بررسی نسبت میان عقل و وحی در معرفت خداوند از منظر روایات اهل بیت علیهم السلام۹۳- قسمت ۲

بررسی نسبت میان عقل و وحی در معرفت خداوند از منظر روایات اهل بیت علیهم السلام۹۳- قسمت ۲

۳-۳- نیاز عقل به وحی در حوزه عقاید به ویژه در معرفت خدا ۴۴
۳-۴- نهی از کلام و ذم متکلم و تأمّلی در آن ۴۹
۳-۵- نتیجه گیری و طرح سوال ۵۳
فصل چهارم. کارکرد وحی در معرفت خدا ۵۴
۴-۱- مقدمه ۵۵
۴-۲- وحی،متذکر وجود خالق ۵۵
۴ـ۳ـ نفی تشبیه ۶۰
۴-۳-۱- نفی توصیف، تحدید و توهم ۶۴
۴-۳-۲- تباین ذات و صفات خالق و مخلوق ۶۷
۴-۴- معرفی خدا ۷۰
۴-۴-۱- معرفت مبتنی بر توصیف وهمی ۷۰
۴-۴-۲- معرفت مبتنی بر توصیف غیابی ۷۳
۴-۴-۳- معرفت مبتنی بر توصیف بالعقل ۷۴
۴-۴-۴- تبیین اسماء و صفات ۷۷
۴-۴-۵- معرفت فطری ۸۳
۴-۵- نتیجه گیری و طرح یک سوال ۸۸
فصل پنجم. کارکرد عقل در معرفت خدا ۸۹
۵-۱- مقدمه ۹۰
۵-۲- نگاهی به حقیقت عقل در روایات ۹۰
۵-۳- نگاهی به کارکردهای عقل در روایات ۹۳
۵-۳-۱- کارکردهای عقل نظری ۹۵
۵-۳-۲- کارکردهای عقل عملی ۹۷
۵-۴- نتیجه‌گیری ۱۰۰
فصل ششم. جمع‌بندی و نتیجه گیری ۱۰۱
۶-۱- نسبت بین عقل و وحی در معرفت خداوند ۱۰۲
۶-۲- پیشنهاد ۱۰۴
منابع فارسی و ترجمه ۱۰۵
منابع عربی ۱۰۸
مقدمه:
مسأله «عقل و وحی» و حوزه عمل و اعتبار هر کدام، از مسائل و دغدغه‌های فکری دیرینه اندیشمندان مسلمان بوده است. مسأله‌ای که به نزاع فکری عقل گرایان و نص گرایان تبدیل و موجب پیدایش دو مکتب اصلی اهل حدیث و اهل عقل و رأی گردید. کشاکشی طولانی و ریشه‌دار که در دوره‌های مختلف تاریخ به شکلی نمایان بوده است.[۱]
پی بردن به کارکردهای عقل و وحی و توانایی‌های هر یک از این دو و به تعبیری دیگر نسبت بین عقل و وحی یا رابطه میان این دو، موضوعی است که مولود این کشاکش‌ها و تنازعات بوده است. جستجوی این نسبت به ویژه در حوزه معرفت خداوند از آنجا که باور به خداوند و شناخت او ابتدایی‌ترین و اصلی‌ترین موضوع معرفت دینی است. از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد.
این پژوهش قصد آن دارد تا با بهره‌گیری از روایات اهل بیت علیهم السلام و بر اساس آنها نسبت میان عقل و وحی را در معرفت الاهی جستجو کند و در نتیجه کارکردهای متقابل عقل و وحی را روشن‌تر نماید. عقل در اندیشه شیعی بر اساس روایات اهل بیت علیهم السلام موهبتی الهی و حجتی درونی است که بخش مهمی از معتبرترین کتب روایی شیعه را به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر با مطالعه دسته ای از روایات در می‌یابیم که عقل دچار محدودیت و نیاز است و از این رو نیازمند به دستگیری و تعلیم وحی می‌باشد.
پژوهش حاضر ابتدا بر اساس روایات به موضوع حجیت و اعتبار عقل و آنگاه به محدودیت و نیاز عقل می‌پردازد و از آنجا وارد بحث کارکردهای وحی و عقل و در نهایت نسبت میان این دو خواهد شد.
در اینجا لازم است قبل از ورود به بحث به چند نکته کلی اشاره شود.
۱) با توجه به اینکه این پژوهش قصد دارد بر اساس روایات اهل بیت علیهم السلام به بررسی نسبت میان عقل و وحی در حوزه معرفت خداوند بپردازد، از پرداختن به آراء و اندیشه‌های اندیشمندان و بویژه از قضاوت و داوری در خصوص آن پرهیز شد و صرفاً در هر کجا که لازم بود و به ارائه بهتر بحث کمک می‌نمود، به نظریات علماء اشاره شد و یا در خلال بحث از آن استفاده گردید. روشن است که بررسی نسبت بین عقل و وحی از نظر اندیشمندان و علمای امامی و غیر امامی خود موضوع پژوهش‌هایی دیگر بوده و می‌تواند باشد.
۲) در این تحقیق سعی شد بحث از حوزه عقاید و به ویژه معرفت خداوند و به تعبیر دیگر توحید خارج نگردد.
۳) استفاده از منابع معتبر و نخستین روایی شیعه اصل کلی است که در این پژوهش نیز به آن توجه گردید و لذا عمدتاً سعی شد به منابع دست اول روایی رجوع شود و اگر روایتی در چند مجموعه و یا کتاب روایی نقل گردیده است به منبع معتبرتر ارجاع داده شود. همچنین روایاتی که از منابع معتبر فاقد اعراب نقل شده، به منظور حفظ امانت به همان شکل آورده شده‌اند.
۴) در مواردی که نیاز به استفاده از لغت‌نامه بوده است، سعی شده از میان لغت نامه ها و معانی موجود، مناسب‌ترین معنی انتخاب شود. (در متن تنها نام کتاب لغت ذکر شده و مشخصات کامل کتاب در فهرست منابع آورده شده است.)
۵) به منظور جلوگیری از حجیم شدن کم سود پژوهش از ترجمه روایات روان پرهیز گردید. ولی در خصوص روایات طولانی‌تر و یا مواردی که احساس شد نیاز به ذکر ترجمه است، از ترجمه‌های موجود استفاده و هر مورد با ارجاع مشخص گردیده است. در سایر مواردی که به منبع ترجمه اشاره نشده است (به خصوص در روایات فصل سوم)، ترجمه و یا شرح از نگارنده است.
۶) تلاش بر این بوده است که اصل ایجاز تا به آنجا که مخل معنی و دلالت نباشد رعایت گردد، از این رو از نقل روایات تکراری پرهیز شد.
فصل اول
کلیات
۱٫ کلیات
۱-۱- بیان مسأله و اهمیت تحقیق
از آغازین سده‌های شکل گیری اندیشه اسلامی بحث‌های عقل و دین و یا عقل و وحی، همیشه و تاکنون به اشکالی مطرح بوده است. اینکه جایگاه عقل کجاست و حدود اختیارات آن تا چه اندازه است بحثی کهن در تاریخ اسلام است. با تأمل در تاریخ تفکر اسلامی ملاحظه می‌شود که اغلب پاسخ‌های داده شده در یکی از دو سوی افراط و یا تفریط گرفتار است. اهل حدیث با گرایش نص‌گرایانه به دین در یک سوی این کشاکش و معتزله با عقل‌گرایی افراطی در سوی دیگر این جریان قرار می‌گیرند.
اهمیت این موضوع تا به آنجا است که مهمترین ویژگی جریان‌های فکری دوره‌های ابتدایی اسلام، در نگاه آنان به جایگاه عقل تعریف می‌شود. جریان‌ها یا مکتب‌های فکری دیگر همچون اشعری، ماتریدی و امثال آن نیز در شیوه برخورد با موضوع عقل، ماهیت مستقل پیدا کرده و شکل گرفته‌اند.
تقسیم‌بندی عقل به دو جنبه‌ عملی و نظری از آغاز در بین اندیشه‌های اسلامی به وضوح به چشم می‌خورد. دو مسأله اصلی کلام یعنی تشبیه و تنزیه و جبر و تفویض تجلّی این دو جنبه از عقل می‌باشند.
از میان همه فرق اسلامی، شیعه در قرون نخستین به دلیل وجود اهل بیت عصمت و طهارت(ع) تا حدود زیادی از این کشمکش‌ها در امان بوده است و بطور کلی دانشمندان شیعه در برخورد با موضوع عقل از اعتدال بیشتری بهره‌مند بوده‌اند. اما با گذشت زمان دو جریان عقل‌گرایی و نص‌گرایی به شکل آشکاری در کلام شیعی خود نمایی کرده است.
گرچه به برکت وجود اهل بیت (ع) شیعه امامیه هرگز گرفتار افراط‌ها و تفریط‌های اهل سنت در حوزه عقل و وحی نبوده است، اما گرایش به عقل و یا نص در میان علمای شیعه (همچون شیخ مفید و شیخ صدوق) و تفاوت دیدگاه‌ها به وضوح در آثار ایشان نمود کرده است. در طول تاریخ شیعه نیز این گرایش‌ها موجب شکل‌گیری بحث‌های کلامی زیادی در میان علمای شیعه بوده است (در این میان ورود فلسفه به جهان اسلام و نقش عقل در تکامل فلسفه اسلامی و نقش فلسفه در تکامل کلام اسلامی خود موضوعات دیگری است که نباید از آن غفلت شود). این گرایش‌ها به هر یک از دو سوی عقل و نص و یا عقل و وحی تا به امروز نیز ادامه داشته و می‌توان آن را از بحث‌های پر حرارت علمی در حوزه دین دانست.
شناخت جایگاه عقل و کارکردهای آن و نیز وحی و کارکردهای آن به ویژه در حوزه معرفت پرودگار، امر مهم و تعیین کننده‌ای در حوزه معرفت دینی است. چرا که اولین موضوع دین معرفت خداوند است. از سویی با توجه به منابع بسیار غنی معرفتی شیعه یعنی روایات خاندان عصمت و طهارت(ع)، کشف کارکرد های عقل و وحی و نسبت میان این دو در حوزه معرفت خداوند از منظر روایات، موضوعی است که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
۱-۲- پیشینه تحقیق
این پژوهش در قرن‌ها کشاکش اندیشه‌ها در حوزه عقل و دین و یا عقل و وحی ریشه دارد. معتزله در یک سو و نص‌گرایان (یا اهل حدیث) در سوی دیگر این مناقشه نمادی از هر یک از اندیشه‌های عقل‌گرایانه و نص‌گرایانه می‌باشند. آثار فلاسفه و متکلمان و نیز مفسران قرآن کریم و شارحان آثار ارزشمند اسلامی همواره تحت تأثیر این موضوع بوده است. از «شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید» تا «تهافت الفلاسفه محمد غزالی»، شروح مرحوم علامه مجلسی ذیل روایات «بحارالانوار» ، «شرح اصول کافی مرحوم ملاصدرا» و دیگر آثار اندیشمندان اسلامی مملو از ایده‌ها و اندیشه‌های ایشان حول موضوع عقل و دین (یا عقل و وحی) است. اما آنچه که در این تحقیق عامل برانگیزاننده و تشویق کننده بود، مطالعه آثاری همچون کتاب «مقام عقل» نوشته استاد محمد رضا حکیمی، کتاب «منزلت عقل در هندسه معرفت دینی» نوشته آیت الله جوادی آملی و کتاب «معرفت فطری خدا» و مقالات دکتر رضا برنجکار بود که هر یک به نوعی زمینه‌ساز این تحقیق بوده‌اند. همچنین مقالات «فروغ دین در فراق» عقل نوشته محمد تقی سبحانی، «عقل و عقلگرایی در فلسفه و قرآن» نوشته نفیسه امیری و دکتر عبدالحسین خسروپناه و مقالات دیگری از این دست که به مناسبت در این پایان نامه به آنها اشاره و یا از آنها استفاده شده است، همگی از پیشینه‌های این تحقیق به شمار می‌روند. در میان پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد هم می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱) عقل و گستره شناخت آن از دیدگاه امام علی علیه السلام در نهج البلاغه (زینب علی عسگری به راهنمایی محمد تقی سبحانی ـ دانشکده علوم حدیث)
۲) نقش و جایگاه عقل در تحصیل معارف اعتقادی (رضا رهنما به راهنمایی علی افضلی ـ دانشکده علوم حدیث)
۳) روش کلامی مؤمن الطاق در مواجهه با مکتب‌های کلامی هم عصرش (اکبر اقوام کرباسی به راهنمایی سید مصطفی محقق داماد ـ دانشگاه قم)
۴) بررسی رابطه عقل و دین از منظر مکتب تفکیک و نقد آن از منظر علامه و استاد جوادی آملی (عباس ایزدپناه به راهنمایی عسگر دیرباز ـ دانشگاه قم)
۵) قلمرو عقل و وحی از دیدگاه معتزله و نقد آن از منظر قرآن و حدیث (سید رسول هاشمی به راهنمایی محمد تقی سبحانی ـ دانشکده علوم حدیث)
آثار ذکر شده و آثار دیگری که در این حوزه ملاحظه گردید هر یک از منظری به موضوع پرداخته‌اند. تعاریف متعدد و متنوع از عقل، مراتب عقل، ویژگی‌های عقل و امثال این موضوعات در آثار و پژوهش‌های این حوزه امری متداول و رایج است ولی در آثار کمتری به کارکردهای عقل و وحی و نسبت آنها به ویژه بر اساس روایات اهل بیت (ع) پرداخته شده است، گرچه کتاب «مقام عقل» استاد حکیمی و کتاب «عقلانیت جعفری» ایشان تحت تأثیر دیدگاه حدیثی نوشته شده است، لیکن به نظر می‌رسد که لازم باشد پژوهشگران در این حوزه به پژوهش‌های بی‌تعصب به شکلی نظام‌مند اهتمام ورزند.
۱-۳- سوالات تحقیق
۱٫ منزلت و جایگاه عقل از منظر روایات اهل بیت علیهم السلام کجاست و آیا عقل و یافته‌های آن در حوزه معرفت خدا معتبر می‌باشد؟
۲٫ آیا عقل در حوزه معرفت خدا مستقل و مستغنی از وحی است یا نیازمند به آن؟
۳٫ کارکردهای وحی و عقل در حوزه معرفت الاهی چیست؟
۴٫ نسبت بین عقل و وحی در حوزه معرفت خدا را بر مبنای روایات چگونه می‌توان تعریف کرد؟
۱-۴- فرضیه های تحقیق
در ابتدای این پژوهش بامطالعه روایات اهل بیت(ع) فرضیاتی کلی در نظر بود که جریان تحقیق ضمن واضح و روشن کردن آن به تکمیل این فرضیات کمک نمود. اهم این فرضیه‌ها به شرح زیر می‌باشد:
۱٫ عقل در نگاه اهل بیت (ع) منزلت رفیع و مقامی پذیرفته شده دارد و تشخیص آن در حوزه معرفت خدا در محدوده ذاتی خود حجیت دارد.
۲٫ عقل محدود و نیازمند به راهنمایی و رمزگشایی وحیانی است و اشاره حضرت امیر (ع) در خطبه اول نهج البلاغه در عبارت «یثیروا لهم دفائن العقول» کاشف از این نیاز است.[۲]
۳٫ بر اساس روایات حوزه معرفت الاهی برای عقل، حوزه‌ای خطیر و ناشناس است و عقلاء بدون دستگیری وحی در این وادی در معرض خطا هستند.
۴٫ بر مبنای روایات بر اهل ایمان لازم است تا در معرفت خداوند به آنچه از وحی رسیده اکتفا نمایند و پای عقل خویش را از آن فراتر نبرند.[۳]
۱-۵- تعاریف اصطلاحات اصلی
۱-۵-۱- عقل:
عقل در لغت به معنای بند کردن و بستن است و در اصطلاح به نیرویی که آماده برای پذیرش علم است (مفردات الفاظ القرآن) و به نوری روحانی که نفس بوسیله آن علوم ضروری و نظری را ادراک می‌کند(مجمع البحرین)، گفته می‌شود.
منظور ما از عقل در این پژوهش، حقیقتی است که در روایات اهل بیت علیهم السلام از آن به حجت درونی تعبیر شده و در حوزه نظر آدمی را به عقاید درست و در حوزه عمل او را به اعمال نیکو رهنمون است، حقیقتی نورانی که عبادت پروردگار و کسب رضای او را حاصل می‌کند و مخاطب دعوت انبیاء الهی بوده و ثواب و عقاب الهی بر آن مترتب است.[۴]
۱-۵-۲- وحی:
راغب اصفهانی در مفردات، وحی را کلمه الهی و سخنانی که مبداء آن خداوند است و خطاب به اولیاء و پیامبرانش می‌باشد، می‌داند. از اینرو وحی را به چهار قسم تقسیم می‌کند: ۱) وحی یا رساندن از سوی جبرئیل به پیامبران، ۲) شنیدن کلامی از غیر جبرئیل (مانند آنچه به حضرت موسی (ع) در ابتدای نبوتش رسید، ۳) الهام به قلب و جان پیامبران، ۴) وحی به وسیله الهام به غیر از پیامبران. البته غالباً وحی در معنای آنچه که به پیامبران از سوی خداوند القاء می‌شود استعمال می‌شود(المصباح المنیر).
منظور ما از وحی در این پژوهش نص آیات قرآن کریم و قول پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت ایشان (علیهم السلام) است. به عبارت دیگر وحی شامل هر یک از دو ثقل قرآن کریم و عترت پیامبر (ص) است، چرا که فرمود: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی. بنابراین در تعبیر کلی‌تر وحی شامل قرآن کریم و قول معصومین (علیهم السلام) می‌باشد که گاهی از آن به نقل هم تعبیر شده است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *