجه می شه در متن بالا ادعای اجماع هم شده که خُب اینطور نیس و مخالفانی در این بحث دیده شده. (شاید تا زمان شیخ طوسی یا صاحب جواهر مخالفی نبوده)، بین حقوق دانان ایران هم در مورد مالکیت تبعی معادن آمدهه که: «معادن از اجزاء زمین حساب می شه خواه روی زمین باشه مثل سنگ نمک و خاک سرخ و گچ و امثال اون و یا در عمق زمین باشه مثل نفط»54 اما برخی دیگه فکر می کنند معدن جزو توابع زمین نبوده و نمی توا

مطلب مرتبط :   مقاله دربارهتامین پولی، فعالیتای فرهنگی، لیگ برتر فوتبال، لیگ برتر فوتبال ایران
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu