دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی درباره 
مقابله با استرس

دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی درباره مقابله با استرس

دانلود پایان نامه

ث فشارزای زندگی را افزایش داده، بر سلامت فرد و رفتار وی تاثیر می گذارند.
اصول کلی واکنشهای استرس :
برای بررسی واکنشهای استرسی، سه سطح فیزیولوژیایی، روانی، و اجتماعی که با یکدیگر در تاثیر و تاثر متقابل اند مورد توجه قرار می گیرند: 1- در سطح فیزیولوژیایی، دفاعهای ایمن سازی بدن در برابر بیماریها، و مکانیزهای ترمیم آسیبهای بدنی مطرح می شوند. 2- در سطح روان شناختی، الگوهای سازشی آموخته شده و دفاعهای مربوط به حفظ “خود” از آسیب مورد بحث قرار می گیرند. 3- در سطح فرهنگی اجتماعی، ارتباط فرد با گروهای مختلف مانند خانواده، دوستان، واحدهای کار و موسسات مختلف بررسی می شوند. این سطوح در ارتباط نزدیک با یکدیگر بوده و شکست فرد در هر فرد ممکن است به واکنشهای سازشی فرد در سطوح دیگر به شدت آسیب برساند. این واکنشها در سطح از اصولی پیروی می کنند که عبارت است از: کلی بودن، اقتصادی بودن، طرح شده یا خود به خود بودن، هیجان انگیز بودن، و تعیین کننده داخلی و خارجی داشتن.
الف- واکنشها استرسی کلی هستند
موجودات زنده تمایل به وحدت و “کلیت” خود دارند. اساس این وحدت رفتار جریانهای عصبی تهییج و منع است. این منع و تهییج شامل تمام اعضای بدن می شود و حالت فعلی شخص نیز در آن دخالت دارد . بنابراین، این اساس اهمیت و اولویتی که فرد برای موضوعها قائل است بعضی کنشها یا عملها منع می شود در حالی که بعضی دیگر تسهیل می گردند. مثلا” به هنگام مشاجره اعمال مربوط به هضم و سایر اعمالی که مورد نیاز فوری نیست، کندتر شده، اعضایی که برای افزایش فعالیت و کوشش بیشتر لازمند به حرکت در می آیند.
جریانهای تحریک و منع از طریق انعطاف پذیری لازم، فرد را برای مقابله با استرس آماده می سازند. تنها تحت شرایط غیر معمول یا غیر عادی است که عمل فرد به جای آنکه وحدت یافته و انسجام دار باشد، به صورت ناهماهنگ و پراکنده ظاهر می گردد. اعمال نا منظم، پراکنده، و ناهماهنگ ممکن است نتیجه اختلال در اعمال عالی مغز توسط الکل، دارو، و آسیب دیدگی باشند، یا محصول فشار روانی فوق العاده.
ب- واکنشهای استرس اقتصادی هستند
نه تنها فرد نسبت به استرس به صورت واحدی وحدت یافته عمل می کند، بلکه واکنش وی به نحوی است که حداقل انرژی و ذخیره خود را به کار می اندازد. میلر در سال 1965 اظهار می دارد که موجودات زنده خواه از لحاظ تکامل در رده بالا باشند خواه پایین، تمایل دارند که ابتدا دفاعهایی را به کار گیرند که برای آن کمترین بها را بپردازند، اگر موثر واقع نشد منابع اضافی و گرانبهاتر وارد عمل می شوند. در سطح فیزیولوژیایی اگر بتدریج اسید به بدن یک سگ تزریق شود، ابتدا تنفس به عنوان اولین مکانیزم دفاعی تشدید می گردد. اگر این تشدید تنفس موثر واقع نشد، مکانیزمهای حفاظتی موثرتری مانند تغییرات زیستی-شیمیایی خون وارد عمل می گردد. در سطح اجتماعی، یک کشور در جنگ با کشور دیگر، ابتدا نیروی کمی اعزام می دارد اگر موثر نبود به نیروی خود می افزاید تا جایی که برای دفع دشمن ممکن است به بسیج عمومی مبادرت ورزد.
به همین نحو در سطح روانی اگر دانشجوئی مردود شود یا نمرات پایینی بگیرد به طوری که زندگی اجتماعی وی به مخاطره بیفتد، درآغاز فعالیت خود را افزایش
می دهد، اگر در نیمسال بعد نیز نمره ی پایین کسب کرد ممکن است توقع خود را کاهش دهد و از داشتن نمرهای در حد قبولی راضی باشد. این حالت نوعی دفاع بالنسبه ارزان لااقل برای آن زمان است؛اگرباز مردود شود و نسبت به وضعیت تحصیلی اش به نحوه ی فزاینده احساس بی کفایتی،ناشایستگی و اضطراب بنماید ممکن است نامنسفانه سرزنشهای خویش را متوجه استاد سازد. این کار مستلزم هزینه و بهای بیشتری است، زیرا در حال حاضر نمی تواند از اشتباهاتی که کرده است بهره بر گیرد یا خود را به صورتی واقعی تر شکست خورده ببیند.
اصل اقتصاد روانی در سایر زمینه ها نیز صادق است. انسان نه فقط مایل است الگوهای مربوط به بقای خویش را بدان دلیل که منبع امنیت وی نسبت به دنیا هستند حفظ نماید، بلکه بدان علت که این الگوهای ثابت، در مقایسه با الگوهای سازشی جدید و اصلاح شده، مستلزم کوشش کمتر و صرف انرژی پایین تری هستند تمایل به نگاهداری آنها دارد. این تمایل به مقاومت در برابر تغییر راه های تثبیت شده ادراک و عمل در سطح فردی رکود و در سطح اجتماعی “عقب ماندگی فرهنگی” نامیده شده است. این موضوع مانع بزرگی برای درمان محسوب می شودزیرا الگوهای رفتار نابهنجار مدتها پس از ارائه رفتار جدید و مؤثر ادامه می یابد، یا انسان میل دارد که رفتارهای قدیمی خویش را که مستلزم صرف انرژی کمتری است حفظ نماید.
ج- طرح شده یا خود به خودی بودن واکنشهای استرسی
واکنش نسبت به استرس ممکن است طبق نقشه و آگاهانه باشد، یا تا حدی آگاهانه، و یا بدون آگاهی صورت پذیرد. مثلا” گریه ، صحبت تکراری، و دلیل تراشی که برای ترمیم آسیب به کار می روند ممکن است ناآگاهانه باشند. حتی اگر شخص از آنچه انجام می دهد آگاه باشد، آگاهانه بدان فکر نکرده و طبق طرح و نقشه نبوده است. در سطح روان شناختی، کنشهای خود به خودی معمولا” فرم عادت به خود می گیرند و واکنشهایی که زمانی آگاهانه و طبق نقشه بوده اند دیگر توجه فرد را به خود جلب نمی کنند. در تمام موقعیتها، جز موقعیتهای عادی زندگی، توانایی فرد برای سازش مؤثر و انتخاب واکنش مناسب به کوشش آگاهانه و انعطاف پذیری وی بستگی دارد.
د- وانشهای استرسی برانگیزاننده هیجان اند
حالات هیجانی خاصی با واکنشهای فرد نسبت به استرس همراه اند که از اندوه و افسردگی در یک قطب تا تحریک و هیجان شدید در قطب دیگر در نوسان است. سه الگوی هیجانی بسیار با اهمیت عبارت است از: خشم، ترس، اضطراب.
1- خشم: پاسخ فوری موجود زنده به استرس و ناکامی معمولا” خشم است. خشم به تدریج با حسد و کینه آمیخته شده موجب آسیب رساندن، ضایع کردن، و نابود ساختن شیء یا فردی که به نظر می رسد منبع ناکامی باشد میگردد. این واکنشها غالبا” غیر مستقیم جلوه گر می شوند و راههایی هستند برای حفظ امنیت شخص. به هنگام خشم شدید یا زمانی که کنترلهای داخلی شخص ضعیف شده یا موقتا” پایین آمده اند مانند خستگی یا مستی در اثر الکل، عمل حمله ور شدن یا کشتن طرف دیگر ممکن است رخ بدهد.
2- ترس: خطرات مخصوص موجب ظهور ترس می شوند. ادراک خطر معمولا” ترس را برمی انگیزد، و ترس به نوبه خود موجب کناره گیری و فرار می شود. اما وجود ترس در افراد مختلف واکنشهای متفاوتی را ظاهر می سازد. مثلا” سرطان در یک شخص ممکن است موجب مراجعه وی به پزشکان و آزمایشگاههای مختلف شود، ولی در شخص دیگر موجب کناره گیری کامل و عدم مراجعه به پزشک گردد. در روبه رو شدن با خطر فوق العاده مانند آتش سوزی یا سایر بلاها شخص ممکن است دچار وحشت شده به حالت انجماد درآید و قادر به عمل کردن به صورت منظم و حتی حرکت کردن نباشد به نحوی که گویی در جای خود خشک شده است.
3- اضطراب: احساس تهدید موجب ظهور اضطراب می شود. اضطراب عبارت است از: ترس و تشویش در غیاب خطر واقعی و مخصوص. ترس معمولا” مربوط است به خطری که به روشنی قابل ادراک است، ولی منبع تهدید آمیز که اضطراب را برمی انگیزد آشکارا قابل ادراک نیست. کینه، ترس، و اضطراب ممکن است به صورت جداگانه یا در ترکیب با یکدیگر ظاهر شوند. مخاطرات وتهدیدها منابع بالقوه ترس وناکامی هستند. هیجانات منفی وابسته به خشم،ترس،واضطراب ممکن است با هیجانات مثبت مانند عشق ومحبت باهم بیامیزند،واحساسات دوگانه مانند خشم ونفرت وعشق ومحبت به سوی همسر یاوالدین را موجب شوند. ظهور الگوهای خاص هیجانی را یادگیری،ادراک،وارزیابیهای شخص از موقعیت استرس زا تعیین میکنند.
ه- واکنشهای استرسی تعیین کننده های داخلی وخارجی دارند
تعیین کننده های داخلی که واکنشهای شخص را نسبت به استرس شکل می دهند عبارتنداز: چهاچوب مراجعه،الگوهای انگیزشی،شایستگیها،تاب وتحمّل استرس، حالات روانی وفیزیولوژیائی فرد درزمان خاص،ومانند آن. تعیین کننده های خارجی روابط بین اشخاص،حمایتها وتاییدهای گروه هایی که شخص باآنها درارتباط است،توقعات وخواستهای اجتماعی،حوادث آنی،و وضعیت زندگی معمولی شخص وازاین قبیل رادربرمی گیرد.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع مطالعات فرهنگی

گامهایی که در واکنشهای استرسی وجود دارد
مغزانسان تمایل دارد که درپردازش استرس کامپیوتر بسیار مؤثری باشد. ولی مغزهم اشتباه می کند،وچنین اشتباهاتی ممکن است به رفتار ناسازگارانه جدّی منجر شود.
اگر به گامهای معمولی که درسازش باموقعیتهای استرس زا برداشته می شودتوجه کنیم،ماهیت وتوالی حوادث بیشتر نظرمارا به خودجلب می کنند تا جزئیات مخصوص مربوط به آنها. این گامها عبارتنداز: الف- ارزیابی وضعیت استرس. ب- بررسی وتصمیم گیری برای برطرف ساختن استرس. ج- اقدام به عمل.
الف- ارزیابی وضعیت و چگونگی استرس
کارشناسان ارتباطات جمعی برآورد کرده اند که یک فرد در هر ثا نیه چندین ده هزار اثر حسی دریافت می کند (کلمن،1972ص121). بدین ترتیب، یک جریان غربال کردن و از صافی گذراندن کارآمد لازم است تا مغز از انباشته شدن اطلاعات بی ربط در امان باشد و اطمینان حاصل شود که ضرورتهای سازشی ذی ربط ادراک شده اند. این جریان شامل طبقه بندی کردن حالات استرسی و ارزیابی کردن میزان تهدید آن است .
طبقه بندی کردن حالت استرس
وقتی که ضرورت سازگاری جدیدی ادراک شد، شخص سریعا در جهت تعیین طبقه ی خاص آن مسئله بر اساس شباهتها و تفاوتهای آن با مسائل قبلی اقدام می کند. این طبقه بندی کردن بسیار مفید بوده عمل و وظیفه ی ارزیابی را بسیار آسان می سازد. هر چند ممکن است منبعی برای خطا نیز محسوب شود، زیرا این احتمال وجود دارد که شخص مسئله ای را به جای آنکه بر اساس ویژگی های خاص خود تجزیه و تحلیل نماید به دلیل شباهت با موقعیتها ی خویش در طبقه ای قرار دهد و این ساده اندیشی منتهی به سهل انگاری بیش ازاندازه درباره ی آن مسئله شود.
2-ارزیابی میزان تهدید استرس
چنان که می دانیم تهدید عبارت است از: پیش بینی خطر در آینده و شدت آن متناسب است با میزان آسیب و زیانی که در ذهن شخص تصور می شود. به طور کلی ارزیابی تهدید بستگی به ادراک موازنه ی نیروی استرس، میزان خطر آن، و آنچه فرد دربرابر این خطر می تواند انجام دهد یا منابع سازشی و قابل دسترسی وی، دارد. ارزیابی صحیح و یا غیر صحیح تهدید، نکته ی بی اندازه مهمی است،زیرا ارزیابی غلط وادراک نادرست آن آشکارا میتواند به عمیق تر کردن حالات استرس منتهی گردد.
ب- بررسی و تصمیم گیری برای رفع استرس
پس از تعریف مسئله و تعیین میزان تهدید آن فرد باید در باره ی عملی که
می تواند نسبت به آن انجام دهد،تصمیم بگیرد. این موضوع شامل تنظیم راه های حل مسئله و انتخاب یکی از آنهاست که به نظر مؤثرتر می رسد. به عبارت دیگر برای اخذ تصمیم باید راه های انجام عمل مؤثردر برابر استرس ارزیابی شده موازنه احتمالات،تمایلات وبهایی که شخص باید براتی آن بـپردازد،سنجیده شود.
1- تنظیم راه های انجام دادن عمل
اغلب بامشخص شدن مسئله،شخص راه درازی را به سوی راه های مختلف انجام دادن عمل پیموده است،زیرا این عمل مستلزم استدلال کردن،تعمیم دادن، تصور نمودن، و سایر جریانهای خودآگاه شخص است که ممکن است برای حل مسئله ضروری باشد.
2-موازنه ی احتمالاتف تمایلات، و بهای آنها
پس از آنکه شخص راه های مختلف را برای پاسخ دادن به یک استرس تنظیم نمود با ید شایستگیهای نسبی آنها را برآورد نموده یکی را انتخاب کند. این عمل تحت تاثیر میزانی از موفقیت و درجه ای از رضایت خاطراست که شخص به دست خواهد آورد،و نیز بهائی که حاضر است برای آن بپردازد. پترسون و بیچ در بررسیهای خود راجع به حل مسئله و اخذ تصمیم به این نتیجه رسیدند که انسان یک آمارگر شهودی است که در صورت تساوی تمام شرایط، تمایل دارد عملی را انتخاب نماید که بیشترین احتمال موفقیت در جهت سازگاری با استرس را داشته باشد.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه روانشناسی : مهارت حل مسئله

الگوهای سازشی
وقتی که شخص احساس می کند شایستگی اداره و برطرف ساختن یک موقعیت استرس زا را دارد، رفتار وی متوجه انجام دادن یک عمل جهت دار است. یعنی اساسا” در جهت بررسی ضرورات مربوط به واکنش سازی است. ولی زمانی که احساس کند شایستگی وی به طور جدی در اثر موقعیت استرس زا مورد تهدید است، واکنشهایش متوجه دفاع جهت دار خواهد بود که به طور نمایانی معطوف به محافظت “خود” از بی ارزش شدن و رهایی از تنش و اضطراب دردناک است.

واکنشهای عملی جهت دار
چون واکنشهای عملی جهت دار معطوف به برطرف ساختن حالت استرس زا هستند، بنابراین، شامل یک ارزیابی عینی از آن موقعیت استرس زا بوده، منطقی، سازنده، خودآگاه، و هدف دارند. این عمل ممکن استشامل تغییر یافتن خود شخص باشد، یا تغییر دادن محیط اطراف شخص، و یا هم دگرگونی محیط و هم دگرگونی شخص، واکنشهای عملی جهت دار را می توان به حمله، عقب نشینی، و رفتار مصالحه گرانه تقسیم نمود.

توانشهای ذهنی:
منظور از توانشهای ذهنی آن دسته از عوامل ذهنی است که فرد را در حل مسائل و سازگاری او با شرایط گوناگون یاری می بخشند. مجموع این تواناییها هوش نامیده می شود؛ گرچه بسیاری از روان شناسان با کاربرد این اصطلاح موافق نیستند. در هر صورت هوش آشکارترین نشانه توان کارکرد ذهن و از جمله ویژگی های شخصی آدمی استکه به گونه ای پایدار در رفتار او نمایان می گردد. از این روست که این پدیده با رفتار کار رابطه پیدا می کند،به نحوی که دربعضی از مشاغل میزان بالای آن ،پشتوانه ضروری ومهمی برای موفقیت عملکرد فرد به حساب می آید. ازآنجا که پدیده هوش یابه عبارتی ،توانشهای ذهنی،یکی ازجنبه های تفاوتهای فردی می باشند، بدین لحاظ بخشی ازآزمونهای استخدامی کارکنان درهر سازمان کار به سنجش این توانشها اختصاص دارد. دراین فصل مانکاتی را درباره ماهیت هوش،عناصرتشکیل دهنده آن،انواع آزمونهای سنجش هوش ورابطه آن با عملکرد شغلی مورد بحث قرارخواهیم داد.

هوش چیست؟
ازنظر فیزیولوژی،هوش پدیده ای است که کارکرد یاخته های کرتکس(قشرخارجی) مغز باعث آن می شود. (عظیمی 1363). ازنظر روان شناسی هوش عبارتست از قدرت انعطاف وتوانایی سازگاری موجود زنده بامحیط پیرامون خود بخصوص شرایط جدید.(شعاری نژاد 1363) امّا نظر روانشناسان درباره ماهیت این پدیده متفاوت است.
روانشناسان اوّلیّه براین باور بودند که فعالیت های ذهن در نتیجه تجربه های قبلی حاصل می شود. بنابراین به اعتقاد آنان هوش چیزی جز خصوصیات تمیزدهنده حسی که احساس وادراک مارا موجب می گردند نیست.
آلفرد بینه درآغاز قرن حاضر اعلام کردکه هوش ازفرایندهای گوناگون پیچیده ای ازقبیل حل مسئله،استدلال،حافظه ومهارت کاربرد کلمات،تشخیص حوادث واستفاده ازاعداد ترکیب یافته است. او می گفت«به نظر ما هوش یک نیروی ذهنی اساسی می باشد که فقدان یاتغییر آن بیشترین اهمیت رادرزندگی آدمی دارد. این نیروی ذهنی چیزی جز همان قدرت تمیز که گاهی عقل سلیمش می نامند،تحمل عملی،خلاقیت وتوانایی سازگاری با شرایط نیست». او اضافه می نماید که«هوش یعنی درست قضاوت کردن،درست درک کردن ودرست استدلال کردن».
چارلز اسپیرمن بااستفاده ازروش ریاضی تحلیل عوامل، استدلال می کردکه هوش تشکیل شده است از یک عامل عمومیG و عوامل اختصاصی S. عامل عمومی G درجه هوشمندی یا کم هوشی یک فرد را به طور کلی باعث می گردد، اما عامل S منشا استعداد فرد در زمینه ذهنی خاصی می باشد. مثلا” استعدادهای یک فرد در طراحی ویا ریاضیات هرکدام ناشی ازSهای جداگانه ایست. به سخن دیگر،هوش هرفرد شامل سطحی ازهوش عمومی یعنی G ودرجاتی ازعوامل گوناگون هوش اختصاصی یعنی S می باشد.
یکی دیگراز تحلیل گران به نام دیوید وکسلر معتقد است که هوش عبارتست از« تفکر عاقلانه، عمل منطقی ورفتار مؤثر درمحیط». به نظر وکسلر هوش مجموعه وکلی است ازتوانمندیهای یک فرد برای فعالیتهای هدفمند، تفکر درست ومنطقی وبرخورد مناسب با شرایط پیرامون خود.
اما بعدها لوئیزتورستون اظهار نمود هوش ازهفت عنصر نخستین تشکیل یافته است که عبارتنداز: سرعت

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu